شهرارتباطات و اینترنت

Just another kamalipour.com weblog

Archive for آگوست, 2007

Free Anty filter

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 13, 2007

 

 

قدرتمند ترین فیلتر شکن چین

dancelogo_s4.jpg

majidmjh

با سلام تمام فیلتر شکن های آنلاین من فیلتر شده اند من برای شما قوی ترین فیلتر شکن دنیا را گذاشته ام پس کلیک کنید روی دانلود برنامه متشکرم

دانلود برنامه

دانلود آی پی ها

دانلود آموزش کار با برنامه

{برای دریافت روی فایل کلیک راست کرده و save as target .. را بزنید }

خیلی از دوستان در مورد کار کردن با این نرم افزار سئوال کرده بودند
برای استفاده از نرم افزار بعد از دانلود کردن آن ، برنامه را باز کنید و بعد به پائین بفرستید
minimize
به همین راحتی ! بعد هم برای شما یک صفحه باز می شود ، اجازه دهید کامل لود شود بعد از لود شدن کامل آن را ببندید و هر سایتی که دوست داشتید را باز کنید اگه فیلتر بود اون با من

!!!!!!آموزش ساخت سایت فیلتر شکن

به خدا خسته شدم هی آدرس سایت فیلتر شکن بزارم و هی فیلتر بشه ! پس این گفتم بزار آموزش ساخت سایت های فیلتر شکن رو بزارم

براي ساخت فيلترشکن ، ابتدا به يکسري لوازم نياز داريم:1-يک نسخه از فايلهاي فيلترشکن(phproxy 4.0 يا CGI)
2-مقداري فضا در وب که پي اچ پي ساپورت کند با پهناي باند بالا و در صورت امکان نامحدودالبته در مورد اينکه فضاي وب بايد پي اچ پي ساپورت کند،اين در صورتي است که فيلترشکن ما PHProxy 4.0 باشد.در صورتي که فيلترشکن ما از نوع CGI باشد،فضاي وب ما بايد CGI ساپورت کند.بهتر است PHProxy4.0 را بسازيد که ما در اينجا در مورد روش ساختن phproxy4.0 صحبت مي کنیم.ابتدا بايد phproxy4.0 را از يکي از آدرسهاي زير دانلود کنيدhttp://www.world2005.persiangig.com/php/Pr-Ox-Y-0.4.zip

http://php4download.co.sr/پس از دانلود آنرا از حالت zip(فشرده) خارج کنيد.سپس تمامي فايلها را در فضاي وب خود آپلود کنيد.فقط آپلود کنيد و نياز به هيچگونه تغييري در آن نيست.اگر فضاي وب شما اختصاصي باشد،يعني آنرا از يک سرور خريده باشيد،شيوه ي کار کاملا مشخص است و همانطور که گفته شد فايلها را در فضاي خود آپلود کنيد.اما اگر قصد داريد از فضاي وب مجاني و از سايتهايي که هاستينگ(ميزباني فضاي وب) مجاني،استفاده کنيد،بايد در يکي از اين سايتها عضو شويد و يک اکانت عضويت بگيريد.تمرينپس از دانلود phproxy 4.0 ، به آدرس http://www.host.sk برويد و يک اکانت عضويت درست کنيد.پس از پر کردن فرم ثبت نام،ايميلي براي شما ارسال مي شود که بايد آنرا باز کنيد و روي يک لينک که در آن ايميل است کليک کنيد تا عضويت شما فعال شود.پس از حدود 10 دقيقه مجددا ايميلي براي شما ارسال مي شود که به شما مي گوبد که عضويتتان فعال شده است.

سپس به سايت http://www.host.sk برويد و در قسمت username و password ، نام کاربري و رمز عبور خود را وارد کنيد.پس از ورود به قسمت مديريت اکانت خود ، در منوي سمت چپ صفحه به قسمت my files برويد.در اين قسمت روي دکمه ي Browse کليک کنيد و يک فايل را انتخاب کنيد و سپس روي دکمه ي Upload کليک کنيد تا فايل آپلود شود.بقيه ي فايلها را نيز به اين ترتيب آپلود کنيد.پس از آپلود تمامي فايلها آدرس ثبت کرده ي خود را که قبلا در فرم ثبت نام به ثبت رسانده ايد، وارد کنيد.مثلا: http://iran-bypass.host.sk .اگر مراحل را به درستي انجام داده باشيد،فيلترشکن شما آماده ي استفاده خواهد بود.فضاهاي مجاني در وب مشکلاتي را نيز دارند از جمله اينکه،معمولا پهناي باند(حجم ترافيک) کمي دارند و خيلي زود از کار مي افتند.البته سايت
http://www.host.sk ، پهناي باند نسبتا خوبي را ارائه مي دهد.مشکل بعدي تبليغات اين سايت ها است.مثلا سايت http://www.host.sk ، يک بنر تبليغاتي را در بالاي صفحه ي اصلي مي گذارد که البته پس از حدود 10 ثانيه محو مي شود.تبليغات اين سايتها ممکن است بصورت متني و يا باز شدن يک پنجره ي اضافه به همراه آدرس سايت هم باشد.سرانجام مشکل ديگر فضاي مجاني در وب ، فيلترينگ است.اگر وبسايت ارائه دهنده ي فضاي مجاني را فيلتر کنند،تمامي آدرسهاي وابسته به آن و نهايتاً آدرس سايت ما هم فيلتر خواهد شد.مثلا اگر سايت http://www.host.sk را فيلتر کنند،فيلترشکني که ما در آن ساخته بوديم هم فيلتر مي شود.البته استثناء هم وجود دارد.براي پيدا کردن سايتهايي که فضاي وب مجاني ارائه مي دهند ، از موتورهاي جستجوگر استفاده کنيد.اين عبارات را مي توانيد جستجو کنيد: free php hosting – free ftp hosting – free web hosting php و … .صفحه ي اصلي فيلترشکن فايل index.php است.تغييراتي را که مي خواهيد در ظاهر فيلترشکن خود ايجاد کنيد،بايد در اين فايل ايجاد کنيد.مثلا مي توانيد اسم آنرا تغيير دهيد.براي اينکار بهتر است از يکي از نرم افزارهاي طراحي وب کمک بگيريد.مثلا نرم افزار Macromedia Dreamweaver MX 6.0 .
فضاهای رایگان

http://www.host.sk

http://www.wagoo.com

http://www.fbhosting.com

http://www.trap17.net

http://www.siteburg.com

http://www.janhost.com

http://server17.net

http://hp-h.us/igoodndex.htm

http://hp-h.com/index.php

http://e-prp.us/

http://www.rajhosting.com/

http://www.E10Host.com/

http://www.xiaohost.com/

www.hostultra.com

http://www.orgfree.com/

www.spaceports.com

http://www.coolfreepages.com/

http://www.broadphase.com/

http://www.complete-free-host.com/hosting.php

 

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

ميهمان: پروفسور كمالي‌پور در تحريريه همشهري‌آنلاين

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 13, 2007

ميهمان: پروفسور كمالي‌پور در تحريريه همشهري‌آنلاين

 

ميهمان – همشهري آنلاين:
نشست روزنامه نگاري آنلاين با حضور پروفسور يحيي كمالي‌پور استاد ايراني دانشگاه پوردو سه‌شنبه 2 مرداد در همشهري آنلاين برگزار شد.

پروفسور يحيي كمالي‌پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنر‌هاي زيباي دانشگاه پوردو با اشاره به اين كه ابزار‌هاي رسانه‌اي به سرعت در حال تغييرندگفت: در دنياي ديجيتال امروز مخاطبان رسانه‌هاي آنلاين روز به روز بيشتر مي‌شوند. اين رسانه‌ها با افزايش مخاطب تبليغات بيشتري را كسب مي‌كنند وبنابراين رسانه‌اي موفق است كه بتواند اعتماد مخاطبان را جلب كند.

دكتر كمالي پور كه پيش‌تر هم در مورد آينده روزنامه‌گاري با تحريريه همشهري آنلاين سخن گفته بود افزود: تا چند سال پيش كسي تصور نمي‌كرد كه بتوان تعداد زيادي فايل متن، صدا و تصوير را به راحتي جابه‌جا كرد اما تكنولوژي‌هاي جديد ارتباطي اين امكان را  فراهم كرده‌اند تا از طريق يك وسيله مثل آيفون به تلفن، اينترنت، موسيقي، ضبط صدا و… دست يافت.

عكس: جواد گلزار

عكس: جواد گلزار

در اين نشست دكتر كمالي‌پور با اشاره به مشكلات ارتباطات در دنياي مدرن گفت: آنچه در روزنامه نگاري ديجيتال در كشور‌هاي پيشرفته  اتفاق مي‌افتد در كشور ما نيز در حال رخ دادن است. همشهري آنلاين به عنوان نسخه ديجيتال همشهري چاپي به مانند نسخه ديجيتال روزنامه‌ها در كشور‌هاي پيشرفته در اختيار مخاطبان است.

وي گفت يكي از ويژگي‌‌هاي اين روزنامه نگاري خاصيت تعاملي بودن آن است. در اين فضا به راحتي مي‌توان تصحيح و ويرايش كرد.

علاوه بر اين،در روزنامه‌نگاري آنلاين، مديران رسانه‌ها مي‌توانند نظرات و انتقادات خوانندگان و مخاطبان را دريافت كنند. اين در حالي است كه در روزنامه نگاري سنتي هميشه با مشكل كمي فضا مواجه‌ هستيم.

وي افزود: وبلاگ‌ها با گسترش روز افزون خود كم كم در برخي خبرها به عنوان منابع خبري به كار برده مي‌شوند. در دنياي كنوني هر كس مي‌تواند خبرنگار باشد و به سبك خود خبر‌ها را ارائه دهد.

همشهري آنلاين گزارش كامل نشست روزنامه نگاري آنلاين را به زودي منتشر خواهد كرد. برنامه روز دوم مرداد اولين جلسه از نشست‌هاي تخصصي همشهري آنلاين در مورد موضوعات متنوع روز و كاربردي درحوزه‌هاي روزنامه‌نگاري بود.

سخنران بعدي نشست‌هاي تخصصي همشهري آنلاين دكتر شهيندخت خوارزمي است كه تحت عنوان انسان و تكنولوژي‌هاي ديجيتال صورت خواهد گرفت

تاریخ درج: 2 مرداد 1386 ساعت 17:34 تاریخ تایید: 2 مرداد 1386 ساعت 19:14 تاریخ به روز رسانی: 13 مرداد 1386 ساعت 20:42  
     

  

نوشته شده در Kamalipour_2 | 1 نظر »

نشست تخصصي با پروفسور كمالي‌پور در همشهري‌آنلاين

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 13, 2007

نشست تخصصي با پروفسور كمالي‌پور در همشهري‌آنلاين

 

ميهمان – همشهري آنلاين:
اظهارات پروفسور يحيي كمالي‌پور استاد ايراني دانشگاه پوردو در مورد روزنامه‌نگاري آنلاين:

نشست روزنامه‌نگاري آنلاين سه‌شنبه 2 مرداد در همشهري آنلاين برگزار شد.

پروفسور يحيي كمالي‌پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنر‌هاي زيباي دانشگاه پوردو گفت: در دنياي ديجيتال يك فرصت طلايي وجود دارد كه بايد از آن استفاده كرد. در اين فضا ايجاد ارتباط و انتقال اطلاعات كاري آسان شده است اما حجم اطلاعات آنقدر زياد است كه مردم در اين حجم گم مي‌شوند. در واقع اطلاع رساني با اينترنت بسيار گسترده شده [اينترنت در خدمت اطلاع رساني] و مشكل امروزي غربال اطلاعات [مديريت داده‌ها: چند مفهوم] است. اعتبار منبع مشكل ديگر اين عرصه است.

آن چيزي كه در اين بين در عرصه روزنامه‌نگاري آنلاين [مهارت‌هاي روزنامه‌نگاري آنلاين] رخ مي‌دهد براي رسانه‌هاي ايران نيز در حال شكل‌گيري است. همشهري آنلاين نمونه‌اي از آن است. در آمريكا اكثر روزنامه‌ها به صورت ديجيتال و چاپي وجود دارد. مهم‌ترين خاصيت اين رسانه‌ها تعاملي بودنشان است. آنها مي‌توانند به راحتي خبر‌هاي خود را اصلاح و ويرايش كنند.

مخاطبان مي‌توانند نظرات خود را به گردانندگان نشريات آنلاين منتقل كنند. يكي از كارهاي جالبي كه روزنامه نيويورك تايمز انجام مي‌دهد امكان طرح سوال از مخاطبان است. گردانندگان اين رسانه از مردم مي‌خواهند كه به سوالات طرح شده جواب دهند و يا اگر سوالي در مورد موضوعات مختلف دارند مطرح كنند.

وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا رسانه‌هاي سنتي ماندگار خواهند بود گفت: در اين حوزه به راحتي نمي‌توان آينده‌نگري كرد [وضعيت رسانه‌هاي خبري جهان] ولي تا همين سه سال پيش نمي‌توانستيد باور كنيد تكنولوژيي اختراع شود كه مقدار زيادي موسيقي، متن، صدا و تصوير را به راحتي جابه‌جا كرد. اما حالا تكنولوژي‌هاي جديد ارتباطي اين امكان را فراهم كرده‌اند تا از طريق يك وسيله مثل آيفون به تلفن، اينترنت، موسيقي، ضبط صدا و… دست يافت [اینترنت چیزها و پیامدهای آن].

بسياري از دانشجويان يا اساتيد دروس خود را به صورت پادكست بر روي اينترنت قرار مي‌دهند رسانه‌هاي جديد نيز از اين امكان استفاده مي كنند.

وي در مورد پيامد‌هاي مثبت اين ابزار‌هاي ديجيتالي گفت: اين ابزار‌ها روند گفتگو، دموكراسي و اطلاع رساني را در سراسر دنيا ترويج و توسعه مي‌دهند[رسانه‌هاي ارتباطي و آزادي در عصر ديجيتال]. در گذشته به راحتي مي‌شد جلوي انتشار كتاب و روزنامه را گرفت ولي اكنون مرز‌هاي جغرافيايي ديگر مفهومي ندارند.

دكتر كمالي‌پور گفت: روزنامه‌هاي مكتوب حداقل تا چند سال آينده باقي خواهند[آينده روزنامه‌نگاري از نگاه پروفسور كمالي‌پور] اما روند گسترش روزنامه‌هاي آينده [روزنامه‌هاي ‌سال ‌2020 ] بسيار سريع است. مشتركان روزنامه‌هاي سنتي به اينترنت روي آورده‌اند. از طرف ديگر درآمد حاصل از تبليغات در اينترنت [تبليغات آنلاين در انگليس سه برابر آگهي‌هاي راديويي شد] نيز رو به افزايش است. (به جز شماره‌هاي روز‌هاي تعطيل)

روزنامه‌ها در اين بين براي گسترش مخاطب نسخه‌هاي محلي منتشر مي‌كنند. از آنجايي كه هر چه فاصله جغرافياي محل وقوع خبر نزديك‌تر باشد اهميت بيشتري پيدا مي‌كند؛ نشريات محلي از اين خصوصيت استفاده مي‌كنند و اخباري مربوط به ازدواج، به دنيا آمدن، مرگ اهالي و همچنين آگهي‌هاي تبليغاتي محل[آشنائي با مفهوم تبليغات در نقطه خريد] را منتشر مي‌كنند.

عكس: جواد گلزار

دكتر كمالي پور در مورد جايگاه وبلاگ‌ها [هر ثانيه يك وبلاگ متولد مي شود] در عرصه اطلاع رساني و روزنامه نگاري ديجيتال گفت: روزنامه‌هايي مثل واشنگتن پست و نيويورك تايمز در برخي موارد از وبلاگ‌ها به عنوان منبع خبر استفاده ‌مي‌كنند. در دنياي امروز  هر كس مي‌تواند روزنامه خود را داشته باشد و به اطلاع رساني به سبك خود بپردازد. نكته مهم براي روزنامه نگاري ديجيتال اين است كه بايد مانند روزنامه‌نگاري سنتي كسب اعتماد است. يك وبلاگ هم مي‌تواند در صورت كسب اعتماد همان كاركرد را داشته باشد [وبلاگ به مثابه يك رسانه].

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا وبلاگ‌نويس‌ها روزنامه‌نگار هستند گفت: وبلاگ نويس‌ها از آن جهت كه براي تفريح و سرگرمي مي‌نويسند و از منابع معتبر براي اطلاع رساني استفاده نمي‌كنند، روزنامه نگار نيستند. ولي برخي از آنها نيز به صورت حرفه‌اي اين كار را دنبال مي‌كنند و توانسته‌اند جايگاه خوبي براي خود كسب كنند [وبلاگ؛ خانه هويت و تجسم شخصيت].

پروفسور يحيي كمالي‌پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنر‌هاي زيباي دانشگاه پوردو با اشاره به اين كه ابزار‌هاي رسانه‌اي به سرعت در حال تغييرند گفت: در دنياي ديجيتال امروز مخاطبان رسانه‌هاي آنلاين [تیپ شناسي شخصیت در فضای آنلاين] روز به روز بيشتر مي‌شوند. اين رسانه‌ها با افزايش مخاطب [روزنامه نگاري مردم نگارانه] تبليغات بيشتري را كسب مي‌كنند و بنابراين رسانه‌اي موفق است كه بتواند اعتماد مخاطبان را جلب كند [چالش‌هاي يك روزنامه براي حفظ مخاطبان خود].

وي در مورد دلايل طول عمر رسانه‌هاي سنتي گفت: ما اصولا تابع عادات خود هستيم. هنوز عده ‌زيادي بر اساس عادت ترجيح مي‌دهند كه روزنامه را در دستان خود بگيرند و  مطالعه كنند. جوان‌تر‌ها ترجيح مي‌دهند از طريق موتورهاي جستجو در اينترنت اطلاعات مورد نيازشان را بدست بياورند. يكي از دلايلي كه باعث مي‌شود روزنامه‌ها تا 10- 20 سال آينده ادامه پيدا كنند وجود روزنامه‌خوان‌ها است و خريد نسخه‌هاي چاپي توسط  مسن‌تر‌ها صورت مي‌گيرد.

 وي در ادامه گفت: خاصيت تعاملي بودن اينترنت باعث لينك‌هاي بيشتر در خبر مي‌شود. در دنياي ديجيتال امروز ندانستن معنايي ندارد. روزنامه‌نگاران ديگر متكي به يك منبع خبري نيستند.

وي گفت من به آينده رسانه‌ها در ايران و جهان بسيار خوش‌بين هستم ولي بايد به مسئله فرهنگ و سياست و اقتصاد كه در تعامل نزديك با هم هستند بيشتر توجه كرد.

وي افزود: توليد توزيع اطلاعات در اختيار 6 يا 7 شركت فراملي رسانه‌اي است. ولي در كنار اين رسانه‌ها منابع ديگري نيز وجود دارد كه پوشش همگاني دارند. درآمد اين روزنامه‌ها اشتراك، آگهي و اهداي آن به دوستان است. در كنار اين روزنامه‌ها رسانه‌هاي عمومي و مردمي [شبکه‌های اجتماعی اینترنتی] مثل PBS وجود دارند كه  از طرف مردم و بخش خصوصي حمايت مالي مي‌شوند.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا تغيير رسانه از سنتي به ديجيتال تغيير فرهنگ و هويت[جنبه‌ ديجيتال فرهنگ] نيز ايجاد كرده است، گفت: نگرش و انتظارات توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان در عرصه اطلاع رساني به مدد روزنامه نگاري ديجيتال تغيير كرده است و سپس از دكتر يونس شكرخواه سردبير همشهري آنلاين خواست تا اگر مي‌تواند به اين بحث كمك كند.

عكس: جواد گلزار

شكرخواه در توضيح بيشتر گفت: براي كسي كه فقط يك چكش دارد ميخ تمام راه‌حل‌هاست و يا براي كسي كه گرافيست است خط بيانگر همه چيز در جهان است. در رشته ارتباطات هم باورها براين نكته تمركز يافته كه تكنولوژي‌هاي وابسته به زمين مانند چاپ، فرهنگ‌ها را پايدارتر نگاه مي‌دارند و بنابراين در استفاده از ابزارهايي كه اين وابستگي وجود ندارد رابطه فرهنگ و هويت با جغرافيا و زمين و به طوركلي با مكان قطع مي‌شود و به همين دليل در درك مفاهيم نيز تغييراتي صورت مي‌گيرد. به طور مثال در رسانه‌هاي جديد، متون توسط لينك با هم در ارتباط هستند و بنابراين به خاطر غلبه حالت بينامتنيت؛ دريافت تك متني در مورد هيچ موضوعي وجود ندارد و به همين سبب هم هست كه روزنامه‌نگاران آنلاين نمي‌توانند  اطلاعات را به صورت تك منبعي در اختيار كاربران بگذارند. پس بنابراين موضوع تغيير هويت و تغيير در نوع ادراكات و برداشت‌ها در فصاي مجازي [فضا و نهادهاي مجازي] يك موضوع قابل توجه است 

دكتر كمالي در  ادامه گفت: در شرايطي كه كشورها به سمت جهاني شدن حركت مي‌كنند، هويت نيز بايد جهاني باشد. ما معمولا در چارچوب‌ها حركت مي‌كنيم. اشكال كار اينجاست كه افراد مي‌خواهند در اين چارچوب‌ها باقي بمانند و هيچ راه ارتباطي باقي نگذارند. منجمد شدن در هر چارچوبي خطرناك است. وسايل ارتباطي مي‌تواند براي درك بهتر و بيشتر به كار برده شود و تمركز بايد بر روي نقاط اشتراك باشد نه نقاط افتراق.

 وي در مورد چالش‌هاي سازماني رسانه‌هاي ديجيتال، مقوله هويت صنفي و آموزش بين سازمان و مخاطبان گفت: در يك نگاه كلي‌تر  و مقايسه آنچه كه در ايران و كشور پيشرفته‌اي مثل آمريكا اتفاق مي‌افتد بايد گفت؛ آنچه كه من در ايران مي‌بينم اين است كه دانشجويان ، استادان و حتي دانشگاههاي ارتباطات هيچ ارتباطي با هم ندارند. از طرف ديگر در ايران دانشگاه‌ها هيچ تعاملي با راديو تلويزيون و روابط عمومي‌ها ندارند. ريشه اشكالات فرهنگي اقتصادي و… در فرهنگ است و همه ما در اين بين مقصريم . اگر اين تعامل و همكاري وجود داشته باشد همه ذي‌نفع خواهند بود. ما هميشه خود را درگير تئوري كرده‌ايم. بايد از خودمان بپرسيم كه آيا با خودمان تعامل داريم كه انتظار تعامل با ديگران را داشته باشيم؟ نهاد‌هايي كه بايد اين امور را نهادينه كنند كم‌كاري مي‌كنند. آموزش نقش اساسي دارد. وي افزود: ما در فضاي رسانه‌اي غوطه‌ور هستيم ولي اين فضا را نمي‌شناسيم  و از اهميت و تاثيرات فرهنگي اينترنت [اينترنت و تغيير فرهنگي] بي اطلاعيم. مشكل در واقع يك مشكل فرهنگي است. ما به گفتگو نياز داريم.
دكتر شهيندخت خوارزمي عضو هيأت علمي سازمان مديريت صنعتي و عضو هيات رئيسه انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي (IRASIS) هم كه ميهمان اين نشست بود و در نشست بعد براي تحريريه همشهري آنلاين تحت عنوان انسان و تكنولوژي‌هاي ديجيتال سخنراني خواهد كرد؛ در ادامه گفت: حل مشكلات فرهنگي نيازمند درك عميق است و گفت‌و‌گو  به عنوان يك اولويت استراتژيك بايد براي همه مهم باشد. به محض كه اين درك ايجاد شود قطعا به عنوان درس در مدارس كار خواهد شد.

دكتر كمالي پور در پايان در مورد محدوديت‌هاي روزنامه‌نگاري ديجيتال گفت: براي برقراري ارتباط نيازمند سواد رسانه‌اي هستيم. هر كس با هر تخصصي كه دارد بايد بداند چگونه‌ مي‌تواند از اين امكانات ديجيتال استفاده كند.

تاریخ درج: 3 مرداد 1386 ساعت 15:05 تاریخ تایید: 3 مرداد 1386 ساعت 18:05 تاریخ به روز رسانی: 13 مرداد 1386 ساعت 20:40  
     

  

 

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=28515

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

پرفسور يحيي كمالي‌پور در گفت‌وگو با ايسنا

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 13, 2007

پرفسور يحيي كمالي‌پور در گفت‌وگو با ايسنا:
جلب و حفظ اعتماد مخاطب شرط موفقيت رسانه‌ها است
موفقيت رسانه‌يي كشور مستلزم اصلاح چالش‌هاي فرهنگي است

سرويس: رسانه
1386/05/20
08-11-2007
10:25:27
8605-10708: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: رسانه

اگر قرار است از رسانه‌هاي بين‌المللي برخوردار باشيم بايد بر روي رفع چالش‌ها تمركز كنيم، به عبارت ديگر بايد وضعيت موجود را سامان دهيم و همگام با تكنولوژي‌ها و علوم و فنون روز پيش برويم چرا كه در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه فرآيند جهاني شدن يك واقعيت است و بايد از اين فرصت استفاده كنيم تا از اين عرصه عقب نمانيم.

پرفسور يحيي كمالي‌پور - رييس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پردو‌ي آمريكا – در گفت‌وگو با خبرنگار رسانه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب درباره‌ي علت اين كه هنوز رسانه‌هاي ما در سطح بين‌المللي موفق نشده‌اند، اظهار كرد: رسانه‌ها در كشور با چالش‌هاي بسياري از جمله مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي مواجهند و هنوز جايگاه آن‌ها نهادينه نشده است و از سوي ديگر با معيارهاي حرفه‌يي روزنامه‌نگاري فاصله داريم

موفقيت رسانه‌يي كشور مستلزم اصلاح چالش‌هاي فرهنگي است

وي بزرگ‌ترين چالش در كشور را چالش فرهنگي دانست و گفت: تا چالش‌هاي فرهنگي شناسايي نشوند و مورد اصلاح قرار نگيرند نمي‌توانيم در زمينه‌ي رسانه‌يي موفق عمل كنيم.

كمالي‌پور با اشاره به آيه‌اي از قرآن كه “خداوند مي‌فرمايد سرنوشت هيچ قومي ‌را تغيير نمي‌دهد مگر اين كه تك تك آن مردم تغيير كنند” گفت: در فرهنگ ما جملات و گفتارهاي نيكي وجود دارد كه به آن عمل نمي‌شود؛ متاسفانه از فرهنگ غني كه داريم استفاده كاربردي نمي‌كنيم درحاليكه با تكيه بر اين فرهنگ غني مي‌توانيم زمينه‌اي فراهم كنيم تا به رشد و شكوفايي برسيم.

توجه به تعهد اخلاقي رسانه در كنار توجه به اصول حرفه‌يي اهميت دارد

او درباره‌ي به‌كارگيري اصول حرفه‌يي در رسانه‌ها و استفاده از روش‌هاي جديد اظهار كرد: در حال حاضر علاوه بر نسخه‌ي چاپي رسانه‌ها، نسخه‌ي ديجيتالي آن‌ها نيز فعاليت مي‌كنند و هر يك از آن‌ها به تناسب امكاناتي كه دارند معيارهاي حرفه‌يي را در نظر مي‌گيرند، اما آن چه در اين ميان مهم است، در كنار آموزش و به‌كارگيري اصول حرفه‌يي، توجه به تعهد اخلاقي رسانه‌هاست چرا كه گردهم آمدن اين مجموعه در كنار هم سبب پويايي رسانه‌ها مي‌شود

كمالي‌پور افزود: با توجه به اين كه رابطه تنگاتنگي ميان فرهنگ،‌ رسانه، سياست و اقتصاد وجود دارد، بنابراين تنش‌هاي موجود در اين حوزه‌ها در رسانه‌ها نيز تاثيرگذار است بنابراين نمي‌توانند از هم جدا كار كنند و موفق باشند البته نوع اين تنش‌ها به تناسب فرهنگ و مقتضيات هر كشوري متفاوت است.

جايگاه واقعي رسانه و خبرنگار در كشور مشخص نيست

وي با اشاره به اين كه تا زماني كه خبرنگاران و رسانه‌ها جايگاه واقعي خود را در كشور پيدا نكرده‌اند، دائم در اين فكراند كه خطوط قرمز تا كجا هستند و چه مطلبي را بايد بنويسند و كدام را ننويسند، تصريح كرد: اين مسائل در جامعه سبب مي‌شود رسانه‌ها نتوانند به وظيفه حرفه‌يي خود عمل كنند و از سوي ديگر شرط اول هر جامعه‌ي پويا، توسعه‌يافته و دموكراتيك برخورداري از رسانه‌هاي آزاد و آزادي بيان در آن‌هاست؛ البته مفهوم آزادي، نسبي و با توجه به مقتضيان هر جامعه‌اي متفاوت است و حد و مرزهاي خاص خود را دارد.

جلب و حفظ اعتماد مخاطب شرط موفقيت رسانه است

كمالي‌پور درباره‌ي رسانه‌هاي ديجيتال گفت: امروز با توجه به رشد تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات امروز هر فردي مي‌تواند خبرنگار باشد و با يكديگر در تعامل باشند بنابراين اين مزيت سبب شده به سرعت اطلاعات در اختيار همگان قرار گيرد البته خبرنگاران حرفه‌يي با اين خبرنگاران تفاوت دارند. بهر حال در اين ميان رسانه‌اي موفق است كه بتواند اعتماد مخاطب را به خود جلب كند.

او با اشاره به اين كه رسانه‌هاي ديجيتال مناسبات دنياي امروز را تغيير داده‌اند، گفت: كنترل و برخورد با رسانه‌ها صحيح نيست چرا كه هر قدر اين رسانه‌ها كنترل شوند باز هم از طريق ديگري اطلاعات در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد بنابراين بهتر است با اين تحولات همگام شده و از اين فرصت براي توسعه و پيشرفت جامعه استفاده كرد.

اولين كنفرانس انجمن جهاني ارتباطات در شانگهاي چين برگزار مي‌شود

پرفسور كمالي‌پور با اشاره به اينكه اولين كنفرانس انجمن جهاني ارتباطات با همكاري پنج دانشگاه از شهرهاي پكن و شانگهاي چين و دو دانشگاه پردو و دوك در پاييز امسال در چين برگزار مي‌شود گفت: اين كنفرانس جهاني ارتباطات به صورت متمركز برگزار مي‌شود، از اين رو به دنبال همكاري تمام دانشگاه‌هاي جهان با انجمن جهاني ارتباطات هستيم.

اين استاد ارتباطات ادامه داد: استادان ارتباطات از كشورهاي مختلف جهان به چين خواهند آمد، از ايران نيز تعدادي از استادان ارتباطات دعوت شده‌اند؛ همچنين در اين كنفرانس به طور رسمي ‌انجمن جهاني ارتباطات افتتاح خواهد شد.

او يادآور شد: پيش از اين چند دوره كنفرانس جهاني ارتباطات با همكاري انجمن پيوند جهاني ارتباطات كه متشكل از چهار دانشگاه پردو، تگزاس، اوهايو و ايلي‌نوي جنوبي است، هر ساله در آمريكا برگزار مي‌شد كه بنده نيز با اين انجمن همكاري داشته و در سال گذشته نيز باني برگزاري كنفرانس جهاني ارتباطات در شيكاگو بودم كه با استقبال خوبي از سوي كارشناسان و علاقه‌مندان ارتباطات در جهان مواجه شد.

وي افزود: پس از برگزاري كنفرانس جهاني ارتباطات در شيكاگو، سال گذشته به اعضاي انجمن پيوند جهاني ارتباطات پيشنهاد دادم كه اين كنفرانس را در كشورهاي ديگر خارج از هر آمريكا برگزار كنند اما به دلايل مختلف مانند مسائل مالي با اين پيشنهاد موافقت نشد.

او ادامه داد: تصميم گرفتيم انجمني را به طور مستقل با عنوان انجمن جهاني ارتباطات راه‌اندازي كنيم كه قرار است اولين كنفرانس انجمن جهاني ارتباطات با همكاري پنج دانشگاه كه سه دانشگاه آن در شهرهاي پكن و شانگهاي چين و دو دانشگاه پردو و دوك، در ماه اكتبر امسال در چين برگزار شود.

كمالي پور خاطر نشان كرد: در حال حاضر استقبال خوبي از سوي دانشگاه‌هاي جهان براي برگزاري كنفرانس‌هاي انجمن جهان ارتباطات به عمل آمده است به طوري كه سال آينده اين كنفرانس در عمان برگزار خواهد شد و به ترتيب در سال‌هاي آينده نيز در هند، مكزيك و آمريكا برگزار مي‌شود.

وي درباره اهداف برگزاري كنفرانس انجمن جهاني ارتباطات گفت: جهاني شدن ارتباطات و نقش آن‌ها در توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي و تمركز برروي پروژه‌هاي تحقيقاتي ارتباطات از جمله اهداف اين كنفرانس است كه در تلاشيم مقالاتي كه در اين كنفرانس ارايه مي‌شود را در قالب كتابي جمع آوري و منتشر كنيم همچنين اين مقالات بر روي سايت كنفرانس قابل دسترسي خواهد بود.

آموزش ارتباطات در كشور ضعيف است

وي درباره‌ي وضعيت آموزش ارتباطات در ايران، خاطر نشان كرد: آموزش ارتباطات در كشور با ضعف‌هاي بسياري مواجه است و يكي از آن‌ها نبود ارتباطات دو جانبه ميان دانشكده‌هاي ارتباطات با يكديگر است؛ همچنين توجه نكردن به مسائل فرهنگي در رسانه‌ها و نقش آن‌ها در تاثير بر جامعه است.

به گفته‌ي او ضرورت دارد در دانشگاه‌ها و حتي دبيرستان‌ها دروسي در رابطه با فرهنگ و رسانه‌ در ميان سرفصل‌هاي درسي دانشجويان و دانش‌آموزان گنجانده شود تا هم جامعه با رسانه‌ها تعامل بيشتري داشته باشند و هم زمينه براي پيشرفت رسانه‌ها فراهم شود.

او افزود: تمركز آموزش ارتباطات در ايران به اصول تئوري سبب شده كه فاصله‌اي ميان بخش عملي و علمي‌ ايجاد شود و در نهايت افرادي كه دانش‌آموخته ارتباطات هستند توانايي كار تجربي ندارند و افراد تجربي اين حرفه نيز با علم روز اين حرفه آشنا نيستند.

كمالي‌پور خاطر نشان كرد: اين خلاء را مي‌توان با برقراري ارتباط دو سويه ميان دانشگاه و سازمان‌هاي رسانه‌يي جبران كرد، اما متاسفانه اين ارتباطات ميان رسانه‌ها و محافل آموزشي كشور وجود ندارد.

رييس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پرودو‌ي آمريكا در پايان خاطر نشان كرد: ما كشوري غني با منابع فراواني داريم و هيچ كمبودي وجود ندارد اما ضعف در مديريت و عدم توجه به دستاوردهاي تحقيقاتي سبب شده آن طور كه بايد و شايد جايگاه خود را پيدا و تثبيت نكنيم.

انتهاي پيام

كد خبر: 8605-10708

http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-976072

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

نشست تخصصي با دكتر خوارزمي در همشهري‌آنلاين

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 13, 2007

نشست تخصصي با دكتر خوارزمي در همشهري‌آنلاين

 

آنلاين – همشهري آنلاين:
دكتر شهيندخت خوارزمي دومين ميهمان تحريريه همشهري آنلاين به بحث انسان و ابزارهاي ديجيتال و موضوع نقش ICT در تحول زندگي انسان پرداخت.

دكتر شهيندخت خوارزمی عضو هیات رئیسه انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي در اين جلسه گفت: امروز سعي مي‌كنيم نگاهي گذرا به ويژگي‌هاي جهان كنوني، انقلاب علم و تكنولوژي و تاثير آن بر انسان داشته باشيم .

وي افزود: اولين فرض من اين است كه دستاورد‌هاي انسان از جمله ICT  و هر تحول تكنولوژيك محصول مغز انسان است. اين موضوع به نظر بديهي مي‌آيد ولي به خاطر داشته باشيم در قرن 21 انسان بايد چيز‌هاي زيادي در مورد دو كهكشان كشف كنيم؛ يكي كهكشان بزرگ كيهان و ديگري كهكشان خرد يا همان مغز انسان است.

هنوز قواعد مغز انسان كشف نشده است. با هر كشفي امكان دستكاري وجود دارد؛ و خود manipulation و يا دستكاري در طبيعت است كه زمينه را براي دستاورد‌ها خلاقيت‌‌هاي جديد فراهم مي‌كند.

دكتر خوارزمي گفت: دومين فرض اين است كه ICT معرفت و كيفيت زندگي انسان [كيفيت زندگي و شاخص‌خوشبختي] را در بسياري حوزه‌ها متحول كرده است و نگاه ما را به اين حوزه‌ها ژرف‌تر و گسترده‌تر كرده است.

از جمله اين تغييرات معرفتي كه ICT ايجاد كرده مي‌توان به تغيير در نگاه انسان نسبت به خود، شناخت در مورد سازمان به عنوان يك پديده، جامعه و سياره‌اي كه در آن زندگي مي‌كنيم  اشاره كرد.

براي من معرفتي كه نسبت به انسان، كيهان و طبيعت به‌دست‌ آمده بسيار مهمتر است. به معناي خيلي كلي‌تر، تغيير در اين سه حوزه باعث شده كه انسان وارد يك عصر جديد شود.

سطح تاثير گذاري معرفتي ICT بر معرفت انسان را مي‌توان در اتم، sub atom  و كيهان دنبال كرد.

وي در مورد فرض سوم گفت: فرض سوم اين است كه به طور كلي ICT را نبايد به صورت مجزا و به عنوان يك پديده علمي و تكنولوژيك مجرد نگاه كرد. در واقع تقابل‌ها پيچيده ICT  با حوزه‌هاي علم و معرفت از نظر به راه اندازي جريان‌هاي تحول تعيين كننده است.

در اين مورد مي‌توان از علوم شناختي علوم زيستي و علوم مواد و neuron science  به عنوان شاخه‌هاي تعيين كننده و متاثر از ICT نام برد. يافته‌هاي تحقيقات در اين حوزه‌ها معرفت ما را در حوزه‌هاي ذكر شده اضافه مي‌كند.به عنوان مثال، از تلاقي ICT  و ژنتيك است كه پديده‌اي به نام نانو تكنولوژي و DNA computer  بوجود مي‌آيد.

عضو هیات رئیسه انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي در مورد فرض چهارم خود گفت: بدون نگاه سيستمي، آینده نگري و  یکپارچه‌نگری هر گونه مطالعه اجتماعي و به طور خاص مطالعات ICT به نتيجه نخواهد رسيد و از شما مي‌خواهم به آن توجه كنيد. دليلي اين است كه اين پديده‌ها اصلا مجرد نيستند. اين‌ها پديده‌هاي هستند كه از تعامل هاي بسيار پيچيده بوجود مي‌آيند. بدون اين سه گزينه، تحلیل و پیش بینی و استنتاج مان ناقص خواهد بود.

دانش و معرفتي كه در اين حوزه‌ها وجود دارد خيلي سريع منسوخ مي‌شود. تكنولوژي‌ها در حوزه ICT به سرعت جايگزين مي‌شود. اگر بدون نگاه آينده نگرانه به سراغ اين علوم برويد و نسبت به روند‌هاي آينده حساس نباشيد، مدل تحلیلی و مدل مفهومی ناکارآمدي ارائه خواهيد داد. بدتر اين است كه بر پايه اين تحليل‌ها تصميم بگيريد.

خود پديده‌ها ما را مجبور مي‌كند تا الگو‌هاي معرفتي و پارادايم‌ها و نگاه‌مان را به اقتضاي ماهيت اين پديده‌ها تغيير بدهيم. در اغلب تحليل‌ها اين سه نگاه حاكم نبوده در نتيجه نگاه تحليل و استنتاج و نگاه اشتباه خواهد بود.

وي در ادامه اشاره‌اي به تحولات جهان امروز كرد و گفت: تمثيل كنت بولدينگ از مهمترين مشخصه جهان امروز يعني شتاب تاريخ است . او معتقد است عمر انسان خردورز روی كره زمين با فرض 800 نسل 65 ساله است و از اين قرار بوده‌است:
غارنشين: 650 نسل،
اختراع كتابت: 70 نسل قبل،
اختراع چاپ: 7 نسل قبل.
كتابت به اين دليل تاريخ‌ساز است كه براي اولين بار بشر امكان ثبت و انتقال تجربياتش را پيدا مي‌كند.

ثبت تجربيات با چاپ و اينترنت [يك روزنامه‌نگار آنلاين در برابر يك روزنامه‌نگار چاپي‌] مبدا يك جريان تحول ساز مي‌شود.

به عبارت ديگر بيش از 95 درصد عناصر زندگی انسان مدرن، دستاورد آخرين نسل است. هر كدام از اين عناصر 100 سال اخير مثل برق و تلفن و… اگر از زندگي انسان مدرن حذف شود او را دچار بحران مي‌كند. سوال اساسي كه در اين بين وجود دارد اين است كه اگر تحولات با همين نرخ شتاب ادامه پيدا كند (كه به دليل تصاعدي بودن فرض محالي است)، زندگي انسان نسل آينده چگونه خواهد بود [آهسته شتاب كن!]. تنها جواب قطعي اين است كه اصلا نمي‌توان چنين چيزي را پيش‌بيني كرد. از طرف ديگر شتاب تاريخ را با ضرورت برنامه ريزي و سياستگذاري بايد در نظر بگيريد.

وي در مورد ويژگي‌هاي ديگر  دنياي معاصر گفت: به طور طبيعي بايد بپذيريم كه بشر وارد  عصر بحران شده است. بحران به وضعيتي گفته مي‌شود كه سيستم‌ها از حالت تعادل خارج مي‌شوند. به عبارت بهتر بحران نتيجه طبيعي تحول است.

ويژگي ديگر دنياي معاصر، پيچيدگي روزافزون امور و مسائل است به اين معنا كه عناصر تشكيل دهنده يك امر ساده و مسئله ساده در مقابل يك امر و مسئله پيچيده اصلا قابل مقايسه نيست. شما براي حل هر مسئله پيچيده بايد خود را براي شناخت، تركيب عوامل مختلف و پر تنوع خود را آماده كنيد. هر چه جلوتر برويد ماهيت مسايل پيچيده‌تر مي‌شود.

دكتر خوارزمي افزود: ما در حال ورود به عصر عدم ايقان هستيم. مسائل پيچيده را نمي‌توان با يقين مواجه شد. ما وارد عصري شده‌ايم كه در مورد يافته‌هاي علمي مجبوريم با زبان احتمالات صحبت كنيم. و در نتيجه ما وارد دنياي پيش بيني ناپذير مي‌شويم و همه اين مسائل ما را به جهان ناامن شده، منسوخ شدن پرشتاب كالا، تكنولوژي، دانش و مهارت مي‌رساند. 

بايد به عنوان يك واقعيت پذيرفت كه شتاب تحولات و ويژگي‌هاي ذكر شده به طور طبيعي ويژگي ديگر را به ما تحميل مي‌كند.

سوال اساسي اين است كه آيا ذهن بشر توانسته با اين سرعت متحول شود و از ساختارهايي و قابليت‌هاي برخوردار شود كه با اين پديده‌ها به تناسب خود مواجه شود  و زندگي خود را سر و سامان دهد؟ به نظر من نه. به همين دليل است كه مي‌گويم مهمترين چيزي كه اين ويژگي‌ها به ما تحميل مي‌كند پارادايم شيفت و تحول نوع نگاه و الگو هاي ذهني و مهارت‌ها است. (ويژگي‌هايي كه به ما كمك مي‌كند تا اطلاعات را از اطراف بگيريم و تحليل كنيم به شناخت برسيم)

وي در مورد دليل اين تحولات گفت: علت همه اين اتفاقات انقلاب تكنولوژيك است. بشر از نيمه دوم قرن بيستم با دستكاري در ژن، اطلاعات و ماده قابليت عظيمي پيدا كرد. هر چه جلوتر مي‌رويم اين قابليت بيشتر مي‌شود. چيزي كه ساختار وجودی انسان و محيط زندگی را دگركون مي‌كند تركيب و همگرائی حوزه های علمی- تكنولوژيك است.

ICT  چيست؟
دكتر خوارزمي ICT  را ترکیبی از مجموعه‌ علوم و تکنولوژی‌ها دانست و گفت: همگرائی  و تعامل آن‌ها با هم و با سایر علوم و تکنولوژی‌های پیشرفته باعث راه اندازی جریان عظیم تحول شده است. از اين روي به ICT  به عنوان مادر علوم جدید نام مي‌برند.

ICT باعث پیدایش عظیم‌ترین ماشین مصنوع بشر شده است. شبکه گسترده جهانی World Wide Web  و شبکه جهانی به هم پیوسته ابزار و تکنولوژی‌های ارتباطی – اطلاعاتی جديدي را در اختيار گذاشته است تا احساس كنيم وارد عصر تمدنی جدید شده‌ايم. [چطور زيرساخت‌هاي اينترنت كار مي‌كنند؟ ]

وي با اشاره به اين كه بر اين دوره تمدني جديد اسامي مختلفي گذاشته ‌شده است گفت دیجیتالی شدن محیط و فعالیت های زندگی يا Digital Age عصر دانايي (Age of Knowledge)، عصر حقيقت (Age of Truth)، عصر فريب و پنهان كردن حقيقيت (Age of deception) و عصر شفافيت (Age of Light) نام‌هاي اين دوران جديد است. هر اتفاقي كه افتاده به نظر من تحولی است گسست آفرین. به اين معنا كه روند تكامل ادامه گذشته نيست. رابطه حال با گذشته قطع شده است. پديده‌هاي نوظهوري بوجود آمده كه هيچ نشاني در گذشته ندارند. شما نمي‌توانيد روند‌ها را به صورت پيوسته ببينيد.

دستاورد‌هاي مهم ICT
دكتر خوارزمي در اين باره گفت: به کمک علم و تکنولوژی  به ويژه ICT حواس انسان به شیوه‌ای  شگفت انگیز توسعه و گسترش یافته است. به اين معنا كه قابليت هاي مغز و بدن افزوده شده است.[اینترنت چیزها چيست؟]

انسان با مجهز شدن به چشم سوم (Knowledge Eye) چیزهايی را در جهان ماورا و اعماق می‌‌بيند که پیش از این نامرئی بود. مثل آغاز و پايان زندگي (شکل‌گیری و فروپاشی حیات)، تشکیل کهکشان و سیاره و سیاهچال‌ها، درون و ساختار اتم‌، دیدن در تاريكي‌، اشكال نامرئي نور (ماورا بنفش و مادون قرمز) و امواج و انرژي ديدن پيامد‌هاي متعددي دارد كه معرفت انسان را نسبت به خود تغيير داده است.

شناخت ما از بدن ديگر قابليتي است كه ICT  در اختيار ما قرار مي‌دهد. مشاهده 50 تريليون سلول هر يك با ابعادي معادل يك دهم قطر موي انسان توسط ICT  فراهم شده است.
تصوير سه بعدي كيهان -با سه هزار كهكشان-، مرئی شدن جهان نامرئی و نامرئی شدن جهان مرئی: ديدن آن چه استتار شده و نامرئي شدن. ساخت جليقه‌هايي براي نامرئي شدن نتايج تحقيقات در اين حوزه است.

بخش مهمی از درک و شناخت‌مان در باره جهان از طریق چشم است. دكتر خوارزمي گفت: ما آن چه را که می بینیم باور می کنیم. تصاوير جديد باور‌هاي ما را تغيير مي‌دهد. با میکروسکوپ و telescope  با پدیده‌هايی ناشناخته از جهان خرد و کلان آشنا شدیم  که باورهای مان را تغییر داد.[فيلمبرداري توسط ميكروسكوپ‌هاي الكتروني] ولي اکنون با تكنولوژي ديجيتال، قادر به دیدن چیزهايی هستیم درباره انسان و محیطی که در آن زندگی می‌کند که به گونه‌ای ژرف‌تر باورها و پارادیم های مان را متحول می‌سازد .

در اين بين نگاه انسان به خودش،  به کیهانی که سیاره زیستگاهش جزئی از اوست و به طبیعتی که انسان از آن برخاسته و نگاه انسان به جسم‌، فکر و روحی که وجودش را تشکیل می‌دهد و قوانین حاکم بر همه اینها، در حال تغییر است.

ICT  ابزاري بسيار پر توان براي تحقيق علمي در اختيار فرار مي‌دهد. ICT  چيز‌هاي را در قلمرو تحقيق علمي قرار مي‌دهد كه قبلا وجود نداشت. روش علمي را در مورد پديده‌هاي قابل مشاهده مي‌توان انجام داد. اکنون بخشی از این قوانین را کشف کرده و برای مثال می‌داند‌که:

- هزاران کهکشان جدید دارد متولد می‌شود (تلسکوپ هابل) [بزرگترين تلسكوپ‌فضايي جهان جايگزين هابل مي‌شود]

- ما تا پيش از اين كيهان را به عنوان universe مي‌شناختيم، اما اندیشه هستی چند کیهانی (multi-verse)  و طرح این فرضیه که جهان از dark matter به وجود آمده و نه اتم‌های مرئی (سه ماهواره متصل با لیزر  Lisa) توسط ICT محقق شده است.

- انسان می‌تواند با تکنولوژی، بر محدودیت‌های جسمی و ذهنی غلبه کند(مورد Steven Hawkins)
- تمام اين تغييرات شكاف جدیدی پدید می‌آورد که انسان دیجیتال شده را از انسان دیجیتال نشده متمایز می‌سازد. كاكرو فيزيك‌دان نظري معتقد است فازبندي تمدني بايد تغيير كند. از 4 مرحله تمدني، بشر هم اكنون در فاز صفر(فاز ديجيتالي شدن) قرار دارد.
- ICT  پارادیم‌های موجود را درهم مي‌شكند و قانون و پارادیم خود را حاکم می سازد.
- ICT  امکانات شگرفی برای مهندسی كردن بخش‌هايي از زندگي كه تا پيش از اين تصور  دستكاري در آن وجود نداشت، فراهم می‌آورد: از مهندسی حیات تا مهندسی کیفیت زندگی.

وي با اشاره به اين كه ICT رابطه انسان با محيط پيرامونش را تغيير مي‌دهد، گفت:
کنترل بر محیط به کمک کامپيوتر‌هاي پوشیدنی كه نسل جديد Gigshicks‌ها فراهم مي‌كنند‌، پارچه‌هاي smart، Verichip يا كارگذاشتن chip‌هاي هوشمند در بدن براي كاربردهاي پزشكي (پرونده پزشكي)،[بسوي انقلاب RFID] امنيتي [تأمين امنيت در قرن بيست‌ويكم با RFID] (كارت شناسائي و پاسپورت و…) [گذرنامه‌ها به RFID مجهز مي‌شوند] مالي (كارت اعتباري) بدون خطر دسترسي به اطلاعات روي آن و يا گم شدن از دستاوردهاي ICT است. اين دستاوردها خيلي دور از دسترس نيست و به زودي تجاري خواهد شد.

مثال ديگر عينك‌هاي Eye Tap با 30سال سابقه تحقيقاتي پروفسور Mann است. با استفاده از يك كلاه به راحتي در هر جايي امكان برقراري ارتباط ديجيتال و اتصال به اينترنت و ضبط و دخل و تصرف در تصاوير و ارسال به وب فراهم شده است.[اینترنت چیزها چيست؟] ولي در اين ميان نكته‌اي كه بايد بدان توجه داشت تجاوز به حريم خصوصي افراد است.

ICT كاربرد‌هاي ديگري نيز مي‌تواند داشته باشد. از آن جمله كمك به كساني است كه حافظه ضعيف دارند.

- مهمترين كاركرد ICT را در انتقال كاركرد كنترل و نظارت بر محيط از دولت به افراد است: اين ابرازي است براي كنترل محيط است و خود به خود كشور‌ها را مي‌تواند وارد عرصه‌هاي دموكراتيك كند.

- Eye Bud : كمك به كور رنگ‌ها و افراد داراي مشكل بينايي [عينك براي كمك به نابينايان]

كاركرد ICT در اقتصاد
مفاهيم اقتصاد نوین مانند اقتصاد فرا – ماده post material، اقتصاد نرم افزاری، اقتصاد دیجیتال، اقتصاد دانايی، مبناي ICT دارد و مهمترين قاعده توليد ثروت تغيير كرده است. در بازي‌هاي اقتصادي عوامل نرم جايگزين عوامل سخت شده‌اند و اهرم توسعه و رشد اقتصادي را تغيير داده‌اند. [شكاف ديجيتال چيست؟]

عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي در اين باره گفت: حضور چشمگیر عوامل نرمی چون سرمایه دانايی (بر پايه سه محور R&D، سرمايه انساني مجهز به دانش و مهارت مورد نياز اقتصاد مدرن و زير ساخت پيشرفته ICT )، سرمایه انسانی‌، سرمایه اجتماعی ‌(بر مبناي اعتماد شكل مي‌گيرد)، دانايی، خلاقیت، شبکه عصبی و زيرساخت ICT و هوشمندی رقابتی و….در معادله‌های رقابت و موفقیت و توسعه اقتصادی تاثير گذار شده است. نكته مهم ديگر دسترسی آسان و ارزان همه مردم به اینترنت و حضور فعال و مؤثر جامعه در cyberspace است. [تحقيقات سايبر اسپيس]

وي اقتصاد هوشياري و آگاهي (Consciousness Economy ) را جزو روند‌هاي بزرگ دهه‌هاي آينده عنوان كرد و گفت: تا پيش از اين متخصصان مغز بر روي آگاهي، وجدان و شعور كار مي‌كردند ولي اقتصاددانان معتقدند كه Consciousness Economy کیفیت و مزیت رقابتی را ايجاد مي‌كند.

بحث اقتصاد زیست بومی كه روز به روز فراگير تر مي‌شود تا جايي كه سياست مداران در دستور كار خود قرار داده‌اند، بدون ICT اين پاراديم شكل نمي‌گرفت.

به اين معنا كه نگاه تازه به رابطه انسان با طبيعت تغيير كرده است. تا پيش از اين نگاه انسان به طبيعت نگاه سلطه جو بود و انسان فكر مي‌كرد طبيعت هميشه هست و انسان تا جايي كه مي‌تواند بايد از آن بهره‌برداري كند و به كمك علم و تكنولوژي مي‌تواند از مواهب طبيعت براي آن دست از نياز‌هاي اقتصادي‌اش استفاده كند.

اين نگاه از منظر اقتصاد زيست‌بومي فاجعه‌آميز بوده و است. اين نگاه فاجعه آميز در حال تغيير به نگاه symbiotic همزيستي است. به اين معنا كه انسان جزيي از طبيعت است و هر نوع آسيب به آن در نهايت به خود آسيب خواهد رساند. [جنگ، بزرگترين عامل تخريب محيط زيست] با از بين رفتن محيط زيست تعادل خود را از دست خواهد داد. [نقش آلودگي محيط زيست در بيماري‌ها] در اقتصاد نوين، بنگاه‌هاي اقتصادي در مقابل محيط زيست مسؤليت دارند.

وي در مورد مفهوم Biometrics گفت: طبيعت پر از  درس مديريت خردمندانه محيط زيست و ساخت كالاهاي نو است. به طور مثال ساخت ماده‌اي كه آلوده و خيس نمي‌شود به عنوان شيشه با الهام از نيلوفر آبي از اين دست است. اين گونه اختراعات بسياري از  هزينه‌هاي جاري را كاهش مي‌دهد و به محيط زيست آسيب وارد نمي‌كند.

اصطلاح جديد ديگر Love Economy است كه در مباحث اقتصاد نوين مطرح شده است؛ دكتر خوارزمي گفت: در اقتصاد نوين در برابر هزينه‌ها و بار مالي آسيب هاي اجتماعي ناشي از روابط ناسالم و بدون عشق و محبت و احترام و اعتماد افراد در خانواده، در هيات مديره، در هيات دولت در سطح رهبران جهان و….. حساسيت وجود دارد.

كاركرد‌هاي اجتماعي ICT
دكتر شهيندخت خوارزمي در مورد كاركردهاي اجتماعي ICT در جامعه جهاني گفت: فعالیت‌های اجتماعی (از جمله کار،  تفریح و سرگرمی، ارتباط و معاشرت، همکاری و..) از عرصه‌های فيزيكي به عرصه‌های virtual  انتقال پيدا مي‌كند. الگوهای حاکم و قاعده بازی فعالیت‌های ذكر شده تغییر بنیادین كرده است. به اين معنا كه دنيا به سمت حذف محدودیت و استبداد زمان و مکان حرکت مي‌كند. از طرف ديگر خانه به عنوان محلی راحت و هوشمند با همه امکانات برای کار، سرگرمی و زندگی تغيير كرده است.[‌نشر شبكه‌اي]

پیدایش بحران های تازه
وي در مورد بحران‌هايي كه ICT بوجود مي‌آورد گفت: جرايم سايبر (Cyber crime) [ميثاق جرائم سايبر چيست؟] و جهانی شدن فحشا، آسیب پذیری نظام‌های اطلاعاتی، فروپاشی حریم خصوصی، ايجاد Non society و بحران هویت [پرسش‌ هويت‌ در جهان‌ عرب] (هويت به معناي متعارف هر تعريفي است كه فرد در مورد خودش دارد و بيشتر در رابطه با پديده تاريخ دين و زبان تعريف مي‌شود) از جمله بحران‌هاي ناشي از استفاده از ICT است.

وي در توضيح بيشتر گفت: انسان در ارتباط با فضاهايي قرار مي‌گيرد كه هيچ محدوديت زماني ندارد و از هويت فرهنگي و زبان مادري خود دور مي‌شود. همچنين در معرض الگو‌ها و فرهنگ‌هاي مختلف قرار مي‌گيرد [جنبه ديجيتال فرهنگ] و از همه مهمتر اين است كه دغدغه‌هاي انسان معاصر از مرز‌هاي ملي فرا‌تر مي‌رود و كم كم مسئله سياره زمين دغدغه انسان مي‌شود.

تعريف هويت با اين شرايط آسان نيست[كنكاش در هويت اشخاص]. انسان ديجيتالي شده كه بيشتر وقتش را در فضاهاي مجازي مي‌گذراند خواه ناخواه به سمت هويت‌هاي چهل تكه كشيده مي‌شود [وبلاگ؛ خانه هويت و تجسم شخصيت] و به تدريج هويت سياره‌اي شكل مي‌گيرد. مسائل ملي را نيز در چارچوب جهاني شدن مي‌بيند؛ اينكه اگر مسائل جهان حل نشود مسئله كشور خود را حل نشده مي‌بيند. به عبارت بهتر بدون ديد سيستمي هويت ملي براي انسان ديجيتالي شده ارضاء كننده نيست هويت‌هاي چند‌گانه نيز به اين واسطه يكپارچگي بدست مي‌آورد كه ديگر آزار دهنده نيست. به عبارت بهتر ICT بر هويت  تاثير عميق مي‌گذارد.

تعامل با عرصه‌هاي مجازي ما را وارد مرحله انتقال شخصيتي- وجودي مي‌كند. نشانه‌هاي آن را در كساني كه در اين عرصه‌ها حضور دارند بيشتر مي‌توان ديد. اين‌ها از نظر شخصيتي يك آدم ديگري است و تجربه‌هاي وجودي‌شان با انسان ديجيتال نشده فرق مي‌كند.

وي گفت: به نظر مي‌آيد ICT  ما را به سمت داشتن يك نگاه دو سويه در عرصه معنويت سوق مي‌دهد ضمن اين كه هر چه در اين فضا‌هاي جلوتر مي‌رويم نياز ما براي تعريفي از معناي زندگي عميق تر مي‌شود كه به آن را نياز معنوي مي گذارم. ICT  فرصت‌هاي زيادي در اختيار كساني قرار مي‌دهد كه به دنبال يافتن فلسفه زندگي هستند. مهمترين نياز معرفتي انسان‌هاي معاصر شناخت پيچيدگي‌هاي خود است. براي اين كه بين دنياي درون كه به سرعت متحول مي‌شود و دنياي بيرون پر شتاب، تعادل برقرار كند. نياز دروني براي تعادل روز به روز بيشتر مي‌شود. كافي است به يك كتاب فروشي سري بزنيد تا انواع و اقسام كتاب‌هاي روانشناسي و خود شناسي دست پيدا كنيد.

هر چقدر عميق‌تر وارد معرفت كيهاني شويد، تكليفتان با زندگي مشخص‌تر مي‌شود. براي اين كه از پس بحران‌ها بر بياييد چاره‌اي نداريد از اوج به اين فضا نگاه كنيد. غرق شدن در پديده‌هاي كيهاني مسائل جهاني و شخصي اعتبار خود را از دست مي‌دهد.

وي در مورد ساير ويژگي‌هاي انسان معاصر گفت: رشد دانايی، آگاهی و خودآگاهی وحود دارد ولي در عين حال حساس‌تر به وجود  ignorage در عصر انفجار knowledge مي‌شود. الوين تافلر مي‌گويد كه دانايي‌ها مهارت‌ها و دانش هاي كه منسوخ شده‌اند ولي هنوز با آنها كار مي‌كنيم و متوجه وجود يك چيز كامل‌تر و جديد‌تر كه جايگزين شده است، نيستيم . انساني كه ديجيتال شده و با ICT بيشتر كار مي‌كند حساس‌تر به حذف ignorage و جايگزيني knowledge است. [شهروند ديجيتال]

انسان ديجيتالي شده [دیجیتالی شدن به سبک ایرانی] زيرک‌تر، شکاک‌تر و مو شکاف‌تر شده و سخت‌تر فريب می‌خورد. همچنين پرتوقع تر و مطالبه‌جوتر از خانواده، سازمان، دولت و زندگی، است. او آگاه تر به حقوق خود، حقوقی که مدام بر آن افزوده مي‌شود، است.  ميل به تعريف معنا و فلسفه‌ای برای بودن دارد، خواهان زندگی سالم‌تر، پر بارتر، متعالی تر، بازگشت به ارزش‌هايی چون خانواده، خانه، کاشانه، عشق، محبت، دوستی به ويژه در بحران از ديگر مشخصه‌هاي انسان معاصر است.

يكي از مهمترين مشخصه‌هاي انسان معاصر حساس بودنش به کيفيت زندگی با نگاهی کل نگر به همه ابعاد وجودی است. [كيفيت زندگي و شاخص‌خوشبختي]

دكتر شهيندخت خوارزمي در مورد عوارض تازه اينترنتی گفت: آسیب های روانی گوناگون [بی‌احترامی در دنیای مجازی] چون اعتیاد به اینترنت [اعتياد اينترنتي داريد؟ اين تست مشخص مي‌كند]، افسردگی دیجیتال، بی‌کسی و تنهايی وصل‌شدگان به نت (connected aloneness) نشانه نیازهای ارضاء نشده اجتماعی به ویژه جمعیت geek و جوانان است.  ایجاد مرکز پیش گیری و مشاوره معتادان اینترنت در كره جنوبي، پس از مرگ مردی جوان که 80 ساعت متوالی سرگرم بازی در اینترنت بود از نشانه‌هاي همين بحران است.

وي در ادامه با اشاره به خلق يك Super trend اجتماعی گفت: پيدايش نسل تازه Dumb & dirty است كه عده‌اي را نگران كرده است. در امریکا، با به اشباع رسیدن محیط  رسانه‌ای، بازاریابان فرهنگ عامه  برای جلب توجه مردم، نوعی فرهنگ سرگرمی اشاعه مي‌دهند که جریان خرد و تفکر را از صحنه بیرون رانده و بی ارزش کرده است.[آراي تئودور آدورنو (1903 - 1969) در اين باره]

استراتژی جلب توجه در اخبار و تبلیغات و انتشارات و سرگرمی به سمت استفاده از محتوای شهوت انگیز و پرخشونت و پر خصومت و … رفته است. به عبارت بهتر این نوع سرگرمی باعث رواج ارزش های اجتماعی چون لذت جويی و خودپرستی و ضدیت با روشنفکری و تعقل و منطق و پس ‌رفت شده است.شکاف تازه باعث شده  اکثریت کاملا شرطی شده و معتاد به رسانه‌های عامه در برابر اقلیتي کوچك كه شامل شهروندانی که از طریق خودآموزی سعی دارند با چنین آثاری بر زندگی خود بجنگند قرار بگيرند. به نظر من اين اقليت كوچك نشانه اي از نسل انسان‌ها و سازمان های فرزانه Wise enterprises & consumers  است.

تاریخ درج: 21 مرداد 1386 ساعت 09:13 تاریخ تایید: 21 مرداد 1386 ساعت 19:11 تاریخ به روز رسانی: 21 مرداد 1386 ساعت 19:19  
     

  

 
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=29826

نوشته شده در Genius | بیان دیدگاه »

A n t y F i l t e r

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 13, 2007

نوشته شده در Blog | 1 نظر »

سواد رسانه ای

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 13, 2007

سواد رسانه ای

پروفسور یحیی کمالی پوررئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردوآمریکامحقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردو آمریکاست .حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. دکتر کمالی پور تعداد 10 اثر به چاپ رسانده است. کمالی پور هر چند خود در مهد آمریکا و غرب مشغول تدریس است اما دیدگاه های انتقادی خود را نسبت رسانه های غربی بر اساس واقعیات موجود حفظ کرده و به قول همسرش هنوز فاصله اوبا ایرانیان به اندازه همان نخ لیوانی است که در کودکی با همسن و سالانش تلفن بازی می کرد. دکترهنوز انگلیسی را هم به لهجه کرمانی صحبت می کند و برعکس روحیه خساست و سختی کویر، پروفسور در ارایه معلوماتش جزو دست و دلبازترین هاست.گفت و گوی” پرانتز” با ایشان به یکی از مهمترین موضوعات رسانه ای امروز یعنی سواد رسانه ای معطوف است.این گفت و گوی کوتاه که با پاسخهای متین ایشان جامعیتی خاص یافته است را تقدیمتان می کنیم:

آقای دکتر سواد رسانه ای از منظر شما به چه معناست؟

در دنیای امروز رسانه ها یکی از اجزای اساسی جوامع بشری هستند لذا سواد رسانه ای (MEDIA LITERACY ) شامل تحقیق ، تحلیل ، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها ( رادیو ، تلویزیون، فیلم ، موسیقی ، روزنامه مجله ، کتاب و اینترنت ) بر روی افراد و جوامع می باشد . تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز مبرم آموزشی بنا نهاده شده به سال 1960 میلادی و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو و فیلمهای هالیودی بر می گردد. در این میان تلویزیون گوی سبقت را از رسانه های دیگر ربود ، بطوریکه اکثر مردم ترجیح دادند که تماشا کنند تا اینکه مطالعه کنند.یکی از عواقب این تحول اجتماعی و آموزشی ، کمتر شدن تمایل دانش آموزان به مطالعه و کتاب بود.

این تحقیقات نشان داد که تماشا کردن مداوم تلویزیون باعث رکود تمرکز فکری دانش آموزان در کلاس درس می شود. در دنیای انفجار اطلاعات و پوشش دایمی و گسترده رسانه ها مخاطبین بیشتر به تصویر توجه می کنند و به قولی “در مسابقه چشم با گوش ، چشم همیشه برنده است”.

این واقعیت بحث دیگری را به نام سواد تصویری و یا دیداری ( VISUAL LITERACY) رایج کرده است. این دیدن ما نیست که مخاطبین رسانه ها باید بتوانند مفاهیم و یا زبان آنچه را که تصویر منتقل می کند حلاجی کنند و مفاهیم نامرئی را بفهمند.قدرت رسانه ها بیشتر در انتخاب و ارایه تصویر است تا نوشتار و گفتار.اینها اجزایی از سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی هستند.

با پیدایش رسانه های توده ( MASS MEDIA ) بحث جامعه توده ( MASS SOCIETY ) جای خودش را در تحقیق و آموزش پیدا کرد.از طرفی قبل از عمومی شدن تلویزیون ، رادیو راه را برای تماس مستقیم گوینده و یا فرستنده ( SENDER ) با گیرنده ( RECEIVER ) هموار کرده بود و وارد حریم خصوصی خانواده ها شده بود.یکی از اتفاقات کلاسیک در تاریخ رادیو – که نفوذ آن را بر روی شنوندگان آشکار کرد – پخش یک برنامه تخیلی به نام ” جنگ دنیاها ” و یا “ “ WAR OF THE WORLDS در سال 1938 بود که بحث جدیدی را به عنوان ” MAGIC BULLET THEORY ” ایجاد کرد. این تئوری تاثیر رسانه ها بر روی مخاطبین را مستقیم ، دقیق و هدفمند تلقی می کند و آنرا به مانند تفنگ می پندارد که تیرش را به سوی هدفی مشخص شلیک می کند.

اگر چه این دیدگاه به مرور اصلاح شد و تئوری های دیگری ارایه شد که پیچیدگی های فردی و اجتماعی را در خود گنجاند ولی آنچه واضح است این است که رسانه های جامعه در دنیای امروز نفوذ و تاثیراتشان بیشتر از خانواده ، مسجد و یا مدرسه است. جوانان در آمریکا از هنگام ورود به دبستان تا هنگام اتمام دبیرستان بیشترین وقتشان را در جلوی صفحه تلویزیون می گذرانند تا در کلاسهای درس. از طرف دیگر آمریکاییها اخبار روزانه خودشانرا ( بیش از 70 درصد) فقط از طریق تلویزیون دریافت می کنند.

جالب اینجاست که یک تحقیق اخیر بوسیله MEDIA RESEARCH NIELSEN نشان می دهد که بطور متوسط هر خانوانده آمریکایی بیش از هشت ساعت از وقت روزانه اش را صرف تماشای تلویزیون می کند.

یکی از اهداف اصلی سواد رسانه ای آگاه کردن و سعی در کم کردن تاثیرات منفی رسانه ها بر روی کودکان ، دانش آموزان و جوانان است.

آنها باید درک کنند که هر روز بوسیله رسانه ها جهت خرید کالا و پیامهای گوناگون مورد تهاجم دایمی قرار دارند.آنها باید دریابند که اهداف رسانه ها چیستند و چگونه بدون آنکه خود بخواهند بطور زیرکانه به افکار ، کردار و رفتارشان شکل می دهند .قدرت رسانه ها در این است که مخاطبین ناخود آگاه ، با یک دیدگاه ، رفتار و گفتار بخصوص هماهنگ می شوند. آنها باید بیاموزند که رسانه ها پروپا گاندای دولتها هستند.

به سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی اشاره کردید. این دو با هم چه ارتباطی دارند؟

در دنیای ارتباطی و شدیدا رقابتی امروز ، سواد اطلاعاتی ( INFORMATION LITERACY) یکی از نیازهای اصلی هر انسان و جامعه ای می باشد.سواد اطلاعاتی پی بردن به این واقعیت است که دانش یعنی قدرت ( KNOWLEDGE IS POWER ) .پذیرش این اهم به تنهایی کافی نیست ، بلکه یک فرد باید بداند که در اقیانوس عمیق و بسیار گسترده اطلاعات به عنوان مثال در اینترنت دنبال چه موضوعی می گردد و چگونه می تواند آنرا به دست اورد. امروز حجم اطلاعات انقدر سرسام آور است که حتی پی بردن به صحت و یا سقم یک موضوع براحتی امکان پذیر نیست .یک سوال اساسی در این رابطه این است : آیا آنچه از طریق رسانه ها بخصوص اینترنت دریافت می کنیم و یا در دسترس همگان است قابل استفاده ، مستند و یا درست است؟ متاسفانه باید اذعان کنم که اکثرآنچه در اینترنت است آشغال ( TRASH) و تهی از ارزش است . پس چگونه یک فرد می تواند آنچه که مفید و خوب است را پیدا کند.اینجاست که اهمیت سواد اطلاعاتی مشخص می شود.

همانطور که می دانید رسانه ها اطلاعات را بسته بندی می کنند و مانند یک کالا آنرا تحویل مخاطبین و یا مشتریان خود قرار می دهند. از طرفی مخاطبین اطلاعات را به سلیقه خود گزینش و توجیه می کنند و یا اینان انچه را که در رسانه ها دیده و یا شنیده اند تکرار می کنند و یا حتی مالک آن می شوند.آیا این یک روند سازنده است؟ آیا عدم تحقیق و تحلیل خوب است ؟ آیا پذیرفتن آنچه رسانه ها به مخاطبین منتقل می کنند عاقلانه است؟ آیا مخاطبین نباید دقت و توجه بیشتری به محتوا و مآخذ رسانه ها داشته باشند؟ یک انسان آگاه تحقیق می کند ، تحلیل می کند ، تجزیه می کند ، می اندیشد و آنچه را که رسانه ها ارایه می کنند براحتی و کورکورانه نمی پذیرد.

ممکن است به جنبه های سواد رسانه ای هم اشاره ای داشته باشید؟

این جنبه ها بسیارند و من تنها می توانم فهرست وار به برخی از آنها اشاره کنم: درک ساختار رسانه ها ، درک اهداف برنامه ریزان و تولید کنندگان محتوای رسانه ها ، درک زبان تصاویر و تاثیرات ناخودآگاه آنها بر روی مخاطبین ، درک نحوه ارایه مطالب در قالبهای نوشتاری و یا تصویری ، درک استفاده رسانه ها از سکس و ترس برای جذب مخاطبان و فروش کالا ،درک ین واقعیت که رسانه ها معمولا مقاصد و منافع صاحبان خودشانرا دنبال می کنند.آگاهی از تحقیق و بررسی محتوای رسانه ها ، آگاهی از شگردهای تولید برنامه ها بخصوص در دنیای دیجیتالی امروز ، آگاهی از طرق تولید وتوزیع اخبار و بالاخره درک ارتباط تنگاتنگ رسانه ها با نهادهای سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی.

امروزه داشتن سواد اطلاعاتی در رسانه های سنتی اهمیت بیشتری دارد و یا در رسانه های نوین؟

نمی توان رسانه های سنتی و یا نوین را در یک قالب کلی قرار داد ؛ چون تنوع محتوا ، صداقت در خبر رسانی و کار تخصصی و حرفه ای در هردو موجود است.باید گزینش کرد و از اتکا به مآخذ بخصوص و یا یک رسانه بخصوص خودداری کرد.

سواد رسانه ای با روزنامه نگاری توسعه چه ارتباطی دارد؟

همانطور که قبلا اشاره کردم سواد رسانه ای درک نقش و شیوه های تولید محتوا است.بنابر این باید بگویم که مسلما ارتباط تنگاتنگی بین روزنامه نگاری توسعه و سواد رسانه ای وجود دارد.بدون درک رسانه ها و داشتن تبحر در رابطه با رسانه ها نمی توان در زمینه توسعه موفق شد.از این دیدگاه این دو مکمل هم هستند.

با آموزش رسانه ای چطور ، با آن هم مرتبط است ؟

مسلما. در آموزش رسانه ای تئوری و کار عملی هر دو باید در نظر گرفته شوند.سواد رسانه ای نباید صرفا بصورت تئوری و یا عملی ارایه شود.صحبت از تهیه یک فیلم مستند و یا هرم وارونه زمانی مفهوم واقعی خودش را پیدا می کند که دانشجویان عملا آنها را به کار بندند و پروسه را تهیه و تولید را تجربه و لمس کنند.

مخاطب سواد رسانه ای بیشتر چه عنصری است ؟

از دیدگاه آموزش دانشجویان و دانش آموزان و مدرسین و از دیدگاه عمومی ، خانواده ها ، بازرگانان ، سیاستمداران و فعالان اجتماعی در حوزه های محیط زیست ، آزادی و غیره می باشند.

با آنچه گفته شد می توانید ارزیابی خودتان را از سطح سواد رسانه ای در ایران بفرمایید؟

بر اساس آنچه می دانم وضعیت جامعه ما در ایران در رابطه با سواد رسانه ای هم نگران کننده و هم امیدوار کننده است.در زمینه آموزش ، نهادهای آموزشی در همه سطوح هنوز به اهمیت داشتن سواد رسانه ای توجه لازم را ندارند و به این مهم بصورتی می نگرند.از طرفی رسانه های کشور و بخصوص روزنامه نگاران با چالشهای بسیاری روبرو هستند که نیاز به چاره اندیشی و دور نگری دارند.اگر ما فقط یکی از گفته های بسیار عمیق در فرهنگ پر بار خودمان که می گوید:”توانا بود هر که دانا بود” را در نظر بگیریم در می یابیم که در دنیای شدیدا رقابتی و در حال تحول ، وظیفه هر استاد ، محقق و ژورنالیست ایرانی است که مردم را در همه حوزه های علمی ، سیاسی و اجتماعی و بین المللی آگاه و به روز نگاه دارد.

منبع: http://www.parantez.blogsky.com/?PostID=163 

(گرچه اين مطلب احتمالا يک خبر محسوب نمي شود،اما هدف از معرفي واژه سواد رسانهاي در اينجا تنها انتقال آگاهي ست.)

http://www.fasleno.com/ngo/post_108.php

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

A n t y F i l t e r

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 11, 2007

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

اخبار روابط عمومی

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 10, 2007

سامانه: اخبار روابط عمومی
  
خبر
پروفسور یحیی کمالی پور، رئیس بخش ارتباطات دانشگاه پرودو ایالت ایندیانای آمریکا در جمع مدیران و کارشناسان جهانی جام جم
برچسب گونه
مقدار گونه
 
شرح خبر
پروفسور یحیی کمالی پور، رئیس بخش ارتباطات دانشگاه پرودو ایالت ایندیانای آمریکا در جمع مدیران و کارشناسان جهانی جام جم اعلام کرد:
استمرار درحرکات فرهنگی، آموزش زبان فارسی و پوشش خلاء های موجود در شبکه های ماهواره ای
پروفسور یحیی کمالی پور رئیس ایرانی بخش ارتباطات دانشگاه پرودو ایالت ایندیانای امریکا برنامه های شبکه جهانی جام جم را برای مخاطبین ایرانی مقیم خارج از کشور مطلوب و پر بیننده توصیف کرد .
به گزارش روابط عمومی شبکه جهانی جام جم پروفسور یحیی کمالی پور که از حدود 36 سال پیش تا کنون در امریکا اقامت دارد هفته گذشته به دعوت مدیر شبکه جهانی جام جم در جمع مدیران و کارشناسان این شبکه شرکت جسته و ضمن اعلام مطلب فوق از برنامه های دیدنی و جذاب این شبکه قدردانی کرد .
وی با ارائه یک دسته بندی، سریال های اجتماعی را مورد علاقه و استفاده بانوان اعلام کرد و برنامه هایی نظیر برنامه سیاسی کنکاش را مورد پسند آقایان برشمرد .
پروفسور یحیی کمال پور در مورد انتشار اخبار از شبکه جهانی جام جم خاطر نشان ساخت تمام ایرانیان مقیم خارج از کشور بسیار علاقمند هستند اخبار ایران را قبل از شبکه های مختلف موجود، از شبکه جهانی جام جم ببینند و بشنوند و در این زمینه افزود: مسئولین شبکه، اخبار موفقیت های ایران به خصوص در زمینه سیاسی و اقتصادی را با اهمیت ویژه ای تلقی کرده و به انعکاس آن بپردازند. این استاد دانشگاه استمرار در کارهای فرهنگی را یکی از ویژگی های کار رسانه قلمداد کرد و با ارائه مثالی تفاوت آن را با پخش تیزر تبلیغاتی که با قطع آن تیزر از یادها فراموش می شود برشمرد.
وی همچنین افزود در محتوای سریال ها باید فرهنگ سازی کرد و با ذکر نام یکی از سریال های پخش شده از این شبکه اشاره به بعضی ملاحظات زندگی اجتماعی که در آن به صورت ماهرانه آموزش داده شده بود داشته و آن را گام موثر و مفیدی در فرهنگ سازی اعلام کرد .
پروفسور یحیی کمالی پور استاد دانشگاه پرودو همچنین از برنامه های سیاسی “کنکاش”،ایرانشناسی “مرز پرگهر” و “ایران جهانی در یک مرز” و برنامه فرهنگی اجتماعی “همراه با ایرانیان” تقدیر و تشکر کرد و افزود نمایش جذابیت های جغرافیایی و طبیعی ایران نه تنها برای ما که مقیم خارج از کشور هستیم بلکه برای هموطنان عزیز داخل کشور نیز مفید و ضروری است .
این استاد دانشگاه پس از اعلام ضرورت تحقیق و مطالعه جامعه شناختی قبل از اجرای هر کاری توضیحاتی ارائه کرد و عرضه پرسشنامه ها و جمع آوری اطلاعات و نقطه نظرات مخاطبان را برای بهبود روند فعلی موثر دانست و گفت: به نظر من یکی از وظایف شبکه جهانی جام جم در بین بیش از پانصد شبکه ماهواره ای این است که پس از این مطالعه و تحقیق خلاء های موجود را جستجو و اقدام به پر کردن آن ها نماید .
پروفسور یحیی کمالی پور در ادامه این جلسه استفاده از رنگ به صورت علمی را ضروری دانست و گفت از لحاظ انگاره شناسی مخاطب هایی که برنامه را می بینند از نوع لباس پوشیدن و استفاده ای که از رنگ های لباس می شود به جو حاکم بر آن محیط دسترسی پیدا می کنند و چون ذهنیت مخاطب دائمی است، پوشیدن لباس مفهوم خاصی را القاء می کند. اگر چه در داخل کشور ممکن است چنین ذهنیتی در مخاطب وجود نداشته باشد .
پروفسور یحیی کمالی پور در این دیدار همچنین گفت: داشتن تعادل در اجرا و محتوای برنامه ها باید یک اصل باشد و قالبی که برای ارائه برنامه ها در نظر می گیرید بسیار مهم و اساسی است . استاد یحیی کمالی پور در زمینه برنامه های کودک و نوجوان شبکه جهانی جام جم گفت باید “همّ و غمّ” شبکه جهانی جام جم این باشد که آموزش زبان فارسی را در یک بسته بندی زیبا و قشنگ برای ارائه به فرزندان ایرانی بدنیا آمده در اقصی نقاط جهان عرضه نماید .
خبرنگار ما می افزاید پیش از سخنان پروفسور یحیی کمالی پور ، سعید فانیان مدیر شبکه جهانی
جام جم ضمن معرفی شبکه و حضار، مقدم این استاد گرانقدر را به میهن اسلامی مان گرامی داشت و تابلوی نفیسی از صنایع دستی کشور را به وی اهدا کرد .
برچسب عنوان2
مقدار عنوان2
 

http://www.jjtvn.com/display_full.aspx?data_id=19281

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

سخنراني دکتر کمالي‌پور در مرکز تحقيقات

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 10, 2007

سخنراني دکتر کمالي‌پور در مرکز تحقيقات

 

پروفسور يحيي کمالي‌‌پور، استاد ارتباطات دانشگاه پوردوي ايندياناي آمريکا روز سه‌شنبه (9مرداد 86) در مرکز تحقيقات صداو‌سيما به ايراد سخنراني پرداخت. وي در سخنراني خود با عنوان «بررسي ظرفيت‌هاي رسانه‌‌اي پرس تي وي در قبال شبکه‌هاي خبري معتبر جهان» به بررسي شبکه تازه تأسيس انگليسي زبان پرس‌تي‌وي و نقاط ضعف و قوت آن اشاره کرد. در اين نشست که با حضور پژوهشگران و تعدادي از مديران ارشد صداو‌سيما برگزار شد، کمالي‌پور بعد از مقدمه‌اي مختصر دربارة وضعيت کلي شبکه‌هاي صداو‌سيما از جمله جام‌جم، سحر و العالم در خارج از کشور به بررسي پرس‌تي وي و موانع پيش روي آن پرداخت و به پرسش‌هاي حاضران در جلسه پاسخ داد. کمالي‌‌پور در ابتدا به رابطة بين ارتباطات از طرفي و سياست، اقتصاد و فرهنگ از طرف ديگر اشاره کرد. سپس با اشاره به اينکه ابزارهاي ديجيتال و اينترنت فرصت‌ها و چالش‌هايي را براي ملت‌ها ايجاد کرده‌اند گفت: «متأسفانه تصويري که شبکه‌هاي خبررساني بين‌المللي از ايران ارائه مي‌دهند، منفي است و ما بايد با ارائه تصاوير درست و واقعي از ايران و پرهيز از ارائه سوژه‌هايي که خوراک آنها براي سياه نمايي است اين انگاره‌ها را در ذهن مخاطبان جهان تغيير دهيم». کمالي‌پور با اشاره به گرافيک‌‌هاي تبليغاتي اين شبکه قبل از آغاز به کار رسمي آن گفت: «آغاز هر پروژه ارتباطي، بسيار مهم است و در جلب اعتماد مخاطب تأثير زيادي دارد. پرس تي وي بر خلاف تبليغات زيادي که انجام داده بود نتوانست متناسب با انتظارات ظاهر شود». کمالي‌پور ضمن اشاره به اين که ارزيابي عملکرد پرس تي وي  در حال حاضر زود است و اين شبکه‌ فرصت‌هاي زيادي پيش رو دارد، بر رعايت نکات فني و بصري از سوي اين شبکه تأکيد کرد و گفت:

در پايان مراسم آقاي عليرضا پويا، رئيس مرکز تحقيقات صداو‌سيما ضمن تشکر از حضور پروفسور کمالي‌پور، سلسله نشست‌هاي علمي اين مرکز را زمينه مناسب و آزادانه‌اي براي بررسي و واکاوي مسائل رسانة صداو‌‌سيما دانست و دستاوردهاي محتوايي آن را کمک رسان بر امر تصميم‌گيري و اصلاح روش‌ها و بهبود عملکرد عنوان کرد. وي ضمن تاکيد بر اين که قضاوت نهايي در مورد شبکه پرس تي وي که شبکه‌اي جديد التأسيس است و مقايسة آن با ديگر شبکه‌هاي خبري جهان در حال حاضر امري غيرعلمي است بر ظرفيت‌هاي فراوان پرس تي وي اشاره کرد و گفت «شبکه پرس تي وي بايد با انجام مطالعات علمي، خلاء‌هاي اطلاع‌رساني در جهان را شناسايي کرده و با پرداختن به سوژه‌هايي که ديگر شبکه‌هاي خبري مطرح جهان بصورت هدفمند و سوگيرانه  بدان نمي‌پردازند، جايگاه خود را در ميان رقبا و مخاطبان ارتقاء دهد».

«نورپردازي، تصويرسازي و محتوا تا حدودي ضعيف‌تر از شبکه‌هاي معتبر جهاني است که بايد اين اشکال برطرف شود» . وي با تاکيد بر اهميت «منبع خبر» در شبکه‌هاي خبري گفت « پرس تي وي نبايد کپي شبکه‌هاي ديگر خبري باشد بلکه بايد خود يک منبع موثق خبري بويژه در مورد مسائل ايران باشد تا ديگر شبکه‌ها به خبر اين شبکه رجوع کنند». وي «دولتي بودن» پرس‌تي وي را يکي از محدوديت‌هاي اين شبکه دانست و گفت: «در مورد رسانه‌هاي دولتي همواره اين سؤال مطرح است که : چگونه مي‌توان هم دولتي بود و هم بي‌طرف؟ اما شبکه‌هايي نيز در جهان هستند که در عين دولتي بودن توانسته‌اند توازني بين دولتي بودن خود و بي‌طرفي نسبي ايجاد کنند که از آن جمله بي‌بي‌سي و الجزيره است». وي جذابيت الجزيره را با وجود وابستگي به دولت ناشي از آزادي عملي دانست که سران کشور قطر به اين شبکه داده‌اند. با اين وجود، کمالي پور نقاط قوتي را براي پرس تي وي ذکر کرد که در صورت استفاده بهنيه از آن مي‌توان به آينده اين شبکه اميدوار بود. وي گفت: «بهتر است پرس‌تي وي قبل از هر چيز بر مسائل ايران متمرکز شود و تلاش کند قبل از شبکه‌هاي ديگر مانند سي ان‌ان و بي‌بي‌سي اخبار مربوط به ايران را منعکس کند.»کمالي‌پور در جلسه پرسش و پاسخ بر اهميت شناخت «نيازهاي مخاطبان» تاکيد کرد و سه خصوصيت سرعت، کيفيت و اعتبار را براي شبکه‌هاي خبري ضروري دانست. وي در رابطه با انگاره‌ها و تصاويري که در رسانه‌هاي غربي نسبت به ايران وجود دارد، بر اهميت تصاوير به جاي متون خصوصاً براي نسل جوان اشاره کرد و گفت: «امروزه هر رسانه‌اي که نتواند در اينترنت جايگاه خود را بيابد، نمي‌تواند در جهان پررقابت رسانه‌ها موقعيتي براي خود دست و پا کند».

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

بنياد فرهنگي پروفسور كمالي‌پور راه‌اندازي مي‌شود

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 9, 2007

بنياد فرهنگي پروفسور كمالي‌پور راه‌اندازي مي‌شود

 

ارتباطات – همشهري آنلاين:
بنياد فرهنگي پروفسور يحيي كمالي پور، با هدف توسعه مراكز فرهنگي و ارتباطي به‌زودي راه‌اندازي مي‌شود.

به گزارش ايرنا از دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك، اين بنياد با مشاركت جمعي از اساتيد دانشگاه و فعالان فرهنگي و ارتباطي در كشور راه‌اندازي خواهد شد.

پروفسور كمالي پور، در نامه‌اي خطاب به معاون برنامه‌ريزي و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هدف ديگر از تأسيس اين بنياد را ايجاد امكانات آموزشي از جمله مدارس و مجتمع‌هاي فرهنگي در مناطق محروم كشور جهت ارتقاي سطح آگاهي جوانان و توسعه ملي در اقصي نقاط ايران عنوان كرد.

وي همچنين از ايجاد و ساخت مجتمع فرهنگي و ارتباطي در زادگاه خود راور كرمان به عنوان پروژه اين بنياد نام برده است.

اعضاي هيئت مؤسس اين بنياد غيرانتفاعي را كاظم معتمدنژاد، شهيندخت خوارزمي، مهدي محسنيان‌راد، حسام‌الدين آشنا، حسام‌الدين بيان، محمد سلطانيفر، حسن نمكدوست تهراني، يونس شكرخواه، اميرعباس تقي‌پور، حميد ضيايي، علي اصغر محكي تشكيل مي‌دهند.

پروفسور يحيي كمالي‌پور محقق برجسته بين‌المللي و پروفسور ارتباطات جمعي و رييس بخش ارتباطات و هنرهاي خلاق در دانشگاه پوردو آمريكاست.

حوزه تحقيقات وي شامل جهاني‌سازي، تأثير مطبوعات، ارتباطات بين‌المللي، روابط عمومي و تبليغات، نگرش كليشه‌اي و فن‌آوري‌هاي جديد ارتباط است.

تاریخ درج: 13 مرداد 1386 ساعت 19:59 تاریخ تایید: 13 مرداد 1386 ساعت 20:09 تاریخ به روز رسانی: 13 مرداد 1386 ساعت 21:07  
     

  

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

گفت و گوي اختصاصي با پروفسور كمالي پور عضو هيأت علمي دانشگاه پرودو آمريكا ؛

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 9, 2007

در حوالي امروز- جواد صبوحي: “شكاف ديجيتالي در كشورهاي در حال توسعه همچنان چالشي جهاني است.”
پروفسور يحيي كمالي پور، عضو هيأت علمي دانشگاه “پرودو” آمريكا با بيان اين مطلب در گفت و گوي اختصاصي با “قدس” گفت: تا

زماني كه اينترنت مانند راديو و تلويزيون قابل دسترس و استفاده براي اكثر جهانيان شود، اين شكاف فرهنگي و جهاني همچنان ادامه خواهد يافت. امروز اكثر مردم آفريقا با كمتر از يك دلار در روز زندگي مي كنند و اكثر آنها از كمترين و ابتدايي ترين امكانات زندگي بي بهره اند و بعضي از آنها هنوز حتي صاحب يك راديو نيستند.
سردبير نشريه بين المللي گلوبال مديا ژورنال اضافه كرد: مهمترين نياز مردم كشورهاي توسعه نيافته، آموزش و پرورش و ايجاد امكانات زندگي و بهداشت است.
در نتيجه فراهم كردن امكانات آموزشي، اقتصادي، بهداشتي در كنار آموزش زبان جهاني از قدمهاي اصولي و ابتدايي پيوسته به كاروان جهاني شدن است. امروز انگليسي، زبان جهاني است و يادگيري آن در سبك دانش و استفاده از اينترنت امري ضروري است.
وي در پاسخ به اينكه مهمترين قاعده و يا قواعد حيات در دهكده جهاني چه مي تواند باشد، گفت: مهمترين قواعد ادامه حيات در اين دهكده را مي توان در مقولاتي چون كاهش تنشهاي ميان فرهنگها، آموزش و پرورش، جلوگيري از بيشتر شدن شكاف ديجيتالي، همكاريهاي بين المللي و ناحيه اي، توزيع عادلانه ثروت و منابع طبيعي و فكري، برخورداري از تكنولوژي ارتباطي صنعتي، نهادينه كردن رقابتهاي سالم و سازنده جلوگيري از فرار مغزها، توليد كار، براي جوانان و رسيدگي جدي به نيازهاي سالم و طبيعي آنها دانست.

http://www.qudsdaily.com/archive/1384/html/11/1384-11-25/page8.html#1

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

تحريريه جهانى

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 9, 2007

درباره يحيى كمالى پور

تحريريه جهانى

يحيى كمالى پور
متولد ۱۳۲۶ شهر «راور» كرمان
كارشناس روابط عمومى و كارشناس ارشد ارتباطات از آمريكا
دكتراى ارتباطات راديو و تلويزيون از دانشگاه «ميسورى»
استاد دانشگاه پردو آمريكا از سال ۱۳۷۲
رئيس بخش ارتباطات و هنرهاى خلاق دانشگاه پردو از سال ۱۳۷۹
مؤلف ۱۰ كتاب
سردبير نشريه بين المللى «گلوبال مديا ژورنال»
مدير راديويى موج «اف ام» دانشگاه ويسكانزين

227478.jpg

ندا دهقانى : نسخه چينى نشريه اى را كه خودش تأسيس كرده، روى ميز گذاشته است. سوغاتى كه تازگى ها از آنجا آورده. چينى هاى علاقه مند به بحث هاى جهانى سازى، نسخه انگليسى «گلوبال مديا ژورنال» را به خط هايى شبيه «ميخ» تبديل كرده اند. بعد نامه اى فرستاده اند به آن سوى دنيا، آمريكا، تا سردبير نشريه را دعوت كنند براى مراسم ارائه نخستين نسخه چينى. مثل همان كارى كه اسپانيايى ها وعرب ها انجام داده اند . چيزى كه از آغاز، آرزوى دست يافتنى پروفسور يحيى كمالى پور بوده؛ كه نشريه اش روزى جهانى شود. قدم هايى برداشته شده، در هند، اسپانيا، چين و بزودى ايران.
مى خواهد نسخه فارسى آن را هم منتشر كند : « در ايران متخصصان زيادى هستند كه مى توانند محتواى اين مجله را توليد كنند.»
سه سال پيش كه نخستين شماره الكترونيكى اين دوفصلنامه منتشر شد، به اين روزها هم فكرمى كرد. اينكه مثل نسخه هندى و اسپانيايى، دانشمندان هركشور در زمينه ارتباطات و علوم اجتماعى محتواى مجله را به زبان خودشان توليد كنند و تنها بخشى از مطالب ترجمه نسخه اصلى باشد. اينطور بهتر مى شود «جهانى شدن» را تمرين كرد. مخصوصاً وقتى نشريه «الكترونيكى» باشد. نظرش اين است:« دنياى ديجيتال است و روند هم به آن سو. نشريه نام گلوبال دارد پس بايد واقعاً جهانى باشد. يعنى شبكه اى از استادان سراسرجهان كه به هم پيوسته هستند.به مروز زمان،به صدها ديدگاه جمع شده ازسراسر جهان مى رسيم، ديدگاه هايى كه شايد پيش ازاين امكان انتشارنداشت.»
جهانى سازى را در حوزه ارتباطات شروع كرده است. ژورنال، هيأت تحريريه اى دارد از استادان مطرح دنيا. هر نسخه در كشورهاى مختلف، دبيرتحريريه مخصوص خود را دارد و اوست كه درباره انتشار مطالب تصميم مى گيرد. همه نسخه هاى «گلوبال مديا ژورنال» مانند هم نيست.
مى خواهد فعاليت ديگرى را به همراه اين نشريه، گسترش دهد. تشكيل انجمن و كنسرسيومى علمى به نام «Global Fusion» كه هرسال با كمك استادان جهان دست كم يك همايش برگزار كند. براى شروع، چهاردانشگاه اوهايو، پردو،تگزاس و النو را همراه كرده تا اين سلسله برنامه هاى علمى از سال ۱۳۸۰ برقرار باشد. اما هدف اصلى برقرارى ارتباط با استادان و سايردانشگاه هاى مطرح جهان است.
استاد «آن لاين»
تأكيد او بيشتر بررسانه هاى خاورميانه و تبليغات و اخيراً مباحث «جهانى سازى» است:« جهانى سازى موضوع داغى است درسراسردنيا كه بايد از جنبه رسانه اى هم به آن پرداخته شود.»
دهمين كتاب او با نام «جنگ،رسانه ها و تبليغات» درباره حمله آمريكا به افغانستان تازگى ها چاپ شده است. دو كتاب قبلى او هم مضامينى درباره جهانى شدن و نقش شركت هاى غول پيكرجهانى در اين روند و تأثيررسانه ها داشته. به اعتقادش، رسانه ها در خدمت شركت هاى بزرگ جهانى هستند و جزيى از آنها محسوب مى شوند.
شايد توجه به مباحث جهانى سازى است كه باعث سفرهاى او به نقاط مختلف دنيا مى شود؛ مانند آخرين سفرش در تابستان ۸۴ به ايران. البته به دعوت كسانى كه متولى برگزارى مراسم بزرگداشت بوده اند.

227373.jpg

بيشتر صحبت هاى استادان دانشكده ارتباطات و علوم اجتماعى علامه طباطبايى كه يك روزقبل از مراسم اصلى براى او بزرگداشتى گرفته اند در اين نكته خلاصه مى شود، «دكتركمالى پور با نشريه اى كه منتشركرده، فرصتى به وجود آورده تا استادان ايرانى، مقاله هاى علمى خود را در سطح جهانى منتشركنند.» اين نكته را كمالى پور از اهداف اصلى اش مى داند ؛ اتصال فكرى و مجازى متفكران سراسر جهان.او تازگى ها، يونس شكرخواه، استاد فعال درزمينه روزنامه نگارى سايبر را «كدخداى» نشريه الكترونيكى «گلوبال مديا» تعيين كرده، به استعاره از نظريه «مك لوهان» كه دنياى امروز را «دهكده اى جهانى» ناميده است. دهكده اى با فاصله هاى نزديك كه با يارى وسايل جديد ارتباطى،براى اداره آن، نبايد حتماً مقيم همان دهكده بود.
دكتركاظم معتمدنژاد،عضوهيأت علمى دانشكده علوم اجتماعى علامه طباطبايى او را استاد و مرجع علمى معتبر درسطح جهانى مى داند. در مراسم گراميداشت، به طور رسمى از كمالى پور مى خواهد كه بخشى اززمان خود را براى تدريس در دانشگاه هاى ايران اختصاص دهد.
« چرا كه نه؟» اين پاسخ يحيى كمالى پور است. مى گويد، قبلاً هم اين كار را انجام داده،دردانشگاه امام صادق(ع) وعلامه طباطبايى براى دانشجويان دكترا و درچند دوره كوتاه آموزشى تدريس داشته است. در حوزه ارتباطات و روزنامه نگارى بين الملل.
يكى ازشاگردان غيرمستقيم ايشان درمراسم بزرگداشت،پشت «ميكروفن» مى رود تا از ارتباط «آن لاين» او تعريف كند و اينكه هيچ كدام از نامه هاى الكترونيكى را بدون جواب نمى گذارد. نمونه هايش را زياد سراغ داريم. مثل وبلاگ دكتريونس شكرخواه كه هر ازچندى منعكس كننده «اى ميل هاى» استاد است و نامه نگارى هاى پيوسته روزنامه ايران و پاسخ هاى سريع دكتركمالى پور به «مهرگان».
به دنبال تغيير
در دبيرستان كرمان، روزنامه ديوارى راه انداخت به نام «خوشه هاى خرد». چهارستونى و شامل شعر، كاريكاتور و ….همان سال ها هم، براى روزنامه «آيندگان» و مجله «صبح امروز» مى نوشت گاهى.دردانشگاه آمريكا هم هر هفته، ستون هفتگى خود را داشت. پيش نيامد در روزنامه اى به طور حرفه اى روزنامه نگارى كند؛ اما در راديوهاى آنجا چرا.
هردو راديويى كه درآن كاركرده، حوزه نفوذ استانى داشته است. راديوى آموزشى و علمى دانشگاه كه بيشتر تأكيد آنها برموضوعات فرهنگى بوده.چهارشنبه ها از پنج عصر تا ۱۰ شب برنامه اى اختصاصى در حوزه امور بين الملل داشته كه مهمانان او را كارشناسان مليت هاى مختلف تشكيل مى داده اند. لابه لاى برنامه، با ابتكار او،موسيقى مربوط به كشور مهمانان برنامه پخش مى شده تا كل برنامه زنده راديويى او را جذاب كند.
بعدها برنامه تلويزيونى هم تهيه مى كند. اين فعاليت تا امروز ادامه دارد. با برنامه نيم ساعتى «دانشگاه و شما»، در تلويزيون محلى. همكاران او هم دانشجويان خود دانشگاه پردو هستند.اين برنامه از طريق تلويزيونى كابلى در ۳۰ شهرديگر هم پخش مى شود.
اين فعاليت ها زمانى كه رياست دانشكده ارتباطات دانشگاه پردو را به عهده مى گيرد، كم رنگ نمى شود. وقتى مسؤوليت بخش ارتباطات را به او مى سپارند، چهارگرايش در اين رشته وجود داشته اما الآن به ۱۰ گرايش رسيده است. با علاقه خاصى از اين گرايش هاى اضافه شده سخن مى گويد. تلاشى است كه خودش به بار نشانده و از آن خشنود است، مخصوصاً عكاسى ديجيتال و گرايش هاى جديد سايبركه اضافه كرده.
باوجود ظاهرآرام، براى به ثمررساندن اهدافش دردانشگاه چندان ساكت عمل نكرده. پا به پاى مخالفان گسترش گرايش هاى ارتباطات دانشگاه پردو به بحث نشسته و اكنون با اجراى طرح هايش و استقبال دانشجويان، مخالفان به موافق او بدل شده اند.
پدرش مى خواسته «مهندس» شود. هنوز هم شغل مهمى است به عنوان آرزوهاى پدرانه. اما آن طور كه خودش مى گويد، بعضى چيزها انگار «ژنتيكى» به ارث مى رسد. علاقه به ارتباطات و كتاب هم از همان چيزها بوده كه دكتركمالى پور را رسانده تا اينجا. رفته به دنبال مهندسى.سه سال در دانشگاه مكانيك كرمان اما «چيزى از مكانيكى ياد نگرفت.» درآن دانشگاه هم مسؤول كتابخانه شد و امورى كه خيلى به مهندسى ارتباطى نداشت.پس روزنامه نگارى را شروع كرد.با نوشته هاى پراكنده اى كه مى فرستاد براى نشريات مختلف.
دوران سربازى در شهر مشهد، شش ماه هم كه گذشت، باز سلام دادن نظامى را ياد نگرفت اما براى هم دوره اى ها، دكلمه شعر را خوب بلد بود.
دوست نداشت خودش را محصور كند، در يك چهارچوب. كارها و تجربه هاى جديد برايش انرژى مى آورد.تصميم گرفت برود به دنبال اين تجربه ها. اين بار در يكى ازدانشگاه هاى آمريكا. به جاى مهندسى مكانيك، كارشناسى روابط عمومى.
به يكى از مؤسسات پذيرش دانشجو در تهران رفت. چند سالى قبل از انقلاب جمهورى اسلامى.كشورش مهم نبود. دريكى از دانشگاه هاى آمريكا پذيرفته شد، رشته مهندسى.اما پايش كه رسيد آنجا رشته را تغييرداد به روابط عمومى و بعدها ارتباطات.
جهانى سازى نشريه اى
تنها استاد ايرانى دانشگاه پردو است. روزهاى اول تدريس او در كلاس دانشجويان آمريكايى اينطور شروع مى شد:« من يحيى كمالى پور، اهل يكى ازشهرهاى كرمان، استاد ارتباطات و همين طور كه مى بينيد، تروريست هم نيستم.»
تحمل بعضى چيزها كمى دشوار است. اما ايرانى بودن را از خاطر نبرده. براى همين دغدغه هاى اصلى اش خلاصه مى شود در اينكه چرا همپاى ديگران پيشرفت نمى كنيم:« روند جهانى با سرعت زياد رو به جلوست اما ما هميشه دير واكنش نشان مى دهيم.بايد دوره هايى باشد در دانشگاه ها براى دانشجويان تمام رشته ها درباره ارتباطات و وسايل ارتباطى جديد و تبليغات.همه ما، چه روزنامه نگارباشيم چه نه، هر روز با اين وسايل و تبليغات برخورد داريم. پس بايد آنها را بشناسيم.سرعت توسعه آنقدر بالاست كه نمى شود لحظه اى درنگ كرداما خيلى كند حركت مى كنيم.»
مى گويد:« بعضى ها تصور مى كنند ما آن طرف آب هستيم و چون سالها در ايران نبوده ايم،ديگر خودى نيستيم در صورتى كه اينگونه نيست . عشق و محبت وطن را نمى توان دور كرد.اين چيزها درقلب انسان است و ما در هر كجا كه هستيم سربلندى ايران را در فكر داريم.»
وقتى اين چيزها را مى گويد، نسخه چينى نشريه نيمه جهانى شده «گلوبال مديا» روى ميز است، با خط هايى شبيه «ميخ». نسخه هندى هم كه راه افتاده و اسپانيايى و …
در روسيه، آفريقاو فرانسه هم استادانى سراغ دارد.آرزوى جهانى سازى يك نشريه برايش چندان دور نيست.خوشحال است از اين استقبال استادان ديگركشورها، كه گاهى با «اى ميل» به او اعلام مى شود و گاهى حضورى.

http://www.iran-newspaper.com/1384/840619/pdf/i11.pdf

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

F i l t e r

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 8, 2007

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

گفت وگو با پروفسور يحيى كمالى پور

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 8, 2007

گفت وگو با پروفسور يحيى كمالى پور

رسانه ها را رودخانه ببينيد

ولى الله خليلى

156465.jpg

مردى است جدى كه فارسى را با لهجه صحبت مى كند و عينكى به چشم دارد. همه دوست دارند او را در انجمن هاى خود عضو كنند و بسيارى از او مى خواهند جمله هايى را در مورد مسائل مختلف ارتباطات بگويد تا در ابتداى كتاب هاى خود چاپ كنند. «يحيى كمالى پور» پروفسور ارتباطات و رئيس دپارتمان ارتباطات و هنر خلاق در دانشگاه پوردو آمريكا است. او كه تاكنون بيش از ۱۰ كتاب به چاپ رسانده معتقد است: «توضيح فرهنگ مثل تعريف آب براى ماهى است.» او مشاور و سردبير بسيارى از نشريه هاى الكترونيك از جمله «ژورنال جهانى رسانه» و مجموعه كتاب هاى مطالعات رسانه هاى جهانى چاپ انتشارات دانشگاه نيويورك هم هست. كمالى پور دكتراى ارتباطات از دانشگاه ميسورى كلمبيا را دارد، كارشناس ارشد در رسانه هاى گروهى از دانشگاه ويسكانسين و كارشناس در ارتباطات جمعى از دانشگاه مينه سوتا است. با او كه نامش در فهرست نويسندگان معاصر، مشاهير جهان و مشاهير آمريكا در سال ۲۰۰۰ آمده مصاحبه كرده ايم.
•••
•آيا رسانه ها در ايران توانسته اند جايگاه اصلى خود را باز كنند؟
رسانه ها در ايران چالش ها و مشكلات زيادى داشته و دارند و جايگاه خودشان را هنوز پيدا نكرده اند. از دلايل اين عدم موفقيت نبود امنيت شغلى، مشكلات مالى، سياسى و اجتماعى است. البته طى چند سال گذشته گام هاى موثرى برداشته شده. مثلاً روزنامه ها در دو دهه اخير فراز و نشيب هاى زيادى را پشت سر گذاشته اند و درس هاى زيادى را ياد گرفته اند كه مى تواند مفيد باشد. وظيفه اصلى رسانه  ها آگاهى دادن و جذب خواننده ها و بيننده ها است و روزنامه ها در ايران به دنبال پيدا كردن راه هايى هستند.
•روابط عمومى ها چطور، آيا توانسته اند جايگاه خود را پيدا كنند؟
هر چه جوامع پيچيده تر و مشكلات بيشتر مى شود، نياز به روابط عمومى ها بيشتر مى شود. اقدامات موثرى انجام گرفته ولى روابط عمومى ها هنوز در ايران جايگاه خود را پيدا نكرده اند و مسئولان هم آنها را جدى نمى گيرند. روابط عمومى ها در ايران فقط در خدمت مديران هستند. روابط عمومى ها با چالش هاى زيادى روبه رو هستند كه بيشترين آن فرهنگى است. كشور ايران در شرايط به خصوصى قرار دارد. يك پاى ما در سنت است و يك پا در مدرنيته. مى خواهيم هر دو را داشته باشيم ولى اين امكان پذير نيست و بايد يك تعادلى برقرار شود. ما معمولاً در همه رفتارها خيلى شعارى عمل مى كنيم.
•به نظر شما كدام رسانه ها در ايران توانسته اند بيشترين تاثير را بگذارند؟
راديو و تلويزيون چون هر دو دولتى هستند و پوشش گسترده اى هم دارند بيشترين مخاطب را در ايران دارند. مخاطبان اين دو رسانه نيازى ندارند كه سواد داشته باشند. همچنين قدرت تصويرى تلويزيون خيلى بيشتر از هر رسانه ديگرى است. البته بايد پوشش و دسترسى به راديو و تلويزيون را هم در نظر گرفت. به قول گفته خارجى ها ديدن باور كردن است و تاثير تصوير خيلى بيشتر است.
•رسانه هاى چاپى يعنى روزنامه ها و مجله ها در ايران با استقبال چندانى روبه رو نيستند به نظر شما علت اصلى كجا است؟
اين خود يك مشكل بزرگ است. تعداد روزنامه ها و رسانه هاى چاپى در ايران زياد است ولى تعداد شماره هايى كه چاپ مى شوند نسبت به جمعيت خيلى كم است. تعداد تيراژ در ايران از يك ميليون هم تجاوز نمى كند و اين قابل بررسى است. اين به خاطر مشكلات فرهنگى است. در فرهنگ ما مطالعه جا نيفتاده. فرهنگ ما هنوز شفاهى است و نيروى نفوذ راديو و تلويزيون هم به خاطر همين زياد است. چون راديو و تلويزيون به طور خلاصه و سريع به مردم اطلاع مى دهند و نياز نيست كه مردم مثل زمان كتاب خواندن بنشينند و فكر كنند. راديو و تلويزيون اخبار را مثل كالا دسته بندى و ارائه مى كنند. البته روزنامه ها به خاطر ضعف امكانات و شبكه توزيع مخاطبان اندكى دارند و نمى توانند اعتماد عمومى را جذب كنند.
•آيا در ايران رسانه عمومى كه در سطح بين المللى به عنوان يك منبع مورد استفاده قرار بگيرد، داريم؟
در ايران ما رسانه اى نداريم كه در سطح بين المللى حضور تاثيرگذارى داشته باشد و وقتى صحبت از اخبار و اطلاعات است بگويند برويد و به آنها مراجعه كنيد. علت حزبى بودن و زاويه دار بودن رسانه ها در ايران است. تا زمانى كه شما در راه انديشه حزب خاص مطالب را ارائه مى دهيد نمى توانيد بى طرف باشيد و مخاطب جهانى داشته باشيد.
•در ايران براى دسترسى به اينترنت و امكانات ماهواره اى محدوديت هايى وجود دارد. آيا به نظر شما مى توان جلوى استفاده عمومى از اين وسايل ارتباطى را گرفت؟
سانسور اينترنت و جلوى استفاده از شبكه هاى ماهواره اى را گرفتن كار مفيدى نيست و در دنياى امروز مفهومى ندارد. در دوران ديجيتالى زندگى مى كنيم. در اين زمان مرزهاى جغرافيايى ويژگى خود را از دست داده اند و سخت گيرى و ممنوع كردن دسترسى به شبكه هاى مختلف تلويزيونى، اينترنتى و راديويى به نفع جامعه نيست. البته من با سانسورهايى در رابطه با مسائل جنسى و اخلاقى مشكل ندارم اما زمانى كه شما جلوى همه اطلاعات را مى گيريد مشكل آفرين است. اينترنت و كانال هاى تلويزيونى را به صورت رودخانه روان ببينيد كه در حال حركت هستند. رودخانه با خودش خار و خاشاك هم مى آورد. شما نمى توانيد جلوى آب را چون گل آلود است بگيريد. آب مايه حيات و زندگى است. اطلاعات در يك جامعه اى كه در حال پيشرفت است مايه زندگى و حيات است. هرچه سطح آگاهى جامعه بالاتر باشد موفقيت بيشتر خواهد بود. مى بينيم كه گرچه ماهواره ها غيرقانونى هستند ولى مردم توجهى ندارند و عملاً اين قانون عملى نيست. اين به گذشته هم برمى گردد، زمانى كه ويدئو هم به بازار آمد و مردم شروع به خريدن كردند آن هم ممنوع شد ولى بعد آزادش كردند. جلوى استفاده را گرفتن و ممنوع كردن راه حل نيست. اول بايد ببينيم كه جامعه چه نيازها و چه خلأ هايى دارد. بعد هم بايد در نظر گرفت چرا جامعه و مردم فكر مى كنند كه بايد به رسانه هاى خارجى توجه كنند. اين چرا را بايد جواب داد و راه چاره پيدا كرد. البته شايد اين رجوع به خاطر اين است كه فضاى كشور به گونه اى است كه اطلاعات و آگاهى اى كه مردم دنبالش هستند را نمى توانند به دست بياورند و به كانال هاى خارجى رجوع مى كنند. نه اينكه آن كانال ها مى توانند آن اطلاعات را بدهند. نه آنها هم نمى دهند و معمولاً جهت دار هستند.
•طبق قانون در ايران امكان راه اندازى راديو و تلويزيون خصوصى هم وجود ندارد. به نظر شما تاثير راه اندازى اين شبكه ها چيست؟
در خيلى از كشور هاى در حال توسعه نسبت به راه اندازى شبكه هاى راديو و تلويزيون خصوصى حساسيت وجود دارد. تصور بر اين است كه اگر دولت اجازه بدهد شبكه هاى خصوصى تاسيس شود كنترل صددرصد كه در حال حاضر وجود دارد از بين مى رود و نفوذ روى جامعه كم مى شود. اگر شما راديو و تلويزيون را داشته باشد جامعه را مى توانيد كنترل كنيد. ولى من فكر مى كنم در روند جهانى شدن بايد دولتمردان انعطاف نشان بدهند. اجازه دادن به حضور شبكه هاى خصوصى خيلى مفيد است. تنوع افكار خوب است و به توسعه جامعه كمك مى كند و ايجاد نو آورى مى كند. اگر حتى برنامه هاى غلط هم وجود داشته باشد و در برنامه ها هم اشتباهاتى وجود داشته باشد، شما ضعف هاى جامعه را مى توانيد ببينيد و راهكار برايش پيدا كنيد. هرچه محيط بازتر باشد امكان پيشرفت جامعه از نظر هاى مختلف بيشتر مى شود. به نظر من حتى روزنامه ها و مجله ها هم نبايد براى انتشار از دولت اجازه بگيرند. هركسى كه توان و نيروى فكرى و اقتصادى داشته باشد بايد بتواند روزنامه و نشريه را چاپ كند.

تجدد، بايد از درون سنت برخيزد

اكبر چنانى

دانيل لرنر آمريكايى براى نخستين بار و در قالب نظريه اى كه آميزه اى از مفاهيم دو حوزه توسعه و ارتباطات بود، ادعا كرد كه توسعه در كشور هاى جهان سوم، جز با گسترش ارتباطات و رسانه هاى همگانى، ممكن نخواهد شد. اساس نظريه لرنر كه دستاوردى بود از ده سال پژوهش در چند كشور خاورميانه و ازجمله ايران، بر اين فرض استوار شد كه رسانه ها مى توانند نگرش هاى سنتى مردمان كشورهاى توسعه نيافته را دگرگون كرده، حس همدلى و مشاركت بيشترى در آنها به وجود آورند.
از نظر لرنر تا مردم از روند هاى نوسازى در كشور هاى پيشرفته جهان باخبر نشوند، تمايل به تغيير نخواهند داشت. مراحل اين نظريه كه بعدها چارچوبى شد براى همه كسانى كه در زمينه توسعه بخشى ارتباطات كار مى كردند، شهرنشينى، گسترش سواد آموزى، كاربرد رسانه هاى همگانى و مشاركت جويى است.سياست هاى نوسازى پهلوى دوم، عاملى شد تا ديدگاه هاى لرنر در ايران، بيش از هر كشور ديگرى، امكان تحقق يابد تا آنجا كه لرنر، خود ايران را بهترين الگو براى نوسازى كشورهاى جهان سوم مى دانست. اهميت و تاثير اين نظريه، مرا واداشت تا از دكتر مجيد تهرانيان، رئيس پژوهشكده علوم ارتباطى و توسعه ايران در پيش از انقلاب، بخواهم كه از طريق mail- Eبه پرسش هايم درباره اين نظريه و انتقاد هايى كه از آن شده، پاسخ دهد. در اين گفت وگو البته از وضعيت رسانه هاى همگانى در ايران، چه در گذشته و چه در آينده نيز، سخن به ميان آمد.دكتر تهرانيان، دانش آموخته دانشگاه هاروارد، اكنون استاد ارتباطات بين المللى دانشگاه هاوايى و مدير موسسه «تودا» است. موسسه اى كه در زمينه صلح جهانى و پژوهش هاى سياسى، فعاليت مى كند. تهرانيان همچنين عضو شوراى سردبيرى چندين فصلنامه علمى و معتبر دنيا همچون مطالعات ايرانى، ارتباطات و توسعه، نظريه ارتباطات، پژوهش هاى ارتباطات، فصلنامه آسيايى ارتباطات، ارتباطات بين الملل و دانشنامه بين المللى ارتباطات است.تاكنون ۲۰ كتاب و بيش از يك صد مقاله از سوى وى تاليف شده كه بيشتر آنها به زبان هاى زنده دنيا ترجمه شده است.
•••
•در يكى از نوشته هايتان كه اتفاقاً درباره چارچوب نظرى طرح آينده نگرى رسانه هاى همگانى بود، به اين جمله از «امه سزر» كه «نزديك ترين راه به آينده، تعمق به گذشته است» اشاره كرده و بر آشنايى با آنچه كه در حوزه فرهنگ و تمدن در ايران و به ويژه ارتباطات و رسانه ها گذشته، تاكيد كرده ايد. پس با اجازه شما در نخستين پرسش اين گفت وگو، از آغاز ارتباطات در ايران مى پرسم. به نظر شما چه زمانى را مى توان زمان آغاز ارتباطات در ايران دانست؟
بله! بايد گفت كه گذشته آينه آينده است. ارتباط انسانى با علامت، اشاره و كلمات آغاز شده و اكنون از راه اينترنت و ماهواره ادامه پيدا كرده است. هر لايه از ارتباطات به لايه ديگر افزوده شده، آنچنان كه ماركس مى گويد تاريخ مرحله اى نيست، و آنچنان كه توين بى نظر داده، تاريخ دورانى نيست. تاريخ مانند آثار باستانى در ايران، در لايه هاى بسيار نهفته است. مثلاً انقلاب ايران، پيروزى فرهنگ شنيدارى بر فرهنگ رسانه اى بود. ولى پس از انقلاب، دولت ناچار شد كه به رسانه هاى جديد روى آورد. لايه هاى فرهنگ شنيدارى، نوشتارى، شنيدارى- ديدارى (تلويزيون)، در طول تاريخ به صورت يك بناى بزرگ فرهنگى ساخته شده اند.
•اما منظور من از آغاز ارتباطات در ايران، آغاز آن به صورت يك رشته علمى و دانشگاهى است، درست به همان معنايى كه در خود غرب هم در قرن بيستم مطرح شد.
به اين معنا، آغاز رشته ارتباطات را بايد با بنياد دانشكده ارتباطات روزنامه كيهان همزمان دانست. «مدرسه عالى فيلم و تلويزيون» هم پس از آن تاسيس شد.
•فعاليت هاى عمده اى كه پيش از انقلاب، در حوزه ارتباطات و رسانه ها انجام شد، چه بود و كدام مراكز انجام اين فعاليت ها را برعهده داشتند؟
قبل از انقلاب مى توان از دو حوزه علمى در ارتباطات سخن گفت؛ روزنامه ها و راديو _ تلويزيون. روزنامه كيهان پيشاهنگ ايجاد «مدرسه عالى ارتباط» شد. راديو- تلويزيون هم «مدرسه عالى راديو- تلويزيون» و «پژوهشكده علوم ارتباطى و توسعه ايران» را ايجاد كرد.
•آن وقت اين پژوهشكده از چه سالى و با چه هدفى آغاز به كار كرد؟
پژوهشكده از درون طرح آينده نگرى سرچشمه گرفت. طرح آينده نگرى هم در سال ۱۳۵۳ و پژوهشكده در سال ۱۳۵۵ آغاز به كار كرد. هدف از هر دو كار، پژوهش درباره نقش ارتباطات در توسعه ملى ايران بود.
•با نگاهى به فعاليت هاى پژوهشكده «علوم ارتباطى و توسعه در ايران» و همين طور كسانى كه در آنجا كار مى كردند، مى توان حدس زد كه اهداف اين پژوهشكده، فراتر از فعاليت براى گسترش رسانه ها و ارتباطات در ايران بود. اگر با اين حدس بنده موافقيد، بفرماييد كه اين اهداف و برنامه ها چه بود؟
آثار هر دو طرح را مى توان در انتشارات پژوهشكده جست وجو كرد. اين انتشارات به صورت كتاب، مجله و تك نگارى به زبان هاى فارسى و گاهى انگليسى منتشر مى شد. در مجموعه اين آثار مى توان سه نكته اساسى را دريافت.
۱- دنيا وارد دوران جديدى از پيشرفت ارتباطات شده كه مى توان آن را تمدن ارتباطى يا اطلاعاتى نام نهاد.
۲- اين مرحله از تاريخ را در ايران مى توان از راه نفوذ فرهنگ چاپ، روزنامه و راديو- تلويزيون مشاهده كرد؛ البته رسانه هاى كوچك مانند زيراكس، تلفن و كاست هم امكانات وسيعى را در اختيار فرهنگ گفتارى و سنتى ايران گذارد كه به انقلاب منتهى شد.
۳- انقلاب ارتباطى هنوز در مرحله نخست است؛ اين انقلاب گسترش پيدا خواهد كرد و موجب برخورد و گفت وگوى فرهنگ ها خواهد شد.
•آقاى تهرانيان! از چه زمانى در جهان، نظريه هاى ارتباطات توسعه يا همان كه در ايران برخى آن را نظريه هاى توسعه بخشى ارتباطات يا ارتباطات توسعه بخش مى نامند، آغاز شد؟
نظريه هاى توسعه و ارتباطات پس از جنگ جهانى دوم و هم زمان با جنگ سرد آغاز شد. در مرحله اول اين نظريه ها به وسيله دانشمندان آمريكايى مانند لرنر، شرام و راجرز عرضه شد، در مرحله بعدى مورد انتقاد شيلر و اسميت كه از دانشمندان ماركسيست بودند، قرار گرفت و در مرحله سوم، دانشمندان جهان سوم يعنى فرير و اتال نظريه هاى خود را ارائه كردند.
•چه عاملى باعث شد كه نظريه لرنر در ميان اين نظريه ها، از جايگاه ويژه اى برخوردار شود؟
نظريه لرنر به سبب سادگى اش رواج بسيارى پيدا كرد.
•خود لرنر هم پيش از انقلاب، براى اجرايى شدن نظريه اش در ايران فعاليتى هم انجام داد؟
نه! فقط در سال ۱۳۵۷ به ايران آمد. در نتيجه، نظريه خود را تعديل كرد. نظريه جديد او اين بود كه مردم در مورد سنت، دودل هستند.
•نظريه لرنر چه تاثيرى بر رسانه ها در ايران گذاشت؟
نظريه لرنر كسانى را كه ايمان زيادى به نفوذ قاطع رسانه ها داشتند، تقويت مى كرد.
•چه چيزى باعث شد كه لرنر ايران را الگوى نوسازى در جهان سوم بداند؟
لرنر گمان مى كرد كه راه ايران پيش از انقلاب، راه صحيحى براى جهان سوم است. به نظر او مدل ايران، توازن ميان سنت و نوآورى بود.
•آيا قبول داريد بيشتر انتقادهايى كه در ايران نسبت به نظريه لرنر وارد شده، اعتبار علمى ندارد؟ حتى ارزيابى برخى هم بر اساس توهم توطئه بوده؛ مثل اين كه مى گويند: «لرنر عامل سيا بود» و يا اينكه «كتابش را به سفارش كاخ سفيد نوشت».
حق با شما است. بيشتر انتقادات به نظريه لرنر بر اساس تعصب بوده نه علم. تئورى لرنر جنبه هاى مثبت بسيارى دارد.
•خود شما چه انتقادهايى را به اين نظريه وارد مى دانيد؟
به طور كلى پيش فرض لرنر درباره رابطه علمى ميان شهرى شدن، باسوادى، تماس با رسانه ها و مشاركت سياسى، ساده انگارانه بود. بازگشت سنت و ارتباطات گفتارى در انقلاب ايران، پديده اى بود كه نشان مى داد مسائل پيچيده تر از آن است كه لرنر فكر مى كرد.
•لرنر در نظريه اش، غرب را يك مجموعه به هم پيوسته مى داند و نه مجزا از هم. منظورش هم اين است كه كسى نمى تواند به دلخواه خود، بخش هايى از غرب را بگيرد و بخش هايى را رها كند. در كتاب نوسازى خاورميانه مى گويد: «مردمان خاورميانه مى خواهند ارزش هاى مدرن را داشته باشند؛ اما خرد مدرن را وانهند؛ كالاهاى مدرن را به دست آورند، اما به زبان مدرن كارى نداشته باشند؛ نهادهاى مدرن را بسازند، اما نه در چارچوب انديشه هايى مدرن.» مى خواهم نظر شما را در اين باره بدانم؟
لرنر در هنگام آخرين سفرش به ايران، متوجه شده بود كه نمى توان به سنت بى اعتنا بود. او دريافته بود كه سنت و تجدد از هم جدا نيستند. اين مطلب را هم با عنوان دودلى مطرح كرد. ولى فرصت آن را كه در اين باره نظريه پردازى كند، نداشت.
•در يكى از نوشته هايتان خواندم كه اگر آراسته ترين نظريه ها با خام انديشى و يكسونگرى مورد بهره بردارى قرار گيرد؛ ضرورتاً به نتايجى مشابه آنچه در غرب رخ داد، منتهى نمى شود. به نظر شما اجراى نظريه لرنر در ايران و ديگر كشورهاى خاورميانه، خود مصداقى از اين سخنان نبود؟
نظريه پردازى روشى انسانى براى شناخت حقيقت است ولى به سبب وابستگى انسان به زمان و مكان، دسترسى به حقيقت مشكل و بلكه محال است؛ از اين رو نظريه ها را بايد جدى گرفت، ولى نه خيلى جدى. ما مى توانيم از نظريه لرنر بياموزيم ولى نبايد تنها به آنها تكيه كنيم.
•اگر پيش از انقلاب، مشاركت سياسى و اجتماعى كه آخرين حلقه نظريه لرنر بود پذيرفته مى شد و آزادى هاى سياسى و امكان مشاركت مردم وجود مى داشت، باز هم ما شاهد انقلاب بوديم؟
از انقلاب مشروطه تا روزگار ما، مشاركت سياسى مسئله اساسى ايران بوده. انقلاب اسلامى هم نشانه اى از اين تب مشاركت بود، و اين يك مسئله جهانى است. تا زمانى كه دموكراسى، راهى براى حل اين مشكل يافت تمام دولت ها، حكومت اقليت بر اكثريت بوده اند.
•برخى معتقدند كه با انقلاب اسلامى، نظريه لرنر شكست خورد. به نظر شما اين مطلب تا چه اندازه درست است؟
نظريه لرنر با انقلاب ايران مورد پرسش هاى جدى قرار گرفت ولى نمى توان گفت كه اين نظريه شكست خورده؛ چرا كه هنوز مى توان از آن درس هايى آموخت. يادمان باشد كه نظريه هاى اجتماعى نه درست و نه غلط هستند. نظريه ها فقط مى توانند گمراه كننده و يا راهگشا باشند. به عنوان مثال نظريه لرنر چهار عامل اساسى افزايش شهرنشينى، باسوادى، رسانه ها و مشاركت سياسى را در جريان نوسازى مهم مى دانست. اين چهار عامل هنوز هم مطرح هستند و از عوامل مهم نوسازى به شمار مى روند.

گزارش

زندگى آن چيزى نيست كه تلويزيون ها مى گويند

محمود فاضلى

156468.jpg

طبق يك تحقيق به عمل آمده از سوى موسسه V-PRC يونان كه در ميان ۶۵۵ نفر از شهروندان ۱۸ سال به بالاى اين كشور انجام گرفته است نشان مى دهد كه مردم يونان به آنچه شبكه هاى تلويزيونى دولتى كشورشان مى گويند اعتماد كمترى دارند. ۷۱درصد از بينندگان كانال هاى تلويزيونى يونان معتقدند كه بخش هاى زيادى از برنامه هاى تلويزيونى اين كشور صرفاً به دنبال جذب بينندگان بيشترى هستند و فقط ۱۳درصد آنها معتقدند رسانه ها موضوعاتى را انتخاب مى كنند كه در چارچوب اهداف رسانه اى آنها تعريف شده است.
افرادى كه در اين آمارگيرى شركت كرده اند ديدگاه متفاوتى در زمينه رسانه هاى كشورشان ابراز داشته اند. ۷۴درصد معتقدند كه هدف شبكه هاى تلويزيونى موجود در كشورشان كسب قدرت سياسى در داخل كشور و كسب پول و سرمايه بيشتر است و اصولاً عوامل ياد شده هدف اصلى سياستمداران و قدرتمندان با گرايشات مختلف حزبى در ايجاد چنين كانال هايى بوده است.مردم همچنين درخصوص نقش رسانه هاى كشورشان نظرات متفاوتى ارائه كرده اند. در زمينه روزنامه ها، ۵۴درصد معتقدند كه روزنامه ها «واقعيت ها» را مى نويسند، ۳۸درصد روزنامه ها را «تا حدودى» به دنبال حقيقت مى دانند و ۹درصد نيز بى پاسخ بوده اند. ۵۳درصد نيز اخبار شبكه هاى راديويى كشورشان را با واقعيت ها منطبق تر دانسته و ۲۰درصد نيز تا حدودى با اين موضوع موافق بوده اند. شبكه هاى تلويزيونى همچنين ۴۳درصد حقيقت را گفته و ۵۳درصد نيز تا حدودى حقيقت را مى گويند. در ميان كانال هاى تلويزيونى ۳۶درصد اعتماد بيشترى به برنامه ها و اخبار شبكه دولتى ERT دارند. ۱۸درصد كانال MEGA ، ۱۶درصد كانال ALFA و ۹درصد كانال ANT-1 را انتخاب كرده اند.
در اين تحقيق مردم يونان اعلام داشته اند كه ۵۲درصد گزارشات خبرنگاران شبكه هاى كشورشان را بسيار «افراط آميز» مى دانند، ۱۸درصد خبرنگاران را «منطقى»، ۱۵درصد آنها را «گستاخ و جسور» دانسته، ۷درصد آنها را واجد تمامى شرايط فوق و ۲درصد نيز آنها را بدون ويژگى خاصى معرفى نموده اند. در اين آمارگيرى ۷۳درصد معتقدند كه رسانه هاى گروهى اين كشور داراى آزادى ها و نيرويى بيش از قوانين موجود در قانون اساسى كشورشان هستند. ۱۲درصد نيروى رسانه ها را مساوى با قوانين كشور خود دانسته، ۶درصد مدعى اند كه آنها از اختيارات لازم حتى در چارچوب قانون اساسى برخوردار نيستند.
در همين زمينه ۴۴درصد معتقدند كه در برنامه هاى تلويزيونى، مجريان به اصول قانون اساسى كشورشان بى توجه بوده و يا حقوق اوليه افراد را نقض نموده اند. همچنين ۷۳درصد مدعى اند كه كانال هاى خصوصى بيش از آزادى هايى كه براى آنها پيش بينى شده استفاده نموده اند. گروهى ديگر در اين زمينه معتقدند «توجه بيشتر به حقوق رسانه اى در قانون اساسى يونان و احترام به حقوق بشر» يكى از اقداماتى است كه مى بايستى به آن توجه بيشترى نموده و براى مثال مى توان آن را در دانشكده رسانه ها تدريس نمود.
در ميان ۱۳ خبرنگار و مجريان برجسته شبكه هاى دولتى و خصوصى يونان، ۲۳درصد آقاى خاجى نيكولائو مجرى و خبرنگار برجسته اين كشور را انتخاب كرده اند. وى در گفت وگوهاى صريح و بى پرده با مقامات عالى رتبه دولتى و رهبران احزاب سياسى كشور و اجراى اخبار نسبت به ساير مجريان منطقى تر و مسلط تر بوده و از اعتماد بيشترى برخوردار است. ۹درصد نيز خانم ماريا هوكلى از شبكه دولتى يونان را انتخاب نموده اند.
از نظر ايدئولوژيك و گرايشات حزبى، ۴۰درصد هواداران حزب محافظه كار حاكم (نئودموكراسى) ترجيح مى دهند كه برنامه هاى شبكه هاى دولتى را پيگيرى كنند، در حالى كه ۲۵درصد هواداران حزب سوسياليست (حزب دوم پارلمان) ترجيح مى دهند شبكه مگا را انتخاب كنند و هواداران گروه هاى كوچك چپ يونان نيز ترجيح داده اند كه نظاره گر شبكه دولتى NET باشند. طبق اين تحقيق ۵۸درصد معتقدند كيفيت رسانه ها در كشورشان مى بايستى افزايش يابد، اما ۴۰درصد از وضعيت موجود در رسانه هاى كشورشان ابراز رضايت كرده اند. ۵۱درصد مدعى اند كه در هفته هاى اخير در ميان رسانه هاى يونان، روزنامه ها از اعتبار و اعتماد بيشترى برخوردارند.

http://www.sharghnewspaper.com/840908/html/media.htm#s337035

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

A N T Y F I T E R

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 6, 2007

نوشته شده در Blog | 1 نظر »

استقبال جامعه ارتباطي از تأسيس بنياد فرهنگي پروفسور كمالي پور

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 5, 2007

انتشار خبر تأسيس بنياد فرهنگي پروفسور كمالي پور با استقبال جامعه فرهنگي و ارتباطي كشور روبرو شد.طي ديروز و امروز بسياري از دوستان فعال فرهنگي و ارتباطي علا قمند به پروفسور كه از طريق خبرگزاري ها،مطبوعات ویا smsدرجریان راه اندازی بنیاد قرارگرفته بودند در تماس های خود از آمادگی برای کمک به تحقق اهداف عالی این بنیاد خبر دادند.من هم با آقای دکتر محمد هادي همايون ٬ معاون برنامه ريزي و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تلفنی در مورد نامه پروفسور با ایشان صحبت کردم.با استقبال از اصل موضوع برای انجام سریع مراحل اداری و ثبت بنیاد قول مساعد داد.به نظرم با توجه به اهداف خیرخواهانه پروفسور کمالی پور و محبوبیتی که ایشان نزد مسئولین٬ُ اساتید دانشگاه و دانشجویان دارند همه چیز به خوبی پیش برود.

اطلاعات٬ فناوران اطلاعات٬ دنیای اقتصاد٬ حیات و…

 

 

بنیاد فرهنگی پروفسور یحیی کمالی پور راه اندازی می شود

 بنیاد فرهنگی پروفسور یحیی کمالی پور با هدف توسعه مراکز فرهنگی و ارتباطی و با مشارکت جمعی از اساتید دانشگاه و فعالان فرهنگی و ارتباطی راه اندازی می شود.دکتر کاظم معتمد نژاد،دکتر محمد سلطانی فر،دکتر مهدی محسنیان راد،دکتریونس شکرخواه،دکتر حسام الدین بیان،دکترحسام الدین آشنا،امیرعباس تقی پور،حمید ضیایی پرور،دکترعلی اصغر محکی،دکترشهیندخت خوارزمی و دکتر حسن نمکدوست اعضای هیئت مؤسس این بنیادغیر انتفاعی هستند.پروفسور کمالی پور، در نامه ای خطاب به معاون برنامه ریزی و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هدف از تأسیس این بنیاد را ایجاد امکانات آموزشی از جمله مدارس و مجتمع های فرهنگی در مناطق محروم کشور جهت ارتقای سطح آگاهی جوانان و توسعه های ملی در اقصی نقاط ایران عزیز عنوان کرده است.وی همچنین از ایجاد و ساخت مجتمع فرهنگی و ارتباطی  در زادگاه خود راور کرمان به عنوان نخستین پروژه این بنیاد نام برده است.

پروفسور یحیی کمالی پورمحقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردو آمریکاست .حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است.

بازتاب:ایرنا- آنا- موج- ایسنا- همشهری آن لاین- جام جم آن لاین

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

A n t y F i l t e r

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 5, 2007

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

تكنولوژيهاي جديد ارتباطي و تأثير آنها بر جوامع معاصر: نگرانيها و دورنماها

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 5, 2007

تكنولوژيهاي جديد ارتباطي و تأثير آنها بر جوامع معاصر: نگرانيها و دورنماها

دكتر يحيي كمالي پور *مقدمهاكنون كه مرحلة گذارا به سال 2000 و جهش و قرن بيست و يكم را ميگذارنيم، كشورهاي در حال توسعه همچون ايران براي نيل به پيشرفت يا حتي رقابت با كشورهاي توسعه يافته چون ژاپن نه تنها بايد خود را با الگوهاي تغيير يابنده جهاني منطبق با فرهنگ بومي هماهنگ سازند، بلكه همچنين بايد ضمن تماس با روند جاري و آتي تكنولوژيهاي ارتباطي پديد آمده، به توانائيهاي خود وقوف يافته، به ابداع روشهايي براي آموزش، يادگيري، كار، تفريح، و فعاليت در جهاني بپردازند كه اجزاي آن به طور فزاينده به هم وابسته است. جهاني كه به سوي كوچكتر شدن و در عين حال پيچيدگي بيشتر سير ميكند؛ جهاني كه در آن اطلاعات، محرك عمده، دانش، موجد قدرت و رسانههاي جمعي داراي نقشي كليدي است. به گفتة (بن بگديكيان) «قدرت رسانهاي همانا قدرت سياسي است». و اضافه ميكند: «وقتي پنجاه مرد و زن كه رؤساي شركتها باشند، بيش از نيمي از اطلاعات و عقايدي را كه به دست 220 ميليون امريكايي ميرسد هدايت ميكنند، زمان آن براي امريكاييها فرا رسيده كه به بررسي نهادههايي بپردازند كه تصوير روزانه جهان را از آنها دريافت ميكنند». (Bagdikian,1992, p,31) و از آنجا كه ايالات متحده در رأس صادركنندگان محصولات فرهنگي در جهان قرار دارد، شهروندان كشورهاي مصرف كننده بايد همچنين اشاره احتياط برانگيز بگديكيان را جدي بگيرند و به بررسي منابع خوراك دهنده رسانهها و بازارهاي تفريحي خود بپردازند. امروزه اين قدرت است كه سرماية مسلط به شمار ميرود و نفع شخصي انگيزة بنيادين روابط در مرتبههاي محلي، منطقهاي، ملي و بين المللي است.

انقلاب اطلاعاتي

ما هم اكنون در يك «دهكدة جهاني»‌با پيوندهاي الكترونيكي و مخابراتي زندگي ميكنيم كه بر يك شالودة شديداً اطلاعاتي استوار است. به بيان ديگر، در « عصر اطلاعات » زندگي ميكنيم كه براي بقاي خود به رسانههاي ارتباطي و تكنولوژيهاي اطلاعاتي وابسته است. امروزه بيش از هميشه توان رقابت، رفاه اقتصادي و آزادي، به صورت يگانه اصل مشروع بين المللي براي اندازهگيري ميزان موفقيت يك ملت درآمده است؛ و يكي از مؤلفههاي حياتي براي دستيابي به چنين موفقيتي، علاوه بر دسترسي به تكنولوژيها، دانش بكارگيري آنها در جهت آن مقصود ميباشد. بي شك تكنولوژيهاي اطلاعاتي روابط انساني را در سرتاسر جهان چه در جهت بهبود و چه در جهت عكس تغيير شكل بخشيده است.تجارت، بانكداري، آموزش، همه و همه وابسته به جريان اطلاعاتي بوده و به كمك تكنولوژيهاي ارتباطي جديد همچون كامپيوتر، ماهواره، تلفن، تلويزيون، ليزر، فيبر نوري، ريزتراشهها (micro chips)  و تلفنهاي هوشيار تسهيل گرديدهاند.از ديدگاه تكنولوژي اطلاعرساني شايد تلفن را بتوان يكي از حياتي ترين ابزارهاي دانست كه نه تنها ما را به ايجاد رابطة شخصي با ديگر مردم، از طريق صدا و دورنويس قادر ميسازد، بلكه كامپيوترهايمان را نيز با هم مرتبط ميسازد و به ما امكان ديدن يكديگر را از طريق صفحههاي تلويزيوني (ويدئوفون) ميدهد. اكنون تلفن به عنوان پايانه يا مركز هدايت اطلاعات رسيده عمل ميكند، نقش منشي شخصي را ايفا ميكند، خانه و محيط كارمان را از بابت امنيتي مراقبت ميكند،و كنفرانس از راه دور را، چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي ميسر ميسازد. علاوه بر اين، پيرو موافقت به عمل آمده بين دو شركت بزرگ تأمين امكانات عمومي يعني اديسون، كامون ولت و امريتك در شيكاگو، يك سيستم آزمايشي خودكار در پاييز 1996 شروع به كار خواهد كرد كه به شركت اديسون، كه تأمين كننده برق است، اجازه خواهد داد تا وسايل برقي عمدة خانگي همچون آبگرمكن، تهويه مطبوع، يخچال، ماشين لباسشويي و خشككن را به كمك تلفن روشن و خاموش سازد. كاربرد يگر اين برنامه، همچنين بازرسي و اندازهگيري ميزان مصرف آب، برق و گاز از طريق تلفن است كه نهايتاً شركت را از گسيل داشتن مأمور به تك تك خانهها به منظور رؤيت كنتور بي نياز ميسازد.عصر اطلاعات همه چيز زندگي مردم را حتي در دور دستترين روستاهاي آمازون، ايرلند، بوتسوانا يا مكزيكو دگرگون ساخته است. به شرط در اختيار داشتن برخي از ضروريات زندگي جديد همچون برق و تلفن و دسترسي به راديو و تلويزيون مردم اين مناطق به طور ناخودآگاه به صورت اعضاي شايسته دهكدة جهاني درخواهند آمد. در يك چنين دهكدهاي كه صداها و تصاوير از فواصل دور و از طريق رسانههاي الكترونيكي و چاپي ميتواند به عنوان ابزار قدرتمند جنگ رواني و تبليغاتي عمل كند؛ ساكنين آن نيز به گونهاي اجتنابناپذير به درك خاص خود از مكانها،افكار، رفتار، انتظارات، علايق، دوستداشتنيها و بيزاريهاي مردمان ديگر دست مييابند. اداركي كه از طريق رسانههاي جمعي ميسر گرديده است. ديگر اينكه، با كسب مهارتهاي خواندن و نوشتن و دسترسي به كامپيوتر و شبكه جهاني اينترنت، آنها ميتوانند به عنوان مشاركت كنندگان بلافصل و نه فقط مشاهدهگر جامعه جهاني درآمده و با ميليونها انسان ديگر در سرتاسر گيتي به مراوده بپرازند. در جهاني كه كلبة قبيلهاي در آمازون از امكانات گيرندة ماهواره برخوردار است، هيچ يك از موارد بالا دور از دسترس نيست.در واقع در بسياري از روستاها. تلويزيون و راديو جايگزين پيام رساني سنتي توسط آتش و ميدانگاههايي شده است كه در آن قصه گوها و ساحران نقش اطلاع رساني و سرگرمي مردم را ايفا ميكردهاند. كارمندان شاغل در بخش اطلاعات به وضوح، انقلاب ارتباطات اطلاعات تكنولوژي همچنان به اصلاح و معرفي دوبارة و تجديد ساختار جوامع انساني در سراسر جهان ادامه ميدهد. همانند دگرگونيهاي قبلي كه در نتيجة به كارگيري ابزار يا تكنولوژيهاي جديد در جوامع انساني به وقوع پيوست، تكنولوژيهاي ارتباطي نيز به دگرگونيهاي گستردهاي منجر شدهاند. در سالهاي گذشته ماشيني و رايانهاي شدن امور و ادغام شركتها به اخراج گروهي كارمندان در ايالات متحده و ديگر كشورهاي صنعتي منجر گرديده است. در واقع يكي از بزرگترين شركتهاي مختلط مخابراتي به نام امريكن تلفن اند تلگراف (American Telephone &Telegraph) (AT&T) در اوايل سال 1996 نيروي كار خود را به ميزان 000/40 نفر تقليل داد.به علاوه، به يمن وجود تكنولوژيهاي اطلاعاتي، روزكاري تمام 24 ساعت را در برميگيرد و مصرفكنندگان ميتوانند اطلاعات مربوط به كالاها و خدمات را از طريق كامپيوترهاي شخصي خود در خانه و محيط كار به طور شبانهروزي دريافت نمايند. بسياري از منشيها نيز ميتوانند به وظايف خود (همچون ماشيني نويسي، ارسال مرسولات، تلفن، دورنويس يا پردازش اطلاعات) توسط كامپيوترهاي خانگي كه به شبكة كارفريان متصل است، عمل كرده و نياز به جا به جا شدن براي رفتن روزانه به محل كار را به صفر برسانند.اما از طرف ديگر به گفتة رابرت بي.ريج،… برخلاف پيشگويان «عصر اطلاعات» كه خوشدلانه پيشبيني وفور مشاغل پردرآمد را براي افراد با حداقل مهارت مقدماتي ميكردند، حقيقت بيرياتر آن است كه پياده نظام اقتصاد اطلاعات همانا انبوه پردازشگراني است كه در «دفاتر پشت صحنه» در پايانههاي رايانهاي كه به بانكهاي اطلاعاتي جهاني متصل است مستقر گرديدهاند. همان كساني كه وظيفة روزمرة دادن و گرفتن اطلاعات به كامپيوتر را برعهدة دارند؛ وظايفي همچون ثبت پرداختيها و دريافتيهاي كارتهاي اعتباري، گزارشات اعتباري، نقل و انتقال چك، حساب مشتريان، مكاتبات مشتريان، پرداخت حقوق، صورتحساب بيمارستاني، شرح حال بيماران، توصيههاي پزشكي، احكام دادگاهي، فهرست مشتركان، پرسنل كاتالوگهاي كتابخانهاي، و از اين قبيل. شايد بتوان گفت «انقلاب اطلاعاتي» برخي از ما را مولدتر كرده ولي از طرفي باعث انباشته شدن حجم زيادي از اطلاعات خام گرديده كه بايد تقريباً به همان سبك يكنواخت كارگران خطوط توليدي و پيش از آن، كارگران نساجي كه انبوهي از مواد اوليه را به عمل ميآورند، پردازش گردند. (Reich/1991,p.175)

انقلاب رايانهاي

از سوي ديگر بسياري از شركتهاي خدمات رساني رايانهاي همچون كامپيوسرو (CompuServe) امريكا آن لاين (America online) ، پروديگي (Prodigy) ، مايكروسافت (Microsoft) و ديگران در حال توسعة سريع قلمرو خود از طريق شبكه جهاني اينترنت ميباشند تا انواع خدمات را در اخيتار مشتريانشان قرار دهند. اين شبكه مجموعة بيكراني از دستاوردهاي جهاني را در زمينة ادبيات، آثار هنري، تحقيقات علمي، اطلاعات بازرگاني، گزارشات حكومتي، و به طور فزايندهاي برنامههاي راديويي و حتي فيلمهاي تلويزيوني در برميگيرد. همچنين آن را ميتوان يك كتابخانه بزرگ جهاني و بلكه بزرگترين آنها به شمار آورد كه ميتواند در هر زمان و هر جا در دسترس متقاضياني كه از كامپيوتر داراي مودم و اشتراك به اينترنت بهرهمندند، قرار گيرد. به راستي اين شبكه يك دريچة واقعي به دانش است. براي نخستين بار در تاريخ بشر، اطلاعاتي كالايي است كه با اشارة سرانگشتان به دست ميآيد! در واقع شبكههاي رايانهاي براي ميليونها انسان از جمله گروهي 200 نفره از برتري طلبهاي سفيد پوست يا گروههاي كينهجو در امريكا و كانادا يك كانال تبليغاتي به ارمغان آورده تا بدين طريق به بسط ايدئولوژي خود در جهان بپردازند. علاوه بر اين، شبكههاي رايانهاي را ميتوان آزادترين و در عين حال هشدار دهندهترين عامل در مجموعة تكنولوژيهاي ارتباط جمعي به شمار آورد تا اندازهاي كه هر كس  در هر كجا و با هر مرام شخصي يا ايدئولوژي قادر به توزيع پيامها بين ميليونها نفر وبدون هر گونه مميزي قبلي خواهد بود.مادة قانوني فدرال تحت عنوان «قانون رعايت عفت در ارتباطات» كه پس از تصويب كنگره آمريكا در تايرخ 8 فوريه 1996 به امضاي رييس جمهور، بيل كلينتون، رسيد با هدف زدودن هر گونه هرزهنگاري (Pornography) از چهرة شبكه رايانهاي و سالمسازي آن براي كودكان وارد عمل شد. ولي پس از ماهها تظاهرات اعتراض آميز از سوي مشتاقان فضاي باز اطلاعاتي و مخالفين مميزي، هيئتي متشكل از سه قاضي فدرال به منظور بازبيني اين ماده قانوني در فيلادلفيا گرد آمده، تلاش دولت براي محدود ساختن محتواي برنامههاي شبكه را به ميزاني بيشتر از مطبوعات و ديگر رسانههاي ارتباطي، امري «برخلاف قانون اساسي» و «عميقاً زننده» اعلام كردند. اين اعلاميه پوشش قانوني لايحه اصلاح شده اول دربارة رسانهها را مشمول حال فضاي اطلاعاتي جديد نيز ميكند. بعلاوه، قضات در يك يادداشت 175 صفحهاي اعلام داشتند كه «شبكه اينترنت رسانهاي است با اهميت تاريخي و كانالي عميقاً دمكراتيك براي ارتباطات كه به جاي خفه شدن به توسعه نياز دارد.» (Quitter,1996)  بگفته قضات، چون اين شبكه هنوز دوران آغازين خود را طي ميكند حداقل به همان اندازة كتاب و مطبوعات است. به نوشتة قاضي استوارت دالزال «اينترنت به دليل برخورداري از بيشترين سهم به عنوان مشاركت برانگيزترين شكل گفتار جمعي كه تاكنون سزاوار حمايتهاي قانوني بوجود آمده است، در زمينة گفتار جمعي، شايسته بيشترين حمايت در برابر دخالت دولتي است.» (Quitter,1996)مطابق نخستين بازنگري قانون اساسي امريكا، «كنگره نميبايست هيچ قانوني چه در زمينه تأسيس مذهب يا جلوگيري از عمل بدان به تصويب برساند يا آزادي بيان و مطبوعات را محدود سازد يا از حق مردم براي اجتماعات آرام و دادخواهي از دولت جلوگيري كند.»در هيچ كجاي ديگر نميتوان سراغ گرفت كه گسترة ارتباطات اينچنين به سرعت در حال رشد باشد جايي كه در آن فلسفه و تكنولوژي، ارتباطات ميان فردي و جمعي، ارتباطات ميان فرهنگي و بين المللي، واقعيت و غير واقعيت، نفرت و عشق، كامپيوترها و مردم با يكديگر ادغام شده باشند. والاترين توانايي فضاي اطلاعاتي جديد در دموكراتيزه كردن روند ارتباطات از طريق فراهم آوردن ميداني براي به گوش رساندن آنچه تا پيش از اين شنيده نميشد، نهفته است. به همين نحو صداهاي بگوش نرسيده نيز بايد به قوتها و محدوديتهاي اين رسانه واقف باشند تا بتوانند به هر ترتيب از آن منتفع گردند.جريان اطلاعات اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه مهمترين علت پديدار شدن و محبوبيت تكنولوژيهاي اطلاعاتي پاسخگويي آنها به انبوه نيازهاي مالي و سياسي است.به گفته رتكين «امروزه دولتها و منافع تجاري به تقسيم و ايجاد حوزههايي درون يكديگر و تبديل سياره زمين به يك مجموعة تجاري متشكل از منابع قابل بهرهكشي گرديده منجر است» (Ritkin,1991,p62) به علاوه بهرهروي از طيفهاي الكترومغناطيس و مدارهاي ماهوارهاي تا فاصله 22000 مايلي زمين همواره به صورت منشأ تنش و درگيري بين كشورهاي صنعتي شمالي و كشورهاي در حال توسعه جنوبي گرديده است. اين طيفها و مدارها جزء منابع جهاني و متعلق به همة ملل است. از اوان دهة هفتاد، وقتي ارتباطات فضايي به تحقق رسيد تنها تعداد انگشتشماري از كشورهاي اقدام به ارسال هزاران ماهواره براي خود يا مشتريانشان در مداري محدود كردند. نتيجه آن شد كه صاحبان اينگونه وسايل مخابراتي از توانايي رسوخ عميق به درون فرهنگ كشورهاي مصرف كننده برخوردار گرديدند كه اين به نوبة خود تنش ديگري بين نيكمره جنوبي و شمالي به وجودآورد كه اصطلاحاً بدان «امپرياليسم فرهنگي» يا «دخالت فرهنگي»‌ميگويند به نوشتة هملينك «اكثر پردازشگرها و حاملهاي اطلاعاتي درچند كشور معدودمستقر گشتهاند. تكنولوژي پايه براي توليد و توسعة اين دستگاهها توسط سوداگران پيشرو در ايالات متحده، ژاپن و اروپاي غربي طراحي، تكميل و هدايت ميگردد.» علاوه بر اين ناهماهنگي بين شمال و جنوب در زمينةجريان ارتباطات و اطلاعات و امكان توليد، توزيع يا دستيابي بدان به نحو زيادي يك جانبه است. به بيان ديگر «جريان اطلاعات در پهنة زمين غير متعادل است زير بيشتر اطلاعات جهاني در بخش شمالي جاري است و كمتر از آن بين شمال و جنوب و حجم كمتري در جنوب به تنهايي كمتر از 10% تمام تلفنها، تلكسها و فاكسها بين كشورهاي جنوب اتفاق ميافتد.» (Ham link, 1995,p3)بازرگانان جهاني -     بدون شك تكنولوژيهاي اطلاعاتي در هيچ كجاي ديگر به اندازة بخش تجاري تأثير گذار نبوده است. و تسلط به تكنولوژي، كليد موفقيت توليد كنندگان، توزيع كنندگان و فروشندگان درآينده است. به موازات تشديد رقابت جهاني، بازاريابي به صورت اشتغال فكري دائمي شركتهاي چند مليتي در ميآيد. به طور مثال به گفته بارنت و كارنگ (Barnet & Caranagh 1994) اين شركتها هم اكنون از يك «بازار فرهنگي جهاني» واقعي بهرهمند هستند و بسياري از محصولات فرهنگي همچون سريالهاي تلويزيوني،فيلمها، اخبار و اطلاعات، برنامههاي ماهوارهاي، موسيقي و تيشرتهاي انگليسي زبان، كه در همه جا به چشم ميخورد، منشأ امريكايي دارند. هر چند بسياري از محصولات فرهنگي توسط شركتهايي همچون ديسني، سوني، تايم وارنر و ديگر غلولهاي اطلاعاتي تفريحي طراحي، توليد و توزيع ميگردد، ديگر محصولات و خدمات نيز بوسيلة چند شركت معدود قدرتمند مثل سيتي بانك، فيليپ موريس (Philip Moris) ، ماتسوشيتا (Matsushita) ، نستله (Nestle)، تويوتا (Toyota) يا سوميتومو بانك (Sumitomo Bank) در سرتاسر جهان توزيع ميشود. علاوه بر اين از طريق شبكه مالي جهاني، مجموعة عظيمي از نقدينگي، بيمههاي جهاني، دلارهاي اروپايي، كارتهاي اعتباري و ديگر لوازمي اينچنين، همه روزه معامله ميشود.در واقع هر روز ده برابر پولي كه براي تجارت و سرمايهگذاري بين المللي لازم است در معاملات جابه جا ميشود. اين جريان وقتي كه در كنار سهولت جريان مشاغل در اطراف جهان توسط شركتها قرا ر گيرد توانايي دولتها براي كنترل اقتصاد ملي را از هم ميپاشد.مطابق برخي استدلاها، رهبران ملي نه تنها از هدايت كه حتي از شناخت اين غولها ناتوانند، زيرا اينها شكل ثابتي ندارند و همچون شخصيت اسطورهاي يونان پروتئوس همواره در حال تغيير شكل براي سازگاري با شرايط گوناگون هستند. (Barnet&Cavanagh,1994)سياست در عصر اطلاعات:«تغيير نقش در روابط بين مديران شركتهاي بزرگ جهاني و زمامداران سياسي به ايجاد يك واقعيت جديد سياسي در همه جا منجر گرديده است.» (Barnet&Cavanagh,p19) با توجه به پيدايش اين شرايط جديد، رابرت بي.ريچ، وزير كار در دولت بيل كلينتون مينويسد:«ما در دورهاي انتقالي زندگي ميكنيم كه بر سياست و اقتصاد قرن آينده تاثير خواهد گذارد. ديگر از هيچ محصول يا تكنولوژي ملي، شركتهاي ملي يا صنايع ملي خبري نخواهد بو. اقتصاد ملي آن طور كه تا به حال آن را فهميدهايم وجود نخواهد داشت. تنها چيزي كه داخل مرزهاي ملي يك كشور باقي خواهد ماند، مردمي خواهند بود كه آن ملت را تشكيل ميدهند. لياقتهاي هر ملتي همانا مهارتها و روشنبينيهاي آن است؛ و اساسيترين مهارت سياسي هر ملتي عبارت خواهد بود از توانايي كنار آمدن با نيروهاي گريز از مركز اقتصاد جهاني كه رشته پيوند دهنده اعضاي يك ملت را از هم ميگسلد و ثروتي هر چه سرشارتر در اختيار ماهرترين و روشنبينترين افراد قرار خواهد داد در حالي كه استاندارد زندگي افرادي را كه از مهارت كمتري برخوردارند تنزل خواهد بخشيد.» (Rich,1992,p.3)تكنولوژيهاي اطلاعاتي مرزهاي فيزيكي ملتها را با توجه به جريان موجود اطلاعاتي هر چه كمرنگتر ساخته است. برخي چنين استدلال ميكنند كه به هم پيوستگي الكترونيكي و دسترسي به شبكههاي جهاني ميتواند از طريق راه دادن به اطلاعات مميزي نشده به داخل مرزها و رسانيدن آن به دست مردمي كه در غير اين صورت ناآگاه باقي ميماندند به بيثباتي رژيمهاي ديكتاتوري بينجامد. از طرف ديگر در «گزارش هيئت رسيدگي به زمامداري جهاني» (1995) آمده است:«دسترسي هر چه بيشتر به اطلاعات براي دموكراسي، كه همواره از هر چه مطلعتر بودن شهروندان منتفع گرديده، مفيد و براي توسعه، همكاريهاي حرفهاي و علمي و بسياري ديگر از فعاليتها سودمند واقع گرديده است. رشتههاي گستردهتر ارتباطي كه هم اكنو تهسيل گرديده نيز ميتواند مردم جهان را همبسته گرداند. تصاوير رسانهاي درخصوص رنجهاي بشري، مردم را برانگيخته تا نگراني و همبستگي خود را با آنها كه در دورترين جاها بسر ميبرند از طريق ياري رساني به نيروهاي  امدادي و درخواست توضيح و عمل از دولتمردان اعلام كنند. تاثير رسانهها بر شكل گرفتن سياست خارجي در بسياري كشورها بسيار بارز است.»بدين ترتيب رسانه‎‎هاي ارتباط جمعي را ميتوان نه تنها به مثابة نيروي محرك در پشت سر تغييرات اجتماعي و فرهنگي قلمداد كرد. بلكه عاملي براي تحرك سياسي در مرتبة ملي و بين المللي به حساب آورد(كمالي پور، 1995) در ارتباط با اين ادعا، حميد مولانا (1996) معتقد است كه بخشهاي ارتباطات دور ملي و بين المللي به طور فزايندهاي در هم تنيده ميشوند. بديتن ترتيب بازار بين المللي توسعه چند بازيگر اصلي شكل ميگيرد كه به نوبة خود مشمول مكانيسمهاي كنترل كننده سياسي، اقتصادي و نهادي ملي خود هستند. اين بدان معني است كه بسيار مشكل يا حتي ناممكن خواهد بود كه بين بخشهاي داخلي و بين المللي تفكيك قائل شويم.روابط انساني تا آنجا كه به روابط انساني مربوط ميشود، همان تكنولوژيهاي اطلاعاتي كه قادرند ما را به هم متصل سازند، ميتوانند در عين حال با در اختيار گذاشتن توهمي از با هم بودن، ما را از داشتن يك ارتباط روياروي با همنوعان جدا سازند. مثلاً در حالي كه در تهران چايخانههاي سنتي تجديد حيات مييابد، در شيكاگو قهوهخانههاي اطلاعاتي رونق دارد. وقتي در چايخانههاي تهران مباحثات بين رؤساي شركتها ممكن است خصوصي و روياروي صورت گيرد، در قهوهخانههاي شيكاگو رؤسا ميتوانند از فنجان قهوه داغ بنوشند، در يك بحث كاملاً رسمي با فردي در آن سوي قاره شركت كنند و در همان حال از طريق پايانههاي رايانهاي كه بر ايشان فراهم آمده در بزرگراههاي اطلاعاتي سير و سياحت كنند. (Van,1996) در امريكا اين انوع قهوهخانههاي رايانهاي رونق زيادي يافته است.هر چند مشتريان قهوهخانههاي اطلاعاتي ممكن است با فرد كنار دست خود مباحثه نداشته باشند، ولي ميتوانند با ديگر مسافران شبكة اطلاعاتي كيلومترها دورتر صحبت داشته باشند! از امتيازات ديگر اين قهوهخانههاي رايانهاي امكان امتحان و انتخابي است كه در اختيار مشتريان پش از تصميم قطعي براي خريد نرمافزارها يا سختافزارهاي جديد قرار ميگيرد.علي رغم اينكه ظاهراً تكنولوژيهاي جديد، ارتباطات مرزهاي جغرافيايي و فواصل بين مردمان را از جا برداشته است، از جهت ارتباطات ميان فردي يا چهره به چهره، بسياري از ساكنين دهكدة جهاني، مرزهاي جديدي بين خود و كساني كه در محيط بلافصل آنها همچون خانه، اجتماع، اداره وحتي قهوهخانههاي اطلاعاتي زندگي ميكنند به وجود آوردهاند. به طور مثال در ادارات امروزي چندان غريب به نظر نميرسد كه دو همكار كه دفاترشان كنار هم است از طريق پست الكترونيكي يا پست صوتي با هم ارتباط برقرار كنند؛ درست مثل اين كه از لحاظ جغرافيايي فاصله زيادي با هم داشته باشند. عجيب آنكه از نقطهنظر روابط انساني، جدايي و كاهش رويايي چهره به چهره، به صورت مشخصة اصلي عصر اطلاعات درآمده است. درعين حال، احساس بياعتمادي به ديگران از جمله دوستان و همسايگان يكي از نشانههاي بارز اين عصر است. در واقع يكي از پر رونقترين تجارتهاي عصر اطلاعات مربوط است به انبوه ابزارآلات پيچيدة امنيتي (از قبيل دوربينهاي مخفي، آژيرهاي خطر، چراغهاي خطر، قفلهاي الكترونيكي، زنجيرها، افشانهها، بوقهاي هشدار دهندة و غيره)، در بازاري كه توسط مشتريان پر سوءظن به مصرف ميرسد. يعني كساني كه بيشتر تمايل به محبوس ساختن خود دارند به جاي اينكه پا از دايرة تنگ و خود ساختة تنهايي فراتر نهند و براي زدودن ترس از ضمير خود نسبت به ديگران به فعاليت برخيزند و به ايجاد راهحلهاي ماندگار انساني، و نه تكنولوژيكي، دست يازند و فرهنگ سوء ظن و ترس را به فرهنگ اعتماد، همكاري و احترام متقابل مبدل سازند.به نوشته مارشال مك لوهان و بروس اس. پاورز «انسان الكترونيكي داراي مغزي خارج از جمجمه و سلسله اعصابي بر روي پوست ميباشد. يك موجود تند مزاج كه از خشونت آشكار پرهيز ميكند. شبيه عنكبوتي چمباتمه زده روي تارهاي مرتعش خود كه تارهاي ديگران نيز ميلرزاند. اما اين موجود گوشت و خون ندارد، بلكه بيشتر به يك شئي در بانك اطلاعاتي ميماند كه بي دوام است و به سرعت فراموش ميشود و از اين واقعيت خشمگين است.»(Marshall Mcluhan & Bruces.Powers 1984)ديگر اينكه در محيط امروزي كه ساخته و پرداختة رسانههاست، مردم فرهنگهاي مختلف دربارة «ديگران» و حتي خودشان بيشتر براساس تصويرسازيهاي رسانهها قضاوت ميكنند. بدين ترتيب در ارتباطات ميان فردي و همچنين در مراودات اقتصادي و سياسي، تصاوير قالبي كه توسط رسانهها تدارك ديده شده و در اذهان عامه نقش بسته، بر نحوة نگرش افراد نسبت به يكديگر تأثير بسزايي گذاشته است. به بيان ديگر، نگرش مردم از «ديگران» مجموعاً براساس آن چيزهايي است كه از طريق رسانههاي جمعي ديده، خوانده يا شنيدهاند. در واقع رسانههاي جمعي معاصر روزنامهها، مجلات، كتابها، موسيقي، تصاوير متحرك، راديو، تلويزيون عملاً بر تمامي جنبههاي زندگي بشر تأثير گذاردهاند. اينها تعيين كنندة چشمانداز ما از جهان، نحوة نگرش به ديگران و مهمتر از همة نحوة كنش متقابل ما با ديگران ميباشند. (كمالي پور، 1995) بعنوان نمونه، رسانههاي امريكا اغلب بازتابي منفي از خاورميانه ارائه ميكنند. از اين رو، موانع دائمي، بلايا، كودتاها، شورشها و فعاليتهاي تروريستي كه بطور مرتب گزارش ميشوند، تصويري ناپسند و خشن را از فرهنگها و مردم خاورميانه، در امريكا و ساير كشورها تقويت ميكنند. (كمالي پور، 1996) قدرت ارابان دهكدة نوين جهاني و قلمرو آنها از هر زمان ديگري بيشتر است. در نتيجه «دست اندركاران رسانهاي جهان سوم بر اين باورند كه رسانههاي خبري مسلط همچون شبكههاي تلويزيوني امريكا، CNN و شركتهاي مختلطي همچون شركت نوين روبرت مرداك هر چه بيشتر به بسط دامنة تحريف و پيشداوري از طريق سيستم خبري بين المللي ميپردازند.»(Altschull,1995,p.386) š آموزش در عصر اطلاعات تا آنجا كه به آموزش مربوط است، تكنولوژي اطلاعات به سرعت ما را به سمت آموزش انفرادي ومتقابل سوق ميدهد. ادغام تكنولوژي مخابراتي و رسانههاي جمعي نه تنها دانشجويان، آموزگاران و پژوهشگران را به توليد اطلاعات توانا ميسازد بلكه به آنها امكان ميدهد تا از چند طريق شامل شبكههاي رايانهاي، تلفن و تلويزيون كابلي، به مواد آموزشي، تفريحي و ديگر الاعات دست يابند. آنها همچنين قادر خواهند بود در فرآيند يادگيري از طريق انواع خدمات اطلاعاتي تعاملي به صورت صدا، متن، تصوير و يا چند رسانهاي مشاركت نمايند.به گفته نورمن واگنر (Norman Wagner) ازدياد رسانههاي داراي كنش متقابل،  متناسب با نيازها باعث حركت آموزش عالي به سمت الگوي جديدي از نحوة ارائه دروس ميگردد. (Wagner,1996,p10) يعني اينكه هم آموزگاران وهم دانشجويان علاوه بر تسلط در زمينةء بكارگيري تكنولوژي كنش متقابل، ميبايست روشهاي سنتي آموزش را مطابق شرايط نسل جديد دانشپژوهان به اجرا درآورند؛ دانشپژوهاني كه تحت تأثير اُنس و الفت با تلويزيون، بيشتر از گرايشي تصويري برخوردارند تا نوشتهخواني و به طور فزايندهاي از كامپيوتر براي كسب اطلاعات استفاده ميكنند در واقع ميتوان جنبههاي اصلي الگوي آموزشي پديد آمده را در بسياري از مؤسسههاي آموزشي ايالات متحده و جاهاي ديگر مشاهده كرد. مدارس و دانشگاهها به سمت رايانهاي شدن پيش رفتهاند و طيفي از خدمات را مانند امكانات ويدئو، با كنش متقابل و اتصال به شكبههاي جهاني چون اينترنت، كامپيوسرو، امريكا آن لاين، پروديجي و امثالهم به دانشجويان ارائه ميدهند. كلاسهاي الكترونيكي يا به بياني ديگر مجهز به امكانات رايانهاي، به مشخصة عمده بسياري از مؤسسات آموزشي از جمله دانشگاه پوردو (Purdue) تبديل گرديده است. در واقع بسياري از دانشكدهها برنامههاي آموزشي زيادي شامل چاپ، دورنويس، ويدئو، صدا و گرافيكهاي رايانهاي براي ارائه تدارك ديدهاند كه دانشپژوهان ميتوانند از طريق كلاسهاي الكترونيكي يا كنفرانس از راه دور و يا كامپيوترهاي خانگي متصل به شبكه از آنها بهره ببرند. در بسياري از دانشگاهها، دانشكدهها و دانشجويان از پست الكترونيكي براي انجام بحث با دانشجويان كه از طريق شبكههاي تلويزيون آموزشي با آنها در ارتباطاند استفاده ميكنند. به نظر ميآيد گرايش عمده به سمت يادگيري انفرادي، گروهي و از راه دور، از طريق تعدادي منابع به هم پيوسته مثل كتب درسي، ويدئو، فاكس، تلفن، تلويزيون و كامپيوتر ميباشد. بدين ترتيب، دانشجويان آينده با معلمين واساتيد خود تماس چهره به چهرة كمتري داشته و يا در بعضي موارد اصلاً تماس نخواهند داشت. حتي امروزه بسياري از دانشگاههاي امريكا به دانشجويان اجازه ميدهند براي درخواست و يا حتي ثبتنام يا پرداخت شهريه به صورت الكترونيك و از طريق فاكس، تلفن يا كامپيوتر اقدام نمايند. اهميت آموزش از راه دور، از طريق شبكههاي رايانهاي و ويدئو با كنش متقابل به طور روزافزوني در سطح جهان در حال افزايش است بطور مثال، دانشجويان سرتاسر جهان هم اكنون ميتوانند از طريق AT&T و ديگر شبكهها، و به كمك مودمهاي تلفني، آرا و فرهنگهاي خود را مبادله كنند و به حل مسائل بپردازند. به كمك ويديو با كنش متقابل و كنفرانس از راه دور، دانشجويان و معلمين در همه جاي دنيا قادر به شركت در بحث با كارشناسان دربارة موضوعات مختلف از سياست گرفته تا محيط زيست ميباشند. درآيندهاي نزديك اين امكان براي دانشجويان در ايران و ديگر كشورهايي كه مجهز به ابزار تكنولوژيكي عصر اطلاعات هستند، فراهم خواهد آمد تا در دورههاي ارائه شده توسط دانشگاههاي ژاپن يا امريكا ثبتنام كنند، حتي اگر زبان يكديگر را نفهمند! چرا كه به كمك جادوي تكنولوژي اطلاعات يعني ترجمه همزمان از يك زبان به زبان ديگر و يا يك زبان به چندين زبان ديگر اين امكان خواهد بود كه دانشجويان از هر نقطهاي از جهان بتوانند در فرآيند ياديگري شركت جويند بدون اينكه حتي خانه خود را ترك نمايند! نيازي به ذكر اين نكته نيست كه الگوهاي سنتي اموزش و يادگيري به سرعت رو به كهنگي ميرود. معهذا، دانش و آموزش رسمي نقش اساسي خود را در عصر اطلاعات حفظ خواهد كرد. به رغم پيتر دراكر (Peter Drucker): «دانش منبع كليدي براي قدرت نظامي واقتصادي هر ملتي درآمده است. واين دانش را تنها ميتوان به صورت كلاسي آموخت. چيزي كه به هيچ كشوري خاصي وابسته نيست. امري است قابل حمل كه ميتواند در هرجايي با سرعت و به ارزاني به وجود آيد. سرانجام اينكه تغيير پذير است.»(Drucket,1995,p76)عدم توازن اطلاعات و تفوق فرهنگي به گفته مارك دي آلين (Marck D.Alleyne) « ارتباطات و قدرت با هم مربوط هستند زيرا ارتباطات منعي است كه ميتواند در اعمال قدرت، بكار گرفتة شود». (Alleyne,1995,p.4) وي سپس براي نشان دادن اين قضيه به گسترش «فرهنگ عاميانة» امريكايي در سرتاسر جهان اشاره ميكند طي قرنهاي متمادي، كشورهاي درحال توسعه همواره زير سلطة سياسي و اقتصادي غرب قرار داشتهاند. در اين فرآيند حتي فرهنگ و سياست بومي آنها نيز از گزند دخالت قدرتهاي غربي مصون نمانده است. امروزه، از بابت توليد و توزيع محصولات فرهگي همچون سينما، موسيقي، ويدئو، برنامههاي تلويزيوني و غيره، امريكا يكه تاز ميدان در بازار جهاني بوده است. بنابراين موضوعات مشاجره برانگيزي همچون دخالت فرهنگي، استعمار فرهنگي، تسلط فرهنگي، اآلودگي فرهنگي يا جريان يكسويه اطلاعات كه همگي زمينهساز بحثهاي جديد در دهههاي اخير بودهاند، براي يك دورة قابل پيش بيني ديگر، همچنان در زمرة مباحث مربوط به ارتباطات بين المللي، به ويژه در بين كشورهاي در حال توسعه باقي خواهد ماند. طبق نظر توماس مك فيل (Thomas Mcphail)، « هر چقدر حجم اطلاعات از خارج بيشتر باشد، به همان نسبت تهديد براي فرهنگهاي بومي در آينده باقي خواهند ماند.» (Mcphail, 1987,p287)از سوي ديگر طبق مندرجات صفحات 30 و 31 گزارش «هيئت رسيدگي به زمامداري جهاني» (1995)، قرار گرفتن در معرض فرهنگها و شيوههاي زندگي بيگانه از طريق رسانهها ميتواند هم برانگيزنده و هم سست كننده باشد و هم تحسين و هم حسادت برانگيزد. نگراني در اين باره كه تسلط رسانهها فراملي موجب تجانس فرهنگي و لطمه زدن به فرهنگهاي بومي ميگردد صرفاً محدود به كشورهاي غير غربي ميشود. بسياري مردمان نگران اين هستند كه تصاوير رسانهاي باعث تشديد اخلاق مصرفگرايي در كشورهايي گردد كه هنوز مراحل آغازين پيشرفت را طي ميكنند. به اين نكته نيز ايد اشاره كرد كه در توانايي دسترسي به اطلاعات و توزيع حتي ابتداييترين تكنولوژيها، نوعي عدم توازن جدي به چشم ميخورد. به طور مثال «دو ميليارد نفر، يعني بيشتر از يك نفر از هر سه نفر مردم جهان هنوز از داشتن برق بينصيب ماندهاند. در سال 1990 مجموعة كشورهاي بنگلادش ، چين، مصر، هندوستان، اندونزي و نيجريه از تعداد تلفنهاي كمتري نسبت به كانادا كه تنها 27 ميليون نفر جمعيت دارد برخوردار بودند.» به علاوه به گفته حميد مولانا (Hamid Mowlana)، علي رغم پيشرفتهاي حاصله تكنولوژيكي و علمي شامل رشد شگرف ارتباطات و نرم افزار و سختافزارهاي اطلاعاتي در چند دهة گذشته، بخش اعظم ساكنين همين دهكدة جهاني همچنان در شرايط دور از شأني از نظر سطح سواد، بيماري، گرسنگي، بيكاري و سوء تغذيه بسر ميبرند و هنوز از داشتن ابزار ابتدايي ارتباطات نوين وعلمي بيبهرهاند.(Mowlana,1995,p396)علي رغم رشد توليدات رسانهها جمعي درجهان، كشورهاي صنعتي كشورهاي صنعتي امريكاي شمالي و اروپا و ژاپن همچنان در صدر قلمرو ارتباطات قرار دارند. تكنولوژيهاي اطلاعاتي به وضوح دو طبقه جديد در جهان به وجود آورده است: 1) فقراي اطلاعاتي كساني كه از نظر اطلاعات فقيرند. يعني آنها كه از داشتن ابزار يا دانش رسيدن به بزرگراههاي اطلاعاتي محروماند. 2) ثروتمندان اطلاعاتي، كساني كه از اين بابت غني هستند، هم ابزار و هم دانش آن را دارند و هم اكنون در اين بزرگراه شتابان به سمت اينده در حركتاند.خلوت وحفظ حريم در عصر اطلاعات -     خلوت، بهويژه از نوع فردي آن، آن طور كه تا پيش از شيوع رايانهها ميشناختيم، از بسياري كشورهاي پيشرفته رخت بسته است. تمام انواع بانكهاي اطلاعاتي درخصوص هر كسي كه به نوعي از ابزارهاي عصر ارتباطات (از قبيل كارتهاي اعتباري، تلفن، رايانه و غيره) استفاده ميكند، زائيده نهادهاي مختلف مالي از جمله بسياري از كارگزاران دولتي و غير دولتي است. در واقع امحاي خلوت فردي در كشور پيشرفتهاي همچون امريكا، با اعلام اخير بعضي از شركتهاي عمده به اوج خود رسيد كه به موجب آن مكالمات تلفني كارمندان احتمالاً استراق سمع خواهد گرديد تا نسبت به كاري بودن يا خصوصي بودن آن اطمينان حاصل شود. البته دوربينهاي مخفي نيز بطور معمول حركات مردم را در داخل و خارج فضاهاي عمومي زير نظر دارند، به علاوه بايد به عواملي اشاره كرد كه اقدام به جمعآوري، دستهبندي، ردهبندي و نگهداري اطلاعات مربوط به افراد ميكنند. اين بانكهاي اطلاعاتي كه مواردي چون عادات، علايق دلبستگيهاي اجتماعي، عرفي يا سياسي افراد را در بردارد، درصورت درخواست به هر يك از كارگزاران تجاري، غير تجاري و دولتي فروخته خواهد شد. شركتهاي تجاري كه دائماً به دنبال مشتريان جديد براي محصولات خود هستند از اين بانكهاي اطلاعاتي به طور منظم استاده ميكنند. در سيستمهاي سرمايهداري، اطلاعات خصوصي مبدل به اطلاعات عمومي و كالاي اساسي جديدي ميشود كه توسط مجموعهاي از عوامل دارندة اين نوع اطلاعات به هر كس كه راغب باشد خريد و فروش ميگردد!به همين ترتيب، در سطح جهاني، فقدان يك سازمان منطقي براي پاسداري از خلوت فردي، زنگ خطري براي بسياري افراد آگاه به صدا درآورده است. برخي چنين ادعا ميكنند كه محدوديت جريان اطلاعات ممكن است مانعي در راه تجارت آزاد يا صادرات و واردات آزاد اطلاعات به وجود آورد. اما برخي ديگر بر اين باورند كه جريان آزاد اطلاعات نه تنها به دخالت در خلوت افراد منجر ميگردد، بلكه در اين بين ممكن است عدهاي يا ملتهايي كه هيچ برنامهاي براي پاسداري از اطلاعات ندارند و يا در اين زمينه براي خود اختيارات بيش از حد قائلند، از اين اطلاعات سوء استفاده كنند. سازمان همكاريهاي اقتصادي و توسعه (OECD) از آغاز دهة 60 دربارةء كاربرد رايانه و جريان فرامرزي اطلاعات (TDF) بررسيهايي انجام داده است. در همين مورد راهنماييهاي زيادي نيز درخصوص صيانت از شاخصهاي اطلاعات در اختيار گذارده و به توازني بين صيانت از خلوت فردي و برسميت شناختن اصل جريان آزاد اطلاعات دست يافته است. مع ذالك شركتهاي تجاري مرتباً‌بر اين باور بودهاند كه هر نوع محدوديت به بهانه صيانت از اطلاعات، در فعاليت آزاد اطلاعاتي در سطح جهان ايجاد اخلال خواهد كرد. (Hamelink,1994). موضوعات مربوط به خلوت و صيانت از اطلاعات در مرتبة ملي  و بين المللي همچنان از دل نگرانيهاي افراد، كارگزاران دولتي و غير دولتي، شركتها و امثالهم در سالهاي آينده باقي خواهد ماند.نتيجهگيريآنچه همگان دربارهاش اتفاق نظر دارند آن است كه تكنولوژيهاي ارتباطي نوين در كنار انواع قديمي آن، عملاً مرزهايي را كه زماني مردم و فرهنگهاي مختلف را از جهت اقتصادي، جغرافيايي و سياسي از هم جدا ميساخت، برداشته است. بررسي كوتاه حاضر دربارة تاثير تكنولوژي اطلاعات بر فرهنگها و افراد، تنها به لايههاي خارجي پديده معاصري پرداخته است كه بسيار پيچيده، چند بعدي و گسترده است واز قدرت دگرگوني حيرتآوري در همة زمينهها آموزش, علوم، تكنولوژي ، اقتصاد، سياست، فرهنگ و روابط انساني براي هميشه برخوردار است. در يك چنين محيط برانگيزنده از نظر تكنولوژي، با توسل به جملهاي كليشهاي، بايد اذعان كرد كه «آينده از آن كساني است كه خود را برايش مهيا ساختهاند»، و اين آمادگي را ما بايد به وجود آوريم، نه تنها براي خودمان بلكه براي كساني كه پس از ما خواهند آمد. تكنولوژيهاي عصر اطلاعات را ميتوان مثل شمشير دولبه به شمار آورد. از يك طرف به فاصله اطلاعاتي بين «دارها»‌و «ندارها» يا «فقراي اطلاعاتي» و «ثروتمندان اطلاعاتي» دامن زده است، و از طرف ديگر فرصتي استثنايي براي بسياري از گروههاي حاشيهاي پديد آورده به نحوي كه اكنون ميتوانندحرفهاي خود را كه در گذشته خريداري نداشت از طريق كانالهاي ارتباطي جهاني و فراگير، همچون اينترنت منتشر سازند. بدون شك دركشورهاي در حال توسعه هر چه مردم به گذشته كمتر تكيه كنند و نظر خود را بيشتر معطوف به ترسيم آينده سازند و براي اين منظور از ظرفيتهاي شگرف تكنولوژيهاي ارتباطي نوين بهرهبرداري كنند، آمادگي رويارويي بهتري با چالشهاي پديدار شده عصر اطلاعات و نيروهاي رقيب آن در سطح ملي و بين المللي پيدا خواهند كرد.با توجه به توضيحات قبل و با نگاه به مشخصات « عصر اطلاعات» اشارة احتياط برانگيز جي. هربرت آلتشول (J.Herbert Altschull)  ، براي نتيجهگيري از اين مقاله مقبول به نظر ميرسد:« اطلاعات براي همة ما فراهم شده است هر چند مردم فقير و غني به طور يكسان بدان دسترسي ندارند. با اين وجود، در بهترين حالات، اطلاعات و دانش يكي نيستند و اشتباه مهلكي است اگر آن دو را با هم اشتباه بگيريم. دانش ممكن است، آن طور كه همواره گفتهاند، عين قدرت باشد، ولي دانش حقيقي تنهاب طور منظم، منطقي و پي در پي حاصل ميشود. «ب» بايد پس از «الف» بيايد، قبل از آن ميسر نيست. به راستي كه اطلاعات بيش از اندازه ميتواند خسارت يا مانعي براي دانش باشد. (Altschull,1995,p.441)

كتابنامه

Alleyne, M.D. (1995) International Power and international Communication. New York, NY: st. Martin’s Press.Altschull,J.H. (1995). Agents of power: The media and Public policy. New York,, NY: Longman. Barnet, R.J, & Cavanagh, J. (1994). Global dreams: Imperial Corporations and the new world ordr. New York, NY: Simon &Schuster.Commission on Gllobal Governance, (1995).Our global neigborhood. New York, NY: Oxford University Press.Drucker,P.F. (1994, November). The age of Social transformation. The Atlantic Monthly, pp,53-80. Hamelink,C. (1995). World Communication: Dismpowerment & Self – empowerment. London: Zed Books. Hamelink, C. (1994). The Politics of world Communication. London: Sage.Kamalipour, Y.R. (Ed). (1995). The U.S.media and the Middle East: Image and perception. Westport, CT: Greenwood.Kamalipour, Y.R. (1996,March)Media, Cultures, and stereotypes. Aljadid, 2(5), pp. 16,20. McLuhan, M. & Powers, B.R. (1989) The global village: Transformations in world life and media in the 21 st Century. New York: Oxford Unversity Press.Mcphail, T.L. (1987). Electronic colonialism: The future of international broadcasting and Communication. Newbury Park, CA: Sage.Mowlana, H. (1995). New global order and cultural ecology In K. Nordenstreng & H.I.Schiller (Eds) , Beyond national sovereignty: International communication in the 1990s. Norwood, Nj: AblexMowlana, H.(1996) Global communication in transition: The end of diversity? Thousand Oaks, CA: Sage.Quittner, J. (1996, June  24). Free speech for the net, time, 147 (26). Pp.56-57Reich, R,B. (1992). The work of nations. New York, NY vintage Books.Rifkin, J. (1991) Biosphere politics: A cultural odyssey from the middle ages to the new age. San Francisco, CA: Harper.Van, J. (1995 January 8, 1996) ,. Cybercafes’ serving a blend with byte: Colffeehouses chats not all face to face. Chicago Tribune, pp. 1-2.Wagner, N. (1996, June). Telecommunications and the ch2anging nature of instructional delivery. Syllabus, 9(9) pp. 10-12.   


* استاد و رئيس تحصيلات تكميلي رشتة ارتباطات و هنرهاي خلاق دانشگاه پردو

http://www.isu.ac.ir/publication/Research-Quarterly/Research-Quarterly_04/Research-Quarterly_0404.htm

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

مجموعه مقالات نخستين همايش روابط عمومي الكترونيك

ارسال شده توسط عمادکاربخش در آگوست 5, 2007

86/02/30 – 12:23   

مجموعه مقالات نخستين همايش روابط عمومي الكترونيك

خبرگزاري فارس: كتاب «مجموعه مقالات نخستين همايش روابط عمومي الكترونيك» شامل 14 مقاله منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، عناوين مقالات اين كتاب به اين شرح است: فرهنگ و روابط عمومي الكترونيك/ علي‌اكبر فرهنگي، انفجار بزرگ خاموش يونس شكرخواه، طراحي نوين استراتژي روابط عمومي الكترونيك، محمد سلطاني‌فر، اثرات روزنامه‌نگاري الكترونيكي بر روابط عمومي/ علي‌اصغر كيا، روابط عمومي الكترونيكي، تاريخچه، مفاهيم و سير تحول/ حسين افخمي، آموزش در روابط عمومي الكترونيك، همسويي با برنامه چهارم توسعه كشور/ محمد جواب ناطق‌پور، نظام كامپيوتري فراگير؛ كاربردهاي فراگير روابط عمومي در جهان دو فضايي شده/ سعيد رضا عاملي، نقش روابط عمومي الكترونيك در توسعه دولت الكترونيك/ داوود زارعيان، روابط عمومي الكترونيكي در جامعه اطلاعاتي، تهديدها و فرصت‌ها/ اميد علي مسعودي، كاربرد وبلاگ در روابط عمومي ديجيتال/ حميد ضيايي پرور، روابط عمومي الكترونيك؛ موانع، فرصت‌ها و تحولات پيش رو/ محمدمهدي فتوره‌چي، سايبر ديپلماسي؛ استراتژي‌ها و تاكتيك‌هاي روابط عمومي ديپلماتيك در فضاي سايبر/ رها خرازي محمدي‌وند آذر، مديريت اطلاعات در روابط عمومي الكترونيك/ مهدي مومني نورآبادي، جامعه اطلاعاتي و بازنگري در ساختار و كاركرد روابط عمومي/ محمود رضا مرتضوي.
در مقدمه اين كتاب كه به قلم يحيي كمالي پور نوشته شده، آمده است: «ايران با چالش‌هاي بسيار روبروست و روابط عمومي ديجيتال (الكترونيك) و غير ديجيتال يا سنتي (نوشتاري) مي‌تواند هم در عرصه داخلي و هم در عرصه بين‌المللي سرمايه‌گذاري، تحقيق، برنامه‌ريزي و چاره‌انديشي كند. در دهكده جهاني امروز، در پيشگاه افكار عمومي و جبهه منفي و يا مثبت همانند مرگ و يا بقاي يك ملت و كشور هستند. امروز عرصه سايبر يا اينترنت مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي را بسيار كمرنگ و در حقيقت نامرئي كرده است. در اين عرصه كاملا تعاملي و پرشتاب، هيچ انسان، نهاد، شركت و يا كشوري در امان نيست و نمي‌تواند مثل گذشته هر كاري را انجام بدهد و يا هر حرفي را بنويسد و يا به زبان آورد و در عين حال از گزند روزگار در امان باشد.»
وي افزوده است: «گذشته از رسانه‌هاي مكتوب و مجازي، راديوها، تلويزيون‌ها، تلفن‌هاي همراه، ماهواره‌ها، امروز شاهد هزاران وبلاگ در ايران و ميليون‌ها وبلاگ در سطح دنياي سايبر هستيم كه دائما در حال توليد و توزيع خبر، نظر، عكس و شايعات هستند. ديگر رسانه ها فقط در يك محدوده جغرافيايي محصور نيستند بلكه حضور آنها جهاني است و دسترسي به اطلاعات از هر گوشه دنيا كاريست بسيار سهل و آسان كه فقط نياز است به يك كامپيوتر و اتصا به شبكه‌ي جهاني اينترنت.»
كتاب «مجموعه مقالات نخستين همايش روابط عمومي الكترونيك» با 215 صفحه، شمارگان سه هزار نسخه و قيمت سه هزار تومان توسط انتشارات «تهران: شركت روابط عمومي و تبليغات هفت تبليغ» با همكاري شركت انتشارات علمي و فرهنگي در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
انتهاي پيام/

http://namak.farsnews.com/newstext.aspx?nn=8602300221

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »