چهارمین کنفراس بین المللی روابط عمومی![]()
بروشور چهارمین کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران
تهران24و25آبان ماه1386
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 24, 2007
چهارمین کنفراس بین المللی روابط عمومی![]()
بروشور چهارمین کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران
تهران24و25آبان ماه1386
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 19, 2007
نوشته شده در Kamalipour_1 | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 19, 2007
| گفت و گو با پروفسور يحيي كمالي پور، رياست شوراي مشورتي دبيرخانه همايش روابط عمومي الكترونيك شرط تحقق روابط عمومي الكترونيك مديريت به روز و امكانات تكنولوژيكي است گفتوگو: امير عباس تقيپور پروفسور “يحيي كمالي پور” متولد ۱۳۲۶ شهر «راور» کرمان است. وي از جمله استادان ايراني مقيم آمريكاست كه دکتراى ارتباطات خود را از دانشگاه ميسورى اخذ كرده است. |
مديریت مركز مطالعات جهاني، سردبيری Global Media journal، مدیریت انجمن ارتباطات جهاني و ریاست دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو ايالات متحده امريكا از جمله مسوولیتهای فعلی پروفسور یحیی پور است. وی درسفر اخيرخودبه تهران در گفتوگويي با امير عباس تقي پور، دبير همايش روابط عمومي الكترونيك به بيان ویژگیهای روابط عمومی موفق ومزايا و الزامات استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در وزارتخانهها و سازمانهاي دولتي و خصوصي پرداخت.
چه ضرورتهايي براي استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در سازمانها وجود دارد؟روابط عموميها موظفند هميشه خود را به روز نگه داشته و از جديدترين ابزار و تكنولوژيها در انجام وظايفشان استفاده كنند. دنياي امروز دنياي ديجيتال است و هيچ مدير و يا كارشناس روابط عمومي نميتواند بدون بهره گيري از امكاناتي كه ابزار ديجيتال در اختيارش ميگذارد وظايف خود را به درستي انجام دهد. یعنی شما هم مانند بسیاری از کارشناسان معتقدید طی کردن این مسیر یک اجبار است؟قطعا برای سازمانهای پیشرو و کسانی که خواهان تحول، ارتقا و پیشرفت هستند استفاده از ابزار نوین دیجیتال گریز ناپذیراست. مهم ترين دستاورد روابط عمومي الكترونيك چه خواهد بود ؟استفاده بهينه از جديدترين ابزار ديجيتالي فرصتهاي ارزندهاي را براي بشر و به خصوص فعالان عرصه روابط عمومي و رسانه ايجاد كرده كه مهم ترين آن برقراري ارتباط و تعامل دوسويه با مخاطب است. البته صرفا دسترسي به ابزار به يك ارتباط دوسويه و سازنده منتهي نميشود بلكه كاربر ديجيتال بايستي نسبت به امكانات ابزارجديد شناخت داشته و آگاه باشد. روابط عمومي ديجيتال بر خلاف روابط عمومي سنتي، بسيار تعاملي و دوسويه است. در روابط عمومي الكترونيك، زمان، مكان و مرز مفهومي ندارد. در روابط عمومي الكترونيك سازمان، خود را بي نياز از مخاطب نميداند. تحول در نحوه نظرسنجي و پيگيري امور در فضاي وب از ديگر ويژگيهاي روابط عمومي الكترونيك است. اين ويژگيها باعث صرفه جويي در وقت و هزينهها شده و اثربخشي روابط عموميها را افزايش ميدهد. به نظر ميرسد درك ضرورتهاي استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در اين خصوص كافي نبوده و نيازمند پيش شرطها و آمادگيهايي است. البته،زيرساختها و امكانات شبكهاي و مخابراتي يكي از مهم ترين پيش نيازها و شرط اوليه براي تحقق روابط عمومي الكترونيك است. كاربران دیجیتال در حوزه روابط عمومي بايد واجد چه شرايطي براي حضور موفق در اين عرصه باشند؟سواد كامپيوتري كاربران دیجیتال ازجمله كارشناسان روابط عمومي بسيار حايز اهميت است. ضمن آنكه تسلط بر زبان انگليسي به عنوان زبان جهاني لازمه آشنايي و استفاده از امكانات ابزار ديجيتال و تكنولوژيهاي نو است. اشاره كنم كه منظور من از تكنولوژيهاي نو فقط به اينترنت منحصر نشده و تكنولوژيهايي مثل تلفنهمراه را هم شامل ميشود. آموزشها از چه سنی و توسط چه نهادهایی باید آغاز شود؟ آموزش کامپیوتر و روابط عمومی باید از مدارس شروع شود. آموزش کامپیوتر باید از همان دوران ابتدایی و آموزش روابط عمومی از دوران دبیرستان شروع شود. به نظرم ضروری است که تمام دانشگاهها حداقل یک درس اجباری در حوزه روابط عمومی و رسانه داشته باشند. از یک طرف می گوییم سرعت تغییرات در دنیای دیجیتال زیاد است و از طرف دیگر برای قرار گرفتن در مسیر دیجیتال نیازمند تغییر فرهنگ هستیم. تغییر فرهنگ بسیار زمان بر است. اگر دیر بجنبیم از قافله توسعه عقب ماندهایم و اگر شتابان حرکت کنیم به دلیل عدم آمادگی فرهنگی با موانع بسیاری روبهرو خواهیم شد. چه باید کرد؟کشورهای در حال توسعه به ترمیم فرهنگی نیازمندترند. اینکه می گویید تغییر فرهنگ زمان بر است حرف درستی است. متأسفانه هرگاه از فرهنگ و چالشهای فرهنگی صحبت می کنیم امکان تغییر آن در کوتاه مدت وجود ندارد چراکه صحبت از آداب و رسوم و افکار است. فرهنگ شامل همه چیز می شود. در کشوری مثل ایران روابط عمومیها وظیفه سنگینی در قبال فرهنگسازی یا بهتر بگویم ترمیم مشکلات فرهنگی که مانع اصلی توسعه محسوب می شوند بر عهده دارند. تأکید کنم که ترمیم کردن به معنای فراموش کردن و کنار گذاشتن فرهنگ خود نیست. منظور این نیست که غربی شویم. اما معتقدم در تمام زمینهها ادغام محاسن فرهنگ خودی با محاسن فرهنگ غرب مارا به همان ایده آلی که اشاره کردید میرساند. تبیین و پرداختن به فواید این نگاه در کنار توسعه تحقیق واصل اعتمادسازی اصلی ترین وظایف روابط عمومیها محسوب میشود و روابط عمومی الکترونیک میتواند زمینه تحقق این وظایف را سریعتر، فراگیرتر وبا دقت بیشتری فراهم کند. شما تجارب زیادی در زمینه ارتباطات و رسانه در خارج از کشور دارید. ایران در حوزه روابط عمومی کجای دنیا ایستاده است؟اجازه دهید مقایسه من بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته باشد. اختلافات فرهنگی منشاء تفاوت روابط عمومی در کشورهای توسعه نیافته با روابط عمومی در کشورهای پیشرفته است. در کشورهای توسعه یافته تحقیقات از جایگاه ویژهای برخوردار است. مخاطبان سازمانها می دانند که تحقیقات روابط عمومی منجر به بهبود مسایل درون و برون سازمانی می شود بنابراین مردم در فرآیند تحقیقات مشارکت و حضور داشته و به سوالات محقق پاسخ می دهند اما در کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه اعتماد، آگاهی و رابطه سازنده میان مردم و سازمانها وجود ندارد. بنابراین حتی اگر یک کار تحقیقاتی علمی نتایج سودمند و مفیدی داشته باشد از دیدگاه فرهنگی یک چالش و مشکل است که روابط عمومیها باید برای انجام آن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کنند. در ایران هم این موضوع مصداق دارد. یکی از مهم ترین مشکلاتی که روابط عمومی در ایران با آن روبهرو بوده و البته در سالهای اخیر مرتبا” از سوی شاغلان و فعالان حرفه یادآوری شده و بعضا” اقدامات مناسبی هم در جهت رفع مشکل به عمل آمده است مربوط به جایگاه روابط عمومیها است. چطور می شود به بحران جایگاه در روابط عمومی ایران غلبه کرد؟مجبور هستم به یکی دیگر از تفاوتهای روابط عمومی درکشورهای توسعه نیافته با روابط عمومی در کشورهای توسعه یافته اشاره کنم و آن هم موضوع ضابطه مند بودن انتصاب مدیران روابط عمومی در کشورهای پیشرفته است. باز هم باید اظهار تأسف کرد که در کشورهایی مثل ایران کم ترین دقت در انتصاب مدیران روابط عمومی میشود در حالی که یک مدیر روابط عمومی باید بینش و اطلاعات وسیعی داشته باشد. باید به خوبی رسانه را بشناسد و نقش آنها را در جامعه درک کرده و بفهمد. باید از اقتصاد، از فرهنگ، از هنر و از سیاست بداند. باید نگاه جامعه شناسی داشته باشد. در این صورت موفق عمل خواهد کرد. در کشورهای توسعه یافته شخصی که مدرک یا تخصص و تجربه این رشته را نداشته باشد هیچگاه و اگر بخواهم احتیاط کنم به ندرت مسؤول روابط عمومی می شود. این موضوع در تحقق روابط عمومی الکترونیک نیز مؤثر است. بدون تردید مدیران روابط عمومی آگاه و متخصص، زمینه سازتحقق روابط عمومی الکترونیک در سازمانها خواهند بود. در این صورت هیچ دلیلی هم برای تداوم بحرانی که شما اشاره کردید وجود نخواهد داشت. یعنی شما مهم ترین دلیل جایگاه نامناسب روابط عمومیها در سازمانها را به کارگیری مدیران غیر متخصص می دانید؟بله. نقش مديريت در تمام امور يك سازمان اساسي و حياتي است. در روابط عمومي هم همينطور است. اگر مديران مفهوم روابط عمومي را ندانسته و از كاركردها و تأثير آن آگاهي نداشته باشند مسلما” تأثيرگذارمثبت نخواهند بود. در حوزه روابط عمومی سنتی، مدیریت و در حوزه روابط عمومی الکترونیک، مدیریت به علاوه امکانات تکنولوژیکی مهم ترین عوامل برنامه ریزی و موفقیت در برنامههای روابط عمومی سازمانها محسوب می شوند. شما در اقامت چند روزه خود در ایران از دبیرخانه دایمی همایش روابط عمومی الکترونیک هم بازدید کرده و با پذیرش ریاست شورای مشورتی این همایش موافقت کردید. در ایران عدهای براین عقیدهاند که برگزاری این قبیل همایشها فواید چندانی در بر ندارد. نظر شما چیست؟برگزاری همایشهای سالانه با این موضوع را حکایت از درک ضرورت به کارگیری ابزار نوین اطلاعات و ارتباطات در توسعه و ارتقای روابط عمومیها می دانم. برگزاری این همایشها در ادامه موضوع آموزش قابل بررسی و دارای اهمیت است. باید با برگزاری این قبیل همایشها در استانهای مختلف به جوانان، دانشجویان و افراد علاقهمند که مایلند از این حوزه و نحوه استفاده از ابزارهای دیجیتالی آگاه شوند امکان حضور ومشارکت در مباحث داده شود. البته این نکته هم حایز اهمیت است که همایشهایی که برگزار می شود باید از بار علمی مناسبی برخوردار باشند.
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 16, 2007
پروفسور يحيي كمالي پور رييس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردوي آمريكا در مصاحبه با خبرنامه سمت گفت : دروس رشته هاي ارتباطات نياز به بازنگري دارد . تئوري هاي ارتباطاتي هم ثابت نمي ماند و عوض مي شود و تئوري هاي جديد گاهي موارد قبلي را رد مي كند .اين رشته بسيار پويا و دايناميك و دائما در حال تغيير و تحول است اين بازنگري بايد يك كار دائمي باشد و در آن نگاه به برون چه در سطح كشوري و چه در سطح جهاني اهميت دارد.اين وظيفه اي است كه هم به عهده استادان و هم به عهده دانشجويان است كه به دنبال اطلاعات جديد و به روز باشند . در دانشگاه پوردو 10 گرايش در رشته ارتباطات وجود دارد و ما معتقديم كه هنوز كافي نيست دانشگاه هاي ايران بايد بيشتر به آنچه در جهان مي گذرد توجه داشته باشند . متن كامل اين مصاحبه در ادامه منتشر مي شود
نوشته شده در Kamalipour_2 | 1 نظر »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 15, 2007
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 13, 2007
پرفسور يحيي كمالي پور قبل از هر چيز همشهري من است و از اين بابت موجب مباهات من است. اهل كرمان است و مردي بسيار شريف متواضع و مهربان.ديگر اين كه استاد ارتباطات است و رياست دپارتمان ارتباطات و رسانه دانشگاه پوردو امريكا را بر عهده دارد. وي بنيانگذار انجمن جهاني ارتباطات است و رياست مركز مطالعات جهاني را هم برعهده دارد. براي آشنائي بيشتر با پرفسور يحيي كمالي پور اينجا را كليك كنيد
http://abdolrashidi.blogspot.com/2007/06/blog-post_29.html
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 10, 2007
بن اچ باگدیکیان ترجمه: علیرضا عبادتیانتشارات رایت فتحچاپ اول 1385درس ارتباطات و توسعه دکتر خانیکی
امروزه دیگر به روشنی اثر مثبت رسانه ها و ارتباطات بر توسعه جوامعه شناخته شده است. در این میان،خبر و اطلاع و نوع پوشش اخبار از اهمیت بسیاری برخوردار است. جریان های یک سویه اخبار در برهه ای از تاریخ(که تا امروز هم ادامه دارد!) بحث داغ بسیاری از محافل رسانه ای جهان سومی بوده. اگر آن زمان از این جریان یک سویه به عنوان ابزار قدرت برای استیلا بر کشورهای کمتر توسعه یافته نام برده می شد، اما این جریان از طریق انحصار رسانه ای در سالهای اخیر شکل دیگری به خود گرفته است. به طوری که دیگر این سیاست های کشورهای منبع نیست که خط مشی رسانه هایشان را تعیین می کند، بلکه این سیاست ها و منافع شرکت ها و غولهای چند ملیتی است که با سیطره بر رسانه های جمعی(از کتاب و روزنامه گرفته تا رادیو و تلویزیون و…) حرف اول را می زند. بطوری که این امر اثرات مخربی روی جوامع میزبان این شرکت ها گذاشته است.کتاب «انحصار نوین رسانه»، که “بن، اچ باگدیگان” آن را در سه مرحله و با سه دوره اصلاح و ویرایش نوشته به این مسئله می پردازد و سعی دارد با نگاهی به وضعیت و روابط تجاری میان پنج غول رسانه ای در دنیا که یک نوع انحصار نوین را در خود شکل داده اند به تبعات شکل گیری چنین انحصاری در جهان بپردازد. نویسنده با اشاره به اشتباهات متعدد این شبکه ها در پایان پیشنهادات خود را برای تعدیل این فضا مطرح می کند. بخش اول: رسانه ای عادی برای مردمی غیرعادی
آمریکا کشوری ثروتمند با تنوع مردمی بسیار است که رایانه و اینترنت در آن عملکرد معجزه آسایی داشته است که در بهترین حالتش به بهتر شدن جنبه های بی شماری در زندگی نظیر دانش، تحقیق و پزشکی منجر می شود. در این کشرو کثرت گرایی فکر و قومی به طرز حیرت آوری پذیرفته شده است و به توجه به وابستگی منحصر به فرد آمریکا به تصمیم گیری های مدنی محلی، کثرت غیرعادی واحدهای خودگردان محلی و اتکای آن به صدها رسانه، منطقی ترین سیستمی است که این ملت با این نژاد و این گوناگونی مکان های جغرافیایی به آن نیاز دارد همان تعداد زیاد رسانه های شخصی است تا به نیازهای ویژه جامعه خود آشنا باشند.
اما واقعا این رسانه ها این گونه اداره نمی شوند و پنج شرکت با گستره ای جهانی که با بسیاری از ویژگی ها و خصوصصات یک کارتل اداره می شوند، صاحب اکثر روزنامه ها، مجلات انتشارات و استودیوهای تولید فیلم سینمایی و ایستگاه هایرادیو تلویزیونی در ایالات متحده اند. این پنج غول رسانه ای عبارتند از:«تایم وارنر»، کمپانی «والت دیسنی»، «نیوز کورپوریشن» روپرت مرداک، «وایاکام» و «برتلزمان» در آلمان. استراتژی آنان داشتن سهام عمده در همه رسانه هاست. هیچ امپراطوری ای در تاریخ کانال چندگانه رسانه در اختیار نداشته که بتواند با صوت و تصویر کنترل شده به اعماق جامعه نفوذ کند. این شرکت ها مدام با تلفیق در هم بر قدرت خود می افزایند. به طور مشترک در کار پر مخاطره ای سرمایه گذاری می کنند و دارایی هایشان را رد و بدل می کنند در مسیرهای مشابهی گام برمی دارند و برای سرپا نگه داشتن هم بیشتر انرژی و توانشان را صرف کمک به یکدیگر و سرمایه گذاری مشترک می کنند. در این میان اگر بنگاه جدیدی پدید آید که در حال پیشرفت هم باشد چاره ای جز پیوستن به این غولها ندارد. از آنجایی که محصول این پنج غول رسانه ای، اجتماعی و سیاسی است پس می توانند بر تصویب قوانین موثر باشند و جلوی قوانین محدود کنندشان را بگیرند. فن آوری نوین در یکپارچگی قدرت آنان در اهداف سیاسی نقش بسزایی دارد زیرا که بازوی تبلیغی صاحبان قدرت سیاسی هم می تواند به حساب آید اما این امر به پول هنگفتی نیاز دارد که تبدیل تبلیغات سیاسی چند میلیون دلاری اوایل قرن بیستم به تبلیغات چند میلیارد دلاری انتخابات سال 2004 موید این مدعاست. این بنگاه های خصوصی به خاطر کاهش نظارت دچار فشارهایی شده اند که در بسیاری از موارد روح افکار عمومی و سهام داران از منافعی که آنها به جیب می زنند با خبر نیست به عبارت دیگر این قدرتهای بزرگ خصوصی(که اکثرشان را هم کمپانی های رسانه ای تشکیل می دهند!) چنان با قدرت سیاسی گره خورده اند که در بسیاری از موارد به سمت قدرت مطلق گرایش پیدا می کنند. قدرت مطلقی که به قول “لرد اکتون” فساد مطلق به همراه می آورد.
بخش دوم: پنج بزرگدر سال 2003 کنترل تمام رسانه هایی که تا 20 سال قبل در اختبار 50 بنگاه بود به دست پنج مرد افتاد این یعنی انباشت مستمر قدرت در دنیای خبر رادیو و تلویزیون، مجله کتاب و فیلم سینمایی که به آنان اجازه روی هم گذاشتن قدرت مستمردر سیاست داده است. نویسنده در این بخش به معرفی این پنج بزرگ رسانه ای می پردازد و تک تک آنها را از ابتدای شکل گیری ادغام و قدرت یابی شان مورد بررسی قرار می دهد. وی همچنین از مسائل و زدوبندهای پشت پرده و عزل و نصب های این کمپانی ها پرده بر می دارد. بخش سوم: تمام اخباری که برای چاپ مناسب نیستنددر اینجا نویسنده به تحریف اخبار از سوی رسانه ها اشاره دارد. این درحالی است که این رسانه ها ادعای روی کردن دروغ مسئولان را دارند اما این مسئله در قبال جنگ عراق به درستی انجام نشد. نویسنده از صجنه سازی های ارتش آمریکا مثال می آورد که واقعه ای ساده مثل تصادف یک سرجوخه آمریکایی در عراق و انتقال او به بیمارستانی عراقی را دزدیده شدنش از سوی تروریست ها جلوه می دهند. نجات این سرباز آمریکایی یکی از دروغ های حاشیه ای و دروغی بزرگتر یعنی داشتن سلاح شیمیایی و هسته ای عراق است این در حالی است که پنتاگون در این جنگ بیش از 500 خبرنگار را در میان سربازان خود جای داده تا اخبار این جنگ را کنترل کند اما آثار دروغ های پنتاگون بعدها در اعتراضات جهانی پس از جنگ عراق پدیدار شد. نویسنده در اینجا رسانه های جهانی را اولین قربانی حقیقت می داند. به عبارت دیگر این فشارهاست که سبب پا عقب کشیدن رسانه ها از دستیابی به حقیقت می شود. البته این کوتاهی ها در تاریخ در مواردی همچون افتضاح “مک کارتی” که همه را در آمریکا جاسوس شوروی می دید و یا زمان جنگ ویتنام تکرار شده است. تحریف ها به طور کامل از رسانه ها رخت بر نبسته اند بلکه فقط مانند گذشته خام ناسنجیده نیست در عوض تحریف ها و حذف از جانب دست اندر کارانی انجام می شود که پردامنه ترین و بیشترین مخاطب را دارند و خروجی های متعدد از جمله چاپ و پخش رادیو تلویزیونی در اختیار آنهاست. آنهایند که با منتشر نکردن برخی وقایع شاید بزرگترین تحریف را ایجاد کنند. بخش چهارم: همه اخباری که مناسب چاپ هستند در آمریکا بر اساس قانون اساسی رسانه های کشور حق دارند موافق نباشند اما بارها اتفاق افتاده که باید مخالفت خود را ابراز می کردند و نکردند. دراین بخش نویسنده مثال هایی از فسادهای سیاسی و توطئه های متعدد ایالات متحده را می آورد و آن را عامل تنفر از این دولت می داند. امری که مردم خود آمریکا با حیرت با آن روبه رو میشوند. زیرا زمانی که استانداردهای یک ملت در مورد صداقت و راستگویی مورد غفلت قرار گرفت آنچه از ملت باقی می ماند، شهروندانی است که توانایی کافی به دست نیاورده اند تا درک کنند چرا اکثر جمعیت های ناخرسند به تنها ابرقدرت جهان به دیده خصوصمت می نگرند. در این میان رسانه ها نقش مهمی ایفا می کنند؛ زیرا یا این وقایع را پوشش نمی دهند و یا اگر هم می دهند آن بخشی از رسانه ها به آن می پردازند که چندان مورد توجه مخاطبان نیستند و صدای قدرتمندی ندارند. جالب اینجاست که با وجود ادعاهای بسیاری که رسانه های غربی در پوشش تمام اخبار دارند، اما تاریخ نشان می دهد گناهان آنها در بی توجهی و کم اهمیت جلوه دادن وقایعی که دولت مرکزی سعی در پنهان کردن آنها داشت، همچنان ادامه دارد. این امر در رابطه با انتشار اخبار درباره خودشان(خود رسانه های و شرکتهای کنترل کننده آنها) بسیار اسفبار تر است. بطوری که بسیاری از رسانه ها در پوشش اخبار فساد صاحبانشان خاموش بوده اند اما همین رسانه ها از برجسته کردن دیگر اخبار سوء استفاده می کنند تا اخبار مربوط به خودشان را مطرح نکنند. در انتهای این بخش نویسنده ضمن آوردن مثال های متعدد در رابطه با مشکلات اقتصادی و فرهنگی در جامعه آمریکا به این نتیجه می رسد که رسانه ها یکی از نهادهایی هستند که تکیه گاه جامعه و افکار عمومی برای یافتن توضیح در مورد یافتن این اختلالات واضح در جامعه محسوب می شود. متاسفانه در این مورد رسانه های اصلی به توضیحات بی ربط و سطحی بسنده کرده اند در حالی که رسانه های خبری باید نقش سیستم هشدار سریع سیستم دموکراسی را ایفا کنند. یک بار دیگر در قرن بیست و یکم همان طور که بارها در قرن بیستم اتفاق افتاد، رسانه ها کوتاهی کردند و گزارش ندادند.
بخش پنجم: کاغذ در عصر دیجیتال رایانه ها چنان روزبه روز افزایش ظرفیت می دهند و اینترنت چنان گسترش یافته که به نظر می رسد به قول “تد پدآور” همه ما انقراض های چاپی را در طول عمر خود خواهیم دید. نویسنده کتاب در این بخش به احتمال انقراض روزنامه های چاپی در آینده می پردازد و ضمن آوردن آمار و ارقامی که از کاهش تیراژ روزنامه ها حکایت دارد به این ویژگی روانی خوانندگان اشاره می کند که آنها شکل روزنامه خواندن روزنامه های کاغذی را دوست دارند پس همچنان این پدیده در کنار روزنامه نگاری الکترونیکی به حیات خود ادامه می دهد. بخش ششم: عصیان و درمان در این بخش نویسنده همچنان به مشکلات باقی مانده بدبین است ولی منکر وجود بارقه هایی از امید که در رسانه های میانه رو دیده می شود نیست. رسانه هایی که دیگر در مقابل اتفاقات موضعی منفعلانه از خود بروز نمی دهند.اما نکته انیجاست که همین جنبش ها که گرایش به پرداختن به مشکلات اجتماعی و جزئیات آن دارند، هنوز باید از دل جریان راست افراطی برخیزند. نویسنده ضمن آنکه به پیوند غولهای رسانه ای با سایر صنایع در آمریکا و دیگر کشورها اشاره دارد و آن را مانند غده ای سرطانی پیش رونده می داند برای جلوگیری از این بیماری پیشنهاداتی ارائه می دهد که از جمله می توان به اقامه دعوی بر ضد این انحصار در دادگستری آمریکا اشاره کرد. همچنین می گوید باید اصل ارتباطات سال 1996 مورد بازنگری یا لغو قرار گیرد زیرا بر اساس این اصل است که قدرت و انحصار رسانه خصوصی بدون نظارت مرجعی عنان گسیخته ادامه پیدا می کند.
نویسنده اما در پایان به آینده خوش بین است؛ چون جوانان و افکار عمومی معترض به سوء استفاده های بنگاه های رسانه ای را عامل اصلاح این وضع می داند. زیرا که آنان دیگر مثل قبل به همه چیز بی تفاوت نیستند. این نوع رفتار به نظر نویسنده شاید بتواند در آینده مایه شکسته شدن این انحصار باشد.
http://shakerane.blogfa.com/post-409.aspx
نوشته شده در F r e e-e b o o k s | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 10, 2007
پروفسور یحیی کمالی پوررئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردوآمریکامحقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردو آمریکاست
.حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. دکتر کمالی پور تعداد ۱۰ اثر به چاپ رسانده است. کمالی پور هر چند خود در مهد آمریکا و غرب مشغول تدریس است اما دیدگاه های انتقادی خود را نسبت رسانه های غربی بر اساس واقعیات موجود حفظ کرده و به قول همسرش هنوز فاصله اوبا ایرانیان به اندازه همان نخ لیوانی است که در کودکی با همسن و سالانش تلفن بازی می کرد. دکترهنوز انگلیسی را هم به لهجه کرمانی صحبت می کند و برعکس روحیه خساست و سختی کویر، پروفسور در ارایه معلوماتش جزو دست و دلبازترین هاست.گفت و گوی” پرانتز” با ایشان به یکی از مهمترین موضوعات رسانه ای امروز یعنی سواد رسانه ای معطوف است.این گفت و گوی کوتاه که با پاسخهای متین ایشان جامعیتی خاص یافته است را تقدیمتان می کنیم:
● آقای دکتر سواد رسانه ای از منظر شما به چه معناست؟
▪ در دنیای امروز رسانه ها یکی از اجزای اساسی جوامع بشری هستند لذا سواد رسانه ای (MEDIA LITERACY ) شامل تحقیق ، تحلیل ، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها ( رادیو ، تلویزیون، فیلم ، موسیقی ، روزنامه مجله ، کتاب و اینترنت ) بر روی افراد و جوامع می باشد . تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز مبرم آموزشی بنا نهاده شده به سال ۱۹۶۰ میلادی و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو و فیلمهای هالیودی بر می گردد. در این میان تلویزیون گوی سبقت را از رسانه های دیگر ربود ، بطوریکه اکثر مردم ترجیح دادند که تماشا کنند تا اینکه مطالعه کنند.یکی از عواقب این تحول اجتماعی و آموزشی ، کمتر شدن تمایل دانش آموزان به مطالعه و کتاب بود.
این تحقیقات نشان داد که تماشا کردن مداوم تلویزیون باعث رکود تمرکز فکری دانش آموزان در کلاس درس می شود. در دنیای انفجار اطلاعات و پوشش دایمی و گسترده رسانه ها مخاطبین بیشتر به تصویر توجه می کنند و به قولی “در مسابقه چشم با گوش ، چشم همیشه برنده است”.
این واقعیت بحث دیگری را به نام سواد تصویری و یا دیداری ( VISUAL LITERACY) رایج کرده است. این دیدن ما نیست که مخاطبین رسانه ها باید بتوانند مفاهیم و یا زبان آنچه را که تصویر منتقل می کند حلاجی کنند و مفاهیم نامرئی را بفهمند.قدرت رسانه ها بیشتر در انتخاب و ارایه تصویر است تا نوشتار و گفتار.اینها اجزایی از سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی هستند.
با پیدایش رسانه های توده ( MASS MEDIA ) بحث جامعه توده ( MASS SOCIETY ) جای خودش را در تحقیق و آموزش پیدا کرد.از طرفی قبل از عمومی شدن تلویزیون ، رادیو راه را برای تماس مستقیم گوینده و یا فرستنده ( SENDER ) با گیرنده ( RECEIVER ) هموار کرده بود و وارد حریم خصوصی خانواده ها شده بود.یکی از اتفاقات کلاسیک در تاریخ رادیو – که نفوذ آن را بر روی شنوندگان آشکار کرد – پخش یک برنامه تخیلی به نام ” جنگ دنیاها ” و یا “ “ WAR OF THE WORLDS در سال ۱۹۳۸ بود که بحث جدیدی را به عنوان ” MAGIC BULLET THEORY ” ایجاد کرد. این تئوری تاثیر رسانه ها بر روی مخاطبین را مستقیم ، دقیق و هدفمند تلقی می کند و آنرا به مانند تفنگ می پندارد که تیرش را به سوی هدفی مشخص شلیک می کند.
اگر چه این دیدگاه به مرور اصلاح شد و تئوری های دیگری ارایه شد که پیچیدگی های فردی و اجتماعی را در خود گنجاند ولی آنچه واضح است این است که رسانه های جامعه در دنیای امروز نفوذ و تاثیراتشان بیشتر از خانواده ، مسجد و یا مدرسه است. جوانان در آمریکا از هنگام ورود به دبستان تا هنگام اتمام دبیرستان بیشترین وقتشان را در جلوی صفحه تلویزیون می گذرانند تا در کلاسهای درس. از طرف دیگر آمریکاییها اخبار روزانه خودشانرا ( بیش از ۷۰ درصد) فقط از طریق تلویزیون دریافت می کنند.
جالب اینجاست که یک تحقیق اخیر بوسیله MEDIA RESEARCH NIELSEN نشان می دهد که بطور متوسط هر خانوانده آمریکایی بیش از هشت ساعت از وقت روزانه اش را صرف تماشای تلویزیون می کند.
یکی از اهداف اصلی سواد رسانه ای آگاه کردن و سعی در کم کردن تاثیرات منفی رسانه ها بر روی کودکان ، دانش آموزان و جوانان است.
آنها باید درک کنند که هر روز بوسیله رسانه ها جهت خرید کالا و پیامهای گوناگون مورد تهاجم دایمی قرار دارند.آنها باید دریابند که اهداف رسانه ها چیستند و چگونه بدون آنکه خود بخواهند بطور زیرکانه به افکار ، کردار و رفتارشان شکل می دهند .قدرت رسانه ها در این است که مخاطبین ناخود آگاه ، با یک دیدگاه ، رفتار و گفتار بخصوص هماهنگ می شوند. آنها باید بیاموزند که رسانه ها پروپا گاندای دولتها هستند.
● به سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی اشاره کردید. این دو با هم چه ارتباطی دارند؟
▪ در دنیای ارتباطی و شدیدا رقابتی امروز ، سواد اطلاعاتی ( INFORMATION LITERACY) یکی از نیازهای اصلی هر انسان و جامعه ای می باشد.سواد اطلاعاتی پی بردن به این واقعیت است که دانش یعنی قدرت ( KNOWLEDGE IS POWER ) .پذیرش این اهم به تنهایی کافی نیست ، بلکه یک فرد باید بداند که در اقیانوس عمیق و بسیار گسترده اطلاعات به عنوان مثال در اینترنت دنبال چه موضوعی می گردد و چگونه می تواند آنرا به دست اورد. امروز حجم اطلاعات انقدر سرسام آور است که حتی پی بردن به صحت و یا سقم یک موضوع براحتی امکان پذیر نیست .یک سوال اساسی در این رابطه این است : آیا آنچه از طریق رسانه ها بخصوص اینترنت دریافت می کنیم و یا در دسترس همگان است قابل استفاده ، مستند و یا درست است؟ متاسفانه باید اذعان کنم که اکثرآنچه در اینترنت است آشغال ( TRASH) و تهی از ارزش است . پس چگونه یک فرد می تواند آنچه که مفید و خوب است را پیدا کند.اینجاست که اهمیت سواد اطلاعاتی مشخص می شود.
همانطور که می دانید رسانه ها اطلاعات را بسته بندی می کنند و مانند یک کالا آنرا تحویل مخاطبین و یا مشتریان خود قرار می دهند. از طرفی مخاطبین اطلاعات را به سلیقه خود گزینش و توجیه می کنند و یا اینان انچه را که در رسانه ها دیده و یا شنیده اند تکرار می کنند و یا حتی مالک آن می شوند.آیا این یک روند سازنده است؟ آیا عدم تحقیق و تحلیل خوب است ؟ آیا پذیرفتن آنچه رسانه ها به مخاطبین منتقل می کنند عاقلانه است؟ آیا مخاطبین نباید دقت و توجه بیشتری به محتوا و مآخذ رسانه ها داشته باشند؟ یک انسان آگاه تحقیق می کند ، تحلیل می کند ، تجزیه می کند ، می اندیشد و آنچه را که رسانه ها ارایه می کنند براحتی و کورکورانه نمی پذیرد.
● ممکن است به جنبه های سواد رسانه ای هم اشاره ای داشته باشید؟
▪ این جنبه ها بسیارند و من تنها می توانم فهرست وار به برخی از آنها اشاره کنم: درک ساختار رسانه ها ، درک اهداف برنامه ریزان و تولید کنندگان محتوای رسانه ها ، درک زبان تصاویر و تاثیرات ناخودآگاه آنها بر روی مخاطبین ، درک نحوه ارایه مطالب در قالبهای نوشتاری و یا تصویری ، درک استفاده رسانه ها از سکس و ترس برای جذب مخاطبان و فروش کالا ،درک ین واقعیت که رسانه ها معمولا مقاصد و منافع صاحبان خودشانرا دنبال می کنند.آگاهی از تحقیق و بررسی محتوای رسانه ها ، آگاهی از شگردهای تولید برنامه ها بخصوص در دنیای دیجیتالی امروز ، آگاهی از طرق تولید وتوزیع اخبار و بالاخره درک ارتباط تنگاتنگ رسانه ها با نهادهای سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی.
● امروزه داشتن سواد اطلاعاتی در رسانه های سنتی اهمیت بیشتری دارد و یا در رسانه های نوین؟
▪ نمی توان رسانه های سنتی و یا نوین را در یک قالب کلی قرار داد ؛ چون تنوع محتوا ، صداقت در خبر رسانی و کار تخصصی و حرفه ای در هردو موجود است.باید گزینش کرد و از اتکا به مآخذ بخصوص و یا یک رسانه بخصوص خودداری کرد.
● سواد رسانه ای با روزنامه نگاری توسعه چه ارتباطی دارد؟
▪ همانطور که قبلا اشاره کردم سواد رسانه ای درک نقش و شیوه های تولید محتوا است.بنابر این باید بگویم که مسلما ارتباط تنگاتنگی بین روزنامه نگاری توسعه و سواد رسانه ای وجود دارد.بدون درک رسانه ها و داشتن تبحر در رابطه با رسانه ها نمی توان در زمینه توسعه موفق شد.از این دیدگاه این دو مکمل هم هستند.
● با آموزش رسانه ای چطور ، با آن هم مرتبط است ؟
▪ مسلما. در آموزش رسانه ای تئوری و کار عملی هر دو باید در نظر گرفته شوند.سواد رسانه ای نباید صرفا بصورت تئوری و یا عملی ارایه شود.صحبت از تهیه یک فیلم مستند و یا هرم وارونه زمانی مفهوم واقعی خودش را پیدا می کند که دانشجویان عملا آنها را به کار بندند و پروسه را تهیه و تولید را تجربه و لمس کنند.
● مخاطب سواد رسانه ای بیشتر چه عنصری است ؟
▪ از دیدگاه آموزش دانشجویان و دانش آموزان و مدرسین و از دیدگاه عمومی ، خانواده ها ، بازرگانان ، سیاستمداران و فعالان اجتماعی در حوزه های محیط زیست ، آزادی و غیره می باشند.
● با آنچه گفته شد می توانید ارزیابی خودتان را از سطح سواد رسانه ای در ایران بفرمایید؟
▪ بر اساس آنچه می دانم وضعیت جامعه ما در ایران در رابطه با سواد رسانه ای هم نگران کننده و هم امیدوار کننده است.در زمینه آموزش ، نهادهای آموزشی در همه سطوح هنوز به اهمیت داشتن سواد رسانه ای توجه لازم را ندارند و به این مهم بصورتی می نگرند.از طرفی رسانه های کشور و بخصوص روزنامه نگاران با چالشهای بسیاری روبرو هستند که نیاز به چاره اندیشی و دور نگری دارند.اگر ما فقط یکی از گفته های بسیار عمیق در فرهنگ پر بار خودمان که می گوید:”توانا بود هر که دانا بود” را در نظر بگیریم در می یابیم که در دنیای شدیدا رقابتی و در حال تحول ، وظیفه هر استاد ، محقق و ژورنالیست ایرانی است که مردم را در همه حوزه های علمی ، سیاسی و اجتماعی و بین المللی آگاه و به روز نگاه دارد.
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 9, 2007
|
اشاره : پروفسور “يحيي كمالي پور” متولد ۱۳۲۶ شهر «راور» کرمان است.وي از جمله اساتيد ايراني مقيم آمريكاست كه دکتراى ارتباطات خودرا از دانشگاه ميسورى اخذكرده است. مديریت مركز مطالعات جهاني، سردبيری Global Media journal، مدیریت انجمن ارتباطات جهاني و ریاست دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو ايالات متحده امريكا از جمله مسئولیت های فعلی پروفسور یحیی پور است. وی درسفر اخيرخودبه تهران در گفت و گو يي با امير عباس تقي پور دبير همايش روابط عمومي الكترونيك به بيان ویژگی های روابط عمومی موفق ومزايا و الزامات استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي و خصوصي پرداخت . پروفسور كه در همين سفر رياست شوراي مشورتي دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك رانيز پذيرفت در گفت و گو ي خوداز مديريت و امكانات تكنولوزيكي به عنوان دو عامل بسيار مهم در تحقق روابط عمومي الكترونيك نام برد و افزود: استفاده از ابزار ديجيتالي ، فرصت هاي بسيار ارزنده اي را براي بشر و به خصوص فعالان عرصه روابط عمومي و رسانه ايجادكرده است.مشروح اين گفت و گو در پي مي آيد جناب آقاي پروفسور كمالي پور به نيابت از طرف 720عضو دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك از همكاري ارزنده شما در برگزاري دومين همايش روابط عمومي الكترونيك كه 27 ارديبهشت ماه سالجاري برگزارشد سپاسگزارم.ارسال پيام تصويري جناب عالي از محل دانشگاه پوردو همچنين مقدمه جامع و مفيد تان در كتاب مجموعه مقالات نخستين همايش روابط عمومي الكترونيك مورد استقبال حاضران در همايش و اعضاي دبيرخانه قرار گرفت.اجازه بدهيد پس از اين مقدمه با اين پرسش آغاز كنم كه چه ضرورتي هايي براي استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در سازمان ها وجود دارد؟ بنام خدا.من هم براي شما و اعضاي دبيرخانه آرزوي موفقيت دارم.اما در پاسخ به پرسش شما مايلم اين سئوال را مطرح كنم كه چه دلايلي براي عدم استقرار وجود دارد؟ روابط عمومي ها موظفند هميشه خود را به روز نگه داشته و از جديدترين ابزار و تكنولوژي ها در انجام وظايفشان استفاده كنند.امروز دنيا دنياي ديجيتال است و هيچ مدير و يا كارشناس روابط عمومي نمي تواند بدون بهره گيري از امكاناتي كه ابزار ديجيتال در اختيارش مي گذارد وظايف خود را به درستي انجام دهد. در واقع بايد تأكيد كنم بدون توجه و استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك امكان توسعه روابط عمومي در كشور وجود نخواهد داشت یعنی شما هم مانند بسیاری از کارشناسان معتقدید طی کردن این مسیر یک اجبار است؟ قطعا” برای سازمان های پیشرو و کسانی که خواهان تحول، ارتقا و پیشرفت هستند استفاده از ابزار نوین دیجیتال گریز ناپذیراست مهم ترين دستاورد روابط عمومي الكترونيك چه خواهد بود ؟ واضح است كه استفاده بهينه از جديدترين ابزار ديجيتالي فرصت هاي ارزنده اي را براي بشر و به خصوص فعالان عرصه روابط عمومي و رسانه ايجاد كرده كه مهم ترين آن برقراري ارتباط و تعامل دوسويه با مخاطب است. البته صرفا” دسترسي به ابزار به يك ارتباط دوسويه و سازنده منتهي نمي شود .بلكه كاربر ديجيتال بايستي بخوبي درك كند ونسبت به امكانات ابزارجديد شناخت داشته و آگاه باشد.روابط عمومي ديجيتال بر خلاف روابط عمومي سنتي ، بسيار تعاملي و دوسويه است.در روابط عمومي الكترونيك ، زمان، مكان و مرز مفهومي ندارد.در روابط عمومي الكترونيك سازمان، خود را بي نياز از مخاطب نمي داند. تحول در نحوه نظرسنجي و پيگيري امور در فضاي وب از ديگر ويژگي هاي روابط عمومي الكترونيك است. اين ويژگي ها باعث صرفه جويي در وقت و هزينه ها شده و اثربخشي روابط عمومي ها را افزايش مي دهد به نظر مي رسد درك ضرورت هاي استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك در اين خصوص كافي نبوده و نيازمند پيش شرط ها و آمادگي هايي است زيرساخت ها و امكانات شبكه اي و مخابراتي يكي از مهم ترين پيش نيازها و شرط اوليه براي تحقق روابط عمومي الكترونيك است سواد كامپيوتري كاربران دیجیتال ازجمله كارشناسان روابط عمومي بسيار حايز اهميت است. ضمن آنكه تسلط بر زبان انگليسي به عنوان زبان جهاني لازمه آشنايي و استفاده از امكانات ابزار ديجيتال و تكنولوژي هاي نو است.اشاره كنم كه منظور من از تكنولوژي هاي نو فقط به اينترنت منحصر نشده و تكنولوژي هاي موبايل و آيفون را هم شامل مي شود اتفاقا” در دومين همايش روابط عمومي الكترونيك ، مقاله اي توسط دكتر عاملي با موضوع دولت موبايل ارايه شد كه بسيار مورد توجه قرار گرفت بله . بسياري از كشورهاي توسعه يافته در حال گذر از روابط عمومي الكترونيك و يا دقيق تر بگويم گذر از دولت الكترونيك و پيوستن به دولت آيفون و يا دولت موبايل هستند كه پرداختن به آن ها فرصت مفصل تري مي خواهد. به هر ترتيب منظور بنده اين است كه زندگي در دنياي ديجيتال ، نيازمند سواد كامپيوتري است. و سواد کامپیوتری مستلزم آموزش مستمر دقيقا”. دنیای دیجیتال دنیایی بسیار گسترده است.از طرف دیگر دایره تأثیرگذاری روابط عمومی نیز بسیار وسیع است. روابط عمومی در تمام حوزه های فرهنگی،سیاسی،اقتصادی،محیط زیست و … اثربخش و فعال است. بنابراین آموزش مستمردر این حوزه ها ضروری است. به عقیده من یک برنامه گسترده شامل توجه به زیرساخت های تکنولوژی های نوین اطلاعات و ارتباطات و آموزش می تواند در راه پیشرفت ایران در حوزه های سیاسی، اقتصادی،فرهنگی و ارتباطی مؤثر و مفید باشد آموزش کامپیوتر و روابط عمومی باید از مدارس شروع شود.آموزش کامپیوتر باید از همان دوران ابتدایی و آموزش روابط عمومی از دوران دبیرستان شروع شود. به نظرم ضروری است که تمام دانشگاه ها حداقل یک درس اجباری در حوزه روابط عمومی و رسانه داشته باشند شما ایده آل هایی را مطرح می کنید که حداقل در ایران و در کوتاه مدت دست یافتنی نخواهد بود.توجه کنید که در کشور فقط حدود 16 میلیون نفر کاربراینترنت داریم .البته نمیدانم چقدر این آمار صحیح است اما به فرض صحت ، ما حتی در توزیع امکانات آموزشی سنتی در کشور دچار بی عدالتی و فاصله هستیم فکر می کنم تحقق ایده آلی که مطرح کردید در گرو تغییرباورها است واژه فرهنگ جامع تراست کشورهای در حال توسعه به ترمیم فرهنگی نیازمندترند. این که می گویید تغییر فرهنگ زمان بر است حرف درستی است. متأسفانه هرگاه از فرهنگ و چالش های فرهنگی صحبت می کنیم امکان تغییر آن در کوتاه مدت وجود ندارد چراکه صحبت از آداب و رسوم و افکار است. فرهنگ شامل همه چیز می شود .خوراک ، پوشاک، ذهنیت ها و…این ها عاداتی هستند که با آن ها خو گرفته ایم و معمولا” هم نمی پرسیم چرا اینطور می پوشیم و چرا اینطور عمل می کنیم؟طبیعی است تغییر این عادات به سرعت میسر نمی شود. در کشوری مثل ایران روابط عمومی ها وظیفه سنگینی در قبال فرهنگسازی یا بهتر بگویم ترمیم مشکلات فرهنگی که مانع اصلی توسعه محسوب می شوند بر عهده دارند.تأکید کنم که ترمیم کردن به معنای فراموش کردن و کنار گذاشتن فرهنگ خود نیست. منظور این نیست که غربی شویم.اما معتقدم در تمام زمینه ها ادغام محاسن فرهنگ خودی با محاسن فرهنگ غرب مارا به همان ایده آلی که اشاره کردید می رساند . تبیین و پرداختن به فواید این نگاه در کنار توسعه تحقیق واصل اعتمادسازی اصلی ترین وظایف روابط عمومی ها محسوب می شود و روابط عمومی الکترونیک می تواند زمینه تحقق این وظایف را سریع تر، فراگیرتر وبا دقت بیشتری فراهم کند در هر حرفه ای اعتماد سازی عامل موفقیت است. همچنین روابط عمومی ها باید بین خود و مخاطبانشان اعتماد سازی کنند.روابط عمومی ها باید در این زمینه ها پیشگام بوده و نشان دهند که امکان رقابت سالم و سازنده در تمام زمینه ها وجود دارد استاد شما تجارب زیادی در زمینه های ارتباطات و رسانه در خارج از کشور دارید.ایران در حوزه روابط عمومی کجای دنیا ایستاده است؟ اما برای ما که درکشوردرحوزه روابط عمومی فعالیت می کنیم مهم است که بدانیم چقدر با کشورهای پیشرفته فاصله داریم. آیا آن ها هم از روابط عمومی های خود صرفا” انتظار پوستر چسبانی و برگزاری مراسم عزا و جشن دارند؟(می خندد) اختلافات فرهنگی منشاء تفاوت روابط عمومی در کشورهای توسعه نیافته با روابط عمومی در کشور های پیشرفته است.در کشورهای توسعه یافته تحقیقات از جایگاه ویژه ای برخوردار است.مخاطبان سازمان ها می دانند که تحقیقات روابط عمومی منجر به بهبود مسایل درون و برون سازمانی می شود بنابراین مردم در فرایند تحقیقات مشارکت و حضور داشته و به سئوالات محقق پاسخ می دهند اما در کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه اعتماد ، آگاهی و رابطه سازنده میان مردم و سازمان ها وجود ندارد.بنابراین حتی اگر یک کار تحقیقاتی علمی نتایج سودمند و مفیدی داشته باشد از دیدگاه فرهنگی یک چالش و مشکل است که روابط عمومی ها باید برای انجام آن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کنند. در ایران هم این موضوع مصداق دارد. روابط عمومی در ایران بیش از 50سال قدمت دارد .پیشرفت های خوبی هم حاصل شده است . اما نمی دانم چند نفر در سطح مملکت در این حوزه مشغول بکار هستند و چه تعداد پروژه های تحقیقاتی مؤثر انجام داده اند که موجب اعتمادسازی بین خود و مخاطبانشان شده باشند؟ متأسفانه آمار دقیقی وجود ندارد. متفاوت است. تا جایی که ما در دبیرخانه همایش روابط عمومی الکترونیک پیگیری کردیم هیچ مرجع رسمی این آمار را در اختیار نداشت.البته سال ها پیش پژوهشی توسط یکی از اساتید انجام شد که فکر می کنم حدود 50هزارنفر اعلام شد. اما در حال حاضرآمار غیررسمی بین 80تا90هزار نفر تخمین زده می شود.در مورد پروژه های تحقیقاتی هم بانک اطلاعاتی جامعی وجود ندارد به هر حال این ها خیلی مهم است . حدودی از میزان اثر بخشی روابط عمومی ها در مسایل مختلف کشور از لابلای همین اطلاعات بدست می آید یکی از مهم ترین مشکلاتی که روابط عمومی در ایران با آن روبرو بوده و البته در سال های اخیر مرتبا” از سوی شاغلان و فعالان حرفه یادآوری شده و بعضا” اقدامات مناسبی هم در جهت رفع مشکل بعمل آمده است مربوط به جایگاه روابط عمومی ها است. شما هم در این گفت و گو اشارات خوبی به اهمیت و گستردگی وظایفی که روابط عمومی ها بر عهده دارند داشتید. چطور می شود به بحران جایگاه در روابط عمومی ایران غلبه کرد؟ مجبور هستم به یکی دیگر از تفاوت های روابط عمومی درکشورهای توسعه نیافته با روابط عمومی در کشور های توسعه یافته اشاره کنم و آن هم موضوع ضابطه مند بودن انتصاب مدیران روابط عمومی در کشورهای پیشرفته است.باز هم باید اظهار تأسف کرد که در کشورهایی مثل ایران کم ترین دقت در انتصاب مدیران روابط عمومی می شود در حالی که یک مدیر روابط عمومی باید بینش و اطلاعات وسیعی داشته باشد. باید بخوبی رسانه را بشناسد و نقش آن ها را در جامعه درک کرده و بفهمد. باید از اقتصاد ، از فرهنگ ، از هنر و از سیاست بداند. باید نگاه جامعه شناسی داشته باشد . در اینصورت موفق عمل خواهد کرد.در کشورهای توسعه یافته شخصی که مدرک یا تخصص و تجربه این رشته را نداشته باشد هیچگاه و اگر بخواهم احتیاط کنم به ندرت مسؤول روابط عمومی می شود.این موضوع در تحقق روابط عمومی الکترونیک نیز مؤثر است . بدون تردید مدیران روابط عمومی آگاه و متخصص ، زمینه سازتحقق روابط عمومی الکترونیک در سازمان ها خواهند بود.در اینصورت هیچ دلیلی هم برای تداوم بحرانی که شما اشاره کردید وجود نخواهد داشت یعنی شما مهم ترین دلیل جایگاه نامناسب روابط عمومی ها در سازمان ها را بکارگیری مدیران غیر متخصص می دانید؟ بله. نقش مديريت در تمام امور يك سازمان اساسي و حياتي است.در روابط عمومي هم همينطور است.اگر مديران مفهوم روابط عمومي را ندانسته و از كاركردها و تأثير آن آگاهي نداشته باشند مسلما” تأثيرگذارمثبت نخواهند بود.قطعا” مديران ناآگاه از خود تأثيرات مخرب و منفي به يادگار مي گذارند!همین جا لازم می دانم در مورد نقش مديران ارشد سازمان ها در استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك هم نکاتی را مطرح کنم. مديران در رأس سازمان ها و نهادها قرار دارند و تصميمات آن ها چه مثبت و چه منفي ، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه مسير يك حرفه را مي تواند تغيير دهد. ازيك سو مي تواند به آن حرفه اعتبارداده و از طرف ديگر مي تواند آن حرفه را از توسعه و ترقي باز دارد. مديريت در تمام حوزه ها بسياربسيار اهميت دارد و مديران آگاه مي توانند مفيد و مؤثرباشند. در حوزه روابط عمومی سنتی، مدیریت و در حوزه روابط عمومی الکترونیک ،مدیریت به علاوه امکانات تکنولوژیکی مهم ترین عوامل برنامه ریزی و موفقیت در برنامه های روابط عمومی سازمان ها محسوب می شوند استاد! به نظر می رسد سازمان های ما آنگونه که بایسته و شایسته است از پتانسیل روابط عمومی ها استفاده نمی کنند خوب وقتی شما با چنین مشکلاتی روبرو هستید طبیعی است که ظرفیت ها و پتانسیل های روابط عمومی مغفول می ماند شما در اقامت چند روزه خود در ایران از دبیرخانه دایمی همایش روابط عمومی الکترونیک هم بازدید کرده و با پذیرش ریاست شورای مشورتی این همایش موافقت کردید. در ایران عده ای براین عقیده اند که برگزاری این قبیل همایش ها فواید چندانی در بر ندارد. نظر شما چیست؟ برگزاری همایش های سالانه با این موضوع را حکایت از درک ضرورت بکارگیری ابزار نوین اطلاعات و ارتباطات در توسعه و ارتقای روابط عمومی ها می دانم. برگزاری این همایش ها در ادامه موضوع آموزش قابل بررسی و دارای اهمیت است.باید با برگزاری این قبیل همایش ها در استان های مختلف به جوانان ، دانشجویان و افراد علاقمند که مایلند از این حوزه و نحوه استفاده از ابزارهای دیجیتالی آگاه شوند امکان حضور ومشارکت در مباحث داده شود من هم با انگیزه انتقال دانش و تجاربم به جوانان علاقمند همکاری با دبیرخانه را پذیرفتم. البته این نکته هم حایز اهمیت است که همایش هایی که برگزار می شود باید از بار علمی مناسبی برخوردار باشند فرصت خوبی یود که در اختیار بنده گذاشتید. از شما متشکرم. اگر نکته ای هست که باید اشاره کنید بفرمایید من هم متشکرم. فقط تأکید می کنم که فرایند فرهنگسازی ، تحقیق و اعتماد سازی میان سازمان ها و دستگاه های اجرایی با مردم به عنوان سه وظیفه اصلی روابط عمومی ها از طریق روابط عمومی الکترونیک سریعتر و گسترده تر انجام خواهد شد.به امید تحقق و استقرار نظام روابط عمومی الکترونیک در ایران |
http://www.e-pr.ir/Users/reportDetails.aspx?Id=98
http://emad20.persiangig.com/Pdf/epr-m5.pdf
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط عمادکاربخش در سپتامبر 9, 2007
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۶/۱۱
داخلي.جامعه اطلاعاتي.ديجيتالي
مدير مركز مطالعات جهاني و بنيانگذار انجمن ارتباطات جهاني گفت: توجه به زيرساخت فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات و آموزش سواد ديجيتالي ميتواند در پيشرفت كشور در بخشهاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ارتباطي موثر باشد.
“يحيي كماليپور” روز شنبه در گفتوگو با خبرنگار ايرنا افزود: براي افزايش سواد كامپيوتري بايد در سطوح مختلف جامعه آموزش ارايه شود.
وي كه رياست شوراي مشورتي دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك را بر عهده دارد، با اشاره به مزاياي روابط عمومي الكترونيك اظهار داشت: آموزش كامپيوتر بايد از دوران ابتدايي در مدارس آغاز شود.
وي با بيان اينكه روابط عموميها موظفند هميشه خود را به روز نگه داشته و از جديدترين ابزار و فناوريها در انجام وظايفشان استفاده كنند افزود در كشور ما نيز روابط عموميها تا حد امكان از ابزارهاي جديد بهرهبرداري ميكنند.
كمالي پور رييس گروه ارتباطات دانشگاه پوردو آمريكا خاطرنشان كرد:
امروزه ديگر روابط عموميها نميتوانند بدون بهرهگيري از امكاناتي كه ابزار ديجيتال در اختيار آنها ميگذارد وظايف خود را به درستي انجام دهند.
وي كه استاد ارتباطات گرايش رسانه از دانشگاه ميسوري كلمبياست، گفت: استفاده بهينه از جديدترين ابزارهاي ديجيتالي فرصتهاي خوبي را براي بشر و به خصوص فعالان عرصه روابط عمومي و رسانه ايجاد كرده است.
مدير مركز مطالعات جهاني، تحول در نحوه نظرسنجي و پيگيري امور در فضاي وب را از ويژگيهاي روابط عمومي الكترونيك ذكر نمود و تاكيد كرد: اين ويژگيها باعث صرفهجويي در وقت و هزينه شده و اثربخشي روابط عموميها را افزايش ميدهد.
كمالي پور ادامه داد: در استقرار نظام روابط عمومي الكترونيك، مديريت نقش اساسي دارد.
سومين همايش بينالمللي روابط عمومي الكترونيك ارديبهشت ماه سال آينده برگزار ميشود.
علمي./۱۵۸۴/۹۱۳۰
http://www1.irna.com/fa/news/view/menu-279/8606118492104038.htm
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »