شهرارتباطات و اینترنت

Just another kamalipour.com weblog

Archive for the ‘Kamalipour_1’ Category

تصاویری از کنفرانس اخیردرعمان

ارسال شده توسط عمادکاربخش در نوامبر 3, 2008

1
1
2
2

 

3
3

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

مصاحبه با پروفسور یحیی کمالی پور

ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 10, 2008

 
 
 

مصاحبه با پروفسور یحیی کمالی پور – نویسنده : مصاحبه کننده : فیروزه عسکری

 

مصاحبه با  پروفسور یحیی کمالی پور                                                                         پروفسور ی�یی کمالی پور

مصاحبه کننده : فیروزه عسکری کارشناس روابط عمومی

از طریق ایمیل / آمریکا / 20/3/1387

مقدمه : پروفسور یحیی کمالی پور رئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردوآمریکا محقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی ست . حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. دکتر کمالی پور تعداد 10 اثر به چاپ رسانده است. کمالی پور هر چند خود در مهد آمریکا و غرب مشغول تدریس است اما دیدگاه های انتقادی خود را نسبت به رسانه های غربی بر اساس واقعیات موجود حفظ کرده و به قول همسرش هنوز فاصله او با ایرانیان به اندازه همان نخ لیوانی است که در کودکی با همسن و سالانش تلفن بازی می کرد. دکترهنوز انگلیسی را هم به لهجه کرمانی صحبت می کند و برعکس روحیه خساست و سختی کویری بسیار با محبت و مهربان است و همچنین  پروفسور در ارایه معلوماتش جزو دست و دلبازترین هاست.

به این بهانه بر آن شدم با ایشان مصاحبه ای در باب نقش آموزش در روابط عمومی انجام دهم. که با توجه به گرفتاریهای کاری پرمشغله ایشان با رویی گشاده و محبتی وصف ناشدنی روبرو گشتم و از این طریق مراتب کمال قدردانی و سپاس خود را اعلام می دارم. فیروزه عسکری – کارشناس روابط عمومی

سئوالات و جواب های مصاحبه در مورد آموزش در روابط عمومی

•1-   آیا  آموزش روابط عمومی در ایران تاریخچه دارد؟ اگر بلی در چه سالی و از چه سازمانی آغاز شد؟ و در مورد تاریخچه جهانی آن هم اشاره ای بفرمایید؟

پاسخ :مسلما روابط عمومی نیز مثل هر حرفه و رشته ی دیگر تاریخچه ی خودش را دارد. بر اساس آن چه من می دانم؛ تاریخچه ی روابط عمومی در ایران به دورن قاجار برمی گردد و تاسیس رسمی آن به دهه ی 1330 در شرکت نفت ایران و انگلیس.

گرچه تاریخ دقیقی وجود ندارد و آنچه نوشته شده در بعضی موارد همخوانی ندارد ولی می توان گفت که شرکت نفت پایه گذار روابط عمومی نوین در ایران است. (برای دریافت جزئیات لطفا با جناب آقای میرسعیدقاضی که در این باره قلم زده اند تماس بگیرید).

بطور کلی روابط عمومی یک حرفه، علم و هنر جدید نیست و در سراسر تاریخ نمادهای آن در قالب های گوناگون وجود داشته است. بعنوان مثال توجه کنید به آثار نقاشی ها، مجسمه سازی ها، موسیقی ها و سایر نمادهای فرهنگی، سیاسی و ارتباطی که در راه خدمت به حکمرانان در کارنامه گذشته انجام می شوند و یکی از اهداف اصلی آنها “بالا بردن وجه حکومتی در انظار عمومی” بود.

در رابطه با آموزش به نظر می رسد که برای اولین بار شرکت نفت و سایر موسسات دولتی شروع به ارائه کلاس های کوتاه مدت و فشرده ای برای کارمندانشان کردند. در سال های 1350 مقالات و چند کتاب درباره روابط عمومی در ایران به چاپ رسید و بر اساس یک اجماع عمومی دکتر حمید نطقی به عنوان پیش قدم و یا پایه گذار روابط عمومی در ایران شناخته شد.

برداشت من این است که آموزش دروس این رشته پس از ایجاد دانشکده های علوم ارتباطات به صورت رسمی علمی شد.

ریشه های روابط عمومی نوین در غرب را باید در دهه ی اول 1900 میلادی جستجو کرد. “ای وی لی” به عنوان پایه گذاری اولین انجمن روابط عمومی در سال 1904 میلادی و “ادوارد برنیز” بعنوان اولین نویسنده ی کتابی در این زمینه “پروپاگاندا” به رشته تحریر درآورد که اهمیت و تکنیک های کنترل افکار عمومی در آن ذکر شده است.

بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، روابط عمومی نوین به سرعت رشد می کند و در دهه ی 1950 میلادی دانشگاه ها به سرعت به تدریس دروس و ارائه مدرک می کنند.

 •2-   چه طور می توان نوع نگاه آموزشی را در سیستم های ارتباطی سازمان ها از نظر محتوا تغییر داد تا بتوان جایگاه روابط عمومی را بصورت ساختاری تثبت کرد؟

پاسخ :من بر این عقیده ام که برای هر نوه تغییر می بایست از آموزش و مرکز آموزشی شروع کنیم. واقعیت این است که روابط عمومی ها مانند سایر علوم ارتباطات دچار یک ضعف کیفی و کمی هستند. مراکز آموزشی به خصوص دانشگاهی آن طور که باید و شاید خودشان را هماهنگ با پیشرفته ترین اصول علمی و عملی نکرده اند. کما اینکه در خیلی از موارد هنوز دست اندرکاران روابط عمومی فرقی بین “روابط عمومی”، “تبلیغ” و “بازاریابی” نمی گذارند. از طرفی دیگر بسیاری از مدیران نهادها به اهمیت جایگاه این حرفه پی نبرده اند و آن را به طور مستمر تغیب و حمایت نمی کنند.

تثبیت جایگاه روابط عمومی مستلزم آموزش علمی (عملی و تئوریک)، شناخت مولفه های این حرفه و نقش اساسی آن در راه توسعه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. نه تنها این رشته بایستی در سراسر ایران تقویت شود بلکه همه ی دانشگاه ها باید دروس مقدماتی روابط عمومی و ارتباطات را جزء دروس پایه بگذارند. منظور من این است که اکثر دانشجویان حداقل یک واحد درسی در این زمینه داشته باشند.

این قدمی مثبت در راه بالا بردن سطح “سواد رسانه ایی” در کشور است. از طرفی فکر می کنم که مدیران همه نهادهای دولتی و غیر دولتی باید حداقل سالی یک بار در یک سمینار روابط عمومی و ارتباطات شرکت فعال داشته باشند.

 •3-     آیا تغییر و بازنگری مباحث آموزشی در دروس روابط عمومی در دانشگاه های ضروریست؟

پاسخ :صدر در صد. چون در دنیای ارتباطی امروز که همه جا اطلاعات با سرعتی سرسام آور در حال افزایش و تغییر و تحول است، همه ی نهادها به خصوص دانشگاه ها و استادان باید خودشان را به روز نگه دارند و از آخرین دستآوردهای عملی و پیشرفته (عملی و تئوریک) آگاه باشند.

از طرفی باید سعی شود که ارتباط تنگاتنگی بین نهادهای آموزشی و غیرآموزشی به وجود آید تا دانشجویان بتوانند حداقل یک ترم در رشته تخصصی خودشان کارآموزی کنند.

تئوری به تنهایی کافی نیست؛ باید آن را عملی و تجربی کرد.

 •4-     آیا پژوهش و تحقیقات می تواند در زمینه ی کاربردی کردن روابط عمومی ها نقش داشته باشد ؟ تا چه میزان؟

پاسخ :مسلما! یکی از وظایف مستمر و اساسی روابط عمومی ها تحقیق و پژوهش است. در این حوزه و یا حوزه های دیگر امروز نمی توان با “حدس و گمان” برنامه ریزی کرد.

تحقیق علمی اولین قدم در راه شناخت اشکالات، امکانات و درک خواسته ها و افکارعمومی است. واقعیت این است که همه ی نهادها به گونه ای با مردم سر و کار دارند و بودن یا نبودنشان وابسته به بودن و حمایت مشتریان و یا مدعوین آنهاست. این یک رابطه ی تنگاتنگ و همیشگی ست. بنابراین باید آن را دائما تقویت کرد و یک ارتباط دوسویه که بر اساس اعتماد باشد برقرار کرد. ناگفته نماند که وجهه “منفی” یک نهاد در افکار عمومی بزرگترین ضربه است و از طرفی وجهه “مثبت” بزرگترین پشتوانه یک نهاد است.

برای درک اساسی و عملکرد علمی و اصولی و برنامه ریزی راهی به جز تحقیق و پژوهش وجود ندارد و اگر دارد نتیجه بخش نیست و یا اینکه پایه های یک نهاد را متزلزل خواهد کرد.

 •5-   روابط عمومی اعتقاد دارد که انسان سالم با ارتباطات سالم محور توسعه پایدار است چگونه می توان با تبیین این موضوع دولت و مجلس را برای همکاری بیشتر در تخصیص بودجه های آموزشی و پژوهشی در این زمینه ترغیب کرد؟

پاسخ :من کاملا با شما موافق هستم. یک روابط دو سویه و سالم که بر اسا احترام متقابل باشد نهایتا می تواند منشا خیر، توسعه و تعالی باشد. به نظر من برمی گردد به فقر فرهنگی و یا عدم شناخت صحیح روابط عمومی و ارتباطات و نقش اساسی آن در پیشرفت کشور. برای تبیین این موضوع اول باید نهادهای مجلس و مسئولین دولتی اهمیت روابط عمومی و ارتباطات را قبول کنند و بفهمند تا روی این موضوع فکر، وقت و سرمایه گذاری کنند. بدون دانش در هر زمینه ای نمی توان از آن به خوبی و با اشتیاق دفاع کرد و بودجه های آموزشی صرف آن کرد.

این هم یکی از عواقب ضعف “سواد رسانه ای” و چالش فرهنگی است که نیاز به پژوهش، تحقیق و برنامه ریزی دارد. نهادهای آموزشی، استادان، روزنامه نگاران، رسانه ها، روابط عمومی ها در این رابطه (آگاه کردن) نقش اساسی و وظیفه ای خطیر می توانند داشته باشند. باید هماهنگی آگاهانه، منطقی و بصورتی علمی این گفتگو و دیالوگ را در سطح جمعی اشاعه شود.

 •6-   دروسی که در دانشگاه های علمی کاربردی برای روابط عمومی ها در نظر گرفته شده تا چه میزان نقش کارکردی داشته و تا چه میزان توانسته انگیزه و اشتیاق نسل جوان (دانشجویان) را در این حرفه برانگیزاند؟

پاسخ :بهتر است این سئوال را از دانشجویانی که در این رشته فارغ التحصیل شده اند بپرسید. اینجاست که نیاز به یک تحقیق علمی است ولی بر اساس آنچه من می دانم و خوانده ام و شنیده ام، اولا در سطح دانشگاهی “علاقه” جوانان به هر رشته به خصوصی نادیده گرفته می شود. مثلا جوانی که واقعا و قلبا دوست دارد در رشته روابط عمومی و یا ارتباطات تحصیل کند، بر اساس بودن و یا نبودن ظرفیت دانشگاه ها و یا این رشته ها، مجبور می شود فرضا کشاورزی بخواند و بر عکس آن که دوست دارد کشاورزی بخواند وارد رشته، دانشگاه و شهری می شود که واقعا دوست ندارد. این هنجار آموزشی واقعا مشکل آفرین است و به ویژه تقویت استعدادها در خیلی از مواقع آن ها را سرخورده و ناامید می کند.

به عقیده ی من “اشتیاق و انگیزه” به یک حرفه و یا رشته پایه های اساسی موفقیت هستند. از طرفی عدم امنیت شغلی، عدم وجود امکانات، عدم استقبال و تقویت از استعدادهای درخشان نسل جوان، همراه با “پارتی بازی”، “سیاست زندگی”، “مشکلات مالی” و استخدام بر اساس “روابط” نه “ضوابط” چالش هایی هستند بسیار جدی. تا این چالش ها برطرف نشوند ما نمی توانیم به شکلی آرمانی و منصفانه به این موضوع ها بپردازیم. ناگفته نماند که اقداماتی در بعضی زمینه ها انجام شده و جوانان ایرانی در بعضی رشته های در سطح جهانی درخشیده اند. این خود گواه بر این است که نهادهای آموزشی، دولتی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی باید ثروت های خدادای و استعدادهای جوان را تقویت و پشتیبانی کنند و بهترین امکانات آموزشی را در اختیارشان بگذارند.

نفت، گاز و سایر سرمایه های طبیعی دیر یا زود تمام خواهند شد ولی استعدادها ماندنی و همیشگی هستند از آنها باید پاسداری کرد و در شکرگذاری آن کوشید تا آنها به بی راهه و یا به هدر نروند و یا فرار از کشور را به قرار ترجیح ندهند.

•7-   در زمینه روابط عمومی کاربردی در راستای آموزش چه میزان طرح برای ارائه موجود است و آیا این طرحها توانسته به نقش و جایگاه روابط عمومی در سازمان ها کمک کند؟

پاسخ :متاسفانه نمی توانم به این سئوال پاسخ دهم چون نمی دانم چه طرح هایی موجود است.

 •8-     جایگاه دانشگاه های نوین را در چشم انداز جهانی آموزش عالی برای قرن 21 چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ :دائما در حال تغییر و تحول است. ابزارهای دیجیتالی به خصوص اینترنت، دانشگاه ها را جهانی کرده است کمااینکه امروز امکان تحصیل در خیلی از دانشگاه ها از راه دور بدون حضور درکلاس و از طریق اینترنت (آموزش مجازی) یک واقعیت است.

امروز دانشگاه و استاد از طریق cyberspace به منازل، محل کار و یا هر جا که هستید می آید. بطور کلی ساختارهای سنت ها کاملا دستخوش ساختارها و شیوه های جدید آموزشی شده اند. دنیای بسیار جالب و در عین حال پیچیده و پر از نشیب و فرازی است و هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که فردا چگونه خواهد بود.

همانطور که کمتر از 5 سال پیش کسی نمی توانست Pod casting”" چیست ولی امروز می بینیم که این یک واقعیت آموزشی است و به دانشجویان این امکان را داده که بوسیله ی “In pod “  خودشان، درس استادان را ضبط کنند و از طریق اینترنت به آن گوش دهند و آن را حتا برای دیگر هم کلاسی های غایب تکثیر کنند و یا همزمان از طریق دنیای مجازی در هر جا که باشند به استاد و آنچه که در کلاس می گذرد گوش نمایند.

 •9-   آموزش مهارت های مذاکره ای تا چه میزان می تواند مهارت های ارتباطی افراد را در عرصه روابط عمومی افزایش دهد؟ و آیا می تواند به تفکر خلاق مبدل شود؟

پاسخ :در دنیای امروز، بدون آشنایی به ابزارهای جدید دیجیتالی و ارتباطی و استفاده بهینه از آنها نمی توان آن طور که باید و شاید در سطح ملی و بین المللی رقابت کرد.

جمله ی معروف “خواستن، توانستن است” بیش از همه مفهوم پیدا کرده است. ابزارها را افراد خلاق و متفکر به وحود می آورند و ایجاد ارتباطات دائمی و سودمند نقش آفرینی کنند.

چه کسی می توانست 20 سال پیش را پیش بینی کند که من نوعی خواهم توانست از طریق اینترنت به سئوال های شما هم از طریق text (متن) و همsead  و تصویر پاسخ دهم؟ چه کسی می توانست پیش بینی کند که اینترنت عظیم ترین کتاب خانه ها و بانک های اطلاعاتی را به خانه ی شما خواهد آورد؟

فکر خلاق، خلاقیت می آفریند و خلاقیت دنیا و زندگی ها را دگرگون می نماید. در خیلی از موارد به شکلی مثبت (امکان ارتباط دوستی ها، مستمر؛ سریع) و در بعضی از موارد به شکل منفی (امکان محو کردن یک مکان، شهر و یا کشور از راه دور)…

 10-زبان ارتباطات در شکل دادن به وقایع و درک مردم از وقایع چه نقشی دارد؟ و تا چه میزان از این فن می توان در موثر بودن روابط عمومی ها در سازمان ها بهره گرفت؟

پاسخ : انسان های اثر دیجیتال، وابستگی شدید و دائمی به رسانه های جمعی دارند. از طریق این کانال های ارتباطی است که آنها از آن چه که در پیرامونشان و در دنیا می گذرد آگاه می شوند. بدون تردید نقش رسانه ها و زبان ارتباطات در زندگی روزمره جهانیان بسیار تاثیرگذار و حتا حیاتی است. رسانه ها یکی از کانال های مهم ارتباطی روابط عمومی ها هستند. بنابراین شناخت و نحوه ی صحیح از آن ها می تواند در راه پیشبرد اهداف سازمانی بسیار مفید باشد. به گفته ی دیگر رسانه ها و روابط عمومی ها مکمل یکدیگر هستند و هر دو در راه اطلاع رسانی شفاف و مستمر به یکدیگر نیاز دارند.

 11-کسب مهارت در استفاده از فنون و برنامه های ارتباطات در جهت تحریک استعدادها برای فرصت های اقتصادی تا چه میزان می تواند انگیزه در روابط عمومی های ایجاد کند؟

پاسخ :در صورتی بودن انگیزه و عشق و علاقه به حرفه و هنر روابط عمومی، کسب مهارت ها و فنون جدید می تواند در همه ی حوزه های فرهنگی، اقتصادی؛ علمی و سیاسی مفید و موثر باشد. برای تحریک استعدادها همان طور که قبلا اشاره کردم احتیاج به پژوهش، تحقیق و برنامه ریزی آموزشی و سرمایه گذاری حساب شده و مستمر است. همان طور که فراهم کردن یک بستر مناسب برای پرورش درخت پربار ضروریست فراهم کردن یک بستر مناسب و امکانات آموزشی و اقتصادی برای به وجود آوردن استعدادها در هر رشته ای منجمله روابط عمومی و ارتباطات هم لازم است تا بتوانند رشد کنند و در سطح می و جهانی بدرخشند. به اعتقاد خودم “نابرده رنج گنج میسر نمی شود”

 12-قابلیت افرادی که در زمینه روابط عمومی آموزش می بینند تا چه میزان می توانند اثربخشی در سازمان داشته باشند؟ و این آموزش شامل چه شیوه های جدید در تعیین نقش های نوین دانشجو و استاد می باشد؟

پاسخ :بسیار زیاد ولی مجددا باید تاکید کنم که روابط عمومی به تنهایی بدون آن که در جایگاه حرفه ی خود قرار داشته باشد نمی تواند تاثیرکذار باشد. آموزش حرفه ای، اخلاق حرفه ای، امکانات و آشنایی کامل به مولفه های این رشته ها باید همیشه مدنظر قرار بگیرد. از طرفی رابطه دانشجو و استاد نیز در دنیای ارتباطی امروز متحول شده است و شیوه ی سنتی دیگر خریداری ندارد. بنابراین هر دو باید خودشان را با جهان امروز تطبیق بدهند تا دست در دست یکدیگر بتوانند در راه آینده ی بهتر قدم بردارند

13-یکی از رسالت های مهم روابط عمومی نقش آموزش سازمانی است. چرا سازمان ها با بی توجهی و کم توجهی به این مقوله رسالت واقعی و جایگاه روابط عمومی ها را دچار تزلزل کرده اند؟ و با توجه به فنآوری نوین ارتباطی و اطلاع رسانی نقش حمایت دولت و مجلس را در این راستا چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ :همانطور که قبل اشاره کردم؛ وقتی که مدیران، دولت مردان از رسالت، نقش و وظیفه و اهیمت روابط عمومی ها خبر ندارند، چگونه می توان از آنها انتظار داشت که روابط عمومی ها را تقویت کنند. به آن ها امکانات دهند و یا به حرفه آن ها ارج بگذارند؟

مشکل در ضعف “سواد رسانه ای” و عدم شناخت صحیح از هنر و علم روابط عمومی هاست.

 

http://www.prsir.org/webadmin/cp.asp?page=uview&mode=art&spage=read&aid=78

 

 

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

گسترش اینترنت، آغاز فصل جدید تعامل انسانها

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 21, 2008

رییس ایرانی دپارتمان علوم ارتباطات دانشگاه پوردو آمریکا با اشاره به اين كه امروز در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه دائما در حال تغيير است گفت: گسترش اينترنت باعث آغاز عصر تازه‌اي در تعامل انسان‌ها شده است. به گزارش کویران به نقل از کرمان خبر، پروفسور يحيي كمالي‌پور كه در دومين كنفرانس روابط عمومي استان كرمان سخنراني مي‌كرد با طرح اين سوال كه آيا ما با گسترش ارتباطات ديجيتالي وضعيت بهتري از لحاظ ارتباطي با دنيا پيدا كرده‌ايم يا خير؟ تصريح كرد: اتصال به اين شبكه‌ي ارتباط جهاني يك طرف قضيه است اما استفاده‌ي درست از آن براي تعامل با جهان مساله‌ي مهمتري است در عين حال كه با این گسترش ارتباطي در آينده چيزي به نام مرز جغرافيايي و فيزيكي وجود نخواهد داشت. وي تاكيد كرد: مهم اين است كه از امكانات ارتباطي موجود استفاه‌ي بهينه بكنيم و اين يك … (عکس: احسان یزدی)

واقعيت است كه در كشورمان از ابزار ديجيتال هنوز به طور كامل و مثمرثمر بهره نبرده‌ايم. استاد علوم و ارتباطات دانشگاه پودرو با اشاره به اين كه بايد در اين زمينه آموزش‌هاي لازم به شهروندان ارائه شود تصريح كرد: مي‌توان با استفاده‌ي مناسب و درست از ابزار ارتباطي نوين تعامل و ارتباط بهتري با جهان برقرار كرد. و بايد براي شناخت بيشتر از دنياي ديجيتال و ابزار آن تلاش شود.

پروفسور كمالي‌پور هم‌چنين عنوان كرد: براي همراهي با تغييرات سريعي كه در جهان در حال روي دادن است بايد آينده‌نگر، انعطاف‌پذير و تطبيق‌پذير بود.وي افزود: هيچ‌كس قادر به پيشگويي آينده نيست اما مسلما آينده شباهتي با امروز نخواهد داشت و اگر امروز را از دست بدهيم  فرداي خوبي هم نخواهيم داشت. اين فعال بين‌المللي علوم ارتباطات با اشاره به اين كه عصر ديجيتال آغاز شده است و بايد خود را براي حضور موثر در آن آماده كنيم گفت: چشم‌ها و گوش‌هايمان را باز كنيم و براي تغييرات، كنش و پاسخ مناسب را بيابيم و خود را با اين تحولات تطبيق دهيم.

دكتر كمالي‌پور هم‌چنين عنوان كرد: يادمان نرود كه ما امروز در دو دنياي واقعي و رسانه‌اي ديجيتال زندگي مي‌كنيم كه در بخش دوم تحولات دگرگون‌كننده و پرشتاب است و همه با هم در اين دنياي مجازي با هم مرتبط هستيم.‌  پروفسور یحیی کمالی‌پور همچنین در جمع دانشجویان نخبه دانشگاه علوم پزشکی کرمان نبود استمرار در برنامه‌ریزی‌های انجام شده را از مهمترین مشکلات کشور دانست. وی ادامه داد: متاسفانه با تغییر مدیریت‌ها در ایران، برنامه‌ریزی انجام شده نیز تغییر می‌یابد. وی نبود اساسنامه در سازمانها را یکی از دلایل تغییر در برنامه‌ریزی‌های انجام شده ذکر کرد. پروفسور کمالی‌پور گفت: نخبگان به عنوان آینده‌سازان جامعه موظف هستند با شناسایی مشکلات موجود در رفع آنها تلاش کنند. این صاحبنظر در علوم ارتباطات فراهم شدن زمینه‌های سرمایه‌گذاری و ایجاد امکانات برای رشد و پرورش نخبگان جامعه را مورد تاکید قرار داد. وی علاقه و پشتکار را یکی از راههای موفقیت انسان عنوان کرد و گفت: ارتباط مستمر و سازنده با انسانهای موفق در پیشرفت و شکوفایی افراد موثر است.

نوشته شده در Kamalipour_1 | 1 نظر »

ابراز امیدواری پروفسور کمالی پور برای گسترش و نهادینه شدن علوم ارتباطات و روابط عمومی

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 21, 2008

                   

پروفسور یحیی کمالی پور٬ رییس ایرانی دپارتمان ارتباطات و هنرهای زیبای دانشگاه پوردو ایالات متحده با ارسال پیامی به مناسبت برگزاری مراسم نکوداشت مقام علمی استاد میر سعید قاضی در چارمین جشنواره انتشارات روابط عمومی ها اعلام کرد : امیدوارم که این نوع تجلیل ها عاملی باشد برای گسترش و نهادینه شدن علمی رشته ها ی ارتباطات و روابط عمومی.

متن کامل پیام ایشان بدین شرح است :

بنام خدا

خوشحالم که به همت همکاران روابط عمومی در ایران از مقام علمی استاد علی میر سعید قاضی قدردانی بعمل آمد . استاد قاضی نه تنها یک استاد وارسته و پیشگام در نوشتن و ترجمه کتاب های درسی ٬ بلکه یک الگوی بسیار متین در عرصه ی روابط عمومی است . ایشان به آنچه که می نویسد و می آموزد عمل می کند و به گفته دیگر در “کار نیکو کردن از پر کردن است ” پیشتاز است. من از اینکه سعادت  داشته ام  که با این انسان فرهیخته ٬ فروتن و دوست نمونه از نزدیک آشنا و همکاری داشته باشم بسیار خوشحالم و از صمیم قلب به استاد قاضی سعید ٬ خانواده ایشان و روابط عمومی های کشور عزیزم ایران ٬ تبرک و تهنیت می گویم .امیدوارم که این نوع تجلیل ها ادامه پیدا کند و نه تنها مشوقی باشد برای جوانان و فعالان عرصه ارتباطات و روابط عمومی بلکه عاملی باشد برای گسترش و نهادینه شدن علمی این رشته ها ی بسیار اساسی و مهم در ایران .با آرزوی موفقیت و تندرستی – یحیی کمالی پور
 

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

معرفی وبلاگهای برتر ارتباطات و تقدیر از نماینده دبیرخانه همایشروابط عمومی الکترونیک در آذربایجان شرقی

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 21, 2008

 

وبلاگهای برتر حوزه ارتباطات و روابط عمومی از جمله وبلاگ گزیده ارتباطات آنلاین با مدیریت ابراهیم نصیری نماینده دبیرخانه همایش روابط عمومی الکترونیک در استان و نیز وبلاگ پژوهشکده مجازی روابط عمومی با مدیریت مهدی عباسی و فرناز متقی زاده هر سه از کارکنان سازمان منطقه آزاد ارس طی سومین همایش روابط عمومی الکترونیک که روز پنجشنبه 26اردیبهشت در هتل المپیک تهران برگزار شد، معرفی و تقدیر شدند.

به گزارش همشهری آنلاین در این همایش احمد يحيايي ايله‌اي، مدير سايت “بانك مقالات ارتباطات اجتماعي”، سهيلا ذكايي مدير وبلاگ “مطالعات ارتباطي، ابراهيم نصيري مدير وبلاگ “گزيده ارتباطات آن‌لاين، محمود سلطان آبادي مدير وبلاگ اخبار ارتباطات” و فرناز متقي زاده و مهدي عباسي مديران وبلاگ “پژوهشكده مجازي روابط عمومی” به دليل توليد محتوا و تقويت ادبيات روابط عمومي در فضاي مجازي مورد تقدير دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك قرار گرفتند.

 از شبير دايمي، ابراهيم نصيري، مهدي قنبري و سيد امير رضا حسيني نژاد نمايندگان دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك در استان هاي گلستان ، آذربايجانشرقي ، همدان و سمنان نيز تقدير شد

تقدير از وزارتخانه ها و سازمان ها ي فعال در امور روابط عمومي بخش پاياني سومين همايش روابط عمومي الكترونيك بود . بر اين اساس از مهندس ابوطالب شفقت استاندار مازندزان، به عنوان استاندار حامي روابط عمومي تجليل شد.

سومين همايش روابط عمومي الكترونيك صبح روز پنج شنبه 26 ارديبهشت ماه 87 با حضور بيش از 500 نفر از استادان، مديران، كارشناسان و دانشجويان اين حوزه از سراسر كشور در هتل المپيك تهران و با قرائت پيام‌هاي جداگانه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، رييس مجلس خبرگان رهبري و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، محمد حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رابرت گروپ رييس انجمن جهاني روابط عمومي -ايپرا- آغاز بكار كرده بود با حضور دكتر علي زارعي نجفدري مشاور رييس جمهور، پروفسور يحيي كمالي پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردو و پروفسور كاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات ايران و با اهداي تنديس و لوح استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك به دكتر سعيدرضا عاملي دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران بكار خود پايان داد.


http://arasfz.blogfa.com/post-130.aspx

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

گزارشی از اولین همایش بزرگ ارتباطات اسلامی-ایرانی

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 21, 2008

   شنبه 28 اردیبهشت 1387، سالن ابن­خلدون دانشکده­ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، میزبان جمع بزرگی از اساتید، دانشجویان، و علاقه­مندان علم ارتباطات بود که دقیقاً همزمان با برگزاری حساس­ترین دیدار لیگ برتر فوتبال کشور بین تیمهای پرسپولیس و سپاهان، گرد هم آمده بودند!

 

هفت نفر از اساتید ارتباطات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 از راست: دکتر کوثری،دکتر آذری،دکتر عبداللهیان،پروفسور کمالی پور،پروفسور محمدی،دکتر مسعودی و دکتر عقیلی

 

بزرگی همایش از آن جهت بود که حدود 30 استاد ارتباطات[1] از دانشگاههای تهران، علامه طباطبایی، امام صادق (ع)، سوره، دانشکده صدا و سیما، و دانشکده خبر در این مراسم حضور داشتند و برای اولین بار در تاریخ آموزش علم ارتباطات ایران، به طور مشترک به بررسی مسائل و مشکلات آموزشی-پژوهشی رشته­ی ارتباطات پرداختند.

   در ابتدای این مراسم دکتر حسن بشیر –دبیر همایش- ضمن خیرمقدم به حضار، خوشحالی خود را از برگزاری این نشست ابراز کرد. سپس از پروفسور یحیی کمالی­پور  استاد دانشگاه پرودو ایالات متحده و بنیانگذار نشریه جهانی رسانه، دعوت شد که به عنوان اولین سخنران به ایراد سخن بپردازد. وی در ابتدا ضمن انتقاد از اساتید ارتباطات، خطاب به جمع حاضر پرسید: چرا آنانکه درس ارتباطات می­دهند، خودشان با هم ارتباط مستمر ندارند و برای خود و جامعه­شان الگو نیستند؟ کمالی­پور با اظهار تأسف از اینکه در فرهنگ ایرانی،بیشتر تک­رو بوده­ایم و در مسائل گروهی، آن طور که باید، با هم همکاری نداشته­ایم، برپایی چنین همایشی را به فال نیک گرفت و ابراز امیدواری کرد که این­گونه همایش­ها در سالهای بعد نیز تداوم یابد. بنیانگذار نشریه جهانی رسانه Global Media Journal ، در پایان از دکتر بشیر به دلیل پیشگام شدن در این اقدام شایسته، تشکر و قدردانی کرد.

   در ادامه، پنل هشت نفره­ای متشکل از دکتر احمدزاده (مدیر گروه ارتباطات دانشکده خبر)، دکتر آشنا (مدیر گروه ارتباطات دانشگاه امام صادق)، دکتر حسینی (رئیس دانشکده صدا و سیما، به جای دکتر کاویانی مدیر گروه ارتباطات این دانشکده)، دکتر کوثری (مدیر گروه ارتباطات دانشگاه تهران)، دکتر عقیلی (مدیر گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی)، دکتر مسعودی (مدیر گروه ارتباطات دانشگاه سوره)، دکتر افخمی (مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه­طباطبایی)، و دکتر عاملی (رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران)، تشکیل شد که به بررسی مشکلات آموزشی و پژوهشی علم ارتباطات در ایران و پاسخگویی به سوالات دانشجویان حاضر در جلسه پرداخت.

مشروح این گزارش، به همراه مصاحبه اختصاصی با پروفسور کمالی­پور را می­توانید به زودی در سایت مرکز تحقیقات همشهری مطالعه فرمایید.

 
اخبار مرتبط: ایسنا و همشهری آنلاین


1 در این همایش آقایان دکتر آذری، آشنا، افخمی، باهنر، بشیر، جعفری، حسینی، راودراد، زارعیان، سلطانی­فر، عاملی، عبداللهیان، عقیلی، کمالی­پور، کوثری، گیویان، محسنیان­راد، محمدی، مسعودی، منتظرقائم، مهدی­زاده، و … حضور داشتند.

http://mediamanagement.blogfa.com/post-101.aspx

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

لوح سپاس روابط عمومي الکترونيک به بانک کشاورزي رسيد ‏

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 21, 2008

شماره خبر :   16403
انتشار : 10:46 سه شنبه 30/2/1387
لوح سپاس روابط عمومي الکترونيک به بانک کشاورزي رسيد ‏

عصر اقتصاد : به مناسبت بزرگداشت 27 ارديبهشت ماه روز روابط عمومي؛ لوح سپاس دبيرخانه همايش روابط عمومي الکترونيک به بانک کشاورزي براي استقرار نظام روابط عمومي الکترونيک اهدا شد. ‏

سومين همايش روابط عمومي الکترونيک به منظور گراميداشت روز روابط عمومي، روز پنج شنبه 26 ارديبهشت ماه سال 87 با حضور بيش از 500 نفر از اساتيد، مديران، کارشناسان و دانشجويان اين حوزه از سراسر کشور در هتل المپيک تهران برگزار شد. ‏

در اين همايش در بخش وزارتخانه ها، سازمان‌ها و مطبوعات منتخب، بانک کشاورزي به دليل سابقه طولاني در بهره گيري از ابزارهاي روابط عمومي الکترونيک در نظام بانکي کشور، از جمله راه اندازي اولين وب سايت ،اولين سامانه پرسش و پاسخ و صندوق صوتي ، اولين ارائه دهنده بروشور الکترونيکي ،اولين پايگاه مجهز به اينترنت براي استفاده مشتريان در ساعات انتظار در ساختمان مرکزي بانک تحت عنوان گذر اطلاع رساني ، راه اندازي اولين سيستم مکان يابي شعب از طريق اينترنت ، اولين مرکز تلفني شبانه روزي ارتباط سبز به صورت 24 ساعته واولين سامانه پخش همزمان مراسم قرعه کشي حسابهاي قرض الحسنه از طريق اينترنت با اهداء لوح و تنديس، مورد تقدير قرار گرفت. ‏

گفتني است در ابتداي اين مراسم پيام‌هاي آيت الله هاشمي رفسنجاني، رييس مجلس خبرگان رهبري و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، محمد حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رابرت گروپ رييس انجمن جهاني روابط عمومي – ايپرا، به طور جداگانه قرائت شد و همچنين با حضور دکتر علي زارعي نجفدري مشاور رييس جمهور، پروفسور يحيي کمالي پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردو آمريکا و پروفسور کاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات ايران، با اهداي تنديس و لوح تقدير از دکتر يونس شکرخواه از اساتيد پيشگام روابط عمومي الکترونيک و دکتر سعيد رضا عاملي دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران تقدير به عمل آمد. ‏

اين گزارش مي افزايد؛ در اين همايش از وزارتخانه ها، سازمان ها و مطبوعات فعال، مقاله نويسان ، وبلاگ نويسان و مديران سايت هاي برتر روابط عمومي، استاد پيشگام، دانشجوي پيشتاز و محمد هنردوست قايم مقام فقيد سازمان صدا و سيما تقدير به عمل آمد.

 

http://www.asrdaily.com/default.aspx?page=NewsItemShow&app=News&PageNumber=&docParId=11378&docId=16403

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

همایش روابط عمومی الکترونیک برگزار شد

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 21, 2008

 

    بازار دیجیتال – سومين همايش روابط عمومي الكترونيك با حضور بيش از 500 نفر از استادان، مديران، كارشناسان و دانشجويان اين حوزه از سراسر كشور در هتل المپيك تهران و با قرائت پيام هاي جداگانه رييس مجلس خبرگان رهبري و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رابرت گروپ، رييس انجمن جهاني روابط عمومي –ايپرا-برگزار شد.
    امير عباس تقي پور، دبير سومين همايش روابط عمومي الكترونيك در اين همايش با ارائه گزارشي از فعاليت هاي دبيرخانه دايمي اين همايش گفت: به نظر مي رسد پس از گذشت بيش از نيم قرن از تشكيل نهاد روابط عمومي در كشور، زمينه هاي رشد و بالندگي بيش از پيش «روابط عمومي» به مدد توسعه دانش و فناوري هاي نوين و در سايه تلاش هاي مستمر نخبگان و نهادهاي حرفه اي و صنفي فراهم شده است.
    پروفسور يحيي كمالي پور، رييس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردوي آمريكا، نیز گفت: رشد و گسترش روزافزون اينترنت و تكنولوژي هاي هوشمند ديجيتال هر روز از پديده اي تازه در حوزه هاي ارتباطي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي نويد مي دهند.
    وي از در راه بودن نسل آينده اينترنت خبر داد و افزود: بيش از 200 دانشگاه روي اين طرح كار مي كنند و به مرحله اي از موفقيت رسيده اند كه يك دانشمند آلماني بو را از يك رايانه به رايانه ديگر منتقل مي كند.
    دكتر شهيندخت خوارزمي ، عضو هیات مديره انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي و مترجم تعدادي از آثار الوين تافلر نيز در اين همايش با بيان اينكه به روابط عمومي الكترونيك از دو زاويه مي توان نگاه كرد، اظهار كرد: روابط عمومي الكترونيك فعاليتي است كه با استفاده از تكنولوژي هاي نوين اطلاعات و ارتباطات، سعي دارد اثربخشي فعاليت هاي روابط عمومي را در رابطه با اهداف سازمان و به ويژه جلب رضايت ذي نفعان به حداكثر برساند. سومين همايش روابط عمومي الكترونيك با تقدير از استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك همراه بود. در اين همايش دكتر يونس شكرخواه تنديس استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك را به دكتر سعيد رضا عاملي اهدا كرد.
    در مراسم تقدير از دكتر سعيد رضا عاملي، دكتر علي زارعي نجف دري، مشاور رييس جمهور، پروفسور يحيي كمالي پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشكده پوردو، پروفسور كاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات ايران، دكتر مهدي محسنيان راد، دكتر يونس شكرخواه، دكتر محمد سلطاني فر و جمع كثيري از استادان، مديران كل روابط عمومي هاي وزارتخانه ها و سازمان ها و كارشناسان و دانشجويان روابط عمومي حضور داشتند.
    در این مراسم همچنین از مقاله نویسان برتر روابط عمومی الکترونیک تقدیر به عمل آمد و یاد احمد بورقانی، مجید روزی فراخ و محمد هنر دوست گرامی داشته شد. همچنين روزنامه دنياي اقتصاد نيز در اين همايش لوح تقدير دريافت كرد.
    
□http://magiran.com/npview.asp?ID=1622855

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

سومين همايش روابط عمومي الكترونيك برگزار شد

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 18, 2008

 

 

 

روابط‌ عمومی- همشهري‌آنلاين:
سومين همايش روابط عمومي الكترونيك برگزار و دستاوردها و تحقيقات اساتيد در حوزه‌ روابط عمومي ارايه شد

سومين همايش روابط عمومي الكترونيك پنجشنبه – 26 ارديبهشت‌ماه – باحضور جمعي از مسوولان، استادان، كارشناسان و مديران روابط عمومي‌هاي سراسر كشور در هتل المپيك برگزار و آخرين دستاوردها و تحقيقات اساتيد در حوزه‌ي روابط عمومي ارايه شد.

به گزارش خبرنگار ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اميرعباس تقي‌پور – دبير سومين همايش روابط عمومي الكترونيك – در اين مراسم گفت: روابط عمومي‌ها به عنوان محل اتصال و پل ارتباطي مردم و سازمان‌ها محسوب شده و به دليل آگاهي و شناخت بيش‌تري كه از مسايل و مشكلات آن‌ها دارند، مي‌توانند در برنامه‌ريزي‌ها به مديران ارشد كشور، وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها كمك كنند.

او هدف از تشكيل دبيرخانه‌ي دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك كه از سال 1384 فعاليت خود را آغاز كرده است را تبيين اهميت و ارتقاي جايگاه و نقش روابط عمومي از طريق به‌كارگيري ابزار و امكانات تكنولوژيكي و استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك عنوان كرد و گفت: شعار آگاهانه روابط عمومي الكترونيك را جايگزين روابط عمومي سنتي مي‌كنيم و به استقبال برگزاري سومين همايش سالانه آن مي‌رويم.

تقي‌پور در ادامه ارايه‌ي گزارش عملكرد دبيرخانه دايمي همايش گفت: در اين حوزه و تاكنون دبيرخانه به توليد 5 عنوان كتاب تخصصي، 3 كتاب خلاصه مقالات، 15 ويژه نامه مطبوعاتي همراه با نسخه‌هاي الكترونيكي، سي دي 15 كليپ تكنولوژي‌هاي كاربردي روابط عمومي الكترونيك و سي دي بانك مقالات روابط عمومي الكترونيك اقدام كرده است و در سال 87 توليدات آن با سرعت بيشتري ادامه خواهد يافت.

وي با اشاره به گذشت بيش از نيم قرن از تشكيل نهاد روابط عمومي در كشور، تصريح كرد: به نظر مي‌رسد زمينه‌هاي رشد و بالندگي بيش از پيش روابط عمومي به مدد توسعه دانش و فن‌آوري‌هاي نوين و در سايه‌ي تلاش‌هاي مستمر نخبگان و نهادهاي حرفه‌يي و صنفي فراهم شده است و در آينده‌اي نه چندان دور شاهد كارآمدي و ايفاي نقش موثرتر روابط عمومي‌ها در حل مشكلات كشور خواهيم بود.

او از انتشار سه جلد كتاب به مناسبت اين روز خبر داد و گفت: انتشار 10 مقاله برتر دومين همايش روابط عمومي الكترونيك با مقدمه دكتر يونس شكرخواه و با عنوان “مجموعه مقالات دومين همايش روابط عمومي الكترونيك”، كتاب “روابط عمومي دو فضايي شده؛ مفاهيم، نظريه‌ها و برنامه عمل” تأليف دكتر سعيدرضا عاملي، دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران و كتاب “تكنولوژي‌هاي كاربردي روابط عمومي الكترونيك” تأليف دكتر حميد ضيايي‌پرور با مقدمه دكتر سيدوحيد عقيلي از روز روابط عمومي وارد بازار كتاب مي‌شود.

به گزارش خبرنگار ايسنا، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز در بزرگداشت روز روابط عمومي و به مناسبت برگزاري سومين همايش روابط عمومي الكترونيك پيام داد.

محمدحسين صفارهرندي – وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي – نيز در پيامي به همايش روابط عمومي الكترونيك آورده است: «پيشرفت و فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات در دنياي امروز، مفهوم بسياري از پديده‌ها از جمله روابط عمومي را دستخوش دگرگوني ساخته، عصر جديدي را در تاريخ روابط عمومي رقم زده و بستر شكل گيري روابط عمومي الكترونيك را فراهم ساخته است.

توسعه‌ي روابط عمومي الكترونيك نه تنها يك ضرورت كه يك الزام غير قابل انكار است، در اين راه روابط عمومي‌ها بايد استوار و محكم به سمت تحول ماهيت فرآيندهاي روابط عمومي گام بر دارند.

آنچه روح روابط عمومي الكترونيك را مي‌سازد، بينش حاكم بر آن مي‌باشد و تكنولوژي تنها ابزاري براي تحقق اين آرمان است. بهره‌مندي صحيح از اين تكنولوژي در برقراري ارتباط دو سويه، راهبري مخاطب محوري در سازمان، تطبيق برنامه‌ها و سياست‌ها با گرايش‌ها و نيازهاي مخاطبان بايد با گام‌هاي آگاهانه و هوشمندانه در اين مسير باشد و وظايف روابط عمومي‌ها را به عنوان حلقه اتصال و ارتباط ميان ملت و كارگزاران تنظيم نمايد.

در اين رهگذر آنچه را كه نبايد از نظر دور داشت تكيه بر آرمان‌ها و ارزش‌هاي حاكم بر جامعه‌ي ايراني و اسلامي است. چرا كه بي‌توجهي بدان مشاركت همگاني و همراهي مستمر مردم با مسوولان را با چالشي اساسي روبرو خواهد ساخت.

بر همين اساس آيين روابط عمومي بايد بر اساس باورهاي فرهنگي، بومي، ديني و ملي شكل گيرد تا هرگونه ارتباط و تعامل مردم و دولت بر شناخت حقيقي استوار گردد.

در اين رهگذر جامعه روابط عمومي‌هاي كشور بايد از طرق به خدمت گرفتن دانش و قدرت فن‌آوري‌هاي نوين به عمق جان و دل مخاطبان نفوذ كنند تا اهداف متعالي نظام قدرتمند جمهوري اسلامي و دولت خدمتگزار را هرچه سريع‌تر به منصه ظهور برسانند».

در اين مراسم همچنين پيام رييس انجمن جهاني روابط عمومي به اين همايش قرائت شد.

رابرت گروپ در پيام خود آورده است: «مراتب تبريكات خود را به سازمان دهندگان و شركت كنندگان در سومين همايش روابط عمومي الكترونيك اعلام مي‌دارم و صميمانه آرزومندم كه اين گردهمايي قرين با موفقيت باشد. مناسب است كه اين همايش براي گراميداشت روز روابط عمومي در ايران برگزار مي‌شود.

به عنوان رييس IPRA (انجمن جهاني روابط عمومي‌) مشاهده كرده‌ام كه افراد شاغل در حوزه‌ي روابط عمومي در تمام كشورها نسبت به آينده رويكردي اميدوارانه و خوشبينانه اتخاذ مي‌كنند، با اين حال معتقدم كه چالش‌هايي كه ما با آن‌ها روبرو هستيم غير قابل پيش‌بيني و برطرف نشدني است.

يكي از ويژگي‌هاي دنيا كه باعث مي‌شود من به اين نتيجه‌گيري برسم اتكاي متقابل ماست. در دنياي به هم پيوسته ما ضروري است كه ما كارشناسان روابط عمومي از كليه فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي موجود استفاده كنيم. ما بايد فن‌آوري‌ها را تحت كنترل درآوريم و در چگونگي استفاده از آن‌ها نوآور باشيم.

اگر كار ما برقراري رابطه با مشتريان، موسسان، اعضا، راي دهندگان و سرمايه‌گذاران باشد بايد با آن‌ها در هر جايي كه هستند از طريق وسايل ارتباط جمعي و فن‌آوري‌هايي كه مورد استفاده قرار مي‌دهند، ارتباط برقرار نماييم.

در زبان امروز گفتار نبايد طولاني باشد و ترجيح بر آن است كه محتواي پيام تا حد امكان شفاف باشد. كاربران داراي مكان ثابت نيستند و نسبت به گذشته بيشتر جوان هستند؛ لذا من موضوع همايش شما را تحسين مي‌كنم و اميدوارم كه مقالات و سخنان شما گيرا و سازنده باشد.

ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه سوء تفاهم و تفاوت‌هاي مختلفي وجود دارد. هر چند به عنوان هم نوع در مورد زندگي جمعي در صلح با يكديگر تشابه نظر داريم، ما به عنوان مردم دنيا در ارزش‌هاي مشترك و خواسته‌هايمان براي زندگي صلح آميز با هم شريك و سهيم هستيم. روابط عمومي هنر ارتباطات است و ارتباطات ريشه درك و فهم است. ما از طريق ارتباطات مي‌توانيم ساز و كاري برقرار كنيم و اختلافات فرهنگي و ميراث جهاني را محترم بشماريم.

همچنانكه حرفه‌ي روابط عمومي در ايران رشد و شكوفايي دارد، ايمان دارم كه با حمايت و پشتيباني IPRA، انجمن جهاني روابط عمومي، شالوده و بنيان موفقيت شما را شاهد خواهيم بود».

اما كميته علمي سومين همايش روابط عمومي الكترونيك پس از دو مرحله ارزيابي، مقالات برتر را در اين همايش معرفي كرد.

دكتر محمد سلطاني‌فر – رييس كميته‌ي علمي همايش – با اعلام اين مطلب گفت: بر اساس اين ارزيابي‌ها سه مقاله “اعتماد و اعتبار پيمايش‌هاي الكترونيك در روابط عمومي” نوشته مشترك محمدرضا رسولي، عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي و حسين امامي كارشناس ارشد تحقيق در ارتباطات، “مخاطبان ايراني و لابيرنت‌هايي به نام پرتال‌هاي اطلاع‌رساني” نوشته مشترك فرزانه بني‌هاشم‌نژاد، فارغ‌التحصيل كارشناسي ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و مهدي احمدي از دانشجويان اين دانشگاه و مقاله “تكنيك‌هاي داده كاوي در روابط عمومي الكترونيك” نوشته مشترك محسن رضواني، مرتضي زاهدي و والا علي روحاني” از اعضاي هيات علمي دانشكده كامپيوتر و فن‌آوري اطلاعات دانشگاه صنعتي شاهرود برگزيده شدند.

وي با بيان اينكه مقالات فوق از ميان 47 مقاله برگزيده شدند، افزود: مقالات رسيده به دبير خانه سومين همايش نسبت به سال گذشته رشد 35 درصدي داشته است.

دكتر علي زارعي نجفدري – مشاور رييس جمهور – هم در سومين همايش روابط عمومي الكترونيك اظهار كرد: انتخاب و گنجاندن روز 27 ارديبهشت‌ماه به عنوان روز روابط عمومي در تقويم رسمي كشور نشان دهنده جايگاه و اهميت ويژه‌اي است كه دولت براي روابط عمومي ها قايل است.

وي با تبريك اين روز به استادان و فعالان حرفه‌ي روابط عمومي افزود: روابط عمومي‌ها بايد به معناي واقعي مركز تعامل و ارتباط با افكار عمومي بوده و همواره با بهره‌گيري از تكنولوژي‌ها و ابزار روز در سريع‌ترين زمان ممكن به حل مشكلات سازمان‌ها و مردم بپردازند.

زارعي نجفدري با اشاره به محورهاي كاربردي سومين همايش روابط عمومي الكترونيك اظهار كرد: استمرار فعاليت‌هاي علمي و عملي دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك حكايت از پويايي و حركت رو به رشد آن در جهت استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در كشور دارد.

او بر لزوم معرفي الگوهاي موفق در حوزه روابط عمومي الكترونيك براي بهره‌مندي نسل جوان از تجارب و دانش اساتيد تأكيد و با اهداي هديه‌اي انتخاب دكتر سعيدرضا عاملي را به عنوان استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك تبريك گفت.

در ادامه دكتر سعيدرضا عاملي، استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك، با ارايه مقاله‌اي با عنوان “آينده شاخص‌هاي دوفضايي شده روابط عمومي و روابط عمومي هوشمند و مؤثر” تأكيد كرد: روابط عمومي هوشمند و موثر از متغير مهمي در عرصه ارتباطات سخن مي‌گويد که هوشمند بودن آن منعکس کننده وجود “حس ارتباطي ماشيني” و “تعامل اتوماتيک ماشين‌ها” و موثر بودن آن بيانگر، موفق بودن اين صنعت در “هدف گرفتن و اثر گذاردن” بر مخاطب با سه خصوصيت “کوتاه بودن فرايند کار”، “به حداقل رساندن زمان” و “معطوف به علايق و خواسته هاي مخاطب بودن” است.

وي با اشاره به اينكه روابط عمومي موثر، روابط عمومي‌اي است که هدف ارتباطي را تحت تاثير قرار مي‌دهد و به نوعي اهداف ارتباطي، مورد اصابت مؤثر و مثبت قرار مي گيرند افزود: از سوي ديگر روابط عمومي موثر، روابط عمومي‌اي است که هم در ناحيه ارتباطگر يا فرستنده و هم در ناحيه ارتباط گير يا دريافت کننده و هم به لحاظ روند و پيام‌هاي ارتباطي موضوع “بهره وري کار، زمان و خواست کاربر” را در کانون اصلي توجه و عمل قرار مي‌دهد.

استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك “آموزش” را مهم‌ترين ركن ارتقاي روابط عمومي دانست و خواستار توجه جدي به اين موضوع شد.

پس از آن دكتر يونس شكرخواه نيز تنديس استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك را به دكتر سعيدرضا عاملي اهداء كرد.

[دكتر شكرخواه استاد پيشگام روابط عمومي الكترونيك شناخته شد]

همچنين با حضور خانواده‌ي مرحوم محمد هنردوست از خدمات و تلاش‌هاي قائم مقام فقيد رسانه‌ي ملي تجليل شد و نيز ياد و خاطره احمد بورقاني گرامي داشته شد.

در اين مراسم اساتيدي همچون پروفسور كاظم معتمدنژاد، پدر علوم ارتباطات ايران، پروفسور كمالي‌پور، دكتر مهدي محسنيان‌راد و جمع كثيري از استادان، مديران كل روابط عمومي‌هاي وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و كارشناسان و دانشجويان روابط عمومي حضور داشتند.

44 13 01  
     

  

 

 

 

 

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

همایش علمی تخصصی روابط عمومی در سیرجان برگزار شد

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 17, 2008

سیرجان- خبرگزاری ایسکانیوز: دومین همایش علمی تخصصی روابط عمومی سیرجان چهارشنبه 25 اردیبهشت با حضور جمعی از مدیران اجرایی، مسوولین روابط عمومی و اصحاب رسانه در سالن اجتماعات دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد.
به گزارش روز پنجشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران “ایسکانیوز”، در این همایش که با تلاش انجمن روابط عمومی سیرجان برگزار شد، ابتدا مهندس قاسمی، شهردار سیرجان ضمن خیر مقدم به میهمانان از حضور آنان در این همایش تشکر کرد.
وی که از پایه گذاران انجمن روابط عمومی سیرجان است با ابراز خوشحالی از برگزیده شدن سیرجان به عنوان شهر روابط عمومی ایران از همیاری و همکاری تمامی مسوولین شهرستان با این انجمن تشکر کرد.
امام جمعه سیرجان نیز در این همایش با اشاره به وظیفه خطیر و مهم روابط عمومی ها در کشور خواستار اطلاع رسانی دقیق و به موقع آنان از خدمات انقلاب به مردم و به خصوص نسل سوم انقلاب شد.
حجت الاسلام سید محمود حسینی با تاکید بر ارتباط روابط عمومی با رسانه ها، از آنان خواست تا در تمامی مناسبت های دینی و انقلابی بیش از پیش اطلاع رسانی و فعالیت کنند.
پروفسور یحیی کمالی پور، رییس دپارتمان ارتباطات و مدیر مرکز مطالعات جهانی دانشگاه پوردو آمریکا با اشاره به گسترش و پیشرفت تکنولوژی ارتباطات تاریخچه ای از این پیشرفت را تشریح کرد.
وی که پایه گذار نشریه جهانی ارتباطات است، مهمترین وظیفه روابط عمومی را شناسایی چالش ها و چاره جویی و ارتباط و تعاملی دو سویه و سازنده با مردم خواند.
دکتر خزایی دیگر سخنران این همایش نیز از حضور مسوولین در این همایش تشکر کرد.
وی که دارای دکترای مدیریت استراتژیک و از فعالان عرصه روابط عمومی است، با اشاره به انتخاب سیرجان به عنوان شهر روابط عمومی ایران از مسوولان روابط عمومی ها خواست با توجه به پتانسیل این شهر در اطلاع رسانی به موقع در مسیر توسعه کشور و جامعه گام بردارند.
به گزارش خبرگزاری ایسکانیوز، در پایان مراسم شهردار سیرجان با اهدای لوح تقدیر به طور ویژه از سخنرانان این همایش تقدیر کرد./05
 http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=205690
خبرنگار:119

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

پروفسور كمالي‌پور به ايران مي‌آيد

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 8, 2008

پروفسور كمالي‌پور به ايران مي‌آيد
روابط‌ عمومی- همشهري‌آنلاين:
رييس ايراني دپارتمان ارتباطات و هنرهاي خلاقه دانشگاه پوردو براي سخنراني در سومين همايش روابط عومي الكترونيك به ايران سفر مي‌كند.

پروفسور يحيي كمالي‌پور كه مدير مركز مطالعات جهاني، مؤسس و سردبير مجله مديا گلوبال ومؤسس و مدير انجمن ارتباطات جهاني مي‌باشد در گفت و گو با ستاد خبري اين همايش گفت: برگزاري سومين همايش روابط عمومي الكترونيك بمناسبت گراميداشت روز روابط عمومي، نشان دهنده اين است كه روابط عمومي در ايران نفس مي‌كشد، رشد مي‌كند و به دنبال ارتقا است.[نشست تخصصي با پروفسور كمالي‌پور در همشهري‌آنلاين]

پروفسور كمالي پور با بيان اينكه از پيشرفت‌هاي روابط عمومي در ايران خرسند است افزود: روابط عمومي برنامه‌ريز و خلاق با بهره‌گيري از همه امكانات در اختيارش از جمله امكانات “دنياي ديجيتال” مي‌تواند براي مسايل و مشكلات سازمان، راه‌حل‌هاي مختلف ارايه داده و روابط بين سازمان و مشتري را به ايده‌آل ترين شرايط برساند.

وي، مهم‌ترين مشكلات توسعه روابط عمومي را عدم شناخت و آگاهي از “قدرت و اثربخشي روابط عمومي” دانست و اضافه كرد: شايد تصور شود اين موضوع فقط منحصر به مديران ارشد سازمان‌ها مي‌شود اما بايد اعتراف كنيم كه متأسفانه عدم تخصص و كارآمدي بخشي از فعالان روابط عمومي، آفت بزرگي است كه موجب بي‌اعتمادي مديران ارشد و بي‌كفايت نشان دادن روابط عمومي مي‌شود.

پروفسور كمالي‌پور كه رياست شوراي مشورتي سومين همايش روابط عمومي الكترونيك را نيز بر عهده دارد با اشاره به تلاش‌هاي مستمر دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك در معرفي مزاياي “روابط عمومي الكترونيك” افزود: تلاش‌هاي انجام شده هم سو با الزامات استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در بخش‌هاي علمي و فرهنگسازي است.

پروفسور كمالي پور در مورد تأسيس بنياد فرهنگي خود در ايران كه پيش از اين، خبر آن منتشر شده بود گفت: تأسيس اين بنياد، مراحل اداري خود را طي مي‌كند و يكي از برنامه‌هاي من در اين سفر براي انجام اموري است كه به حضورم نياز است.[بنياد فرهنگي پروفسور كمالي‌پور راه‌اندازي مي‌شود]

گفتني است سومين همايش روابط عمومي الكترونيك، 26 ارديبهشت ماه در هتل المپيك تهران برگزار خواهد شد.

01 13 13

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

حضور و سخنرانی پروفسورکمالی پور در سومین همایش روابط عمومی الکترونیک

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 20, 2008

       رييس ايراني دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردو براي حضور وسخنراني در سومين همايش روابط عومي الكترونيك به ايران سفر مي كند. وي كه مدير مركز مطالعات جهاني ، مؤسس و سردبير مجله مديا گلوبال ومؤسس و مدير انجمن ارتباطات جهاني مي باشد در گفت و گو با ستاد خبري اين همايش گفت : برگزاري سومين همايش روابط عمومي الكترونيك بمناسبت گراميداشت روز روابط عمومي ، نشان دهنده اين است كه روابط عمومي در ايران نفس مي كشد ، رشد مي كند و به دنبال ارتقا است.پروفسور كمالي پور با بيان اينكه از پيشرفت هاي روابط عمومي در ايران خرسند است افزود: روابط عمومي برنامه ريز و خلاق با بهره گيري از همه ي امكانات در اختيارش از جمله امكانات “دنياي ديجيتال” مي تواند براي مسايل و مشكلات سازمان ، راه حل هاي مختلف ارايه داده و روابط بين سازمان و مشتري را به ايده آل ترين شرايط برساند.

وي ، مهم ترين مشكلات توسعه روابط عمومي را عدم شناخت و آگاهي از “قدرت و اثربخشي روابط عمومي” دانست و اضافه كرد : شايد تصور شود اين موضوع فقط منحصر به مديران ارشد سازمان ها مي شود اما بايد اعتراف كنيم كه متأسفانه عدم تخصص و كارآمدي بخشي از فعالان روابط عمومي ، آفت بزرگي است كه موجب بي اعتمادي مديران ارشد و بي كفايت نشان دادن روابط عمومي مي شود.

پروفسور كمالي پور كه رياست شوراي مشورتي سومين همايش روابط عمومي الكترونيك را نيز بر عهده دارد با اشاره به تلاش هاي مستمر دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك در معرفي مزايا ي “روابط عمومي الكترونيك” افزود: تلاش هاي انجام شده هم سو با الزامات استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در بخش هاي علمي و فرهنگسازي است.

پروفسور كمالي پور در مورد تأسيس بنياد فرهنگي خود در ايران كه پيش از اين ، خبر آن منتشر شده بود گفت : تأسيس اين بنياد، مراحل اداري خود را طي مي كند و يكي از برنامه هاي من در اين سفر براي انجام اموري است كه به حضورم نياز است.

گفتني است سومين همايش روابط عمومي الكترونيك ، 26 ارديبهشت ماه در هتل المپيك تهران برگزار خواهد شد.

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

آگاهانه شیوه های اطلاع رسانی نوین را جایگزین شیوه های سنتی کنیم

ارسال شده توسط عمادکاربخش در ژانویه 2, 2008

پروفسور یحیی کمالی پور ٬رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای زیبای دانشگاه پوردو با صدور پیامی به مناسبت آغاز رسمی مراحل اجرایی سومین همایش روابط عمومی الکترونیک گفت :بدون تردید تحولات شگرفی که ناشی از پیشرفت های برق آسای تکنولوژی های ارتباطات رخ داده ، ما را ناچار می سازد که آگاهانه شیوه های اطلاع رسانی نوین و یا دیجیتال را جایگزین شیوه های سنتی کنیم.

متن کامل این پیام عبارتست از:

بنام خدا

 پس از برگزاری موفقیت آمیزدو دوره همایش روابط عمومی الکترونیک در دو سال اخیر، بزودی شاهد برگزاری سومین همایش خواهیم بود. بدون شک تداوم و استقبال از برگزاری این همایش ها نه تنها امیدوار کننده بلکه نشان دهنده وقوف به اهمیت روزافزون روابط عمومی الکترونیک و یا سایبر در جامعه ارتباطاتی ایران است.

بدون تردید تحولات شگرفی که ناشی از پیشرفت های برق آسای تکنولوژی های ارتباطات رخ داده ، ما را ناچار می سازد که آگاهانه شیوه های اطلاع رسانی نوین یا دیجیتال را جایگزین شیوه های سنتی کنیم. مسلما” گذر از روابط عمومی سنتی به روابط عمومی دیجیتال نیازمند آگاهی ، آموزش ، دور اندیشی ، آینده نگری ، نوآوری و استفاده بهینه از تکنولوژی های دیجیتال به خصوص اینترنت است. سومین همایش روابط عمومی الکترونیک گامی است مؤثر در راه شناخت چالش ها و فرصت های متعددی که تکنولوژی های دیجیتال برای ایجاد ارتباطات دوسویه و تعاملی فراهم کرده اند.امیدوارم که در فراهم کردن یک بستر مناسب برای تقویت و توسعه روابط عمومی الکترونیک و خدمت به مردم و کشور موفق باشید.                                      

یحیی کمالی پور

گفتنی است سومین همایش روابط عمومی الکترونیک اردیبهشت ماه سال ۸۷ برگزارخواهد شد.

منبع:http://www.epr86.blogfa.com

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

تاكيد پروفسور دكتر کمالی‌پور بر روابط عمومی دیجیتال

ارسال شده توسط عمادکاربخش در ژانویه 2, 2008

روابط‌ عمومی- همشهري آنلاين:
پروفسور یحیی کمالی‌پور ٬رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای زیبای دانشگاه پوردو به مناسبت آغاز رسمی مراحل اجرایی سومین همایش روابط عمومی الکترونیک پيام داد.
متن کامل این پیام: پس از برگزاری موفقیت آمیزدو دوره همایش روابط عمومی الکترونیک در دو سال اخیر، بزودی شاهد برگزاری سومین همایش خواهیم بود. بدون شک تداوم و استقبال از برگزاری این همایش ها نه تنها امیدوار کننده بلکه نشان دهنده وقوف به اهمیت روزافزون روابط عمومی الکترونیک و یا سایبر در جامعه ارتباطاتی ایران است.بدون تردید تحولات شگرفی که ناشی از پیشرفت‌های برق آسای تکنولوژی‌های ارتباطات رخ داده، ما را ناچار می‌سازد که آگاهانه شیوه‌های اطلاع رسانی نوین یا دیجیتال را جایگزین شیوه های سنتی کنیم. مسلما” گذر از روابط عمومی سنتی به روابط عمومی دیجیتال نیازمند آگاهی، آموزش، دور اندیشی، آینده نگری، نوآوری و استفاده بهینه از تکنولوژی‌های دیجیتال به خصوص اینترنت است. سومین همایش روابط عمومی الکترونیک گامی است مؤثر در راه شناخت چالش‌ها و فرصت‌های متعددی که تکنولوژی‌های دیجیتال برای ایجاد ارتباطات دوسویه و تعاملی فراهم کرده اند. امیدوارم که در فراهم کردن یک بستر مناسب برای تقویت و توسعه روابط عمومی الکترونیک و خدمت به مردم و کشور موفق باشید.

منبع:http://hamshahrionline.ir/News/?id=42402

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

Informed media perceptions vital to address stereotyping

ارسال شده توسط عمادکاربخش در دسامبر 25, 2007


Top academicians from Purdue University in the United States address the media exposition organised by OEPPA yesterday.


Abdullah bin Nassir al Rahbi, Chief Executive
Officer of OEPPA, raises an issue during
an exchange with the media academicians.


Ibrahim bin Saif al Hamdani, Editor-in-
Chief of the Observer, puts in a query to
the academicians.

By Ebby Chacko George
MUSCAT —
Informed media perceptions are vital to address the stereotyping heaped on the Middle East in general and the Muslim community in particular, a delegation of media academicians from the United States said yesterday in a media exposition organised by Oman Establishment for Press, Publication and Advertising (OEPPA), publishers of the Observer and its Arabic sister daily Oman. Present on the occasion were Abdullah bin Nassir bin Musallam al Rahbi, Chief Executive Officer of OEPPA, Ibrahim bin Saif al Hamdani, Editor-in-Chief of the Observer, directors and senior journalists of OEPPA.

The delegation from Purdue University Calumet is on a visit to the Sultanate to discuss academic co-operation with Bayan College. Maurice Gent, Adviser to the CEO of OEPPA, said the debate on stereotyping in media was aimed at exchange of ideas on accurate reporting and avoiding the pitfalls of stereotyping. The media in the Western countries and the Middle East must get rid of prejudices and misconceptions that divide them and resort to objectivity in their reports, he said, adding that the key question was whether the problem of stereotyping had worsened over the last few years, leading to strained relations.

Dr Daniel M Dunn, Dean of the School of Liberal Arts and Social Sciences at Purdee University, said that as people become more educated, they will become appreciative of individual differences. The media has a weak spot in that it always look for drama, he added. However, readers who are more educated learn to do more than just look at television or take news reports on their face value and rather go in for understanding different perspectives on the same subject and learn to treat people as individuals, Dr Dunn said. The media is doing a tremendous disservice to the world by stereotyping people through inaccurate perceptions, he said, adding that they do this without even meeting the people on whom they paint a distorted picture.

Answering a question raised by the CEO of OEPPA whether the media establishments had become very powerful and hence they continued to play the game of stereotyping, Dr Richard Rupp, Associate Professor of Political Science, concurred that stereotyping against the Middle East was continuing in the Western media. The educated people, however, do not take these negative portrayals seriously, he said, adding that they were stunned to even hear from President Bush the word ‘crusade’ he used during a post-September 11 briefing to refer to tackling the menace of terrorism.

The connotation of such words leave disturbing impressions in the minds of people in the Middle East, he added. The stereotyping of the Middle East and the counter prejudices against the Western countries have gone up since the September 11 incident, he added. The media and academia can work together to forge a strong alliance in order to counter stereotyping, Rupp said. What we need is peace and development in the world rather than distrust and enmity, he added. “We must work together and focus on reason.” The Editor-in-Chief of the Observer asked the visiting delegation whether their perceived impression and the reality of Oman differed.

Dr Michael Flannery, Head of the Department of Behavioural Sciences and the White Lodging Professor in Hospitality and Tourism Management, said that the media publications in the US did not highlight much about Oman. What Oman can offer to the world in terms of investment prospects in various fields, especially tourism and export industries, need to be highlighted, he added. The peace, prosperity and transformation of Oman as a modern country of the 21st century can serve as a role model for other countries in the region, Dr Rupp said. Oman does not have any major problems and exerts a strong influence of peace and stability in the region, he added.

Philip Brierley, Dean of Bayan College, said educators can highlight the risks and dangers of stereotyping and how it happens. Often an individual is wrongly perceived as the representative of a community, thereby casting prejudiced views on the entire communities, he added. The media must help people to bridge the information gap, he pointed out. Dr Yahya R Kamalipour, Professor and Head of the Department of Communication and Creative Arts and Director of the Centre for Global Studies, said the word stereotype referring to public opinion was coined by Walter Lipman. The typecasting process puts an entire group or region in a single basket without any sound basis, he added.

In the Western media, the countries in the Middle East are generalised without any distinction between nations, culture, religion or climate, Dr Kamalipour said. With regard to Islam, they have a wrong perception that all Muslims are the same, he added. This stereotyping has existed for long, but the modern media has globalised the issue, he said, adding that this is a challenge faced by us. The action of a few can damage the reputation of the entire community represented by them as the media revels in highlighting the negative developments, he added.

Education is very important and we must learn to treat people as individuals, Dr Dunn said. In a conflict, ethnic groups get labelled due to stereotyping, he said, adding that the media must take a responsible role to address this issue. The media and educators must work together wherein students can be exposed to multiple perceptions, he added. As people become educated, they become sensitive to cultural pressures and help break inaccurate perceptions, Dr Dunn pointed out.

With the digital media offering an overload of information, the danger of stereotyping worsens as people resort to short cuts to glean information, Dr Brierley said. By obtaining a single view, which need not necessarily be a true reflection of a community or country, the whole picture is often lost, leading to stereotyping, he added. We must handle the Internet and the digital media with great care to obtain the true picture, he pointed out. Dr Rupp said the digital media had made some positive contributions in addressing the one-way flow of information from the West. The digital technology has changed the traditional media equations, resulting in convergence of information from all over the world, he added

http://www.omanobserver.com/17/index.htm

نوشته شده در Kamalipour_1 | 1 نظر »

آشنایی با اساتید پیشگام-بيوگرافي پروفسور یحیی کمالی پور

ارسال شده توسط عمادکاربخش در دسامبر 10, 2007

پروفسور یحیی کمالی پوررئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردوآمریکامحقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردو آمریکاست .حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. دکتر کمالی پور تعداد 10 اثر به چاپ رسانده است. کمالی پور هر چند خود در مهد آمریکا و غرب مشغول تدریس است اما دیدگاه های انتقادی خود را نسبت رسانه های غربی بر اساس واقعیات موجود حفظ کرده و به قول همسرش هنوز فاصله اوبا ایرانیان به اندازه همان نخ لیوانی است که در کودکی با همسن و سالانش تلفن بازی می کرد. دکترهنوز انگلیسی را هم به لهجه کرمانی صحبت می کند و برعکس روحیه خساست و سختی کویر، پروفسور در ارایه معلوماتش جزو دست و دلبازترین هاست.

Dr. Yahya R. Kamalipour is professor of mass and international communication and head of the Department of Communication and Creative Arts and Director of Center for Global Studies, Purdue University Calumet, Hammond, Indiana, USA.  His areas of interest and research include globalization, media impact, international communication, advertising, cultural diversity, stereotyping, Middle East media, and new communication technologies.  Dr. Kamalipour has 11 published books, including The Media Globe: Trends in International Mass Media (with L. Artz, 2007); Global Communication, 2nd edition (2006), Bring ‘Em On: Media and Politics in the Iraq War (with L. Artz, 2005); War, Media, and Propaganda: A Global Perspective (with N. Snow, 2004); Globalization and Corporate Media Hegemony (with L. Artz, 2003), Global Communication (2002); Media, Sex, Violence, and Drugs in the Global Village (with K. Rampal, 2001); Religion, Law, and Freedom:  A Global Perspective (with J. Thierstein, 2000); Images of the U.S.  Around the World: A Multicultural Perspective (1999); and Cultural Diversity and the U.S. Media (with T. Carilli, 1998).

In addition to serving on the advisory and editorial boards of several prominent communication journals and professional organizations, Dr. Kamalipour is the founder and managing editor of a groundbreaking digital online publication, Global Media Journal (www.globalmediajournal.com) with 11 editions, including African, American, Arabic, Australian, Chinese, Indian, Mediterranean, Persian, Polish, Spanish, ad Turkish.  He is co-founder and co-editor of Journal of Globalization for the Common Good (www.commongoodjournal.com) and editor of the Global Media Studies Book Series for the State University of New York Press.

Dr. Kamalipour has given presentations in Egypt, Canada, China, Iran, India, Kenya, Mexico, Slovenia, Turkey, United States, and has been interviewed by numerous newspapers and broadcast media around the world, including BBC, ReutersABC, VOA, RFL/RL, WBEZ-NPR, NileTV, Turkish TV, Iranian TV, Metro Networks, Detroit Free Press, Indianapolis Star, Quill Magazine, Philadelphia InquireThe Pittsburgh Tribune, The Times, and other media channels and news agencies.  He has taught courses at universities in Ohio, Illinois, Missouri, Indiana, Iran, and Oxford (England) and his articles have appeared in professional and mainstream publications in the U.S. and and other countries.

Dr. Kamalipour has been profiled in the Contemporary Authors, Who’s Who in the World, and Who’s Who in America.  He has received significant awards, including the James Hartung Award in International Awareness, Northwest Indiana World Trade Council (USA); Distinguished Scholarship Award in International and Intercultural Communication, National Communication Association (USA); Certificate of Recognition, Tsinghua University (China); the Dr. Notghi’s Award in public relations (Iran), and the Edgar Mills Award for Outstanding Service in Communication from the Communicators of Northwest Indiana (USA). 

Dr. Kamalipour earned his Ph.D. degree in Communication (Radio-TV-Film) from University of Missouri-Columbia, M.A. degree in Mass Media from University of Wisconsin-Superior, and B.A. degree in Mass Communication (Public Relations) from Minnesota State University.  He has been at Purdue University Calumet since 1986.

http://kamalipour.com

منبع:http://www.epr86.blogfa.com/post-148.aspx

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

گفت‌وگو بايحيي كمالي‌پور، محمدمهدي فرقاني، فريدون صديقي و يونس شكرخواه

ارسال شده توسط عمادکاربخش در نوامبر 23, 2007

روزنامه‌نگاری – گفت‌وگو از امير دبيري مهر:
گفت‌وگو بايحيي كمالي‌پور، محمدمهدي فرقاني، فريدون صديقي و يونس شكرخواه

اگر بخواهيم جايگاه و وضعيت روزنامه‌نگاري امروز ايران را با معيارهاي استاندارد جهاني بسنجیم يا به بيان ديگر، اگر بخواهيم بدانيم با افق‌هاي ايدئال روزنامه‌نگاري چقدر فاصله داريم، بايد مؤلفه‌ها و متغيرهاي زيادي را بشماريم. آموزش روزنامه‌نگاري در ايران بايد بررسي شود. مهم‌ترين علت انتخاب اين مسئله، افزايش روزافزون دانشجويان روزنامه‌نگاري و حتي علاقه‌مندان به روزنامه‌نگاري در نسل سوم است. علاوه بر این، اقتصاد روزنامه‌نگاري، دولتي بودن مطبوعات و استقلال روزنامه‌ها، آسيب‌ها و تهديدهايي است كه از زاويه اقتصادي، حرفه روزنامه‌نگاري را در ايران تهديد مي‌كند و از دیگر نکاتی است که باید به آن توجه شود. بر اساس آمارموجود،‌ حدود 22هزار نفر به حرفه روزنامه‌نگاري اشتغال دارند كه 6هزار نفر از آنان در بخش محتوايي روزنامه‌ها (نويسنده، خبرنگار، تحريريه) فعال هستند. از سوي ديگر، تعداد دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري نیز افزايش يافته است. اما اين سؤال همچنان مطرح است كه دليل رغبت نسل سوم به تحصيل در اين رشته چيست؟ در چنين فضايي سؤالات گوناگوني مطرح مي‌شود؛ آيا ما توان و امكانات مطلوب براي اين كار را داريم و آيا نياز جامعه به روزنامه‌نگاري اين‌قدر زياد است؟

دكتر کمالی‌پور: در باب جذب نشدن افراد تحصيل‌كرده به روزنامه‌نگاری، ‌علل مختلفي وجود دارد. آموزش‌هاي تئوريك و‌ عملي از جمله مسائل مهمي است كه در بحث آموزش روزنامه‌نگاري در ايران اهميت دارد. آموزش روزنامه‌نگاري در ايران ضعیف است و با چالش‌هاي زيادي روبه‌روست. اگر آموزش ارتباطات و روزنامه‌نگاري در ايران را با كشورهاي پيشرفته مانند آمريكا مقايسه كنيم، متوجه مي‌شويم كه در آمريكا برای دانش‌آموزان از دوران دبيرستان، دروس ارتباطات و روزنامه‌نگاري تدريس مي‌شود و آنها روزنامه تهيه مي‌كنند.

در آنجا حداقل در هفته يك روزنامه توسط دانش‌آموزان و با سرپرستي يك استاد تهيه و منتشر مي‌شود؛ در صورتي كه چنين كاري حتي در سطح دانشگاهي كشور ما انجام نمي‌شود. برخي دانشگاه‌هاي آمريكا – مانند دانشگاه ميسوري كه من از آنجا فارغ‌التحصيل شده‌ام – روزنامه منتشر مي‌كردند. اين مسئله به دانشجو اجازه مي‌دهد در زمينه‌هاي مختلف (ورزش، كارتون، عكاسي، خبر و…)‌ همزمان با يادگيري دروس تئوري به طور عملي، تئوري‌های آموزش ديده را هم به كار بگیرد.

  • به نظر شما چرا چنین تفاوتی میان فلسفه آموزشي ما و کشوری مانند آمريكا وجود دارد؟

دكتر کمالی‌پور: سواد رسانه‌اي يكي از دلايل اين امر است. به دليل اين ويژگي است كه تأثيرات رسانه‌ها بر جامعه در امور مختلف زندگي آنها نمود بيشتري دارد. ضعف سواد رسانه‌اي در ايران، خود يك چالش است و در ايران آن‌طور كه بايد، به رسانه‌ها توجه نشده است. البته ممكن است آمار و ارقام، درصد بالایی را نشان دهد اما كيفيت برنامه‌ها اهميت دارد. آيا در ايران دانشگاهي هست که دانشجويان روزنامه‌نگاري‌اش روزنامه منتشر كنند؟ ‌هميشه بايد تئوري و عمل همزمان اجرا شود تا دوباره‌آموزي انجام شود.

  • اين قضاوت شما مبتني بر اين است كه مي‌توان ميان وضعيت ما و غربيان مقايسه كرد. آيا واقعا امكان مقايسه وجود دارد؟

دكتر كمالي‌پور: بله، قابل مقايسه است ولي فاصله زياد است. 

دكتر فرقاني: اجازه بدهيد با اين مقدمه وارد بحث شوم كه آموزش‌هاي روزنامه‌نگاري، يكي از مؤلفه‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي است. آموزش روزنامه‌نگاري در غرب، از زماني كه مطبوعات، تجاري و خبري شدند و از اواسط قرن19 ميلادي، متولد شد. به همين منظور لازم بود تا عده‌اي متخصص به آموزش اين حرفه بپردازند. از همان زمان تا هم‌اكنون دو نگاه در این‌باره وجود دارد؛ يكي روزنامه‌نگاري‌اي كه به بحث آزادي بيان و قلم مربوط مي‌شود بايد به حرفه‌اي‌ها واگذار كرد. بنا براين ديدگاه نبايد براي آنان كه وارد اين حرفه مي‌شوند، محدوديت ايجاد كرد. نگاه ديگر اين است؛ در صورتي كه به دنبال روزنامه‌نگاري حرفه‌اي باشيم،‌ بايد شاخصه‌ها و مؤلفه‌هايي را در اختيار داشته باشيم؛ يكي از اين مؤلفه‌ها، آموزش است. بنابراين ما براي ورود افراد غيرآموزش‌ديده محدوديت ايجاد نمي‌كنيم ولي حق تقدم با كساني است كه براي اين حرفه آموزش ديده باشند؛ زيرا آنها مي‌دانند كه چگونه حق مردم را در زمينه دسترسي همگاني اطلاعات به مردم، تامين كنند و چگونه اين اطلاعات را به‌عنوان حياتي‌ترين كالاي مورد نياز بشر امروز بسته‌بندي كنند و به متقاعدكننده‌ترين شكل ممكن در اختيار مخاطب قرار دهند. بنابراين روزنامه‌نگاري هم مانند همه حرفه‌ها بايد 2 ويژگي داشته باشد؛ 1 – تخصص داشته باشد و 2 – تحت حاكميت ضابطه و قانون عمل كند و تخطي از آن جرم محسوب شود.

من فكر مي‌كنم در مجموع، نگاه دوم، نگاه متعادل‌تري است؛ يعني كسي را از حق ورود به اين حرفه (به دليل اينكه روزنامه‌نگاري با حق آزادي بيان و حق دسترسي به اطلاعات سر و كار دارد) محدود كرد اما كار حرفه‌اي را بايد صرفا به حرفه‌اي‌ها واگذار كرد.
نكته قابل اشاره اين است كه از سال1318 اولين دوره‌هاي آموزش روزنامه‌نگاري توسط مؤسسه «پرورش افكار» در ايران ارائه شد تا اينكه در سال‌هاي بعد، در دانشگاه تهران دوره‌هاي 4ساله كارشناسي راه‌اندازي مي‌شود و تا سال1346 كه اولين دانشكده ارتباطات و روزنامه‌نگاري در ايران تشكيل مي‌شود،  از مجموع مؤلفه‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي فقط يك بعد مورد توجه قرار گرفت. به بيان ديگر، ما مؤلفه‌هاي روزنامه‌نگاري را آموزش، استقلال حرفه‌اي، امنيت شغلي،‌ استقلال اقتصادي و… مي‌دانيم. ما چقدر به اين مؤلفه‌ها رسيده‌ايم؟ ما پارامترهاي ديگر را به دليل تداخل با عرصه سياست، كنار گذاشته‌ايم اما آموزش را كه با عرصه سياست تداخل نداشته، ضمن پرداختن و برجسته كردن، مورد انتقاد قرار داده‌ايم؛ زيرا دانشجويي كه از دانشكده روزنامه‌نگاري فارغ‌التحصيل مي‌شود، روزنامه‌نگار خوبي نيست. هر كس در رشته‌‌اي مانند علوم سياسي فارغ‌التحصيل مي‌شود، سياستمدار خوبي نمي‌شود. در روزنامه‌نگاري هم همين‌‌طور است. مگر تضميني وجود دارد؟ مگر ما صاحبان استعداد در روزنامه‌نگاري را آموزش داده‌ايم؟ و مگر آموزش مي‌تواند در مورد هر كسي معجزه كند؟ آموزش زماني كه با استعداد، علاقه و انگيزه‌هاي لازم در خود فرد توأم شود، مي‌تواند جواب دهد. با يك تفكر خوشبينانه در مدت 170سال گذشته،‌ ما حدود نيم‌قرن آموزش روزنامه‌نگاري داشته‌ايم؛ 120سال آموزش نداشته‌ايم. مشكل اين است كه ما فقط به يك مؤلفه توجه كرده‌ايم، در حالي كه وقتي آموزش روزنامه‌نگاري مي‌دهيم، بايد براي نمونه، يك روزنامه آموزشي و پژوهشي هم داشته باشيم. اگر هم بخواهيم روزنامه داشته باشيم، بايد با هزار و يك پيچ و خم و مانع سياسي برخورد كنيم. در مرحله بعد بايد به اين سؤال پاسخ دهيم كه ما چقدر مستقل يا وابسته هستيم. چرا وابسته‌ايم؟ چه عواملي موجب وابستگي مي‌شود؟ رابطه 3رأس مثلث رسانه، مردم و حكومت، چگونه تعريف شده است؟
اينكه آموزش – بنا به دلايل ذكر شده – معجزه نمي‌كند، به اين دليل است كه فقط يك پايه از 4پايه ميز وجود دارد. با اين حال، لازم است در قالب آموزش‌هاي روزنامه‌نگاري بايدها و نبايدها و ‌اصول و متدهاي علمي را آموزش دهيم. اما همان‌طور كه آقاي دكتر كمالي‌پور فرمودند، دانشجوي روزنامه‌نگاري وقتي كه فارغ‌التحصيل مي‌شود، نه تحريريه روزنامه را ديده و نه در اين زمينه تجربه دارد. به ما مي‌گويند چرا روزنامه‌نگاري راديو و تلويزيون را داير نمي‌كنيد؟‌ وقتي هيچ‌گونه امكاني براي آموزش و كسب تجربه نداريم، ايستگاه راديويي و تلويزيوني براي آموزش نداريم و زمينه‌اي هم براي كارآموزي دانشجويان وجود ندارد، چگونه فقط با آموزش تئوريك، روزنامه‌نگار تربيت كنيم؟
بنابراين از يك طرف جذب دانشجويان با معيارهاي سياسي صورت مي‌گيرد و از طرف ديگر به دليل عدم كارايي بالاي فارغ‌التحصيلان دانشگاه، خيلي از آن استقبال نمي‌‌شود و در نهايت موجب سرخوردگي مي‌شود.
در دوره‌اي به‌‌سر مي‌بريم كه زندگي ما در فضاي رسانه‌اي، شناور است. حتي در كشور ما با اينكه هنوز رسانه‌ها به ميزان مقبولي از اقتدار و تسلط اجتماعي نرسيده‌اند، باز هم چنين واقعيتي وجود دارد و به هيچ‌وجه فضاي امروز جامعه ما با گذشته قابل مقايسه نيست. اين فضا نه فقط از بعد تولد و رشد روزنامه‌نگاري الكترونيك در كنار روزنامه‌نگاري سنتي بلكه از نظر تنوع مطبوعات و نيز از نظر ايستگاه‌ها و فرستنده‌هاي راديويي جهاني هم تغيير كرده است. به هر حال، ما با حركت در اين فضاي جهاني به نوعي در يك فضاي رسانه‌اي شناور هستيم و اين امر مستلزم داشتن دانش و سواد رسانه‌اي است.
در فضاي موجود – كه آموزش روزنامه‌نگاري را در مدارس نداريم – روزنامه ديواري دانش‌آموزي هم جدي گرفته نمي‌شود و نشريات دانشجويي هم بيشتر از آنكه تمرين كار روزنامه‌نگاري باشد، تمرين كار سياسي است. به نظر من، علل اين امر نبود زيرساخت است؛ زيرا دانش‌آموز فارغ‌التحصيل دبيرستان با رسانه، ارتباطات و روزنامه‌نگاري بيگانه است. با نگاهي عميق درمي‌يابيم كه اين مسئله در كشور ما پيچيده است.

  • در اين حرفه، ما شاهد افراد موفقي هستيم كه آموزش نديده‌اند و البته گاه موفق‌تر از افراد آموزش‌ديده هستند. آيا با استناد به اينكه بسياري از فعالان سياسي در كار روزنامه‌نگاري از بسياري از تحصيل‌كردگان اين رشته موفق‌ترند، مي‌توان گفت كه بايد «تجربه روزنامه‌نگاري» را در نظر بگيريم و نه آموزش صرف را؟

دكتر فرقاني: در باب اين نكته كه افراد آموزش‌نديده و سياسي‌ها در اين حرفه موفق‌ترند، بايد بگويم اين مسئله به دليل وجود يك نوع بيماري حاكم بر فضاي سياسي و رسانه‌اي است. متأسفانه عدم سلامت فضاي سياسي و رسانه‌اي موجب برهم زدن وضعيت موجود شده است؛ زيرا سياسيون به نوعي به رانت منابع معتبر وصل هستند.
نكته دوم اين است كه فضاي فعاليت سياسي آن‌چنان كه بايد به صورت نهادمند فراهم نبوده است؛ بخشي در قالب مبارزه سياسي و بخش ديگر در قالب حزب صورت مي‌گيرد. در صورتي كه بايد اين حوزه‌ها از يكديگر تفكيك شود (يكي از ويژگي‌هاي كشور توسعه‌يافته، افتراق يافتگي نقش‌ها و كاركردهاست)، در حالي كه در جامعه ما درهم تنيدگي وجود دارد و در نتيجه براي اينكه يك عنصر سياسي بتواند فعاليت‌هاي خود را پيش ببرد، ناگزير به وارد شدن در عرصه روزنامه‌نگاري است. ولي درباره اين نوع فعاليت به دليل عدم تداوم آن نمي‌توان قضاوت منطقي كرد و بنابراين به عنوان يك مكتب روزنامه‌نگاري شناخته نمي‌شود. من نمي‌خواهم بين عرصه روزنامه‌نگاري و قدرت تفكيك قائل شوم ولي وقتي شما وارد عرصه روزنامه‌نگاري مي‌شويد، به نوعي وارد حوزه قدرت شده‌ايد؛ زيرا قدرت به معناي ساختار مستقل سياسي در جامعه است. در نتيجه با ورود شما به عرصه قدرت، بايد خطرپذير (ريسك‌پذير) باشيد تا بتوانيد تنش‌ها را پشت سر بگذاريد. به‌‌رغم اينكه روزنامه‌نگاري مي‌گويد ما با سياست كاري نداريم ولي در واقع چنين نيست و اين فقط يك بحث غيرواقع‌بينانه است.

  • جناب آقاي صديقي، آقاي دكتر فرقاني در ابتداي بحث به 2مؤلفه براي رسيدن به حرفه روزنامه‌نگاري اشاره كردند؛ يكي آموزش و پژوهش و ديگري اقتصاد روزنامه‌نگاري. ايشان به طور خاص به 5مؤلفه اشاره كردند و به تعبير ايشان، اين مؤلفه‌ها در حكم يك ميز است كه بايد همه ستون‌ها و پايه‌هايش را در نظر گرفت. انتقاد ايشان اين بود كه چرا در سال‌هاي گذشته، فقط به آموزش توجه شده، در حالي كه بدون 4مؤلفه ديگر (استقلال حرفه‌اي، امنيت شغلي، اقتصاد حرفه‌اي و اخلاق حرفه‌اي) نگاه ما ناقص است. در حال حاضر، با توجه به سابقه شما، اولويت را در چه مؤلفه‌اي مي‌بينيد؟

فريدون صديقي: به نظر من همه مؤلفه‌هايي كه دكتر فرقاني نام بردند، در اين مسئله دخالت دارد. هر يك از اين مؤلفه‌ها در موقعيت و شرايط خاص اجتماعي، سياسي و فرهنگي بر ديگري غلبه مي‌يابد. البته در جامعه‌اي كه از نظر مناسبات اجتماعي، سياسي و آموزشي متعادل‌تر و متوازن‌تر باشد،‌ گردهم‌آمدن همه عناصر براي رسيدن به روزنامه‌نگاري حرفه‌اي و سپس تربيت روزنامه‌نگاري حرفه‌اي مقدور است. اما به نظرم ذكر اين نكته ضروري است كه خاستگاه اوليه روزنامه‌نگاري ادبيات داستاني،‌ داشتن قريحه و استعداد شگفتي است كه موجب مي‌شود عرصه روزنامه‌نگاري به هنر و ادبيات نزديك شود. از اين زاويه اگر نوع انتخاب ما براي دانشجو مبني بر اين مؤلفه باشد،‌يعني در صورتي كه مانند دانشكده هنر، نمايش و موسيقي پس از كسب رتبه علمي نياز به مصاحبه باشد، ‌در آن صورت استعداد افراد تا حدودي تشخيص داده مي‌شود كه البته در كشور ما اين اتفاق نمي‌افتد.

اگر شما مشاهده مي‌كنيد كه با توجه به تعدد رسانه‌هاي موجود، تعداد ‌افراد علاقه‌مند به روزنامه‌نگاري زياد است،‌ به نظر من اين نشان‌دهنده اين است كه ورود ما به اين حوزه اساسا نادرست و موردي و مناسبتي بوده است. بخش ديگري از آن به انتخاب موقعيت و شرايط اجتماعي در فضاي موجود برمي‌گردد كه جوان‌هاي امروز در آن معلق هستند. برخي از جوان‌ها به شهرت اهميت مي‌دهند و ابتدا دوست دارند بازيگر شوند اما پس از مدتي ناگهان تصميم مي‌گيرند مثلا فوتباليست شوند تا در كنار شهرت، ‌پول هم به دست آورند ولي سرانجام تصميم مي‌گيرند به دليل جذابيت، ماجراجويي، تلاش و تكاپوي اين حوزه وارد عرصه روزنامه‌نگاري شوند. به دليل عدم گذر از آزمون، تعداد زيادي از اين افراد وارد مراكز آموزشي مي‌شوند؛ در حالي كه فقط درصد كمي از آنها بنيه اوليه و دانش و مهارت لازم براي اين حرفه را دارند. متأسفانه دانشجويي كه وارد اين عرصه مي‌شود، فرق روزنامه و مجله را نمي‌داند كه البته اين برخاسته از نوع نظام آموزشي ماست؛ همان نظام آموزشي‌اي كه هيچ كمك و بسترسازي‌اي براي اينكه چه كسي و با چه گرايشي وارد چه حوزه‌اي شود،‌ نمي‌كند. به نظر من ـ كه روزنامه‌نگاري كار 35 ساله من است ـ روزنامه‌نگاري در ايران براي بقا و استمرار خودش شبيه بند بازي است. يك موضوع مهم در تداوم اين حرفه امنيت شغلي است؛‌ شما مي‌توانيد يك روزنامه‌نگار حرفه‌اي باشيد كه البته حرفه‌اي بودن شما تأمين‌كننده شما از حيث مالي نيست. عدم امنيت شغلي و ‌حرفه‌اي موجب مي‌شود ما در افت و خيزهايي قرار بگيريم كه بخشي از آن به دليل ورودي‌هاي غيرحرفه‌اي است.
علاوه بر اين، بخش ديگري از مشكل به اين موضوع برمي‌گردد كه شكل‌گيري رسانه‌اي ما شكل‌گيري غيرحرفه‌اي است. وقتي مدير رسانه آگاه نيست و رسانه را نمي‌شناسد، گزينه‌هاي بعدي نمي‌تواند به استمرار، پايداري و مخاطب شناسي كمك كند. خلاصه اينكه مشكل در نظام آموزشي ماست. منظور از نظام آموزشي هم فقط سيستم‌هاي رسمي نيست. مشكل در نقطه آغاز است. پدرخانواده‌اي كه كتاب و روزنامه نمي‌خواند و رسانه‌اي وارد خانه نمي‌كند و با اين پديده بيگانه است، چگونه مي‌تواند در شكل‌گيري علايق فرزندانش در آينده تأثير بگذارد؟

  • گفتيد كه يكي از وجوه روزنامه‌نگاري ادبيات است و ادبيات هم يك عنصر خلاق و تقريبا غيرقابل تعليم است. اگر مبنا را بر ادبيات بگذاريم، ‌آيا مي‌توانيم بگوييم كه در واقع در روزنامه‌نگاري عناصر قابل تعليم وجود ندارد يا خيلي كم وجود دارد؟

فريدون صديقي: من مبنا را بر ادبيات مي‌گذارم ولي نكته‌اي كه شما به آن اشاره كرديد، به تكنيك‌ها و مهارت‌ها برمي‌گردد. اگر قريحه آغازين و اوليه وجود نداشته باشد، شما فقط مي‌توانيد «تكنيسين روزنامه‌نگاري» شويد. آن قريحه به شما فرصت مي‌دهد كه دريابيد از چه دريچه‌اي به پديده نگاه مي‌كنيد و ظرفيت‌ها و تكنيك به شما مهلت و مجال مي‌دهد كه بتوانيد يك موضوع كهنه را نو كنيد. من در اينجا اشاره كنم به ايده نسلي كه روزنامه‌نگاري را فقط سياسي مي‌دانند؛ همچنان‌كه سينما، فوتبال، اقتصاد و خيلي چيزهاي ديگر را هم سياسي مي‌بينند و در نتيجه همه را از يك دريچه مي‌نگرند. اين گروه جمع ديگر را – كه خارج از حوزه سياسي كار مي‌كنند– روزنامه‌نگار نمي‌دانند زيرا تلقي و تصور آنها از روزنامه‌نگاري، تحقق سياست و رسيدن به قدرت است. اگر بين آن جمع توفيقاتي ديده مي‌‌شود، ميان كساني است كه ظرفيت‌هاي دروني و ماندگار آنها و نقطه عزيمت‌شان ادبيات يا آن دانشي است كه در خدمت آن اتفاق قرار مي‌گيرد. كساني كه در حوزه ادبيات موفق نيستند، در حوزه سياست هم موفق نيستند. نكته دوم اين است كه نويسنده مطبوعات بودن با روزنامه‌نگاربودن تفاوت دارد. يك نفر مي‌تواند در خانه بنشيند و براي روزنامه مقاله بنويسد و البته به عنوان روزنامه‌نگار شناخته شود. من نمي‌توانم بپذيرم كه يك نماينده مجلس – كه تخصص‌‌اش چيز ديگري است – يك رسانه درست كند و ما او را روزنامه‌نگار بناميم.

  • آقاي دكتر شكرخواه قبل از اينكه نظر خود را بيان كنيد كه كدام‌يك از اين مؤلفه‌ها ما را به روزنامه‌نگاري حرفه‌اي نزديك مي‌كند، خوب است در اين باره بحث كنيم كه وضعيت روزنامه‌نگاري ايران با متوسط حرفه‌اي جهاني آن چقدر فاصله دارد و درحال‌حاضر وضعيت اين حرفه در كشور ما چگونه است؟

دكتر شكرخواه: من مي‌خواهم موضوع را از گره خوردگي در چهارچوب ايراني خارج كنم. آقاي دكتر كمالي‌پور – كه فارغ‌التحصيل دانشگاه ميسوري هستند – به نكته خوبي اشاره كردند. دانشگاه ميسوري – كه در سال 1908 تأسيس شد – اولين مدرسه روزنامه‌نگاري در آمريكاست. اما طبق تازه‌ترين تحقيقات آمريكا،‌ ميسوري متهم اول است تا به مدارس روزنامه‌نگاري جديد در آمريكا برسيم و همه آنها به يك دليل مشترك چنين وضعيتي دارند زيرا هيچ‌كدام شكل‌دهنده صنعت نشده‌اند و كماكان در اختيار اهداف صنعت هستند. من مي‌خواهم بگويم كه داستان روزنامه‌نگاري در كشور ما هم از داستان كشورهاي ديگر جدا نيست. اگر روزنامه‌نگاري را به جز مفهومي كه دكتر صديقي معرفي كرد بدانيم، من يك وجه ديگر به آن اضافه مي‌كنم و مي‌گويم اگر روزنامه‌نگاري را ديالوگ جامعه با خودش بدانيم، بعضي‌ها اين ديالوگ را دوست ندارند. ‌در اينجا تفكيكي بين قدرت و روزنامه‌نگاري پيش مي‌آيد. من عامل بازدارنده و مانع بزرگ روزنامه‌نگاري را قدرت مي‌دانم؛ قدرت گاه خود به شكل فرهنگي و زماني سياسي و اقتصادي مانع تراشي مي‌كند.

اما درباره اينكه فاصله ما چقدر است، بايد بگويم با مراجعه به مبناي مشتركي كه به آن اشاره كردم (شكل‌ندادن به صنعت و پيرو آن بودن)، من اضلاع اين سرنوشت مشترك را به 3بخش تقسيم مي‌كنم؛ استاد روزنامه‌نگاري، روزنامه‌نگار و دانشجو. به عنوان يك معلم ابزارها بسيار آزاردهنده است و كمبودهايي وجود دارد. به عنوان يك روزنامه‌نگار نيز بسيار آزار مي‌بينم؛  به دليل ابزارهايي كه بايد باشد تا كار راحت و سريع تر انجام شود ولي وجود ندارند. به عنوان دانشجو هم در 2 حوزه زبان و فلسفه روزنامه‌نگاري احساس خلأ شديد مي‌كنم. در واقع به زبان علمي بايد بگويم جاي «مطالعات رسانه‌اي» خالي است.
اما در حوزه آموزش، من وضعيت امروز را خيلي بهتر از ديروز مي‌دانم. اين موضوع فقط مربوط به تجربه ايراني نيست بلكه به زندگي عمومي روزنامه‌نگاري در جهان مربوط است. امروز جهان به دليل وجود ابزارهاي گسترده، ارتباطي‌تر شده است. ما اسير جغرافياي خانه خودمان نيستيم. ارتباطات بيشتر از گذشته است. با آمدن تلفن همراه ارتباطات خانه به خانه به ارتباطات نقطه به نقطه بدل شده است. بنابراين ما هميشه در دسترس هستيم و اين ارتباطي‌تر شدن جهان به جريان آموزش روزنامه‌نگاري شتاب بيشتري بخشيده است. دانشجوي روزنامه‌نگاري، امروز اطلاعات مورد نياز خود را راحت‌تر از ديروز به دست مي‌آورد ولي اين به آن معنا نيست كه اطلاعات‌اش تازه‌تر است. اگر روزنامه‌نگاري را – چه در قالب خبر و چه در قالب گزارش – روايتگري بدانيم، به محض اينكه رنگ انتقاد به خود بگيرد يا ترجيح دهد كه اين روايتگري را در طلب كشف و گسترش يك فضاي دموكراتيك‌تر قرار دهد، حتماً مانع به وجود مي‌آيد. اما اين موانع طبيعي است و مسئله اين است كه با چه تمهيداتي از آن عبور كنيم.

دكتر فرقاني: در مورد اينكه ما در كجاي دنيا هستيم، فكر مي‌كنم ما به لحاظ آموزش و تجربه و تكنيك روزنامه‌نگاري چيزي كم نداريم؛ آنچه كم داريم شرايط و مقتضيات است؛ اينكه روزنامه‌نگار چگونه بتواند از حقوق اجتماعي مردمش دفاع كند و در خدمت ارتقاي كيفيت زندگي انسان و آگاهي و هوشياري او باشد. من مجموعه اين عوامل را روزنامه‌نگاري مي‌نامم؛ نه فقط اينكه سبك هرم وارونه را بداند و شيوه ليد و خبر نوشتن بلد باشد؛ مهم اين است كه همه اين‌ تكنيك‌ها در خدمت تأمين محتواهاي فرهنگي باشند.

  • يعني اگر ما تفاوتي ميان دانش و بينش در علوم انساني قائل شويم و‌ تكنيك‌ها را دانش بدانيم، آيا به اعتقاد شما در بينش ضعف داريم؟

دكتر فرقاني: بله، و مرز بين دانش و بينش در همه عرصه‌‌ها تحقق مي‌يابد. يك جامعه توسعه‌يافته در همه ابعاد توسعه يافته است ولي در يك جامعه توسعه نيافته نمي‌توان توقع داشت كه در حوزه روزنامه‌نگاري كاملا توسعه يافته باشد. اگر آموزش و شرايط اجتماعي،‌ سياسي و فرهنگي توسعه يافته داشته باشيم، آنگاه مي‌توانيم انتظار روزنامه‌نگاري توسعه يافته را داشته باشيم.  حوزه روزنامه‌نگاري از بقيه حوزه‌‌ها ارتزاق مي‌كند بنابراين نبايد ارتباط آن را با ديگر متغيرهاي فرهنگي فراموش كرد.

فريدون صديقي: فراموش نكنيد كه بخشي از اين حرفه – كه درگير آن هستيم – از سر اتفاق است. اگر اتفاق توأم با علاقه و استعداد و دريافت از مناسبات اجتماعي باشد، در آن حرفه باقي مي‌مانيم و به آن استمرار مي‌بخشيم. حالا چرا از سر اتفاق است؟ زيرا آموزش درست و قاعده‌مند نيست.

دكتر كمالي‌پور: من با آنچه دوستان گفتند، موافق هستم و تاكيد مي‌كنم آزادي مطبوعات شرط اول و اساسي توسعه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي است و در اين ميان، رسانه‌ها نقش بسيار مهمي دارند. ما نمي‌توانيم رسانه‌ها را از سياست و فرهنگ جدا بدانيم زيرا اينها در هم ادغام هستند. در ايران سياست روي رسانه تأثيرگذار است اما در غرب، نهادهاي اقتصادي. يكي از دلايلي كه دانشجويان دانشگاه ميسوري اقدام به انتشار روزنامه مي‌كنند، اين است كه يكي از بزرگ‌ترين غول‌هاي رسانه‌اي آمريكا به نام «تنت» در آنجا سرمايه‌گذاري كرده است؛ به طوري كه يكي از ساختمان‌هاي دانشكده روزنامه‌نگاري اين دانشگاه به نام تنت نامگذاري شده است؛ از طرف ديگر تبليغات روزنامه دانشگاه، مخارج آن را تأمين مي‌كند و حتي مي‌تواند به دانشگاه پول بدهد.

  • شما تاثيرگذاري اقتصاد بر روزنامه‌نگاري را آسيب نمي‌دانيد؟

دكتر كمالي‌پور: تا حدي آسيب است اما تاثير سياست نسبت به اقتصاد بيشتر است. سياست مرزها را تعيين مي‌كند ولي در غرب آزادي نسبي وجود دارد. من در اينجا مي‌خواهم از رابطه‌ها صحبت كنم. آنچه وجود ندارد نه فقط در زمينه رسانه‌ها و آموزش بلكه ايجاد رابطه‌هاي سالم و سازنده است. من لزومي براي اجازه دولت مبني بر انتشار روزنامه نمي‌دانم؛ اين مسئله در دنياي ديجيتال امروز معنا ندارد.

  • ولــي يــكـي از وجـوه روزنامه‌نگاري پيداكردن راهي براي دورزدن موانع است. سؤال اين است كه چرا بايد بر مطالبي تاكيد كرد كه همه ساختارها عليه آن واكنش نشان مي‌دهند؟ اين ديدگاه كه ما بايد همه حوزه‌ها را پوشش بدهيم، فقط يك ديدگاه است كه البته ديدگاهي ايدئال است.

دكتر فرقاني: شما به ايدئال اشاره كرديد. ما هيچ‌جا به ايدئال نمي‌رسيم. ايدئال بودن و حركت در آن مسير خوب است. دور زدن و مقابله نكردن با مشكلات و چالش‌هاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي اشكالي ندارد. مگر چقدر مي‌توان دور زد و چقدر مي‌شود آن را پذيرفت؟ در اين دورزدن‌ها مجبوريد اولويت‌هايي را به حاشيه برانيد و مسائل فرعي را جلو بكشيد. آيا شما مي‌توانيد نقش اجتماعي خود را ايفا كنيد؟ اينها تضادهايي است كه وجود دارد. از يك طرف منافع اجتماعي را مي‌بينيد و از طرف ديگر مقتضيات را؛ بايد بين اينها بالانس ايجاد شود.

دكتر شكرخواه: ويليام فالكنر در تعريف قصه مي‌گويد «قصه در واقع درگير ساختن قلب انسان‌ها با خودشان است». اين مسئله در روزنامه‌نگاري هم هست. به نظر من ما بايد كاري كنيم كه روح و احساس و قلب انسان‌ها را با خودشان درگير كنيم. اما بحث در اين است كه قلب چگونه به غليان درمي‌آيد؟ با تصاويري كه من نويسنده به آن مي‌دهم تا قلب را درگير آن اتفاقات بكنم. در روزنامه‌نگاري ـ خواسته يا ناخواسته ـ وسعت دموكراسي و وسعت تجربه و كشف، درست با وسعت جغرافياي انتقادي روزنامه‌نگاري برابر است؛ يعني اگر فكر كنيم روزنامه‌نگاري نبايد اين كاركرد را داشته باشد، ‌اشتباه كرده‌ايم  به دليل اينكه قلب درگير نمي‌شود و به غليان درنمي‌آيد زيرا اين وظيفه را به ما سپرده‌اند كه امتداد چشم و حواس مردم باشيم و اين حرفه ماست و انتظار ديگري از ما نمي‌رود. به نظر من، روزنامه‌نگاري حتي در تبييني‌ترين صورت خودش هم كاركرد انتقادي دارد اما اينكه در ارائه تصويرهاي انتقادي، فقط برخورد مستقيم تنها چاره كار است، بحث ديگري است.

  • انسان براي شناسايي درد به پزشك مراجعه مي‌كند. منتقد سياسي – كه گاهي اوقات در جامه روزنامه‌نگار وارد جامعه مي‌شود – بدون گرفتن اجرت، بيماري نظام اجتماعي را تشخيص مي‌دهد. چرا در جامعه ايراني با اينكه منتقد و روزنامه‌نگار هيچ پولي دريافت نمي‌‌كنند اما برخورد  با 2 قشر پزشك و منتقد متفاوت است. آيا اين به دليل ضعف سواد رسانه‌اي است.

فريدون صديقي: دكتر كمالي‌پور اشاره كردند كه در دانشگاه ميسوري، اقتصاد به عنوان حامي، اجازه حركت و توليد روزنامه را مي‌دهد نه سياست. به نظر من، سياست اقتصاد را توليد مي‌كند و گاهي هم اقتصاد، سياست را توليد مي‌كند و اين دو از يكديگر جدا نيستند. هر جا كه رسانه‌اي توليد شود، بحث قدرت، سياست و اقتصاد مطرح مي‌شود. در واقع آزادي (بيان و پيام) ماحصل كار رسانه‌اي و تابعي از رفتار نظام است. وجود آزادي در هر كشور به اندازه‌اي است كه موجب تهديد نظام و سيستم موجود نشود و به محض احساس تهديد نظام، جلوي آزادي گرفته مي‌شود؛ مثل ماجراي واترگيت كه2 روزنامه‌نگار خواستند از يك اتفاق خبط و خطايي رازگشايي كنند. خب چه اتفاقي مي‌افتد؟ مگر كل نظام سرمايه‌داري آمريكا را زيرسؤال مي‌برد؟ به هيچ وجه. مسئله فقط اين است كه قدرت از دست يك حزب به حزب ديگري سپرده شود. در بخشي از جهان، گاهي از انتقادها (به دليل عدم درك مديريت جامعه يا عدم درك توليدكننده رسانه) اين تلقي به وجود مي‌آيد كه نقد قرار است موجب جابه‌جايي يا فرو ريختن كل نظام شود. مسلما آزادي به قدري وجود دارد كه موجب تهديد سيستم و نظام نشود اما به محض تهديد نظام، جلوي آزادي گرفته مي‌شود. ظرفيت آزادي‌ها در همه جاي جهان تابعي از قدرت تحمل مديريت جامعه است. چه بسا در كشورهايي مانند آمريكا و سوئيس روزنامه نگارهايشان از روزنامه‌نگاران كشور ما بيشتر منتقد دولت خود باشند و البته آن روزنامه‌نگاران از ظرفيت كارآفريني و اطلاع‌رساني كشورشان ناراضي باشند. در همه جاي دنيا، آزادي تابعي از مديريت نظام موجود است و البته اين مديريت به دانش و سواد عمومي جامعه بستگي دارد. فهم و سواد از نظر من يعني فهم ديروز و درك امروز كه براي رسيدن به فردا اهميت دارد.
در مورد اينكه چرا جامعه، پذيراي ديدگاه‌هاي مثلا صنف پزشك است اما منتقد را پذيرا نيست، بايد بگويم كه اين امر به خصلت‌ها و فرهنگ جامعه برمي‌گردد. اساسا جامعه ما تحمل انتقاد را ندارد زيرا هر يك از افراد، خود را يك جهان و تركيبي از دانش‌هاي مختلف و تافته جدا بافته مي‌داند. متاسفانه هنوز در جامعه ما تخصص جاي خود را پيدا نكرده و در نتيجه به دليل عدم قرار گرفتن افراد در جايگاه‌هاي خود، مثلا ليسانسيه تاريخ رئيس بيمارستان مي‌شود. من گزارشي در مورد دانش آموزان المپيادي خواندم كه اين گروه از دانش‌آموزان محصول يك حركت هستند و ارتباطي با نظام آموزشي ندارند و در واقع يك استثنا هستند؛ چرا كه از اين سو مي‌بينيم كه يكي از معضلات نظام آموزشي ما، افت تحصيلي و ترك‌تحصيل است.

دكتر فرقاني: حوزه علوم پزشكي متعلق به علوم تجربي است و با تجربه و ملموسات در ارتباط است. اما حوزه علوم اجتماعي حوزه محسوسات است. بنابراين قرائت‌ها، ديدگاه‌ها و نظريات مختلف در اين حوزه جريان دارند كه هر يك در موقعيتي خاص بر اريكه قدرت مي‌نشينند. بنابراين، يك نظر واحد در مورد امور اجتماعي وجود ندارد زيرا اين حوزه با فهم و درك و بينش مرتبط است نه با ملموسات. در حوزه اجتماع و فرهنگ هم مسائل غير ملموس هستند و درمان آن نيز زمان‌بر است؛ يعني وقتي شما براي يك مشكل اجتماعي- فرهنگي راه‌حلي مي‌يابيد و به اجرا مي‌گذاريد، ممكن است نتايج آن در دوره زندگي شما بروز نكند. بنابراين اساسا قياس حوزه انتزاع و تجربه با هم متفاوت است.

دكتر كمالي‌پور: من با آقاي صديقي و دكتر فرقاني موافق هستم كه واقعا بيشتر چالش‌هاي ما ريشه فرهنگي دارند. هر زمان، هر نظام كه احساس خطر كند، به طور يقين از خود واكنش نشان مي‌دهد (البته شدت و ضعف دارد و آزادي هم نسبي است). در رابطه با سؤالي كه در مورد پزشك و منتقد كرديد بايد بگويم كه امكان ندارد مشكلات فرهنگي را زير ميكروسكوپ بگذاريم و از آنها عكس‌برداري كنيم؛ مشكلات فرهنگي خيلي پيچيده و زمان‌بر هستند. بنابراين بايد با شناسايي مشكلات و برنامه‌ريزي براي آنها، با صرف وقت لازم درصدد رفع آنها برآييم.

  • آيا تشخيص اين مشكلات وظيفه متخصصان علوم انساني نيست؟

دكتر كمالي پور: فرهنگ، اقتصاد، سياست و ارتباطات داراي رابطه تنگاتنگي با يكديگر هستند. در نفوذ شركت‌هاي فراملي بر محتواي رسانه شكي نيست ولي در كشورهاي توسعه‌يافته، در «رسانه‌هاي عمومي» موضوعات انتقادي را چاپ نمي‌كنند ولي در مجله‌هايي كه عمومي نيستند و صداها و گفته‌هاي مختلف وجود دارد، اين امكان هست. ضمنا اينترنت هم ابزار خوبي براي انتشار ديدگاه‌هاي افراد است. براي من معيارهايي وجود دارد اما نمي‌دانم دركشورهاي در حال توسعه مانند ايران، چرا تا اين حد حساسيت روي روزنامه‌هاي تيراژ پايين وجود دارد و چرا بر روزنامه‌هاي تيراژ پايين تكيه مي‌شود. وقتي رسانه‌هاي غالب مانند صدا و سيما در دست سيستم است، به نظر من انتقاد سازنده مفيد است و در صفحات روزنامه جاي صفحه انتقادات خالي است.

  • اصولا براي قدرت، اينكه تيراژ روزنامه چقدر است، اهميت ندارد بلكه شكل‌گيري گفتمان مهم است، نه شيوع آن. از طرف ديگر حكومت فكر مي‌كند با اينكه تيراژ روزنامه پايين است اما آن روزنامه در هر حال مخاطباني دارد و ممكن است افراد فرهيخته‌اي هم باشند.

دكتر كمالي‌پور: نه‌خير، به نظر من اينجا بحث اصلا تيراژ نيست بلكه بحث اين است كه انتقادها با ابزار روزنامه چگونه عموميت و انتقال پيدا مي‌كنند. اگر در موضوعي عده زيادي موافق يا مخالف نباشند، بحران و مشكلي به وجود نمي‌آيد. اگر موضوعي در قالب انتقاد از يك روزنامه كم تيراژ شروع ‌شود و سپس عموميت پيدا كند، ‌نشان‌دهنده مشكلي است كه بايد روي آن كار شود و روزنامه‌نگار آن را به شيوه خود مطرح مي‌كند. به نظر من اين خدمتي است كه روزنامه‌نگاري به جامعه مي‌كند.

دكتر فرقاني: هر گفتماني،‌ پادگفتمان خود را توليد مي‌كند؛ يعني گفتماني نداريم كه دچار گفتمان رقيب نباشد. اگر چنين نباشد، يا بايد در رسالت گفتمان شك داشت يا بايد به برخورد گفتمان‌هاي رقيب توجه كرد. عاقبت رضا شاه به اين علت ذلت‌بار شد كه با سركوب مخالفان، ديگر مخالفي نداشت و اطرافيان او همگي مدح و ثنايش را مي‌گفتند. او نيز چنين مي‌انديشيد كه همه چيز در بهترين وضعيت ممكن است بنابراين زماني كه پس از تبعيد او، مردم به خيابان‌ها آمدند و تظاهرات كردند، تعجب كرد كه چگونه قبل از آنها هيچ مخالفي وجود نداشت و حالا يكباره همه مخالف شدند. علت آن است كه فرصت و مجال براي مخالفت به آنها داده نمي‌شد بنابراين ما بايد درجه‌اي از انتقاد را بپذيريم.

فريدون صديقي: مخالفت‌ها،‌ تضادها و برخوردها با رسانه‌ها لزوما كاركرد سياسي ندارند؛ يعني ممكن است شما در مورد ميز و صندلي، مجله‌اي منتشر كنيد اما همان نشريه فقط به پشتوانه اسپانسر مالي حوزه كاركردش فعاليت مي‌كند. فرض كنيد فلان نشريه مربوط به حوزه چرم و كفش تا زماني مي‌تواند به فعاليت خود ادامه دهد كه بتواند جذب آگهي كند. اين نشريات هم مانند نشريات سياسي پس از مدتي با اعتبار مخاطب‌سازي خود مي‌توانند با حداقل درآمد به فعاليت خود ادامه دهند. پس اين مخاطرات فقط محدود به حوزه سياست و مهندسي افكار عمومي نيست؛ حتي در حوزه قدرت اقتصادي ممكن است مجله‌اي كه مثلا به صنعت چرم و توليد كيف و كفش مي‌پردازد، نتواند به بعضي از مناسبات اجتماعي انتقاد كند. به طور عموم هر جا كه رسانه به قدرت‌ تلنگري بزند، در آن هنگام قدرت واكنش نشان مي‌دهد.

  • در بسياري از كشورهاي در حال توسعه روزنامه‌نگارها وقتي در حوزه قدرت قرار مي‌گيرند، اين محدوديت را براي احزاب ايجاد مي‌كنند و پس از آن يك نتيجه‌گيري اشتباه مي‌كنند كه جنس و ساختار قدرت بدين گونه است. در حالي كه به واقع چنين نيست؛ در بسياري كشورهاي پيشرفته حداقل آزادي مطبوعات پذيرفته شده است. آقاي دكتر فرقاني فكر نمي‌كنيد كه اين گفتمان در ايران نهادينه نشده است كه به استقلال حرفه‌اي و نقش حرفه‌اي آنها بها بدهند.

دكتر فرقاني: چون روزنامه،‌ مطبوعات و روزنامه‌نگاري شاهرگ حياتي‌شان‌ مربوط به فرايندهايي است كه بتوانند آزادي قلم را تعيين كنند، بنابراين امكان نهادينه شدن امور در ايران فراهم نشده است . به نظر من اگر بخواهيم گشايشي در اين زمينه پيدا شود، بايد هزينه‌هاي اوليه آن را بپردازيم زيرا توسعه، هزينه به همراه دارد. يكي از كاركردهاي عمده رسانه، كاهش عوارض رواني توسعه است بنابراين توسعه هم عوارض رواني، انساني و اجتماعي دارد؛ به همين دليل ما ناچار به پرداخت بخشي از اين هزينه‌ها هستيم. دولت به معناي قدرت نيز بايد درجه‌اي از انتقاد را بپذيرد و  آن را تحمل كند. جامعه منتقدان نيز بايد زبان مناسبي را براي انتقاد پيدا كنند. من تحقيقي در مورد زبان ارتباطي در كشورهاي در حال گذار انجام دادم كه نشان مي‌دهد در جوامع در حال توسعه همه‌چيز در تب و تاب است و همه از ديدگاه خود نگران از دست دادن وضعيت موجود هستند (مانند از دست‌دادن آزادي و ارزش‌ها) و در نتيجه در اين كشورها درجه تحمل افراد بسيار پايين است؛ به همين دليل زباني كه براي طرح انتقاد انتخاب مي‌شود، بايد زباني نرم باشد تا خود زبان موجب آشفتگي نشود.

دكتر كمالي پور: به نظر من ضعف ديگر اين است كه ما واقعا فاقد رسانه عمومي هستيم؛ زيرا رسانه عمومي، رسانه‌اي است كه هيچ‌گونه وابستگي سياسي و اقتصادي نداشته باشد اگرچه رسانه‌‌هاي مدني و مستقل هم براي خود محدوديت‌هايي دارند.

  • با توجه به قانون پيچيده، تاريخ و عقبه روزنامه‌نگاري در ايران، مبحث ساخت اقتصادي رسانه و كار روزنامه‌نگاري يك بحث انتزاعي نيست و نيز با توجه به اينكه ساختار اقتصادي منشأ بسياري از گرفتاري‌هاست، يكي از دلايلي كه روزنامه‌نگارهاي با سابقه 50-40 ساله كم داريم، همين مسئله است. به نظر، اين مطلب به مسائل اقتصادي مربوط مي‌شود. در ايران روزنامه‌نگاران پس از مدتي با پست‌هاي غيرروزنامه‌نگاري به دليل اينكه معيشت آنها با اين كار تامين نمي‌شود، تغيير شغل مي‌دهند. در برخي كشورهاي دنيا، روزنامه‌نگاري از نظر درآمد جزو مشاغل بالاي جامعه محسوب مي‌شود و هيچ‌گاه يك روزنامه‌نگار به دليل معيشت خود تشويق و ترغيب به تغيير شغل نمي‌شود، در حالي كه در ايران چنين نيست. آيا در ايران راهي وجود دارد كه اقتصاد روزنامه‌نگاري درمان شود تا ما بتوانيم به روزنامه‌نگاري حرفه‌اي برسيم و در صحنه جهاني حرفي براي گفتن داشته باشيم؟ يكي ديگر از ضعف‌هاي ما نداشتن چهره‌هاي بين‌المللي در عرصه روزنامه‌نگاري است و البته تنها دليل آن زبان نيست و مسائل ديگري از جمله عدم استقلال كار روزنامه‌نگاري نيز در آن دخيل است.

دكتر شكرخواه: من ابتدا يك نكته در مورد بحث قبلي بگويم و آن اينكه بايد همان محور كار خود يعني روايت كردن موضوعات و رويدادها را باور داشته باشيم. به نظر من بين قصه و روزنامه‌نگاري شباهتي در شخصيت، ديالوگ، كنش‌ها و خيلي مسائل ديگر وجود دارد. كار نويسنده اين است كه كاراكترهايي را خلق كند و بين مخاطب و جهان واقعي، وابستگي و ارتباط برقرار كند اما روزنامه‌نگار درصدد خلق نيست؛ روزنامه‌نگار بايد مسائل را منعكس كند و بيشتر اوقات نقطه شروع را هم تعيين نمي‌كند ولي بايد تازه‌ترين را گزارش كند. به عنوان مثال، در صورتي كه سازمان ملل متحد اعلام مي‌كند كه آمريكا نبايد به عراق حمله كند ولي آمريكا به عراق اعلان جنگ مي‌دهد، ما بايد به عنوان يك روزنامه‌نگار قسمت دوم يعني اعلان حمله را تعقيب كنيم. به اعتقاد من ما نبايد داستان بگوييم و اين مسئله عين اخلاق حرفه‌اي است كه چيزي را خلق نكنيم و فقط در پي انعكاس مطالب باشيم. نتيجه‌گيري من اين است كه مشكل ما فقط زبان نيست كه اگر مسائل را با زبان نرم مطرح كنيم، حل مي‌شود؛ مشكل ما از اينجا شروع مي‌شود كه عده‌اي در تلاش هستند تا گفتمان‌ها را به گفتمان خودشان تقليل دهند و گفتمان خود را برديگر گفتمان‌ها تسري دهند. به بيان ديگر ما با مكانيسم درگير نيستيم بلكه ما با فلسفه‌اي مواجه هستيم كه ارتباط چنداني با نرمي و سختي زبان ما ندارد. در ارائه و روايتگري 2 پايه غير قابل ترديد وجود دارد؛ يكي آنكه روايتگري يك مايملك بشري است كه بر اساس آن همه ما در تلاش براي روايت كردن افكار و عقايد پيرامون خود هستيم. پايه دوم اين است كه ارائه و روايت، يك مايملك فرهنگي است كه در اينجا ما با متدهاي فرهنگي هر جامعه مواجه هستيم. ما با روزنامه‌ ايده‌اي را به چاپ مي‌رسانيم اما برخي جوامع با سيلك، ‌افست و ديجيتال آنها را چاپ مي‌كنند و در اينجا من به دكتر كمالي پور خيلي نزديك مي‌شوم كه ما با رگرسيون چند متغيره روبه‌رو هستيم كه يكي از‌آنها شكل پرزنت و عرضه كار ماست كه مي‌توانيم نرم‌تر باشيم. اما در باب بحث اقتصاد رسانه‌اي بايد بگويم كه حاصل مطالعات بشر تاكنون در حوزه «رسانه به عنوان اقتصاد» 3 نظر را نشان مي‌دهد: ديدگاه اول اينكه اگر شما صاحب رسانه باشيد، تغيير براي شماست و درنتيجه تغييرات در اختيار شما قرار مي‌گيرد؛ يعني در ديدگاه اول رسانه عامل تغييرات است. ديدگاه دوم كه ناشي از مكاتب ماركسيستي بوده و وارد ادبيات ارتباطات شده،‌ معتقد است رسانه عامل تغييرات نيست بلكه ناقل تغييرات است و عامل تغييرات، بنگاه‌هاي اقتصادي و مجامع مالي،‌صنعتي و اقتصادي هستند و در نتيجه كار به نفع آنها خواهد بود. ديدگاه سوم تفكر فرهنگي در باب رسانه‌هاست كه رسانه به لحاظ اقتصادي مانند شهر است؛ يعني همان‌گونه كه در زندگي شهري رعايت علايم راهنمايي و رانندگي را مي‌كنيم و به همه فرصت مشاركت مي‌دهيم، رسانه اقتصادي هم مانند رسانه شهري است كه همه بايد با رعايت مقررات در آن تردد كنند. در واقع رسانه‌ به عنوان تاندون، استخوان‌ها و اندام‌ها را مي‌بندد. در اين نظريه به رسانه به عنوان نقشه شهري نگاه مي‌كنند. طبق ديدگاه سوم به جز روزنامه‌نگار و قسمت مالي، يك طرف سوم به نام مخاطب هم در اين بازي نقش دارد.

  • آقاي دكتر، شما با نظر سوم موافق هستيد؟

دكتر شكرخواه: تقريبا همه روزنامه‌نگاران خود را با مدل سوم نزديك مي‌بينند. متاسفانه در ايران علاقه آنها روند امور را تعيين نمي‌كند. در ايران پرتيراژترين روزنامه‌ها مانند همشهري متعلق به شهرداري، جام‌جم متعلق به تلويزيون و روزنامه ايران متعلق به دولت هستند.

فريدون صديقي: من مي‌خواهم يك مقدار بحث را به فضاي موجود نزديك كنم؛ يعني فضاي موجود جامعه كه رسانه با آن درگير است. پرتيراژترين رسانه‌هاي ما وابسته به نهادهاي دولتي است و به قدرت سياسي و اقتصادي آنها بر مي‌گردد. از روزنامه‌ها و نشريات تخصصي و خارج از قاعده، تنها كساني كه قدرت اقتصادي بالايي دارند به حيات خود ادامه مي‌دهند ولي چون حوزه آنها تخصصي است و آستانه تحمل آنها بيشتر است، به وسيله آن و ضمن استفاده از مهارت‌هاي ژورناليستي توانسته‌اند استمرار خود را حفظ كنند؛ مانند ماهنامه صنعت چاپ يا نشرياتي كه به بحث‌هاي خانوادگي مي‌پردازند و ما از آنها به نام «نشريات زرد» ياد مي‌كنيم. موضوع بحث ما اين است كه روزنامه‌نگار حرفه‌اي مي‌تواند استمرار پيدا كند و به درآمد حرفه‌اي دست يابد يا نه؟ به نظر من نه؛ زيرا يا بايد چند شغله بود و يا بايد اين حيطه را كنار گذاشت و به كار ديگري روي آورد. زناني كه 25 سال كار روزنامه‌نگاري حرفه‌اي انجام مي‌دهند و به استمرار رسيده‌اند، يا شوهر نكرده‌اند يا طلاق گرفته‌اند. دراين حالت است كه ـ همچنان كه گفتم ـ روزنامه‌نگاري به بندبازي بيشتر شبيه است و شما بايد همواره چوب تعادل را در دست داشته باشيد تا سقوط نكنيد.

دكتر فرقاني: اقتصاد روزنامه‌نگاري، داستاني مستقل است. آنچه در ايران مي‌گذرد با كشورهاي ديگر متفاوت است. در برخي كشورها رگه‌هاي متفاوتي دارند. وقتي فضاي روزنامه‌نگاري يك بند از چهار بند را داشته باشد و يك بند آن استقلال حرفه‌اي است كه تقريبا درفضاي روزنامه‌نگاري ايران به ندرت ديده مي‌شود، در اين صورت اوضاع نابساماني پيش مي‌آيد. وابستگي اقتصادي اشكال مختلفي دارد؛ اگر انتشار روزنامه مبتني بر گرفتن مجوز باشد و وقتي دولت به عنوان يك خدمت فرهنگي كمك‌هاي مستقيمي را در اختيار مطبوعات مي‌گذارد ( در عمل انتشار روزنامه به عنوان رانت و امتياز تلقي مي‌شود)، در اين حالت، كمك‌هاي دولتي فسادآور شده و از طرف ديگر تبديل به اهرم‌هاي كنترل و نظارت در مطبوعات مي‌شود. بنابراين اگر كمكي انجام مي‌شود بايد كمك‌هاي غيرنقدي باشد و از نوع خدمات باشد (اجاره محل، ‌آب، برق، ماليات،‌حمل و نقل و…) تا سوء استفاده‌اي صورت نگيرد. از طرف ديگر ما با رقابت نشرياتي كه اقتصاد صددرصد دولتي‌اي دارند و با نشرياتي كه تركيبي از كمك‌هاي دولتي و بودجه‌هاي دولتي هستند  مواجه هستيم و طبيعي است كه هيچ قدرتي در جامعه توان مقابله با دولت را ندارد و در نتيجه يا بايد تعطيل شوند يا دولتي شوند. اقتصاد مطبوعات مانند استقلال و امنيت حرفه‌اي و مانند آموزش و… پايه سست و لغزاني دارد كه عملا به جاي اينكه حيات مطبوعات را ترغيب كند به نوعي با آن بازي مي‌كند.

دكتر كمالي پور: براي اينكه بتوانيم در اين حوزه پيشرفت كنيم، نياز به استقلال حرفه‌اي و اقتصادي و آموزش حرفه‌اي است. من خوشحالم كه در مقاطعي از تاريخ ايران، پيشرفت‌هايي شده و روزنامه‌ها و خبرنگاران فراغت نسبي داشته‌اند؛ با اينكه اين دوران شكوفايي كوتاه و گذرا بوده است. عدم استقلال موجب ايجاد آشفتگي در اين رشته مي‌شود؛ زيرا مرزها مشخص نبوده و از نظر درآمد هم همه- به‌خصوص روزنامه‌نگاران- درگير مسائل اقتصادي هستند. درست بر خلاف كشورهاي پيشرفته، روزنامه‌نگاري در ايران به عنوان يك حرفه نيست و يك كار جانبي به شمار مي‌آيد. در ايران بايد يك فضاي مطلوب فراهم شود تا آموزش صحيح و حرفه‌اي در اين فضا جا بيفتد. وقتي چالش‌ها همه‌جانبه است، مشكلات نيز همه‌جانبه است. مي‌توان مشكلات را به طورعلمي و دقيق برنامه‌ريزي كرد و اين حوزه را توسعه داد. بيشتر صاحبان روزنامه از نسل قديم بوده و روزنامه‌نگاران از نسل جديد هستند و مسلما صاحبان روزنامه ـ‌چه دولتي و چه خصوصي ـ بر روند روزنامه‌نگاري و‌آنچه چاپ مي‌شود و نمي‌شود تأثيرگذار هستند و تا زماني كه مشكلات فرهنگي وجود داشته باشند، ما در هيچ حوزه‌اي نمي‌توانيم كارايي لازم را داشته باشيم.

  • دكتر سروش حدود 10 سال قبل مقاله مشهوري نوشت به نام «سقف معيشت بر ستون شرعيت» و در آن از شيوه ارتزاق روحانيون كه از محل دعوت ديني تأمين مي‌شود، ‌انتقاد كرد. همان روزها يك نفر در قم نقدي نوشت و گفت روشنفكري هم همين حالت را دارد و در واقع شيوه كسب درآمد روشنفكر هم مستقل از موضوع و سوژه فعاليت‌اش نيست كه جست‌وجوي حقيقت باشد؛ چون از اين راه پول درمي‌آورد پس به طور خودكار يا نيمه‌خودكار برخي ملاحظات را در كار مي‌كند كه اين در جست‌وجوي حقيقت تاثير مي‌گذارد و همان طور كه دكتر سروش پيشنهاد كرده بود كه روحانيون از راه ديگري امرار معيشت كنند، اين فرد پيشنهاد كرده بود كه روشنفكران هم در صورتي كه زبان مي‌دانند به سمت ترجمه بروند يا به تعبير جناب صديقي مبل‌فروشي بازكنند يا پيتزا بفروشند. حالا آيا در مورد روزنامه‌نگاري ـ با توجه به اين تعريف كه روزنامه‌نگار كسي است كه از اين راه نان مي‌خورد ـ هم مي‌توان اين را گفت كه نسلي را تربيت كنيم و به كساني مجال ورود دهيم كه دبير سرويس روزنامه بوده ولي [در عين حال] پزشك باشند و‌ پيتزافروش باشند اما خوش‌قلم باشند و بتوانند مطلب بنويسند و در حوزه اجتماعي و سياسي تأثير بگذارند؛ يعني اين مرز‌ها را از هم تفكيك كنيم و برايشان نرم بچينيم و قاعده‌مندشان كنيم. براي نمونه، كفش‌فروش بودن يك فرد منافاتي با روزنامه‌نگار موفق بودن او ندارد.

دكتر شكرخواه: در عرصه وب اين اتفاق افتاده ولي در حوزه روزنامه‌نگاري چاپي هنوز اين اتفاق نيفتاده است. در روزنامه‌نگاري چاپي، جمع محدودي براي جمع وسيعي مي‌نوشتند الان در وب، جمع وسيعي براي جمع وسيعي مي‌نويسند؛ يعني من همان طور كه در فضاي وب، ‌وب‌سايت خودم را دارم در عين حال خواننده وب‌سايت‌هاي ديگر هم هستم. اصلا هم نمي‌دانم كسي كه پشت آن وب‌سايت مطلب مي‌نويسد روزنامه‌نگار است يا نه. چه بسا روزنامه‌نگار هم نيست ولي خيلي خوب مي‌نويسد و در واقع فرق فضاي روزنامه‌نگاري آن‌لاين با روزنامه‌نگاري چاپي اين است كه در روزنامه‌نگاري چاپي، ‌كماكان روزنامه‌نگار بودن در گروي داشتن كارت خبرنگاري است و يك نهاد و سازمان لازم است كه شما را تاييد كند. اما در فضاي وب، روزنامه‌نگاري بدون كارت خبرنگاري در جريان است و چه بسا كسي كفاش باشد و در وب مطلب بنويسد. بزرگ‌ترين خبرنگار دوران جنگ ( حمله آمريكا به عراق) يك پسر عراقي به نام حسن بود كه البته روزنامه‌نگار هم نبود. او وبلاگي داشت كه هر روز گزارش مي‌داد نيروهاي آمريكايي چه مي‌كنند. اما جالب اينجاست كه حسن امروز براي روزنامه گاردين كار مي‌كند؛ يعني هنوز فضاي نوشتاري، فرد را به اين سمت مي‌آورد و هنوز احساس مي‌شود كه رسميت روزنامه‌نگار به داشتن كارت و بودن در يك سازمان رسانه‌اي است. به عبارتي آن حركت عمودي كه جمع محدود براي جمع وسيع مي‌نوشتند، به يك حركت افقي- كه جمع وسيعي براي جمع وسيعي مي‌نويسند يا همان روزنامه‌نگاري بدون كارت- تبديل شده است.

دكتر كمالي‌پور: در كشورهايي مانند آمريكا اين اتفاق افتاده كه شما به عنوان يك پزشك، وكيل، ‌كفاش و… مي‌توانيد يك مقاله بنويسيد و در روزنامه‌ چاپ كنيد. البته تعداد مقالاتي كه براي اين روزنامه‌ها مي‌رسند خيلي زياد هستند و آنها را گزينش مي‌كنند ولي اين مسئله، شدني است

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=38722

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

متن مقاله حمید ضیایی پرور در باره مديريت خبرنامه الكترونيك -ارايه شده به كنفرانس بين المللي روابط عمومي

ارسال شده توسط عمادکاربخش در نوامبر 20, 2007

متن مقاله حمید ضیایی پرور در باره مديريت خبرنامه الكترونيك -ارايه شده به كنفرانس بين المللي روابط عمومي
دانلود كنيد
اين هم عكسي از پروفسور كمالي پور و من در حاشيه كنفرانس :
kamlipor-ziaee.JPG

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

تغییر ذهنیت کشورهای خارجی اصلی ترین موفقیت کنفرانس است

ارسال شده توسط عمادکاربخش در نوامبر 20, 2007

پرفسور یحیی کمالی پور:
تغییر ذهنیت کشورهای خارجی اصلی ترین موفقیت کنفرانس است
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: پرفسور یحیی کمالی پور درخصوص برگزاری چهارمین همایش بین المللی روابط عمومی گفت: برگزاری چنین همایش هایی در زمینه روابط عمومی و حوزه های دیگر بسیار مفید هستند.
همراه با گزارش تصویری

وی روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار گروه علمی فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران “ایسکانیوز” افزود:برگزاری چنین مراسمی نه تنها این فرصت را در اختیار قرار می دهد که روابط عمومی ها از سراسر کشور دور هم جمع شوند بلکه زمینه را فراهم می سازد تا با اساتید سایر کشورها نیز آشنا بشوند و این مساله یکی از راه های کسب موفقیت است.
کمالی پور گفت: یکی از هم و غم های من این است که چهره جهانی ایران در دنیا منفی است و دلیل آن هم این است که رسانه های خارجی تاثیر مثبتی را از ایران نمایش نمی دهند و این تاثیر با واقعیت ها تطابق ندارد و به همین دلیل برگزاری این همایش ها باعث تغییر ذهنیت کشورهای خارجی می شود و این به عنوان اصلی ترین قدم مثبت در این همایش تلقی می شود.
پروفسور کمالی نژاد در سطح داخل کشور نیز باید کارهایی را انجام دهیم و با تقویت خوبی های کشورمان تا آنجا که امکان دارد باید درها را باز کنیم و اطلاع رسانی مطلوب انجام دهیم، بنابر این شکوفایی و یا ضعف فرهنگی مساله ای دو سویه است و روابط عمومی ها نقش انکارناپذیری در آن ایفا می کنند.
وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز در خصوص جایگاه اعتمادسازی به عنوان یکی از مهمترین وظایف روابط عمومی ها گفت: اگر اعتمادسازی نباشد، رابطه بین روابط عمومی ها و مخاطبین، روابط عمومی ها و دولت و در آخر دولت ها و مردم مشکل آفرین خواهد شد.
وی ادامه داد: زمانی که یک جهش را به سمت جهانی شدن انجام می دهید اشکالی که وجود دارد این است که روابط عمومی ها جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده و نشناخته است، بنابر این روابط عمومی ها باید در داخل کشور خود را تقویت کنند و اعتمادسازی را بوجود بیاورند.
پرفسور کمالی نژاد در خاتمه درخصوص نتایج چهارمین کنفرانس بین المللی ایران گفت: این کنفرانس نتایج و پیامدهای مطلوبی داشت که می توان به آگاهی از تجربیات دیگران، آگاهی شرکت کنندگان داخلی از نتایج مهمانان خارجی و رشد و ارتقاء روابط با یکدیگر اشاره کرد و در پایان باید اشاره کنم که روابط عمومی از بطن روزنامه نگاری آمده است، بنابر این برای ماندگاری بیشتر روابط عمومی ها ناگزیر هستند در تمامی حوزه های علمی حضوری وسیع و فعال داشته باشند و به این ترتیب می شود آینده روشنی را پیش بینی کرد./01/120

      خبرنگار: 348منبع خبر:http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=152774

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »

اولین نشست هیئت مؤسس بنیاد فرهنگی پروفسور یحیی کمالی پور برگزارشد

ارسال شده توسط عمادکاربخش در نوامبر 19, 2007

اولین جلسه  هیئت مؤسس بنیاد غیر انتفاعی فرهنگی و ارتباطی پروفسور یحیی کمالی پور برگزارشد.در این نشست که با حضور اعضای هیئت مؤسس و تعدادی از اساتید علوم ارتباطات برگزار شد پروفسور کمالی پور با تشریح اهدافش از راه اندازی این بنیاد گفت : من ایرانی و عاشق ایران هستم و بنا دارم در آستانه 60سالگی خود با تأسیس این بنیاد و با کمک اساتید و اعضای هیئت مؤسس ، در زمینه توسعه دانش ارتباطات در کشورم و به ویژه در نقاط محروم تلاش کنم . 

 

              

رییس انجمن جهانی ارتباطات با بیان اینکه در ایران استعدادهای بسیاری در میان نوجوانان و جوانان وجود دارد افزود : اولین پروژه این بنیاد را از زادگاه خود راور کرمان آغاز کرده و سپس به سایر نقاط محروم تسری خواهیم داد. وی با اشاره به روند اخذ مجوزهای برای تأسیس بنیاد افزود : بنا داریم با توسعه دایره مشورت  خود زمینه دریافت نقطه نظرات اساتید ، دانشجویان و علاقمندان را برای ارتقا و اثربخشی برنامه های بنیاد فراهم کنیم .

در این نشست هریک از اعضای حاضر به بیان دیدگاه های خود پرداختند . اخبار تکمیلی در این زمینه بزودی منتشر خواهد شد.

نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »