شهرارتباطات و اینترنت

Just another kamalipour.com weblog

Archive for می, 2007

خلاصه مقالات نشست رسانه، شهر و شهروندي

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 31, 2007

خلاصه مقالات نشست رسانه، شهر و شهروندي

 
     

  

کاربردی – همشهري آنلاين:
مركز مطالعات و تحقيقات رسا‌نه‌اي روزنامه همشهري در جستار اين ماه خود به موضوع رسانه، شهر و شهروندي خواهد پرداخت؛ خلاصه مقالات سخنرانان را مي توانيد اينجا بخوانيد:

مسعود كوثري عضو هيات علمي دانشگاه تهران با موضوع ” رسانه هاي جمعي و شهروندي فرهنگي ” مقاله‌اي را ارائه خواهد كرد. 

“مفهوم شهروندي فرهنگي مفهومي است كه چندي است مطرح شده است. منظور از ابداع اين مفهوم توجه به فرهنگ گروه هاي اجتماعي (به ويژه گروه هاي بومي، اقليت ها و قوميت ها) است كه شهروندي آنان پيش از اين بدون توجه به فرهنگشان مورد توجه قرار گرفته بود.

به بيان ديگر، شهروندي فرهنگي به عنوان يكي از حقوق جمعي (و نه فردي) گروه ها  در جوامع معاصر به رسميت شناخته شده است. شهروندي فرهنگي به عنوان يكي از حقوق جمعي مهم در آغاز قرن بيست و يكم مورد توجه قرار گرفته است.

توجه به شهروندي فرهنگي از آن رو بوده است كه در گذشته شهروندي فارغ از عنصر فرهنگ و هويت گروه هاي اجتماعي صورت مي گرفته است. به ديگر بيان، تابعيت و شهروندي يك جامعه بيشتر سياسي تلقي مي شده است تا فرهنگي.

در اين تعبير سياسي شهروند كسي است كه حق زندگي و بهره مندي از مواهب و خدمات جمعي را در يك كشور دارد و با مفهوم دموكراسي ارتباط دارد. با اين حال، با گسترش دامنه حقوق برابري كه بايد در يك جامعه دموكراتيك مورد توجه قرار گيرد، ديگر حقوق فردي يا جمعي گذشته كافي نيست.

شهروندي فرهنگي به حق جمعي فرهنگ اشاره دارد كه در تعاريف سنتي دموكراسي و شهروندي لحاظ نشده است. شهروندي هنگامي براي گروه هايي كه در يك جامعه زندگي مي كنند (به ويژه بوميان، اقيلت ها و قوميت ها) به طور نسبتا كامل رعايت شده است كه فرهنگ جمعي آنان نيز به عنوان يك گروه به رسميت شناخته شود.

شهروندي به مفهوم سنتي خود به اين گروه ها اجازه بقا مي دهد، بدون آن كه به بقاي فرهنگ جمعي آنان اجازه دهد. اين مفهوم به ويژه در گروه هاي پراكنده و دور از وطن (گروه هاي دياسپورا) از اهميت شايان توجهي برخوردار است. رسانه هاي جمعي مي توانند در شناساندن اين فرهنگ جمعي و دفاع از حق آنان موثر واقع شوند.

البته‏ اين مساله با مالكيت رسانه هاي جمعي و مساله ايدئولوژي در جوامع معاصر مرتبط است. ميزان و نحوه بازنمايي فرهنگ اين گروه ها در رسانه هاي جمعي همواره محل انتقاد بوده است.

در اين مقاله تلاش مي‌شود تا رابطه رسانه هاي جمعي و شهروندي فرهنگي از زواياي گوناگون مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد و به ميزان تناسب در به كارگيري مفهوم شهروندي فرهنگي در جامعه اي چون ايران بررسي شود.

دكتر ذكايي ديگر سخنران جستار ماه مركز مطالعات همشهري با موضوع “رسانه هاو آموزش شهروندي” در خلاصه مقاله‌اش آورده است:

چالش مهمي كه پيش روي نظام هاي دموكراتيك جهان هم در كشور هاي پيشرفته و هم در كشور هاي در حال توسعه است ، ترغيب شهروندان خود به مسئوليت پذيري مدني و مشاركت در فرآيند تصميم گيري هاي اجتماعي و سياسي است.

جهاني شدن با ايجاد بازار جهاني و رشد و توسعه آنچه اصطلاحا جامعه اطلاعاتي خوانده مي شود ، تغييرات زيادي را با سرعت وارد سياست اجتماعي و فرهنگي كشور ها ساخته است. رسانه ها را به ركن محوري در فرآيند آموزش شهروندي تبديل ساخته است.

آموزش رسانه اي ( يعني آموزش درباره رسانه ها ) جايگاه مهمي را در تعيين شرايط شهروندي در اختيار دارد . بدين ترتيب اگر بپذيريم كه آموزش شهروندي به دنبال ايجاد  ا مكاني براي ابراز فرهنگي و بر خورداري از سواد اجتماعي و مدني است ، ودر آن صورت ضروري خواهد بود كه آموزش هاي ارائه شده بويژه به كودكان و نوجوانان مي‌بايست كه آنها را قادر سازد تا در فرهنگ رسانه اي پيرامون خود مشاركتي فعالاته داشته باشند.

بر اين اساس آموزش شهروندي منحصر يه توانايي افراد براي تجزيه و تحليل رسانه ها و مهارت هاي گوش دادن و تماشا كردن انتقادي نيست ، بلكه مي بايست به دنبال تشويق مشاركت انتقادي آنها به مثابه توليد كنندگان فرهنگي باشد.

در گزارش حاضر پس از ارائه تعاريفي كوتاه از شهروندي ، كاربردهاي تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي را در آموزش شهروندي ، بويژه شهروندي فعال ، دانش آموزان و جوانان و تقويت سواد رسانه اي آنها مورد بحث قرار داده و اهميت آموزش رسانه اي به مثابه وجه مهمي از آموزش سياسي و شهروندي در جوامع جديد را مورد توجه قرار خواهيم داد.

بهزاد دوران به طرح نظری برای تعيين محورها و زيرمحورهای پژوهش با موضوع رسانه، شهر و شهروندي خواهد پرداخت. وي كه عضو هيات علمی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ايران است در چكيده مقاله‌اش آورده است: 

“شهروندی به عنوان مفهومی بنيادين و نهادی در عصر مدرن که از محوريتی اساسی نسبت به دو مفهوم کليدی ديگر يعنی رسانه و شهر برخوردار است، سنگ بنای طرحی نظری برای تعيين محورها و زيرمحورهای پژوهش در حوزه‌ای قرار گرفته که از برخورد اين سه مفهوم پديد آمده است؛ حوزه‌ای که کيفيت زندگی ديروز، امروز و فردای جامعه ما را رقم می‌زند.

بدين ترتيب، بر مبنای تاريخ شهروندی، سه دوره پيشاشهروندی، شهروندی، و پساشهروندی از يکديگر تميز يافته و بر اساس دو مفهوم رسانه و شهر، ذيلِ هر يک، زيرمحورهايی تعيين شده است. به قسمی که رسانه‌ها و شهر (و شهرنشينی) سنتی، شاکله زيرمحورهای دوره پيشاشهروندی، و رسانه‌ها و شهر (و شهرنشينی) مدرن، شاکله زيرمحورهای دوره شهروندی، و رسانه‌ها و شهر (و شهرنشينی) پسامدرن، شاکله زيرمحورهای دوره پساشهروندی را شکل می‌دهد.

در اين طرح علاوه بر ايستايی‌شناسی پديده اجتماعی، پويايی‌شناسی آن نيز مورد توجه قرار گرفته است. بنابراين، از سويی تاثير و تاثر رسانه‌های سنتی، مدرن و پسامدرن با يکديگر و از سوی ديگر با شهرها و شهرنشينی سنتی، مدرن و پسامدرن، نه تنها بطور هم‌زمان بلکه در طول زمان، در قالب زيرمحورهای مربوط تعيين شده است.

ديگر آنکه تحليل در سطح شهر و رسانه‌های مربوط ـ به شکل ايزوله از محيط پيرامون خود ـ باقی نمانده، بلکه در ارتباط با پيرامون خود و در سطحی فراشهری نيز در نظر گرفته شده و بدين منظور زيرمحورهايی برای پژوهش در چگونگی اشاعه و تاثير فرامرزی رسانه‌های سنتی، مدرن و پسامدرن بر تحولات شهر، شهرنشينی و شهرنشينان ارائه شده است. 

آخر اينکه با توجه به شرايط بومی و کيفيت در حال گذار جامعه ما، زيرمحورهايی به تعامل نهاد(های) ماقبل شهروندی، شهروندی و پساشهروندی و تاثير و تاثر آنها بر رسانه‌های سنتی، مدرن و پسامدرن، از سويی، و شهر و شهرنشينان مربوط به هر يک از اين سه دوره، از سوی ديگر اختصاص داده شده است.

محمدرضا طهماسب پور  نگاهي به روند شکل گيري زمينه هاي تصويري هويت فردي در تاريخ عکاسي ايران خواهد انداخت.

اعلام كشف عكاسي در قرن نوزدهم، تهيه تصويري عيني از جهان و هرآنچه در آن هست را امکان پذير ساخت و توانست اشتياقي عمومي را براي داشتن “تصوير خود” كه تا آن زمان آرزويي دست‌نيافتني براي طبقات متوسط و پايين جامعه به شمار مي رفت، جامة عمل پوشد.

آنچه عكس ارائه مي‌كرد، تصويري واقعي از افراد و جهان پيرامون آنان بود و اين موضوع براي کساني از طبقات متوسط جامعه اروپايي كه توانايي داشتن تصويري از خود بصورت نقاشي را نداشتند، امتيازي نوظهور به شمار مي‌آمد.

پيشرفت هاي فني، کاهش هزينه‌هاي دستيابي به تصوير حاصل از عكاسي و گشايش عكاسخانه ها و تمهيداتي در صحنه‌پردازي پس زمينه ها در عکاسخانه ها، به عكاسان اين امكان را مي‌داد تا “زيبايي آرماني” را كه مشتريان آنها در عكس هاي خود بدنبال آن بودند، برايشان فراهم سازند.به اين ترتيب، افراد طبقات متوسط جامعه نيز مي توانستند، تصوير خود را در فضايي اشرافي که به کمک آرايه هاي صحنه اي، پس زمينه‌ها و لوازم صحنه ايجاد شده بود، با گرفتن ژست هاي ويژه تجربه كنند.

نخستين عكسبرداري در ايران، در دوران محمد شاه قاجار، از شاه، درباريان و خانواده سلطنتي آغاز شد. تمايل زياد ناصرالدين شاه به عكاسي و حمايت هاي ويژه ي او از اين فن، سبب ساز رشد و گسترش عکاسي در جنبه هاي فني و زيبايي شناسي در ايران شد اما به دليل ساختار حکومتي، عکاسي تا مدت ها در انحصار دربار شاهي بود و عموم مردم کمتر مي توانستند به ميل خود از اين پديده ي نوظهور بهره مند شوند.

ساز و کار برقراري مناسبات حکومتي در دوران قاجار به ويژه در طرز تلقي مفاهيم کلي همچون؛ شاه، رعيت و نوکران( کارگزاران دولتي)، تا مدت ها و دست کم تا پايان سال هاي پادشاهي مظفرالدين شاه، زمينه هاي بروز هويت فردي در عکس هاي مردم عادي(رعيت) را فراهم نمي آورد. با پيشرفت هاي بعدي که در سال هاي پس از 1290ق/1873م. زمينه براي گشايش عكاسخانه‌هاي عمومي فراهم شد، برخي طبقات متوسط جامعه ي ايراني، به طور محدود، مي توانستند آرزوي ديرينه شان را در داشتن تصويري عيني از خود، تجربه کنند.

در سال هاي پاياني حکومت مظفرالدين شاه و با بالا گرفتن موج حرکت هاي عدالت خواهانه و اصلاح طلبي، کم کم زمينه هاي بروز هويت فردي در برخي عکس ها نمايان شد. با آغاز سلطنت محمد علي شاه و اوج گرفتن مبارزات آزادي خواهانه، اين روند، آهنگ پرشتابي به خود گرفت و از اين دوران به بعد، هويت مستقل افراد در عکس ها و ظهور مفاهيم نويني همچون ملت به جاي رعايا و شهروند در دوران پس از آن، موقعيتي ديگر گونه پيدا کرد.

در اين گفتار، تلاش بر اين است تا روند شکل گيري زمينه هاي تصويري هويت فردي در تاريخ عکاسي ايران، بر پايه ي تحليل عکس ها و شرايط اجتماعي، فرهنگي و سياسي دوران ناصرالدين شاه و پس از آن مورد بررسي قرار گيرد.

سخنران ديگر جستار ماه مركز مطالعات رسانه‌اي روزنامه همشهري دكتر محمود شهابي است كه به موضوع سواد رسانه‌اي و شهروند ديجيتال مي‌پردازد.

 

نوشته شده در Treatise | 1 دیدگاه »

رتبه دانشگاههاي ايران در جهان

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 31, 2007

تامل در وضعیت دانشگاههای ایران

آينه چو نقش تو بنمود راست خود شكن، آينه شكستن خطاست.

چند روز پيش برام يه ايميل اومده بود در خصوص Ranking دانشگاههاي ايران در دنيا، خيلي برام جالب بود رفتم به سايتش سر زدم و رتبه دانشگاههاي مختلف دنيا رو ديدم و اين موضوع باعث شد بيشتر از قبل تعجب كنم و دهانم باز بمونه.

رتبه دانشگاههاي ايران رو به ترتيب از تاپ ترين در زير نوشته ام:

دانشگاه تهران 1463

دانشگاه علوم پزشكي تهران 2301
دانشگاه تربيت مدرس 2633
دانشگاه علم و صنعت 2699
دانشگاه فردوسي 2790
دانشگاه شريف 2844
دانشگاه علوم پزشكي شيراز 2953
دانشگاه شهيد بهشتي 3536
دانشگاه اميركبير 3004
دانشگاه اصفهان 3208
دانشگاه صنعتي اصفهان 3266
دانشگاه خواجه نصير 3308
دانشگاه امام صادق 3325
دانشگاه شيراز 3362

دانشگاه شهيد بهشتي 3536

دانشگاه علوم پزشكي اصفهان 3956

دانشگاه تبريز 4139

دانشگاه علوم پزشكي تبريز 4277

دانشگاه علوم پزشكي ايران 4387

دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي 4666

دانشگاه كاشان 4709

دانشگاه اروميه 4754

دانشگاه پيام نور 4915

دانشگاه شهيد چمران اهواز 4965

دانشگاه الزهرا 4995

دانشگاه آزاد اسلامي تهران جنوب 5119

دانشگاه بوعلي سينا 5290

دانشگاه علوم پزشكي مشهد 5371

دانشگاه علوم پزشكي گيلان 5421

دانشگاه يزد 5633

دانشگاه امام رضا مشهد 5704

دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله 5992

دانشگاه زنجان 5994

دانشكده علوم حديث 6021

دانشگاه سيستان و بلوچستان 6051

دانشگاه شهيد باهنر كرمان 6097

دانشگاه مازندران 6114

و الي آخر

متاسفانه بهترين رتبه دانشگاههاي ايران 1463 است و اونهم متعلق به دانشگاه تهرانه.

دانشگاه شريف اصلا رتبه خوبي كسب نكرده و البته از ديد من رتبه اي كه بهش داده اند درسته چون شريف از شريف بودنش بيشتر اسمش مونده تا چيز ديگه، مخصوصا در اين چند سال بعضي از دانشگاهها از جمله تهران و تربيت مدرس به شدت خودشون رو بالا كشيده اند اما ساير دانشگاهها يا درجا زده اند يا پس رفت كرده اند.

اما در كل: براي كشوري كه دانش آموزان خودكشي مي كنند تا به دانشگاهها برسند خيلي بده بهترين رتبه بالاتر از 1400 باشه و رتبه دوم بالاتر از 2000! بنظرم ما حقمون بيشتر از اينهاست حداقل يك عدد دانشگاه با رتبه حدود 500 نياز داريم.

من رفتم بقيه مناطق رو هم ديدم اول آمریکا و کانادا!! كه واقعا برام جالب بود كه از 100 تا دانشگاه برتر در آمريكا و كانادا حدود 90تاش آمريكايي هستش و رتبه ها مغزت رو مي تركونه! تمام رتبه هاي اول دنيا مال آمريكاست.

رتبه بهترين دانشگاه اروپا 19 هستش و دومي 32، شايد در كل براي اون همه كشور رتبه هاي بهتري لازم بود اما به هر حال چند كشور مهمتر اروپايي بيشتر دانشگاههاي خوب رو دارند.

منطقه اقیانوسیه رو هم كه استراليا فتح كرده و رتبه بهترين دانشگاهش 61 است. شمردم ديدم حداقل 36 تا دانشگاهش رتبه زير 1000 دارند!!

کشورهای آسیایی( ژاپن و …) از 139 شروع مي كنند! و بهترينش هم مال سنگاپوره! در كل دانشگاهاشون بد نيست. رتبه زير هزار هر كدوم حدود 10-15 تا دارند.

آمریکای لاتین هم بد نيست اوليش مربوط به مكزيكه با رتبه 81 و بعد برزيل با رتبه 97.

جالب اين بود كه گفتم برم آفريقا رو ببينم و يكم بخندم. اما خندم خشك شد دهانم يك متر باز شد وقتي ديدم بهترين رتبه دانشگاه آفریقا 356 است! ديگه فكر مي كردم اينها بالاي 2000 باشند!

دانشگاه تهران گل سر سبد خاور میانه است! رتبه دوم در خاور ميانه. ببينيد وضع خاور ميانه مثل اينكه نه تنها در كل مسائل حياتي دنيا خرابه بلكه از نظر دانشگاهي هم خرابه!

_____________ NOD32 EMON 2292 (20070525) information _____________

This message was checked by NOD32 antivirus system
http://www.eset.com

نوشته شده در Brand New | بیان دیدگاه »

میانبرزدن ازقانون

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 31, 2007

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

Mohammad Khatami

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 27, 2007

Profile: Mohammad Khatami

 

Mohammad Khatami: The promise of radical change

BBC News Online profiles Iran’s President Mohammad Khatami, the overwhelming favourite in the country’s presidential elections on 8 June.Mohammad Khatami arrived on the political scene in Iran with a stunning victory in the 1997 presidential elections.

Until then a little known cleric, he captured almost 70% of the vote, humiliating the conservative candidate.

Mr Khatami promised Iranians change, and women and the young came to vote for him with an enthusiasm that has not been seen in previous elections. Unlike the dour, unsmiling ayatollahs Iranians had become accustomed to, here was an Islamic leader of a very different kind.“He didn’t just charm me, he charmed the whole country – and that’s why he was elected in 1997 in that stunning victory,” says Elaine Sciolino, a writer on Iran for the New York Times .

“This is a man who went on public buses. He’s the kind of baby-kissing politician we’re used to here in the United States. He rolled up his sleeves publicly and gave blood. He tries to straddle the world of Islam and Islamic clericalism, and the world of the people.”

Iranians were struck by the new president’s openness to fresh ideas.

Opposition and achievements

At the end of his first term, Mr Khatami has not been able to put his reformist programme into practice.

He has faced staunch opposition from the conservatives who control many of the country’s main institutions, despite reformist control of the parliament. Much of the press that backs Mr Khatami’s reforms has been silenced, and many of the president’s supporters have been jailed or face charges.But there have been some notable achievements.

“First of all, there’s a change in ideas, and that’s very important. Khatami’s discourse of civil society, democracy, transparency, rule of law, and all this – which were quite absent in the 1980s – became dominant concepts, so that even certain segments of the conservatives tried to speak a similar language,” Iranian sociologist Asef Bayat argues.

Gradualist

Mr Khatami believes in gradual change, despite the pressure from his own supporters who want faster and more radical reforms.

Though the political and social reforms he proposes for Iran are far reaching, and in some ways revolutionary, Mr Khatami has no interest in destabilising the state and wants to see change without bloodshed. The disappointment of his reformist supporters has led many to question whether the president can deliver even gradual reform.Announcing his candidacy, Mr Khatami described himself as a “reluctant” candidate because of his failure to deliver what he promised four years ago.

Despite all his difficulties, Mr Khatami is still expected to win by a large majority.

Most Iranians agree with their president that, sooner or later, change in Iran is inevitable despite the rearguard action of the conservatives.

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

افزايش حجم فايل‌هاي‌ ضميمه در جي‌ميل

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 27, 2007

افزايش حجم فايل‌هاي‌ ضميمه در جي‌ميل

 
     

  

اينترنت – همشهري آنلاين- محمد رسولي:
گوگل اعلام كرد كه حجم فايل‌هاي ضميمه ايميل اين شركت از 10مگابايت به 20 مگابايت افزايش پيدا كرده‌است.

يكي از مشكلات عمده كاربران ايميل‌هاي رايگان، محدوديت حجم فايل‌هاي ضميمه در نامه‌هاي الكترونيك يا همان Attachment است كه در مواقعي باعث مي‌شود براي ارسال يك يا چند فايل با حجم بالا، ساعت‌ها وقت صرف شود. محدوديتي كه در برخي موارد موجب پشيماني كاربران مي‌شود.

گوگل كه معمولاً در ارائه سرويس‌هاي رايگان، پيشرو ساير شركت‌هاست، اين بار نيز پيش‌قدم شده و حجم فايل‌هاي ضميمه به همراه هر نامه الكترونيك را به 20 مگابايت افزايش داده‌است.

افزايش حجمي كه به نظر مي‌رسد در حال حاضر بتواند مشكل بسياري از كاربران را حل كند.

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

خاتمي: ديدگاه‌هاي‌ امام‌خميني‌ پاسخ‌ به‌ چالش‌ کنوني‌ انسان‌ است

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 27, 2007

خاتمي: ديدگاه‌هاي‌ امام‌خميني‌ پاسخ‌ به‌ چالش‌ کنوني‌ انسان‌ است

 
     

  

همايش‌ها – همشهري آنلاين:
سيد محمد خاتمي، دبير عالي‌ همايش‌ امام‌خميني‌ و قلمرو دين‌ گفت‌:‌ در اين‌ همايش‌ طرح‌ بحث‌ درباره‌ کرامت‌ انسان‌ از ديدگاه‌ امام‌خميني‌ به‌ بسياري‌ از پرسش‌هاي‌ کنوني جهان‌ در اين‌ رابطه‌ پاسخ‌ خواهد گفت.

به‌ گزارش‌ واحد مركزي خبر،‌ حجت‌الاسلام‌ سيدمحمد خاتمي‌ در نشست‌ خود با خبرنگاران‌ افزود:‌ موضوع‌ قلمرو دين‌ با رويکرد کرامت‌ انساني‌ موضوع‌ جديدي‌ نيست‌ و در سال‌هاي‌ اخير به‌ويژه‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ که‌ منجر به‌ تشکيل‌ حکومت‌اسلامي‌ به‌ رهبري‌ يک‌ عالم‌ ديني‌ شد، ‌مطرح‌ شده‌است.

وي‌ با اشاره‌ به‌ اينکه‌ انسان‌ موجود پيچيده‌اي‌است‌ که‌ نزول‌ کتاب‌هاي‌ آسماني‌ و پيامبران‌ مختص‌ اوست‌ گفت:‌ در دنياي‌ مدرنيته‌ مبناي‌ نگاه‌ به‌ انسان‌ با آنچه‌ که‌ در اديان‌ وجود دارد متفاوت‌ است‌.

خاتمي‌ تأکيد کرد:‌ در اديان‌ الهي‌ به‌ ويژه‌ در دين‌ اسلام‌، انسان‌ مورد توجه‌ است‌ به‌ طوري‌که‌ پس‌ از تشکيل‌ حکومت‌ اسلامي‌ نيز ‌ انسان‌ و تأمين‌ حقوق‌ انساني‌، مورد توجه‌ قرار گرفت.

وي‌ گفت:‌ سند قانون‌ اساسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران، ‌مباني‌ و چارچوب‌هاي‌ آن‌ درباره‌ کرامت‌ انساني‌ نشان‌ از اهتمامي‌است‌ که‌ نظام‌ اسلامي‌ به‌ کرامت‌ انساني‌ دارد.

حجت‌الاسلام‌ خاتمي‌ با اشاره‌ به‌ اينکه‌ اجراي‌ احکام‌ اسلامي‌ تدريجي‌ بوده‌است‌، تصريح کرد:‌ از قوانين‌ انقلاب‌ اسلامي‌ درباره‌ زندگي‌ انسان‌ نمي‌توان‌ توقع اجراي‌ آني‌ و يکجا داشت.

وي‌ گفت‌:‌ در پرداختن‌ به‌ کرامت‌ انساني‌ از نگاه‌ امام‌خميني‌ (‌ره)‌‌‌ بايد زندگي‌ امام‌ را در دو برهه‌ زماني‌ يکي‌ آستانه‌ تأسيس‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و ديگري‌ چند سال‌ آخر حيات‌ ايشان‌ بررسي‌ کنيم.

دبير عالي‌ همايش‌ امام‌خميني‌ و قلمرو دين‌، با اشاره‌ به‌ اينکه‌ انديشه‌ امام‌ (‌ره)‌‌ مي‌تواند به‌طور خاص‌ بررسي‌ شود، اضافه‌ کرد:‌ در زمينه‌ حکمت‌ معنوي‌ امام‌ در حکومت‌ اسلامي‌‌ مطالب‌ قابل‌ عرضه‌اي‌ وجود دارد که‌ در صورت‌ طرح‌‌ به‌ امام‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ اداي‌ دين‌ مي‌شود.

سيدمحمد خاتمي‌ با اشاره‌ به‌ اينکه‌ پس‌ از انقلاب‌ راه‌ طولاني‌ را براي‌ تحقق‌ اهداف‌ انقلاب‌ پيموده‌ايم‌، گفت:‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ اصلي‌ و آنچه‌ که‌ بايد باشيم‌، نيز راه‌ طولاني‌ در پيش‌ داريم.

وي‌ تأکيد کرد:‌ مهم‌ آن است‌ که‌ ابعاد و جهت‌گيري‌هاي‌ اسلام‌، ‌امام‌ و نظام‌ اسلامي‌ را از لحاظ نظري‌ و عملي‌ بشناسيم‌.

خاتمي‌ تصريح‌ کرد:‌ اسلام‌ امروز با دو موج‌ اسلام‌گريزي‌ و اسلام‌ستيزي‌ روبه‌روست‌ و بايد در داخل‌ کشور با حرکت‌ در معيار قانون‌ اساسي‌ و انديشه‌هاي‌ امام‌، و در خارج‌ از کشور نيز با معرفي‌ چهره‌ معتدل‌ و عاطفي‌ اسلام‌، تبليغات و بسيج‌ جهاني‌ بر ضد اسلام‌ ناب‌ را خنثي‌ کنيم.

همايش‌ امام‌ خميني‌ و قلمرو دين‌، از عصر جمعه‌‌ يازدهم‌ خرداد،‌ به‌ مدت‌ سه‌ روز تا يکشنبه‌ با حضور بيش‌ از ‌40‌ انديشمند و متفکر خارجي‌ از ‌70‌ کشور اروپايي‌ و عربي‌ و ‌500‌ مهمان‌ داخلي‌ و خارجي‌ در تهران‌ برگزار مي‌شود.

تاکنون‌ بيش‌ از ‌220‌مقاله‌، شامل‌ ‌40‌ مقاله‌ از انديشمندان‌ خارجي‌، ‌10‌‌ مقاله‌ از اروپا و ‌30‌ مقاله‌ از آفريقا و کشورهاي‌ عربي‌‌ و بقيه‌ مقالات‌ از متفکران‌ داخلي‌ به‌ دبيرخانه‌ همايش‌ رسيده‌است‌.

 

نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »

مطبوعات‌ برون مرزي ايرانيان‌ – 207 نشريه در 150 سال‌

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 27, 2007

مطبوعات‌ برون مرزي ايرانيان‌ – 207 نشريه در 150 سال‌

 
     

  

ايران – سيّد فريد‌ قاسمي:
آغازگران‌‌ مطبوعات‌ فارسي،‌ در‌ ترويج‌ انديشه‌هاي‌ نو،‌ ترقي‌خواهي‌ و‌ قانون‌گرايي‌ و‌ آشنايي‌ ايرانيان‌ با‌ دستاوردهاي‌ جديد‌ علمي‌ و‌ توسعه‌ اجتماعي-‌ اقتصادي‌ كشورهاي‌ اروپايي،‌ كوشش‌هاي‌ ارزنده‌اي‌ كرده‌اند.

بعضي‌ از‌ اين‌ نشريات‌ در‌ پيشرفت‌ جنبش‌ مشروطه‌خواهي‌ و‌ مبارزه‌ با‌ استبداد‌ قاجاري،‌ نقش‌ بسزايي‌ داشته‌اند.‌ هم‌ به‌ دليل‌ نبود‌ آزادي‌ و‌ هم‌ كمبود‌ امكانات‌ چاپ،‌ اين‌ مطبوعات‌ در‌ ايران‌ امكان‌ چاپ‌ نمي‌‌يافت.
از‌ سيد‌ فريد‌ قاسمي‌ خواستيم‌ درباره‌ سبك‌ و‌ سياق‌ و‌ ويژگي‌هاي‌ چاپ‌ و‌ توزيع‌ اولين‌ نشريه‌هاي‌ تاثيرگذار‌ ايران،‌ كه‌ در‌ خارج‌ چاپ‌ مي‌‌شدند،‌ چيزي‌ بنويسد.
اما‌ او‌ ترجيح‌ داد‌ به‌ جاي‌ اين‌ موضوع-‌ كه‌ منابع‌ آن‌ موجود‌ است-‌ بخشي‌ از‌ پژوهش‌ جديد‌ خود‌ را‌ به‌ ما‌ ارايه‌ دهد‌ كه‌ اطلاعات‌ دست‌ اولي‌ درباره‌ همه‌ نشريات‌ 150‌ سال‌ اول‌ انتشار‌ مطبوعات‌ فارسي‌ خارج‌ كشور،‌ در‌ بر‌ دارد.‌

چاپكرده‌هاي‌ فرامرزي‌ ايرانيان‌ را‌ مي‌‌توان‌ به‌ سه‌ رده‌ تفكيك‌ كرد:‌

1‌. مطبوعات

2‌. ‌ كتاب‌

3‌. ‌ مواد‌ و‌ مدارك‌ غيركتابي‌ و‌ مطبوعاتي.

آن‌چه‌ در‌ پي‌ مي‌‌آيد‌ در‌ بردارنده‌ آگاهي‌هايي‌ درباره‌ رده‌ نخست‌ يا‌ به‌ سخن‌ ديگر‌ كانون‌هاي‌ چاپ‌ و‌ نشر‌ مطبوعات‌ ايرانيان‌ در‌ 150‌ سال‌ اول‌ حياتشان‌ در‌ خارج‌ از‌ مرزهاي‌ ايران‌ است.
از‌ نشر‌ نخستين‌ ستون‌ فارسي‌ در‌ مطبوعات‌ جهان‌ تا‌ انقراض‌ قاجار،‌ 145‌ سال‌ خورشيدي‌ و‌ قريب‌ به‌ 150‌ سال‌ قمري‌ فاصله‌ زماني‌ بوده‌ است.‌ در‌ گستره‌ زماني‌ ياد‌ شده‌ بيش‌ از‌ 207‌ عنوان‌ نشريه‌ فارسي‌ فرامرزي‌ در‌ 18‌ كشور‌ جهان‌ -‌ با‌ تقسيم‌ بندي‌ امروزي-‌ انتشار‌ يافته‌ است:‌

1- ‌ هندوستان‌ 65‌ عنوان؛

2- ‌ افغانستان‌ 29‌ عنوان؛‌

3 -‌ آذربايجان‌ 27‌ عنوان؛

4 -‌ تركيه‌ 13‌ عنوان؛

5 -‌ عراق‌ 12‌ عنوان؛

6 -‌ پاكستان‌ 10‌ عنوان؛

7 -‌ مصر‌ 8‌ عنوان؛

8- ‌ آلمان‌ 7‌ عنوان؛

9- ‌ گرجستان‌ 6‌ عنوان؛

10- ‌ ازبكستان‌ 5‌ عنوان؛

11- ‌ تركمنستان‌ 5‌ عنوان؛

12- ‌ فرانسه‌ 4‌ عنوان؛

13- ‌ انگلستان‌ 3‌ عنوان؛‌

14‌-  آمريكا‌ 2‌ عنوان؛‌

15‌ تا‌ 18: ‌ ارمنستان،‌ تاجيكستان،‌ سوييس‌ و‌ عربستان‌ هر‌ كدام‌ يك‌ عنوان.

هندوستان‌ آغازگر‌ مطبوعات‌ فارسي‌ در‌ جهان‌ است.‌ فارسي‌ زبانان‌ اين‌ كشور‌ در‌ يك‌ سده‌ و‌ نيم‌ نخست،‌ 65‌ عنوان‌ نشريه‌ فارسي‌ را‌ در‌ 10‌ شهر‌ انتشار‌ داده‌اند‌ كه‌ كلكته‌ با‌ 28‌ عنوان‌ در‌ صدر‌ است‌ و‌ پس‌ از‌ آن،‌ بمبئي‌ 12،‌ دهلي‌ 6‌ و‌ حيدرآباد‌ دكن‌ با‌ 4‌ عنوان‌ رتبه‌هاي‌ بعدي‌ را‌ دارا‌ هستند.‌ فارسي‌نويسان‌ مطبوعاتي‌ در‌ 6‌ شهر‌ ديگر‌ هندوستان‌ هر‌ كدام‌ يك‌ عنوان‌ روزنامه‌ منتشر‌ كرده‌اند.
در‌ افغانستان‌ جز‌ كابل‌ با‌ 19‌ عنوان‌ و‌ جلال‌آباد‌ با‌ 2‌ عنوان‌ در‌ 8‌ شهر‌ ديگر‌ آن‌ كشور‌ هر‌ كدام‌ يك‌ عنوان‌ نشريه‌ فارسي‌ منتشر‌ شده‌ است.
مركز‌ چاپ‌ و‌ نشر‌ مطبوعات‌ ايرانيان‌ در‌ آذربايجان،‌ باكو‌ و‌ در‌ تركيه،‌ اسلامبول‌ بوده‌ است.‌ اما‌ در‌ عراق‌ در‌ سه‌ شهر‌ نجف‌ اشرف‌ 5،‌ كربلا‌ 4‌ و‌ بغداد‌ 3‌ عنوان‌ و‌ در‌ پاكستان‌ نيز‌ در‌ سه‌ شهر‌ لاهور‌ 6،‌ پيشاور‌ 3‌ و‌ كراچي‌ 1‌ عنوان‌ نشريه‌ انتشار‌ داده‌اند.‌ بيشترين‌ روزنامه‌ها‌ و‌ مجله‌هاي‌ فارسي‌ زبان‌ مصر‌ نيز‌ چاپ‌ قاهره‌اند‌ و‌ چهره‌نما‌ چاپ‌ اسكندريه-‌ كه‌ داستانش‌ در‌ پي‌ نقل‌ مي‌‌شود-‌ پس‌ از‌ يك‌ سال‌ و‌ اندي‌ به‌ دليل‌ آتش‌سوزي‌ چاپخانه‌اش‌ به‌ قاهره‌ نقل‌ مكان‌ كرد.‌ 7‌ نشريه‌ آلمان‌ چاپ‌ برلين،‌ 6‌ نشريه‌ گرجستان‌ چاپ‌ تفليس‌ و‌ 5‌ نشريه‌ تركمنستان‌ چاپ‌ عشق‌آباد‌ است،‌ اما‌ از‌ 5‌ نشريه‌ چاپ‌ ازبكستان‌ 3‌ نشريه‌ در‌ بخارا‌ و‌ 2‌ نشريه‌ در‌ سمرقند‌ منتشر‌ شده‌اند.‌ 4‌ نشريه‌ فارسي‌ فرانسه‌ چاپ‌ پاريس‌ و‌ 3‌ نشريه‌ انگلستان‌ چاپ‌ لندن‌ است،‌ اما‌ 2‌ نشريه‌ چاپ‌ آمريكا‌ يكي‌ در‌ واشنگتن‌ و‌ ديگري‌ در‌ نيويورك‌ انتشار‌ يافته‌ است.‌ همچنين‌ شهرهاي‌ ايروان‌ (ارمنستان)،‌ دوشنبه‌ (تاجيكستان)،‌ ايوردن‌ (سوييس)‌ و‌ مكه‌ (عربستان)‌ هر‌ كدام‌ محل‌ انتشار‌ يك‌ نشريه‌ فارسي‌ در‌ گستره‌ زماني‌ مورد‌ بحث‌اند.

به‌طور‌ كلي‌ محل‌ نشر‌ 200‌ نشريه‌ فارسي‌ زبان‌ كه‌ پاره‌اي‌ دو‌ يا‌ سه‌ زبانه‌ بوده‌اند،‌ 41‌ شهر‌ از‌ 18‌ كشور‌ امروزي‌ جهان‌ است.‌ محل‌ نشر‌ 7‌ عنوان‌ نيز‌ مشخص‌ نيست.‌ پايدارترين‌ نشريه‌هاي‌ فارسي‌ زبان‌ چاپ‌ خارج‌ از‌ كشور‌ حبل‌المتين‌ (چاپ‌ كلكته)‌ و‌ چهره‌نما‌ (چاپ‌ اسكندريه‌ و‌ قاهره)‌ است‌ كه‌ حدود‌ 4‌ دهه‌ دوام‌ آوردند.‌ حبل‌المتين‌ روزگاري‌ به‌ بزرگ‌ترين‌ موسسه‌ مطبوعاتي‌ فارسي‌ آسيا‌ و‌ جهان‌ بدل‌ شد.‌

موسسه‌ مطبوعاتي‌ حبل‌المتين‌ افزون‌ بر‌ انتشار‌ چند‌ نشريه،‌ كتاب‌ نيز‌ به‌ چاپ‌ مي‌‌‌رساند.‌ چهره‌نما‌ نيز‌ 26‌ شماره‌ تا‌ غره‌ جمادي‌الثاني‌ 1323‌ ق‌ در‌ اسكندريه‌ منتشر‌ شد‌ و‌ به‌ سبب‌ آتش‌سوزي‌ چاپخانه‌ در‌ 20‌ رجب‌ 1323‌ ق‌ از‌ شماره‌ 27‌ (10‌ رمضان‌ 1323‌ ق)‌ به‌ قاهره‌ نقل‌ مكان‌ كرد.‌ در‌ پي‌ نابينايي‌ جلال‌الدين‌ مويد‌ الاسلام‌ كاشاني‌ موسس‌ و‌ مدير‌ حبل‌المتين‌ دخترش‌ و‌ پس‌ از‌ فوت‌ عبدالمحمد‌ ايراني‌ (مودب‌ السلطان)‌ پسرش،‌ پدر‌ پيشه‌ شدند‌ و‌ حيات‌ اين‌ دو‌ نشريه‌ را‌ تداوم‌ بخشيدند.

داستان‌ از‌ بين‌ رفتن‌ چاپخانه‌ چهره‌نما‌ در‌ اسكندريه‌ و‌ نقل‌ مكان‌ به‌ قاهره‌ از‌ مهم‌ترين‌ رويدادهاي‌ مطبوعات‌ برون‌ مرزي‌ است.‌

ماجراي‌ آتش‌سوزي‌ چاپخانه‌ چهره‌نما‌ در‌ مصر‌

خبر‌ آتش‌سوزي‌ چاپخانه‌ چهره‌نما‌ در‌ نشريه‌ حكمت‌ چنين‌ آمده‌ است:‌ <مطبعه‌ [اي]‌ كه‌ جريده‌ گرامي‌ چهره‌نما‌ در‌ اسكندريه‌ در‌ آن‌ منطبع‌ مي‌‌شد،‌ ده‌ روز‌ قبل، ‌ از‌ آه‌ شرر‌ پاش‌ مدير‌ آن‌ جناب‌ حاجي‌ ميرزا‌ عبدالمحمد‌ آتش‌ گرفته‌ حروف‌ جريده‌ كه‌ ملك‌ خاص‌ مدير‌ آن‌ بود،‌ چون‌ دل‌ وطن‌پرستان‌ بگداخت.‌ جناب‌ مدير‌ را‌ هم‌ كه‌ از‌ چند‌ روز‌ قبل‌ بيمار‌ بود،‌ از‌ تاثير‌ اين‌ حريق‌ حروف‌گداز‌ بر‌ تاب‌ و‌ تب‌ افزوده‌ گشت.‌ اگرچه‌ سپاس‌ ايزد‌ امروز‌ بهبودي‌ او‌ روزافزون‌ است،‌ ولكن‌ طبع‌ و‌ نشر‌ جريده‌ تا‌ فراهم‌ كردن‌ حروف‌ و‌ اسباب‌ طبع‌ معوق‌ گرديد.‌ اميدواريم‌ به‌ زودي‌ جبر‌ كسر‌ اين‌ واقعه‌ شده‌ و‌ آن‌ جريده‌ گرامي‌ دوباره‌ به‌ خدمت‌ وطن‌ مشغول‌ گردد‌ و‌ تعويض‌ اين‌ حادث‌ را‌ نيز‌ از‌ حضرت‌ واهب‌ العطايا‌ نيازمنديم.(1)>

 داستان‌ آتش‌سوزي‌ چاپخانه‌ چهره‌نما‌ در‌ اين‌ نشريه‌ چنين‌ روايت‌ شده‌ است:‌

سبب‌ تاخير‌ چهره‌نما‌ يا‌ نقل‌ اداره‌ از‌ اسكندريه‌ به‌ [قاهره]‌ مصر‌

اذا‌ جاء‌ القضي‌ عمي‌ البصر‌

قضا‌ چون‌ زگردون‌ فرو‌ ريخت‌ پر‌

 همه‌ عاقلان‌ كور‌ گردند‌ و‌ كر‌

اگر‌ چه‌ از‌ آغاز‌ اين‌ نامه‌ بر‌ ترادف‌ بليات‌ و‌ تصادف‌ رزيات‌ زياد‌ دچار‌ گشتم‌ ولي‌ پا‌ از‌ دايره‌ تمكن‌ و‌ استقامت‌ بيرون‌ نهشتم‌ و‌ به‌ ابتلاآت‌ گوناگون‌ و‌ حادثات‌ از‌ حد‌ احصا‌ بيرون‌ اين‌ مقصد‌ مقدس‌ را‌ پيمودم‌ و‌ اظهار‌ كسالت‌ ننمودم.‌ اما‌ اين‌ حريق‌ ناگهاني‌ كه‌ چون‌ بلاي‌ آسماني‌ غفلتا‌ شعله‌ خانمانسوزانه‌ برافروخت‌ و‌ اساس‌ مطبعه‌ را‌ يكباره‌ سوخت‌ كه‌ در‌ خانه‌ مور‌ شبنمي‌ طوفان‌ است.‌ از‌ اثر‌ التهاب‌ در‌ تب‌ و‌ تابم‌ انداخت‌ و‌ كالبد‌ مرا‌ بگداخت‌ و‌ بدر‌ اقبالم‌ از‌ نحوستش‌ باريك‌ و‌ چرخ‌ آمالم‌ از‌ شراره‌اش‌ تاريك‌ گرديد‌ و‌ ابر‌ اميد‌ بر‌ احوالم‌ زار‌ زار‌ بگرييد.‌ <لامنع‌ لحكمه‌ و‌ لامرد‌ لقضائه‌ ليقضي‌ الله‌ امراكان‌ مفعولا

دو‌ روز‌ حذر‌ كردن‌ از‌ مرگ‌ روا‌ نيست‌

روزي‌ كه‌ قضا‌ باشد‌ و‌ روزي‌ كه‌ قضا‌ نيست‌

كشان‌ كشان‌ اين‌ قضيه‌ غمناك‌ به‌ بسترم‌ كشاند‌ و‌ در‌ سراپايم‌ قوتي‌ باقي‌ نماند.‌ پرستارم‌ اندوه‌ و‌ الم‌ و‌ غمخوارم‌ غصه‌ و‌ غم‌ بود.‌ غمم‌ غم‌ مونسم‌ غم‌ همدمم‌ غم.‌ گفتم‌ اگر‌ لشكر‌ قوت‌ شهرستان‌ تنم‌ را‌ از‌ تركتازي‌ تيمار‌ پاك‌ نمود‌ و‌ چهره‌ نقمت‌ پرده‌ عافيت‌ گشود.‌ اوراق‌ هذيان‌ نويسي‌ بسوزم‌ و‌ چشم‌ رجا‌ بر‌ احدي‌ ندوزم‌ بهتر‌ خواموشي‌ [خاموشي]‌ و‌ گوشه‌ فراموشي‌ و‌ از‌ همه‌ چشم‌پوشي‌ كه‌ در‌ اين‌ ايام‌ شوم‌ نحل‌ مراد‌ حنضل‌ [حنظل]‌ استبداد‌ دهد‌ و‌ نخل‌ اميد‌ جذول‌ سعيد‌ ندهد.‌ با‌ اين‌ سيل‌ بلايا‌ و‌ محن‌ و‌ خيل‌ رزايا‌ و‌ فتن‌ قدر‌ ارباب‌ خدمت‌ مجهول‌ و‌ جانفشانيشان‌ در‌ راه‌ دولت‌ و‌ ملت‌ غيرمقبول‌ سينه‌ هدف‌ و‌ عمر‌ تلف‌ كردن‌ كار‌ عاقل‌ ارجمند‌ و‌ پيشه‌ خردمند‌ نيست.

رو‌ مسخرگي‌ پيشه‌ كن‌ و‌ مطربي‌ آموز‌

تا‌ داد‌ خود‌ از‌ كهتر‌ و‌ مهتر‌ بستاني‌

سرها‌ از‌ صفوت‌ و‌ صفا‌ و‌ سينه‌ها‌ از‌ محبت‌ و‌ وفا‌ خالي‌ و‌ همه‌ فراش‌ آش‌ باقالي‌ …‌ و‌ غرق‌ بحر‌ بي‌‌حالي‌ از‌ معارف‌ و‌ وطن‌ عزيز‌ اسمي‌ خوانند‌ و‌ نسبت‌ به‌ اهل‌ معارف‌ (سيما‌ ما)‌ آشنايي‌ ندارند.‌ الله‌ الله‌ نه‌ در‌ نوع‌ دوستان‌ فضيلتي‌ و‌ نه‌ در‌ ياران‌ علايم‌ نيكي‌ و‌ مروتي‌ نه‌ در‌ دشمنان‌ مدارا‌ و‌ فتوتي.

منسوخ‌ شد‌ مروت‌ و‌ معدوم‌ شد‌ وفا‌

زين‌ هر‌ دو‌ نام‌ ماند‌ چو‌ سيمرغ‌ و‌ كيميا‌

كه‌ ناگهم‌ پيك‌ عافيت‌ بشارت‌ داد‌ قاصد‌ خجسته‌ پي‌ از‌ درد‌ برآمد‌ و‌ براي‌ جان‌ خسته‌ و‌ دل‌ شكسته‌ام‌ روحي‌ تازه‌ و‌ التيامي‌ بي‌‌اندازه‌ آورد‌ جناب‌ استاد‌ معظم‌ و‌ بزرگ‌ معلم‌ كامل‌ فاضل‌ اعظم‌ ميرزا‌ محمد‌ مهدي‌ خان‌ زعيم‌الدوله‌ مدير‌ گرامي‌ روزنامه‌ حكمت‌ از‌ ارزندهاي‌ حكيمانه‌ و‌ فرمايشات‌ روح‌ پرورانه‌ زنگ‌ كدر‌ و‌ غبار‌ الم‌ از‌ قلبم‌ ربود‌ و‌ حياتي‌ از‌ نو‌ بخشود‌ و‌ به‌ تجديد‌ نشر‌ چهره‌ نمايم‌ تاكيد‌ فرمود‌ و‌ به‌ طرف‌ خويشش‌ خواند:‌

نوشته‌ بود‌ به‌ من‌ كي‌ غريق‌ حب‌ وطن‌

چه‌ بر‌ شد‌ است‌ كه‌ نايد‌ زتو‌ دگر‌ آواي‌

كنون‌ نه‌ گاه‌ كسالت‌ نه‌ وقت‌ خاموشي‌ است‌

چه‌ بلبل‌ سحري‌ بر‌ وطن‌ تو‌ نغمه‌سراي‌

آن‌ بود‌ بر‌ اثرش‌ از‌ جاي‌ جهيدم‌ و‌ مجدد‌ به‌ نشر‌ اين‌ نامه‌ بي‌‌ غرض‌ آغازيدم.‌ بر‌ همه‌ عالميان‌ مشهود‌ است‌ كه‌ ترقيات‌ محيرالعقول‌ دول‌ و‌ ملال‌ عالم‌ بسته‌ به‌ ازدياد‌ انتشار‌ جرايد‌ است‌ و‌ ما‌ را‌ از‌ اين‌ مقصد‌ مقدس‌ حق‌ گواه‌ است‌ كسب‌ نفع‌ ذاتي‌ و‌ جلب‌ فايده‌ شخصي‌ نبوده‌ و‌ همه‌ مقصود‌ معتاد‌ گرديدن‌ ابناء‌ وطن‌ به‌ خواندن‌ روزنامه‌ است.‌ چنان‌چه‌ از‌ ابتدا‌ انتشار‌ نموده‌ايم‌ كه‌ موقتا‌ ماهي‌ دو‌ بار‌ يعني‌ بعد‌ زياد‌ خواهد‌ شد‌ اكنون‌ مي‌‌نويسم‌ ماهي‌ سه‌ بار‌ ليكن‌ قيمت‌ اشتراك‌ هميشه‌ به‌ يك‌ قرار‌ است‌ كه‌ زياد‌ نخواهد‌ شد‌ اما‌ فرق‌ مصارف‌ و‌ مخارج‌ او‌ از‌ قبل‌ نقل‌ اداره‌ كردن‌ به‌ مصر‌ و‌ مصارف‌ فوق‌ الطاقه‌ متحمل‌ شدن‌ كه‌ شرحش‌ را‌ خدا‌ داناست‌ باشد…‌ سراپا‌ اميدواريم‌ كه‌ ماهي‌ چهار‌ و‌ پنج‌ بار‌ به‌ نشر‌ چهره‌نما‌ موفق‌ شويم‌ و‌ قيمت‌ اشتراك‌ هميشه‌ به‌ همين‌ ميزان‌ حاليه‌ بگذاريم‌ تا‌ همه‌ بهره‌مند‌ گردند‌ و‌ ما‌ توفيقي‌ الا‌ بالله…(2)

پي‌نوشت:‌

1.‌ حكمت،‌ س‌ 13،‌ ش‌ 86،‌ 1‌ شعبان‌ 1323ق،‌ص‌ 13-14.

2‌ . چهره‌نما،‌ ش‌ 27،‌ 10‌ رمضان‌ 1323‌ ق،‌ ص‌ 1-3.

www.iranprint.com

نوشته شده در Publication | بیان دیدگاه »

خنده براي فراموش كردن مشكلات

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 27, 2007

خنده براي فراموش كردن مشكلات

 
     

  

ايران – الهام اناري:
سينماي كمدي يك ژانر موفق و تأثيرگذار در سينماي جهان است كه البته در كشور ما همواره وضعيت متغيري داشته است.

مروري بر فعاليت سينماي كمدي در قبل از انقلاب نشان مي‌دهد اين ژانر در مقايسه با ديگر گونه‌هاي سينمايي، موفق‌تر بوده است. در آن دوره فيلم‌هاي موفقي از سينماي كمدي، به چشم مي‌خورد، همچون «سه ديوانه» جلال مقدم، «آقاي هالو» داريوش مهرجويي و «سازش» محمد متوسلاني.

 سينماي كمدي در سال‌هاي بعد از انقلاب، همگام با رشد كيفي و محتوايي سينماي كشور به رشد قابل قبولي رسيد و در اين دوران فيلم‌هايي چون «اجاره‌نشين‌ها» داريوش مهرجويي، «دزد عروسك‌ها» محمدرضا هنرمند، «كفش‌هاي ميرزانوروز» محمد متوسلاني و بعد از آن «روز با شكوه»، «جيب‌برها به بهشت نمي‌روند»، «تحفه‌ها»، «مجسمه»، «نان، عشق و موتور هزار» فيلم‌هاي خوبي بودند كه در جلب مخاطب نيز به موفقيت رسيدند.

جريان كمدي در سينماي ايران همواره جرياني ضعيف بوده و هر زمان كه اين نوع سينما در مسير تكوين قرار گرفته با موانعي روبه‌رو شده است. سينمايي‌ كه همگام با روند موفقيت‌هاي سينماي كشور بوده و از سهمي ويژه براي جذب مخاطب در زمان‌هاي حساس و دوران ركود سينما برخوردار بوده است.

 سينمايي‌ كه به اعتقاد بسياري ناجي جريان فيلمسازي كشور در دوره‌هاي پرمخاطره بوده است.

سينماي كمدي قبل از هر چيز به فراموش كردن مشكلات و سرگرم كردن و پركردن خلاءها كمك مي‌كند. به همين دليل در شكل مشابه و حتي موضوعي به شكل مشترك در يك كيفيت و سطح انتقال برابر يك فيلم كمدي از فيلم جدي موفق‌تر است.

فيلم كمدي حتي در مواردي گزنده‌تر است چون در كشور ما خيلي از حرف‌ها را فقط در قالب كمدي مي‌توان بيان كرد. فرهاد توحيدي اما معتقد است مردم ايران به دلايلي كه بايد بررسي شود تحمل طنز را ندارند و كمتر روحيه نقدپذيري دارند. كمدي سعه صدر مي‌خواهد و خنديدن در شرايطي اتفاق مي‌افتد كه مخاطب استرس نداشته باشد و بتواند گفت‌وگو كند.

عدم انطباق با قواعد ژانر

سينماي كمدي به عنوان ژانر، قواعدي دارد كه خيلي وقت‌ها در فيلم‌هاي ايراني رعايت نمي‌شود. شايد به همين دليل است كه منتقدان برخي از فيلم‌هاي ايراني را آثاري خنده دار و نه كمدي مي‌نامند. چون اين فيلم‌ها، از ابزارهايي براي خنداندن تماشاگر استفاده مي‌كنند كه چندان مبتني بر قواعد ژانر نيستند.كمدي‌هاي ايراني بيش از آن كه از قواعد ژانر متأثر باشد، تحت تأثير جنسي از شوخي‌هاي نمايش‌هاي روحوضي هستند.اما چه دلايلي باعث اين اتفاق شده است؟

ابوالحسن داودي از آن دسته كارگردان‌هايي است كه اعتقاد زيادي به ژانر ندارد. او مي‌گويد: يك بخش از سينما تكنولوژي و تكنيك است و يك بخش آن مربوط به زبان، فرهنگ، ادبيات، شناخت از جامعه و… است. بسياري ترجيح مي‌دهند سينما  بازتابي از اين شرايط باشد و اين نگرش‌   در دوره‌هاي مختلف وجود داشته است.

در سينماي قبل از انقلاب هم سينماي روشنفكري متفاوت از سينماي كوچه‌ و بازار و توده مردم بود. سينماي توده‌اي مردم به جز چند فيلم انگشت شمار كه در فاصله سال‌هاي 50 تا 57 ساخته شد، چيز ديگري نداشت. غير از آن تعداد محدود، بقيه فيلم‌ها،فيلم‌هاي معروف به فيلمفارسي بود كه  براي مردم هم هيچ نكته مثبتي نداشت.

عملاً ما جنسي از اين سينما را هم در سال‌هاي اخير  مي‌بينيم. سينماي بدون آزار با رعايت اصول شرعي و اخلاقي و … اما اين سينما نه‌ چيزي به مردم نمي‌دهد و حداكثر در حد سرگرمي‌هاي نازل باقي مانده‌اند نهايت ملزومات يك اثر به همان اندازه كه تكنيك و هنر سينماست، محتواي اثر است كه مي‌تواند سطح آگاهي، فرهنگ و دانش مرد را بالا ببرد. در بيان ما گاهي اين حرفها آميخته به اصول و قواعدي است كه حتي مي‌تواند فرهنگ روحوضي و كوچه و بازار معني بدهد.

ولي وجود اينها در فرهنگ سينما هيچ اشكالي ندارد. در اين ميان نحوه استفاده مهم است. ممكن است برخي با زبان روشنفكري، ملغمه‌اي بسازند كه بي‌ارزش است. اما در نهايت سينماي كمدي در ايران كاملاً‌ متفاوت از تعريف عمومي ما از ژانر كمدي در سينماي اروپا و آمريكاست.

اما فرزاد مؤتمن معتقد است اين مشكل از ابتدا در سينماي ايران وجود داشت و از ابتدا كارگردان‌ها به‌جاي اين‌كه در چارچوب ژانرها فيلم بسازند همه را در هم ادغام كرده‌اند. اين كارگردان مي‌گويد: در سال‌هاي پيش از انقلاب نوعي از سينما وجود داشت كه در آن فيلم‌ها مخلوطي از درام، موزيكال، كمدي و … بود، اما بعد از انقلاب، اوضاع كمي بهتر شد و فيلمسازان به‌گونه متمركز‌تري روي ژانرها كار مي‌كردند. اما مشكل كماكان سرجايش باقي است.

 در كشور ما چون كمدي‌هاي كلامي جا افتاده آنها به طرف نوع ديالوگ‌نويسي و صحنه‌پردازي تئاترهاي روحوضي مي‌روند و اين المان‌ها را جذب مي‌كنند چون در اين نوع نمايش اساس كار بر ديالوگ استوار  است.فرهاد توحيدي نيز معتقد است هرچند سينماي كمدي يك ژانر سينمايي است ولي سينماي ايران ژانربردار نيست و در مجموع در سينماي ايران به دو گونه كمدي و ملودرام بيش از ديگر گونه‌ها پرداخته شده است.

 در سينماي پيش از انقلاب، آن نوع كمدي كه مبتني بر زوج هنري بود بيشتر به چشم مي‌خورد اما در بعد از انقلاب به معناي دقيق كلمه، اين گونه سينمايي تا حدي تفكربرانگيزشد.در ايران بيشتر كارگردان‌ها به سمت كمدي‌هاي موقعيت رفته‌اند و به كمدي‌هاي مبتني بر شخصيت توجه چنداني نشده است.

تأثير طنزهاي شبانه تلويزيون بر فيلم‌هاي كمدي

در سال‌هاي اخير و در پي موفقيت سريال‌هاي طنز شبانه، سينماي ايران هم به قصد توفيق در گيشه به سمت طنزهاي شبانه گرايش پيدا كرده است؛ چه در نوع شوخي‌ها و چه در استفاده از بازيگران سريال‌هاي طنز سيما كه به عنوان نمونه مي‌توان از فيلم «قلقلك» نام برد كه اين روزها روي پرده است و مهم‌ترين برگ برنده‌اش استفاده از رضا شفيعي‌جم و سيامك انصاري است.

مؤتمن تأثير طنزهاي شبانه تلويزيوني را بر فيلم‌هاي كمدي مخرب مي‌داند و معتقد است طنزهاي شبانه آنچه را به بيننده مي‌دهند كه در خانه‌اش اتفاق مي‌افتد. مردم در كشور ما كمتر سفر مي‌كنند، كمتر رستوران مي‌روند و… فرهنگ عمومي كشور ما تحت تأثير فرهنگ كوچه و بازار است.

 در اين فرهنگ، اتفاق جذابي كه براي مردم مي‌افتد اين است كه آنها دور هم جمع مي‌شوند و حرف مي‌زنند. طنزهاي شبانه همين را به تماشاچي مي‌دهند و تماشاگر عادي را جذب مي‌كنند و بعد با تأثير مخربي كه روي سينما مي‌گذارند متأسفانه همين شكل نمايش‌هاي شلخته و بدون ريتم با همان بازيگرها و لودگي‌ها وارد سينما مي‌شود.

اما داودي معتقد است سينما به دليل مشكل عدم استقلال و وابسته بودن، از عوامل مختلف تأثير مي‌‌گيرد. سينماي ايران از معدود سينماهايي است كه به لحاظ توانايي فني و دانش تكنيكي مي‌تواند سينماي درجه يكي در سطح جهاني ‌باشد كه فرهنگ ايراني را صادر كند. اما در دوره‌اي اين قضيه اتفاق مي‌افتاد و سينماي ما بزرگترين سفير فرهنگي مي‌شد و ابزاري براي شناساندن ايران.

اما به دليل اشكال مديريتي، سينماي ما تبديل به سينماي نفع‌طلب كليشه‌پرداز شد.در سينماي ايران وقتي يك زوج ستاره مطرح مي‌شوند، با همان بازيگر و همان موضوع، ده فيلم مشابه ساخته مي‌شود.

 سينماي ما با توليدات تك‌محصولي نگران از دست دادن سرمايه است و بنا به مقتضيات جامعه تن به هر چيزي مي‌دهد كه اين باعث از دست رفتن استقلال كلي و عام سينما مي‌شود. در شرايط ايده‌آل مي‌توان گفت سينماي كمدي با سينماي ملودرام چيست. اما در اين شكل فعلي نمي‌توان حرفي زد.

راهكار اعتلاي سينماي كمدي

از همان ابتداي شكل‌گيري سينما در ايران نوعي دست‌كم گرفتن آثار كمدي ميان فيلمسازان وجود داشته كه اين ذهنيت همچنان در اهالي سينما وجود دارد. شايد به همين خاطر است كه اغلب توليدات طنز سينماي ايران را فيلمسازاني نه‌چندان توانمند مقابل دوربين مي‌برند.
اما حتي اين كارگردانان هم در صورت در اختيار داشتن فيلمنامه‌هاي مناسب، مي‌توانند آثار بهتري را عرضه كنند.

داودي معتقد است اگر كارگردان‌ها هركدام در جايگاه و اندازه و ظرفيت خود، توانايي فعاليت داشته باشند و از سرويس‌هاي خوبي برخوردار شوند، سينماي كمدي اوضاع بهتري پيدا مي‌كند. در سينماي ايران بسياري از نيروهاي انساني و تفكر‌ها، عقيم مانده‌اند. سينماي ايران، تعدادي فيلمساز برجسته دارد كه مي‌توانند تابلوي سينماي ايران باشند.

 شرايط فيلم‌سازي بايد براي آنها كاملاً‌ مهيا باشد و البته اين اتفاق بايد دوطرفه باشد. در شرايطي كه بعضي فيلم‌ها از تبليغات خوبي برخوردار مي‌شوند و برخي حتي اكران نمي‌شوند نمي‌توانيم ميزان موفقيت  فيلم‌ها در گونه‌‌هاي مختلف سينمايي را با هم مقايسه كنيم.

مؤتمن نيز راهكار اعتلاي سينماي ايران را در فعاليت كارگردان‌هاي موفقي همچون تقوايي و مهرجويي در ساخت فيلم‌هاي كمدي مي‌داند. فيلم‌هاي «اجاره‌نشين‌ها» و «اي ايران» جزو بهترين كمدي‌هاي ايراني هستند. بايد شرايطي فراهم شود كه فيلمسازان جدي بتوانند كمدي‌هاي بيشتري بسازند.

ساخت فيلم كمدي ساده نيست  نياز به طنازي در وجود سازنده‌اش دارد. اگر آنهايي كه سابقه خوبي در ساخت فيلم كمدي دارند فعال‌تر شوند ميدان عمل براي آنهايي كه كمدي مبتذل مي‌سازند تنگ مي‌شود. مسئولين سينما بايد از پيشنهادات فيلمسازان خوب اين حوزه استفاده كنند.

 

نوشته شده در Sociopolitical | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 27, 2007

‏بسمه تعالي ‏

‏روز جمعه ‏1386/2/14‏ تعدادي از علاقه مندان حزب آزادي مردم ايران و‏ ‏مسئولين نشريه نامه با آيت الله العظمي منتظري ديدار كردند.
‏ ‏در اين ديدار ابتدا مهندس كيوان صميمي حاضرين را معرفي نمودند، و پس از آن‏ ‏جمع حاضر در مورد مسائل سياسي و اجتماعي كشور با ايشان گفتگو كردند.
‏ ‏در اين ديدار حضرت آيت الله العظمي منتظري با قرائت آياتي از قرآن كريم و تفسير‏ ‏سوره والعصر آنان را به صبر و استقامت در برابر مشكلات پيش آمده دعوت نمودند.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

‏‏1386/2/15‏‏

‏دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏

نوشته شده در Press Conference | بیان دیدگاه »

تجلیل از هنرمند عكاس

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 26, 2007

 مراسم تجلیل از هنرمند عكاس ، نیكول فریدنی    

مجله بخارا سی وسومین شب از « شب های بخارا » را به تجلیل از هنرمند عكاس ، نیكول فریدنی اختصاص داده است.

 این مراسم سه شنبه 18 اردیبهشت ساعت پنج بعد از ظهر در تالار ناصری خانه هنرمندان برگزار  و با استقبال کم نظیر

 علاقه مندان و دوستداران استاد شد .

 نیكول فریدنی عمری را به ثبت هنرمندانه خود از نقطه به نقطه طبیعت و سرزمین پهناور ایران گذرانده است .

 آثار عكاسی فریدنی در نوع خود بی بدیل است .

 گفتنی ها  در شب نیكول فریدنی از زبان  آیدین آغداشلو  ، علی دهباشی ،عباس جعفری ، علی قلمسیاه ،

 منیر سلطانی ،هوشنگ فتحی  و رضی میری  شنیده شد.

                      علی قلمسیاه                                                        هوشنگ فتحی                                        عباس جعفری

همچنین فیلم مستندی که بوسیله رضا نظام دوست   از زندگی نیكول و آثارش ، تهیه شده بود ،  به نمایش در  آمد.

 

نوشته شده در Sociopolitical | بیان دیدگاه »

نخستين جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال و نرم افزارهاي چند رسانه اي برگزار مي شود

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 26, 2007

نخستين جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال و نرم افزارهاي چند رسانه اي برگزار مي شود


توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
نخستين جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال و نرم افزارهاي چند رسانه اي برگزار مي شود

نخستين جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال رقمي و نرم افزارهاي چند رسانه اي از سوي مركز توسعه‌ فناوري اطلاعات و رسانه هاي ديجيتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در خرداد ماه سال آينده برگزار مي شود.
به نقل از روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، “عيسي زارع پور”، رئيس مركز توسعه فناوري اطلاعات و رسانه هاي ديجيتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با اعلام اين خبر گفت: « تمامي آثار و محصولات ديجيتالِ فرهنگي و هنري در چهار بخش اصلي بسته هاي نرم افزاري چند رسانه اي، پايگاه هاي اينترنتي، بازي ها و سرگرمي هاي رايانه اي و نرم افزارهاي وي‍ژه دستگاه هاي تلفن همراه در اين جشنواره ارزيابي مي شوند».
وي افزود : «تمام آثار رسيده به دبيرخانه جشنواره ، هفته اول خرداد ماه سال 86 در محل نمايشگاه هاي بين المللي تهران به نمايش گذاشته مي شوند».
به گفته زارع پور، نشست ها و ميزگردهاي علمي، كارگاه هاي آموزشي ، جشنواره هاي اينترتي و بازارچه فروش آثار و محصولات ارسالي از جمله برنامه هاي جنبي اين جشنواره است.

وي در تشريح اهداف اين جشنواره به ايجاد محلي رسمي براي ارائه سالانه آثار و محصولات ديجيتال فرهنگي و هنري در كشور ، حمايت از توليد كنندگان آثار و محصولات ديجيتال فرهنگي و هنري ، جريان سازي براي توسعه توليد محتواي ديجيتال فرهنگي و هنري به خط و زبان فارسي در محيط رايانه، كاهش هزينه دسترسي عمومي به ميراث مكتوب تاريخي، علمي، فرهنگي، ديني و هنري كشور، ارتقاي جايگاه و اهميت رسانه هاي ديجيتال، تبليغ و ترويج و توسعه فرهنگ توليد و استفاده ي مناسب از بسته هاي نرم افزاري چند رسانه اي در كشور اشاره كرد.
فراهم آوردن بستر معرفي آثار، محصولات پديدآورندگان و ارايه دهندگان خدمات رسانه هاي ديجيتال و بسته هاي نرم افزاري چند رسانه اي در كشور ، كمك به تعامل مؤثر دست اندركاران رسانه هاي ديجيتال و بسته هاي نرم افزاري چند رسانه اي با يكديگر و مديران و سياست گذاران نظام، كارشناسان و صاحب نظران و مخاطبان بسته هاي نرم افزاري يادشده ، فراهم آوردن بستر رونق و توسعه بازار داخلي و خارجي رسانه هاي ديجيتال و بسته هاي نرم افزاري چندرسانه اي ، ترويج و فرهنگ نقد و رقابت و توسعه كيفي رسانه هاي ديجيتال و بسته هاي نرم افزاري چندرسانه اي در كشور از ديگر اهداف برپايي اين جشنواره است.
زارع پور، همچنين درباره نحوه برگزاري جشنواره گفت: « پس از استخراج معيارهاي داوري و تعيين جوايز اصلي مسابقات از سوي كميته داوران در هر بخش به صورت مجزا به تعدادي از آثار برگزيده جوايزي اهدا مي شود.»
گفتني است، دبيرخانه دائمي جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال و نرم افزارهاي چند رسانه اي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مستقر شده و تا دهم ارديبهشت ماه سال 86 پذيراي آثار خواهد بود.
بنا به گزارش روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مركز توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات و رسانه هاي ديجيتال مسؤوليت پژوهش و برنامه ريزي در حوزه فرهنگ و فناوري اطلاعات” ثبت” صدور مجوز انتشار و حمايت از آثار و محصولات ديجيتال، نظارت و حمايت از فعاليت هاي تبليغي و ترويجي و برگزاري نشست ها و جشنواره هاي تخصصي رسانه هاي ديجيتال و همچنين حمايت از اشخاص حقيقي و حقوقي پديدآورنده آثار و محصولات ديجيتال در كشور را بر عهده دارد.

منبع: وب سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

 

   

 

نوشته شده در Brand New | بیان دیدگاه »

غول‌هاي رسانه‌اي آمريكا

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 25, 2007

در حال حاضر بزرگ‌ترين غول رسانه‌اي جهان شركت «AOL ـ تايم وارنر» است. شركت AOL با خريد شركت تايم وارنر به مبلغ 160 ميليارد دلار در سال 2000 اين غول رسانه‌اي را به وجود آورد. به اين ترتيب «استف كيس» كه غيريهودي است, به عنوان رئيس, AOL ـ تايم وارنر و «جرالدلوين» رئيس يهودي تايم وارنر,‌ به عنوان مدير اجرايي انتخاب شدند. اگرچه AOL ـ تايم وارنر هنوز به طور كامل توسط يهودي‌ها اداره نمي‌شود, امّا تقابل رهبري يك سفيدپوست سرمايه‌دار كه تنها دغدغه‌اش پول است از يك سو, و يك يهودي نژادپرست از سوي ديگر, به تدريج منجر به افزايش نفوذ يهودي‌ها در درون AOL خواهد شد.
در حالي كه هنوز فيلم‌هايي همچون «سفيدبرفي»، والت ديزني را به ياد ما مي‌آورند, اين كمپاني تحت مديريت «ايسنر» به توليد بخش عظيمي از فيلم‌ها كه به اصطلاح «ويژة افراد بزرگسال» است, روي آورده.

تداوم سياست دولت آمريكا مبني بر كنترل نكردن صنعت ارتباطات نه تنها منجر به افزايش رقابت نشده، بلكه سبب ادغام شركت‌هايي شده كه با به وجود آوردن غول‌هاي رسانه‌اي, محصولات چند ميليارد دلاري توليد مي‌كنند. اين غول‌هاي رسانه‌اي با سرعت به رشد خود ادامه مي‌دهند و طي دهة 1990 به لحاظ گستردگي تقريباً سه برابر شده‌اند. هرگاه تلويزيون تماشا مي‌كنيد ـ چه از شبكة محلي يا از شبكة كابلي و ماهواره‌اي ـ ، هرگاه در خانه يا سينما به تماشاي يك فيلم مي‌نشينيد، هر گاه به راديو يا موسيقي گوش مي‌دهيد, هرگاه روزنامه، مجله يا كتابي مي‌خوانيد, مطمئن باشيد كه آن محصول به واسطة يكي از اين ابر كمپاني‌هاي رسانه‌اي تهيه يا پخش شده است.

در حال حاضر بزرگ‌ترين غول رسانه‌اي جهان شركت «AOL ـ تايم وارنر» است. شركت AOL با خريد شركت تايم وارنر به مبلغ 160 ميليارد دلار در سال 2000 اين غول رسانه‌اي را به وجود آورد. به اين ترتيب «استف كيس» كه غيريهودي است, به عنوان رئيس, AOL ـ تايم وارنر و «جرالدلوين» رئيس يهودي تايم وارنر,‌ به عنوان مدير اجرايي انتخاب شدند. اگرچه AOL ـ تايم وارنر هنوز به طور كامل توسط يهودي‌ها اداره نمي‌شود, امّا تقابل رهبري يك سفيدپوست سرمايه‌دار كه تنها دغدغه‌اش پول است از يك سو, و يك يهودي نژادپرست از سوي ديگر, به تدريج منجر به افزايش نفوذ يهودي‌ها در درون AOL خواهد شد. از آن جا كه منافع كيس به خطر نمي‌افتد. او هيچ‌گونه اعتراضي به استخدام يهودي‌ها توسط لوين براي پست‌هاي كليدي و مهم ندارد. پس از بازنشستگي يا مرگ كيس, كنترل آئول به طور كامل به دست يهودي‌ها خواهد افتاد.

پيش از ادغام اين دو شركت, AOL بزرگترين خدمات دهندة اينترنتي در ايالات متحده بود و در حال حاضر از آن به عنوان پايگاه آن لاين برنامه‌هاي يهودي شركت تايم وارنر استفاده مي‌شود. شركت تايم وارنر در زمان واگذاري به AOL در سال 1997 با درآمد سالانه بيش از 13 ميليارد دلار, دومين غول بزرگ رسانه‌اي در سطح بين‌الملل محسوب مي‌شد. لوين رئيس و مدير اجرايي شركت مذكور,‌ شركت «ترنربراد ـ كستينگ سيستمز» را در سال 1996 از «ترنرتد», يكي از معدود سرمايه‌گذاران غير يهودي در بازار رسانه, خريد. ترنر پس از كيس و ليون, به عنوان مدير شركت به مرد شماره 3 در AOL-TW تبديل شد.

زماني كه ترنر در سال 1985 تلاش كرد CBS را بخرد، وحشت, مديران رسانه‌هاي آمريكا را فرا گرفت. او توانسته بود شبكة خبري موفق CNN را با بيش از 70 ميليون مشترك راه‌اندازي كند. ترنر انساني خود محور و مصمم بود. اگرچه او هيچ‌گاه بر ضدّ منافع يهودي‌ها موضع‌گيري نكرده و چند يهودي را در پست‌هاي اجرايي و مهم در CNN به كار گرفته بود, امّا يهودي‌هاي CBS از جمله «ويليام پايه», رئيس CBS، او را فردي كنترل ناشدني مي‌دانستند؛ توپخانة اعتماد نشدني كه ممكن بود در آينده برضدّ آن‌ها شليك كند. مديران CBS براي شكستن قيمت پيشنهادي ترنر به «لورنس تيچ», ميلياردر يهودي پيشنهاد خريد شبكه را دادند. تيچ از سال 1986 تا 1995 به عنوان رئيس و مدير اجرايي CBS هر گونه خطر نفوذ غير يهودي‌ها را از بين برد. تلاش‌هاي بعدي شركت ترنر براي به چنگ آوردن يك شبكة بزرگ توسط تايم وارنر به مديريت لوين خنثي شد. اين در حدود 20 درصد از سهم CBS را در اختيار داشته و در مورد قراردادهاي مهم حق وتو دارد. لوين با رضايت كامل CBS را در سال 1999 با قيمت 8/34 ميليارد دلار به همكار يهودي خود «سامر ردستون» فروخت. در نتيجه ترنر هيچ گاه نتوانست به ارباب حقيقي رسانه تبديل شود. او سرانجام تصميم گرفت كه به آن‌ها بپيوندند و شركت خود را به لوين فروخت. در جولاي 2001 شركت AOL-TW اعلام كرد كه يك يهودي ديگر به نام «والتر ايزاكسون» كه پيش از آن مدير تحريرية تايم بوده, رئيس و مدير اجرايي گروه خبري CNN خواهد شد كه امپراتوري خبري ترنر را تحت كنترل خواهد گرفت. حالا CBO وابسته به تايم وارنر بزرگ‌ترين شبكة تلويزيوني كابلي كشور است.

تايم وارنر علاوه بر فعاليت‌ در حوزه تلويزيون كابلي و موسيقي, به ميزان قابل ملاحظه‌اي در توليد فيلم‌هاي سينمايي (استوديو برادران وارنر, نيو لاين، كستل راك) و چاپ و نشر فعاليت‌ دارد. بخش چاپ و نشرتايم وارنر (سردبير آن «نورمن پيرستين» يهودي است) بزرگ‌ترين ناشر مجله در آمريكا است كه مجلات Fortune,people, sports llustrated Time را چاپ مي‌كند.

دومين غول بزرگ رسانه‌اي با درآمد 23 ميليارد دلاري در سال 1997, شركت والت ديزني است.
«ميخاييل ايزنر» رئيس و مدير اجرايي اين شركت، يهودي است. امپراتوري ديزني, تلويزيوني Tachstone, و تلويزيون Buena Vista و نيز شبكه‌هاي كابلي با مجموع 100 ميليون مشترك را در بر مي‌گيرد. در حوزة فيلم‌هاي سينمايي, گروه تصاوير متحرك والت‌ديزني, وابسته به استوديو والت ديزني, توسط «جوزف اروس» كه يك يهودي است اداره مي‌شود. «والت ديزني پيكچرز»، «هاليوود»، «تاچ استون» و «كاروان» شركت‌هاي فيلم‌سازي وابسته به اين گروه هستند. «روس» شركت «كاروان پيكچرز» را در ژانويه 1993 راه‌اندازي كرد و هدايت آن را به همكار يهودي خود «راجر برنبائوم» سپرد. شركت «ميراماكس فيلم» نيز متعلق به ديزني است و توسط برادران وينستين: هاروي و باب اداره مي‌شود. اين دو برادر فيلم‌هاي بسيار مبتذلي همچون «بازي گريه‌دار» «كشيش» و «بچه‌ها» را ساخته‌اند. زماني كه شركت ديزني, پيش از واگذاري به ايسنر در سال 1984, توسط خانوادة غير يهودي ديزني اداره مي‌شد, تنها دغدغة آن سرگرم كردن خانواده‌ها بود.

ايسنر در آگوست 1995 شركت Capital Cities/ABC كه صاحب شبكة تلويزيوني ABC است, را به چنگ آورد. اين شبكه داراي ده ايستگاه تلويزيوني در بازارهاي بزرگي همچون نيويورك, شيكاگو, فيلادلفيا, لس‌آنجلس, سان فرانسيسكو و هوستون است. علاوه بر اين موارد, اين شركت 225 ايستگاه تلويزيوني ديگر در ايالات متحده داشته و بخشي از سهام چندين شركت تلويزيوني اروپايي را نيز در اختيار دارد. استفن بارنشتين رئيس و مدير اجرايي شبكة كابلي ESPN وابسته به ABC يهودي است. اين شركت همچنين بخشي از سهام شبكه‌هاي تلويزيوني كابلي A-E, Lifetime را در اختيار دارد؛ هر كدام از اين شبكه‌ها 67 ميليون مشترك دارند. شبكة راديويي ABC , 26 ايستگاه راديويي AM و FM در شهرهاي بزرگي همچون نيويورك, واشنگتن و لس‌آنجلس و نيز بيش از 3400 ايستگاه ديگر را در اختيار دارد. اگرچه ABC/Capital Cites بيشتر يك شركت راديو تلويزيوني است, امّا تنها در سال 1997 در حوزة چاپ و نشر درآمدي بالغ بر يك ميليارد دلار داشته است. اين شركت مالك هفت روزنامه, انتشارات Fairchild (پوشاك بانوان), انتشارات Chilton (لوازم اتومبيل) و گروه نشر Diversified است.

سومين شركت بزرگ رسانه‌اي با درآمد بيش از 13 ميليارد دلار در سال 1997, شركت Viacom نام دارد كه توسط يك يهودي به نام «سامنر ردستون» اداره مي‌شود. Viacom كه به توليد و پخش برنامه‌هاي تلويزيوني براي سه شبكة بزرگ مشغول است، 13 ايستگاه تلويزيوني و 12 ايستگاه راديويي دارد. فيلم‌هاي سينمايي اين شركت توسط «پارامونت پيكچرز», به مديريت زني يهودي به نام «شري لنسينگ»، توليد مي‌شود. ردستون در دسامبر 1999 با رأي سهام داران، شبكة CBS را به چنگ آورد. مدير جرايي CBS فردي يهودي به نام «كارمازين» است كه براي ردستون كار مي‌كند. او رئيس و بزرگترين سهامدار شركتي است كه مالك شبكة تلويزيوني BCS, 14 ايستگاه تلويزيوني بزرگ, 160 ايستگاه راديويي، شبكه‌هاي كابلي Country Music و Nashville و نيز تعداد زيادي شركت‌هاي تبليغاتي است.

Pocket Books, Press Scribner Simon Schuster The free وابسته به بخش چاپ و نشر Viacom هستند. اين شركت فيلم‌هاي خود را از طريق بيش از 4000 فروشگاه Blockbuster پخش مي‌كند. Viacom همچنين در پخش برنامه‌هاي ماهواره‌اي, ساخت پارك‌هاي تك منظوره و بازي‌هاي رايانه‌اي نيز نقش دارد.
viacom

عامل اصلي شهرت Viacom, شبكه‌هاي كابلي Nickelodeon MTV Showtiome و ساير شبكه‌ها هستند. از سال 1989, Nickelodeon, MTV روز به روز مخاطب نوجوان و جوان بيشتري را به خود جلب كرده‌اند. سه ماهة نخست 2001 , چهارمين سال متوالي بود كه MTV رتبة نخست شبكه‌هاي كابلي را در ميان مخاطبان 14 تا 24 ساله كسب مي‌كرد. MTV از طريق راه‌اندازي شبكه‌هاي جديد همچون MTV Dance (در انگلستان) و MTV Live (در حوزة اسكانديناوي) به دنبال نفوذ بيشتر در اروپا است. MTV با مجموع 210 ميليون مشترك در 71 كشور دنيا, تأثير قابل ملاحظه‌اي بر ذهن و روح جوانان سراسر دنيا دارد.

Nickelodeon با حدود 65 ميليون مشترك, توانسته بيشترين مخاطب را در ميان افراد 4 تا 11 ساله در آمريكا به خود اختصاص دهد و به سرعت در حال نفوذ در اروپا است. «ادگار برونف من» (پسر) ديگر چهرة مقتدر يهودي در رسانه‌هاي آمريكا است . او مديريت شركت بزرگ مشروب‌سازي سپرگام را تا پيش از ادغام آن با شركت ويويندي بر عهده داشت. پدر او «سر ادگار برونف من» (پدر) رئيس كنگرة جهاني يهوديان است. Seagram شركت‌هاي Universal Studios و Interscope Records را در اختيار داشت كه اكنون اين شركت‌ها متعلق به Vivendi Universal هستند.

Bronfman با خريداري Poly Gram, غول ضبط موسيقي اروپا, در ماه مه 1998 به مبلغ 6 /10 ميليارد دلار از شركت آلماني فيليپس, به مرد شمارة يك در بازار ضبط موسيقي تبديل شد. درآمد حاصل از Poly Gram به علاوه درآمد Universal Bronfman را به ارباب چهارمين غول بزرگ رسانه‌اي با درآمد سالانه 12 ميليارد دلار تبديل كند. خانوادة برونف من شركت Seagram را در ژوئن 2000 به ويويندي فروخت.

از اين چهار غول بزرگ رسانه‌اي, دو شركت در دست يهودي‌ها بوده و پست‌هاي اجرايي دو شركت ديگر نيز در اختيار يهودي‌ها است. با توجه به تسلط كامل يهودي‌ها بر رسانه‌هاي آمريكايي, باور اين مسئله كه آن‌ها بدون هيچ قصد و غرض خاصي چنين كرده‌اند, بسيار دشوار است.

شركت News متعلق به «مرداخ پاپرت», مالك شبكه تلويزيوني FOX FOX قرن بيستم, و FOX 2000 با درآمد سالانة 11 ميليارد دلار در سال 1997, پنجمين غول رسانه‌اي ايالات متحده محسوب مي‌شود. مرداخ اهل استراليا و يهودي است,‌ امّا «پتر چرنين», رئيس و مدير اجرايي FOX Group كه تمامي فعاليت‌هاي سينمايي, تلويزيوني و چاپ و نشر شركت News را در آمريكا كنترل مي‌كند، يك يهودي است. رئيس FOX قرن بيستم زني يهودي است به نام لورا زيسكين كه پيش از اين رياست FOX 2000 را بر عهده داشته است.

«پتر روس» كه او نيز يك يهودي است, به عنوان رئيس Fox Entertainment زير دست چرنين كار مي‌كند NewYork Post و Guide TV نيز متعلق به شركت News هستند و تحت نظارت چرنين منتشر مي‌شوند. مرداخ در گفت‌وگو با مجله نيوزويك (12 جولاي 1999) اين گونه اظهار كرده كه به جاي سپردن شركت به فرزندانش كه نزديك به 30 سال سن دارند, ترجيح مي‌دهد كه شركت News را به چرنين بسپارد. اگر يك يهودي در موقعيت مرداخ بود, مسلماً چنين نمي‌كرد. چرنين مي‌گويد: «مي‌خواهم كنترل فيلم‌هايي را به دست بگيرم كه در سرتاسر جهان ديده مي‌شوند… چه سرگرمي‌ايي از اين بهتر».

اغلب شركت‌هاي كوچك‌تر فيلم‌سازي و تلويزيوني كه وابسته به شركت‌هاي بزرگ نيستند نيز توسط يهودي‌ها اداره مي‌شوند. براي مثال New World Entertainment كه از سوي يك تحليل‌گر «نخستين توليد‌كنندة مستقل برنامه‌هاي تلويزيوني» لقب گرفته, متعلق به يك يهودي به نام «رونالد پرلمن» است. پرلمن كسي است كه به مونيكا لوينسكي در زمان تلاش كلينتون براي ساكت نگاه داشتن او, پيشنهاد كار داد!

معروف‌ترين شركت در ميان شركت‌هاي رسانه‌اي كوچك‌تر, Drenm Works SKG , كاملاً يهودي است. Dream works در سال 1994 توسط «ديويد گفن» مرد مقتدر صنعت ضبط موسيقي «جفر زنبرگ» رئيس پيشين «ديزني پيكچرز» و اسپيلبرگ كارگردان سينما كه هر سه يهودي هستند تأسيس شد. اين شركت به توليد انيميشن، برنامه هاي تلويزيوني و ضبط موسيقي مي‌پردازد, با توجه به سرمايه و ارتباطات گفن، كاتزنبرگ و اسپيلبرگ شركت Dream Works به زودي به چهار غول بزرگ رسانه‌اي خواهد پيوست.

Disney

پر واضح است كه اندكي پس از آغاز به كار صنعت سينما در دهه‌هاي نخست قرن بيستم, يهودي‌ها توليد و پخش اغلب فيلم‌هاي سينمايي را در دست گرفتند. با مرگ والت‌ديزني در سال 1966 آخرين مانع حكومت يهودي‌ها بر هاليوود از ميان برداشته شد و آن‌ها توانستند مالكيت شركتي را كه ديزني بنا نهاده بود, به چنگ آورند. از آن پس آن‌ها هر چه در صنعت سينما مي‌خواستند,‌ به دست آوردند. فيلم‌هاي توليد شده توسط چهار غول بزرگ فيلم سازي (Disney Worner Brothers, Universal Seagram Paramount Viacom)، دو سوم از مجموع فروش گيشه‌ در سال 1997 را به خود اختصاص دادند. ABC, CBS و NBC سه شبكة بزرگ تلويزيوني شدند. با ادغام غول‌هاي بزرگ رسانه‌اي, اين سه شبكه، ديگر هويتي مستقل نداشتند. اين شبكه‌ها پيش از ادغام توسط يهودي‌ها هدايت مي‌شدند: شبكة ABC توسط «لئونارد گلدنسان», شبكة NBC در ابتدا توسط «ديويد سارنوف» و سپس توسط پسرش رابرت؛ و CBS ابتدا توسط «ويليام پلي» و سپس توسط «لورنس تيچ». طي چندين دهه، كاركنان اين شبكه‌ها از بالا تا پايين يهودي بوده و با فروش شبكه به شركت‌هاي ديگر همچنان يهودي‌گرايي در شبكه‌هاي تلويزيوني بي تغيير باقي مانده است. حضور يهودي‌ها در اخبار تلويزيوني بسيار واضح و پر رنگ است. شبكة NBC نمونة بارز اين مورد است. تمامي پست‌هاي اجرايي و مهم در اين شبكه در اختيار يهودي‌ها است. در بخش‌هاي خبري ساير شبكه‌ها نيز چنين حضوري از يهودي‌ها ديده مي‌شود.

اين ها حقايقي از تسلط يهودي‌ها بر رسانه‌هاي آمريكايي است. تسلط يهودي‌ها بر رسانه‌هاي جمعي آمريكا، مهم‌ترين حقيقت زندگي, نه تنها در آمريكا بلكه در سراسر جهان است. تسلط يهودي‌ها بر رسانه‌ها به شكل نامحسوسي تعيين كنندة سياست خارجي ايالات متحده است. يهودي‌ها با در اختيار داشتن كنترل رسانه‌ها, در واقع كنترل روح و ذهن كودكان آمريكايي, كه سازندة آتيه اين كشور هستند, را نيز در دست دارند. آن‌ها همجنس بازي را شيوه‌اي طبيعي و قابل قبول در زندگي آمريكا جلوه داده‌اند. در واقع يكي از عواقبي كه تسلط يهودي‌ها بر رسانه‌ها در آمريكا به دنبال داشته, حس گناهكار بودن و نفرت‌ از خود در ميان سفيد‌پوستان آمريكايي است؛ تا حدي كه خواهان مرگ و نابودي نسل خود هستند! در راه مبارزه با اين جريان كه به مردم چنگ انداخته و زهر مهلك خود را بر روح و ذهن آن‌ها فرو مي‌ريزند, نبايد از هيچ چيزي ترسيد. حقيقت اين است كه «اگر ما او را نابود نكنيم, مسلماً او ما و نسل ما را نابود خواهد كرد».
ترجمه رضا نوري
مجله National anguard، چاپ آمريكا.

نوشته شده در Publication | بیان دیدگاه »

مرز آزادي كجاست

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 25, 2007

مرز آزادي كجاست

 
     

  

اينترنت – رامين كريمي :
در اوج احترام به آزادي‌هاي فردي و اجتماعي، باز هم بايدها و نبايدهايي به آدمي تحميل مي‌شود كه عدم وجود آنها به هرج و مرج و لجام‌گسستگي خواهد انجاميد. به عبارت ساده‌تر فيلترينگ را مي‌توان در جاي‌جاي تاريخ گسترده زندگي بشر مشاهده كرد.

مسئله اينجاست: همانگونه كه آزادي مطلق نادرست است، فيلترينگ مطلق هم نادرست است. هزينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي ناشي از فيلترينگ نابجاي اينترنت بسيار گزاف خواهد بود. حال آنكه اگر همين هزينه صرف سرمايه‌گذاري فرهنگي مي‌شد، امروز شايد نيازي به چنين پالايه‌هايي نبود.

از ويژگي‌هاي قانون يكي شفاف بودن آن است. قانون بايد به روشني حد و مرزها را نمايان كرده باشد. هرگونه انجام موجب بروز رفتارهاي سليقه‌اي و گريز از مجازات مي‌گردد. گاه ميان معناي كاربردي يك واژه با برداشت عمومي آن اندازه تفاوت ماه آسمان و ماه بركه فاصله وجود دارد و اگر فيلترسازي با ظرافت و دقت به كار نرود، اصل ماجرا فراموش خواهد گشت. هر گردي گردو نيست…

آيا قبول داريد كه آزموده را آزمودن خطاست؟ با فناوري نمي‌توان شوخي كرد. نمي‌توان جلوي انتشار آن را گرفت. رايانه را امروز يك نوجوان 13 ساله مثل كف دست مي‌شناسد. اما همين ده – پانزده سال پيش بود كه براي ما حافظه بالاي يك مگابايت رويايي بيش نبود.

مشكلات رواني – اجتماعي

پيش از اين تحت عنوان آسيب‌شناسي رواني و اينترنت به بيماري‌هايي كه از سوءكاربرد اينترنت حاصل مي‌شود به تفصيل سخن گفته شده. اما عدم كاربرد آزادانه‌تر خود موجب اختلال خواهد شد.

1 – درماندگي آموخته شده – اگر من نتوانم شرايط نامناسبي را دگرگون كنم، به درماندگي دچار مي‌گردم يعني خود را در حل آن مشكل و مشكلات مثابه با آن ناتوان مي‌بينم. به طور مثال در انجمن دفاع از حقوق كودكان عضو نمي‌شوم. من در اينجا آموخته‌ام كه شرايط را نمي‌توانم تغيير دهم.

 2 – افسردگي – افراد ناتوان و بيچاره اغلب افسرده‌‌اند. غم ناشي از عدم كنترل بر شرايط آنها را به ورطه افسردگي مي‌كشاند.

3 – پرخاشگري – اگر شرايط را نتوانم تغيير دهم امكان دارد دچار پرخاشگري هم بشوم. به طور مثال ديگران را هك كنم و يا مزاحم ديگران بشوم.

 4 – بحران هويت – فكر مي‌كنيد چرا ما ايراني‌ها اين‌قدر چت مي‌كنيم؟ اكثر چترها حتي جستجو كردن در سايتي مثل گوگل را هم بلد نيستند. علت محدود بودن گزينه‌هاي كاربرد اينترنت است و اين يعني آسيب‌هاي ناشي از گفتگو در اتاق‌هاي غيراخلاقي يا برقراري روابط نادرست و مخرب با كساني كه نمي‌شناسيم. و از بعد اجتماعي:

- حرفه‌اي‌ها ايزوله مي‌شوند.

- متخصصان از كاربرد آزاد علوم محروم مي‌گردند.

- ديگران از اين كه ما واژه سكس به معناي جنس مرد و زن را هم فيلتر كرده‌ايم به ما مي‌خندند و غرور ملي‌مان را به سخره مي‌گيرند.

- هويت ملي – اجتماعي‌مان تحت تاثير ناآگاهي‌هاي افراد قرار مي‌گيرد.

- كسب كارهاي سايبرنتيك مختل مي‌گردد.

- و مواردي از اين قبيل.

شفاف سازي

پيشنهادهاي زير راهگشاي برخي از كاستي‌هاي مربوط به فيلترينگ خواهد بود:

1 – فيلترينگ فله‌اي كاري غيرحرفه‌اي است. كاري كه مي‌توان با سوزن انجام داد را با ميل بافتني انجام نمي‌دهند.

 2 – كارگاه‌هاي آموزشي در مراكز دولتي، فرهنگسراها و مدارس برگزار كنيد و هزينه‌هاي مسدودسازي را به سرمايه‌گذاري تبديل سازيد.

 3 – خانواده‌ها را آگاه كنيد تا بخشي از اعمال نفوذها توسط آنها صورت پذيرد.

 4 – با جذاب‌سازي وطني اينترنت، نگذاريد عمر و هويت جوانان اين مرز و بوم در چت‌روم‌ها هدر رود.

 5 – كاربرد اينترنت موجب صرفه‌جويي در وقت و هزينه و كاهش بار ترافيكي مي‌شود. زمينه همه‌گير شدن آن را فراهم آوريد.

 6 – استفاده از نسخه‌هاي اينترنتي مطبوعات و كتاب‌ها را تبليغ كنيد.

 7 – به آسيب‌هاي ناشي از كژرفتاري در اينترنت در بخشي از كتاب‌هاي آموزش و پرورش اشاره كنيد.

 

نوشته شده در Communications | بیان دیدگاه »

تکنولوژی های جدید ارتباطی

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 23, 2007

 » تکنولوژی های جدید ارتباطی

روزنامه نگاری الکترونیک از نظر پروفسور يحيي کمالي پور

پروفسور يحيي کمالي پور راوري را همانند يونس شکرخواه و کاظم معتمدنژاد از بزرگان علم ارتباطات نوين و پايه گذاران Mass Communication در کشورمان مي دانند ؛ استاد دانشگاه پوردوي امريکا که آموخته هاي ارزشمند خود را در اختيار دانشجوياني از سراسر جهان قرار مي دهد. چندي پيش برخي خبرگزاري هاي کشور، از تجليل ويژه شوراي شهر راور از اين استاد مسلم ارتباطات کشورمان خبر دادند.
پروفسور، رئيس بخش ارتباطات و هنرهاي خلاق دانشگاه پوردوست و همين طور در اين دپارتمان تدريس مي کند.

وي دوره تحصيلي کارشناسي خود را 30 سال پيش در دانشگاه مينوسوتاي امريکا در رشته روابط عمومي و ارتباطات به پايان رساند، دوره تحصيلي کارشناسي ارشد را يک سال بعد در دانشگاه ويسکونسين شروع کرد و دوره دکتري را نيز در دانشگاه ميسوري پشت سر گذاشت.
از پروفسور کمالي پور، بيش از 10عنوان کتاب تاليف و ترجمه بر جاي مانده است.
وي همچنين سردبير نشريه بين المللي رسانه ها global media journal نيز هست.
استاد کمالي پور! ابتدا تمايل دارم تعريفي جامع و در عين حال مختصر از روزنامه نگاري سايبر ارائه کنيد.مراحل وارد شدن به فضاي مجازي براي بسط و گسترش دادن روزنامه نگاري از طريق Cyber Space را چگونه تشريح مي کنيد؟

تبديل نوشتار مکتوب به نوشتار ديجيتالي با استفاده از فناوري نوين بخصوص شبکه جهاني اينترنت باعث ايجاد يک شاخه جديد (هيبريدپروفشن) در حرفه روزنامه نگاري و به طور کلي رسانه ها شامل روزنامه ، مجله ، راديو، تلويزيون ، فيلم و… شده است. امروز نه تنها نشريات مکتوب بلکه رسانه هاي الکترونيک نيز از آنالوگ به ديجيتال تبديل شده اند ؛ براي مثال ، امروز راديو و تلويزيون و فيلم را نيز مي توانيم از طريق اينترنت به صورت زنده (real time) دريافت کنيم.
صاحبان رايانه به شرطي که به شبکه جهاني اينترنت متصل باشند مي توانند براحتي صدا و تصوير ديجيتال را به طور مداوم (audio and video streaming) دريافت کنند. با اين توضيحات مي توان گفت روزنامه نگاري سايبر يا( )E-journalism يا ديجيتال ژورناليسم ، تبديل نوشتار مکتوب (text)به ديجيتال است. برخي از خصوصيات اي -ژورناليسم در مقايسه با ژورناليسم مکتوب (print journalism) عبارتند از:

1- روزنامه نگاري تعاملي يا.

2- E-journalism interactive با سرعت نور و مثل امواج راديويي و تلويزيوني اخبار را در سراسر جهان پخش مي کند.

E-journalism -3 به خوانندگان اجازه مي دهد مطالب بيشتري را در ارتباط با يک موضوع بخصوص از طريق لينکهاي مرتبط با اخبار دريافت کنند.

E-journalism -4 اين امکان را فراهم مي کند که خوانندگان از طريق شبکه جهاني اينترنت بتوانند اخبار را مقايسه و از ديدگاه هاي گوناگون مشاهده کنند.

5- در دنياي E-journalism تحريف و دروغ پردازي بسيار دشوارتر از دوران ژورناليسم مکتوب است.

6- در فضاي سايبر هر کسي مي تواند خبرنگاري کند و مشاهدات خودش را با ديگران در ميان بگذارد.

7- در فضاي سايبر هر کسي که با رايانه آشنا باشد مي تواند سايبر ژورناليست بشود.

E-journalism -8 اي -ژورناليسم فاصله زماني را در ارتباط با چاپ و انتشار و جغرافيا از ميان برداشته است.

9- در روزنامه نگاري سايبر مي توان براحتي اطلاعات گوناگون را جستجو کرد.

10- اهميت روزنامه نگاري سايبر يا ديجيتال ژورناليسم در آموزش و پرورش هر روز گسترده تر مي شود. روزنامه نگاري الکترونيک ، روزنامه نگاري سنتي را دگرگون کرده و امکانات بسيار جالبي را به وجود آورده است که حتي يک دهه پيش قابل پيش بيني نبود.

مثلا فناوري ديجيتال رايانه و اينترنت به من اين فرصت را داده است که بتوانم با بنيانگذاري نشريه جهاني رسانه ها (global media journal) در سراسر دنيا يک شبکه بزرگ روزنامه نگاري سايبر پايه گذاري کنم. چنين ابتکاري پيش از عصر ديجيتالي امکان پذير نبود. اين نشريه جهاني اي -ژورنال در همه قاره هاي دنيا به صورت الکترونيکي ديجيتال چاپ مي شود و در دسترس علاقه مندان قرار مي گيرد.به عنوان بنيانگذار و سردبير اين نشريه جهاني ، بسيار خوشحالم به آگاهي شما برسانم که نسخه فارسي اي – ژورنال به همت استادان ارتباطات دانشگاه تهران دکتر حميد عبداللهيان و دکتر عليرضا دهقان در بهار سال 85 يا ژوئن 2006 منتشر شد.

روزنامه نگاري در کشور ما همواره يک فن و صنعت پرتکاپو و در حال تغيير و رشد بوده و همواره تمايل به يافتن راههايي براي برون رفت از مسيرهاي سنتي کار مطبوعاتي در کشورمان ميان اهالي مطبوعات ديده مي شد. در سالهاي اخير با نفوذ اينترنت در ايران روندي آغاز شد که طي آن پاي بيشتر خبرنگاران و روزنامه نگاران حرفه اي را به وادي روزنامه نگاري سايبر کشيده است. با اين تعبير که بخش عمده اي از وقت خود را صرف وبلاگ نويسي يا تبادل اطلاعات از طريق اينترنت مي کنند. اين موج را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

روزنامه نگاري در همه جاي دنيا دچار تغيير و تکاپو بوده و هست ولي در جامعه غيردموکراتيک و بسته که در آنها نهادهاي مدني نهادينه نشده اند، اين تکاپوها بيشتر است. از منظر من ، يکي از مشکلات اساسي جامعه در حال توسعه ، عدم استمرار و نبودن امنيت شغلي است. به اين معني که پس از تغيير يک رئيس (مدير روزنامه يا رئيس جمهور) قوانين نيز عوض مي شوند. متاسفانه بيشتر امور اداري ، فرهنگي ، اقتصادي و سياسي مدام در تغيير و حتي تضاد هستند. تصميم ها بيشتر براساس سليقه هاي فردي است تا براساس منطق ، تجربه ، دانش و روندهاي علمي و عملي يک حرفه ازجمله روزنامه نگاري.

در دنياي پرتلاطم امروز و در عصر ديجيتالي کنوني ، نبايد به روزنامه نگاري و مطبوعات از منظر سنتي نگاه کرد. واقعيت اين است که مرزهاي جغرافيايي در ارتباط با توليد و ارائه اطلاعات مفهومي ندارند و نمي توان رسانه اي ديجيتالي را مانند رسانه اي مکتوب کنترل کرد.

اي -ژورناليسم و وبلاگ ها براي هميشه حرفه روزنامه نگاري و تبادل اطلاعات را دگرگون کرده اند ؛ بنابراين قواعد کهنه بايد جايگزين قواعد به روز و پيشرفته و منطقي بشوند.
موج گسترش وبلاگ ها در ايران و سراسر دنيا، فضاي اطلاعاتي را در سطح ملي و جهاني باز و دموکراتيزه کرده است. به اين معني که هر فردي که حرفي براي گفتن دارد مي تواند با ايجاد يک وبلاگ آن را بگويد ؛ البته بتازگي روزنامه هاي معتبر جهاني بعضي اخبار دست اول خودشان را از طريق وبلاگ ها مي گيرند. يکي از مشکلات وبلاگيست ها اين است که بيشتر در ميان اين موج عظيمي که هر روز بر تعداد آنها مي افزايد، گم مي شوند. آنهايي موفق مي شوند که پرمحتوا و قابل اطمينان باشند.در هر حال به مصداق «توانا بود هر که دانا بود» من گسترش اينترنت و وبلاگ ها و حضور ديجيتالي روزنامه هاي مکتوب را روي شبکه جهاني اينترنت به فال نيک مي گيرم. مسلما تبادل آزاد اطلاعات مي تواند به پيشرفت کشورمان و نهادينه شدن جامعه مدني بسيار کمک کند.

بسياري از اساتيد علوم ارتباطات معتقدند يک خبرنگار حرفه اي که بخواهد در کارش پيشرفت کند، نياز دارد با علوم روز در زمينه ارتباطات و ژورناليسم آشنا باشد و موفق شدن در اين زمينه مستلزم تسلط داشتن به حداقل يکي از زبان هاي غيرمادري است. شما چه نظري داريد؟ با اين حساب ما بايد هزاران زبان دان و زبان شناس داشته باشيم. آنچه در جامعه روزنامه نگاري ديده مي شود، اين که بسياري خبرنگاران و روزنامه نگاران ، بدون داشتن همه اين تخصص ها و به روز بودن ها، مي توانند گوشه گليم خودشان را از آب بيرون بکشند. شما چه فکر مي کنيد؟

اگر شما نويسنده اي خوب هستيد و با اصول و فنون روزنامه نگاري آشناييد، مي توانيد هم در دنياي ديجيتالي و هم در دنياي سنتي يا مکتوب رسانه ها موفق باشيد ؛ ولي با داشتن چنين استعدادي و درک رسالت حرفه اي و مسووليت اجتماعي خودتان نياز داريد که در اين عصر انفجار اطلاعات از آنچه در جهان مي گذرد ، آگاه باشيد و خودتان را در يک چارچوب جغرافيايي محصور نکنيد.

روزنامه نگاري الکترونيک روزنامه نگاري سنتي را دگرگون کرده و امکاناتي را به وجود آورده که يک دهه پيش قابل تصور نبود

بنابراين ، به عنوان يک خبرنگار مسوول و متعهد به حرفه خودتان و شرکت در ايجاد يک جامعه مدني و مترقي نياز داريد که حداقل به زبان انگليسي که تنها زبان جهاني در کليه حوزه هاست تسلط داشته باشيد. چه دوست باشيد يا نداشته باشيد. واقعيت اين است که امروز انگليسي تنها زبان جهاني است و يادگيري آن در کسب دانش و استفاده از اينترنت امري ضروري است. درست است که در دنيا صدها زبان است ؛ ولي اکثر آنها به يک کشور، منطق يا گروه محدود هستند. در اين ميان شايد 10زبان مفيد داشته باشيد. ازجمله انگليسي ، فرانسوي ، آلماني ، اسپانيايي ، عربي ، چيني و هندي.

روزنامه نگاران ايراني تا به حال در مطرح کردن نام خود در سطوح بين المللي و در تعامل با نشريات خارجي چقدر موفق بودند؟ رويکرد نشريات کشورهاي ديگر نسبت به روزنامه نگاران ايراني چگونه است و اصولا به ژورناليست هاي ايراني ، با چه ديدي مي نگرند؟ آيا فعاليت و تحرک بروبچه هاي روزنامه نگار ايراني در سطح بين المللي ، در تعديل و تغيير ديدگاه بين المللي نسبت به وضعيت ايران تاثير داشته و باعث شده تا جهان غرب با ملاطفت و نرمي بيشتري ، به بررسي و نقد اوضاع ايران بپردازد؟ الان ما چه روزنامه نگاراني داريم که در سطح دنيا روي آنها حساب مي شود؟

پرسش خوبي است. متاسفانه هيچ کدام از روزنامه نگاران ايراني داخل کشور در سطح جهاني مطرح نيستند. البته رسانه هاي خارجي با افراد ايراني مصاحبه مي کنند، ولي همپاي ايراني مثل جف جارويس سراغ ندارم. از طرفي ، تعدادي از استادان دانشگاه هاي ايران در سطح جهاني مطرح هستند و ديدگاه هاي آنها در نشريات و راديو و تلويزيون هاي ديگر کشورها منعکس مي شود. براي نمونه مي توان از دکتر معتمدنژاد، دکتر شکرخواه و دکتر هاديان نام برد.

امروزه در سطح دنيا روزنامه نگاري توسعه و تحقيق يعني Development and research journalism بيش از هر سبک ديگر روزنامه نگاري (همان سبکهاي چهارگانه معروف) مورد توجه قرار مي گيرد. امروزه بيشتر مطبوعات حرفه اي دنيا دنبال کارهايي هستند که ضمن ارائه راهکار براي حل مشکل در کنار انتقاد، با آمار و ارقام مستدل و دقيق ، بنويسد و پيشنهادهايي اجرايي و عملي بدهد. نه اين که فقط از دردي ناله بزند و بگويد که اين مشکلات وجود دارند. اين کار حداقل در کشور ما بسيار کم ديده مي شود. کمتر روزنامه نگاري وقت خود را صرف تحقيق و پژوهش مي کند تا مقاله اي بنويسد يا گزارشي تهيه کند. حال که بسياري از نشريات معتبر دنيا واحد با کارشناسان خبره و معتبر دارند. واحدي که در کشور ما تنها در دستگاه هاي تجاري ديده مي شود. علت را در چه مي دانيد؟

شما يکي از ضعفهاي روزنامه نگاري در ايران و ديگر کشورهاي در حال توسعه را مطرح مي کنيد. آنچه مسلم است ، اين که رسانه ها در هيچ کشوري نمي توانند در يک فضاي بسته و مهر و موم شده کار کنند. رسانه ها جزئي از يک ساختار کلي شامل فرهنگ ، اقتصاد و سياست هستند. اگر چنين ساختاري زمينه را براي فعاليت و انتقاد سازنده و تاثيرگذاري فراهم نکند، عملا از سهيم کردن رسانه ها در امر تحقيق ، ارائه راه حلي براي مشکلات و سهيم بودن در توسعه و تعالي جامعه جلوگيري کرده است. اگر هنوز يکي از بزرگترين چالشهاي روزنامه نگاران ايراني دفاع از آزادي و جايگاه و حقوق حرفه خودشان است ، چگونه مي توان از آنها انتظار داشت که مسووليت هاي حرفه اي خودشان را جدي بگيرند؟روزنامه نگاري يک وظيفه خطير اجتماعي است و بايد آن را جدي گرفت. من فکر مي کنم دانشگاه هاي ايران نيز آن طور که بايد و شايد توجهي به اهميت اين رشته حياتي و موثر ندارند، کما اين که تدريس يک درس عمومي درباره نقش و تاثيرات اجتماعي رسانه ها، درک و سواد رسانه اي يا(media literacy) ارائه نمي کند.از طرفي ، براي انجام Research and Development نياز به بودجه و تخصص مداوم است. RD بايد دايما و به صورت سيستماتيک انجام بگيرد و نتايج تحقيقات به کار برده شود. بدون تحقيق و برنامه ريزي اصولي نمي توان در هيچ کاري آن طور که بايد و شايد موفق شد.مهمترين نيازهاي مردم کشورهاي در حال توسعه آموزش و پرورش و ايجاد امکانات زندگي بهتر و بهداشت است. فردي که نمي تواند بنويسد يا بخواند و گرسنه و بي خانمان است ، چگونه مي تواند در پيشرفت کشورش سهيم باشد؟ فراهم کردن امکانات آموزشي ، اقتصادي و بهداشتي در کنار آموزش زبان انگليسي از قدمهاي اصولي و ابتدايي پيوستن به کاروان جهاني شدن است.

خيلي ها معتقدند روزنامه ها و مطبوعات ، مردم را بد عادت کرده اند و با درج مطالب کوتاه و تلگرافي و خبرهاي چندخطي ، باعث مي شوند مخاطب به خواندن گزارش هاي تفصيلي ، مصاحبه ها و در درجه بعدي ، کتاب رغبتي نداشته باشد. اين ايده بيشتر در سطح کشور ما مطرح مي شود. حال شما ببينيد با ديدگاه تکثرگرايي عجيبي که باعث شده در کشورهاي غربي ، دهستان ها هم نشريه داشته باشند، مردم هم روزنامه مي خوانند، هم مطالب کوتاه آن را دنبال مي کنند و هم کتاب مي خوانند. نظر شما چيست؟

اجازه بدهيد به شما براي طرح پرسشهاي هوشمندانه تبريک بگويم. شما با پرسشهايتان بيانگر چند چالش اساسي کشورمان هستيد. پرسش شما مرا به ياد اين گفته مي اندازد که «اگر شما مي توانيد بخوانيد ولي نمي خوانيد، با آنها که نمي توانند بخوانند يا بي سواد هستند فرقي نداريد.» ببينيد براي هر کار فرهنگي احتياج به برنامه ريزي و آموزش است. براي مثال در امريکا اکثر دبيرستان ها و دانشگاه ها روزنامه خودشان را دارند. اين روزنامه ها که بعضي روزانه و بعضي هفتگي متتشر مي شوند به وسيله دانشجويان و دانش آموزان تهيه و نشر مي شوند. وقتي شما از نشر روزنامه و مجله در روستاهاي کشورهاي توسعه يافته صحبت مي کنيد، به اين نيز توجه داشته باشيد که فرهنگ روزنامه خواندن از کودکي در ميان شهروندان نهادينه شده است.
انسان ها در همه جاي اين کره خاکي طبق يک سلسله عادات هستند. براي تشويق و نهادينه کردن فرهنگ مطالعه بايد از آموزش در دبستان و دبيرستان شروع کرد و در دانشگاه آن را ادمه داد. واقعيت اين است که در دنياي پر از تصوير امروزي (Visual world) که عمدتا نتيجه عمومي شدن تلويزيون ، فيلم و ويدئو است ، مردم بيشتر تصوير را دوست دارند و درک مي کنند تا نوشته را؛ بهتر بگويم در مسابقه چشمها با گوشها، چشمها هميشه برنده اند.
بنابراين وضعيت ظاهري يک فرد از جمله لباس ، شمايل ، نظافت و اين که آنها چگونه در رسانه ها نشان داده مي شوند مدنظر اين متخصصان است. اکثر سياستمداران و افراد مشهور، اين گونه مشاوران را در پشت صحنه دارند. امروز بازار تصويرسازان و رسانه فهمان (Media handlers)بسيار داغ است. به گفته ديگر، ارزش يک تصوير بيش از 1000کلمه است.

استاد کمالي پور، تمايل دارم کمي وضعيت نشريات سراسري و نشريات کشور را نيز با هم مقايسه کنيد. خودتان به خوبي مي دانيد امکاناتي که در اختيار نشريات سراسري هست ، هيچ گاه در اختيار نشريات محلي نبوده و نخواهد بود و از سوي ديگر، به دلايل مختلف ، روزنامه نگاران شهرستاني همواره در رابطه با دستاوردهاي mass communication و علوم ارتباطات براي بهبود کار خودشان ، در محاق بي خبري هستند و بسياري موارد هم خودشان ميل و رغبتي نشان نمي دهند.

رقابت رسانه ها در همه جاي دنيا هر روز بيشتر و بيشتر مي شود. شکاف ديجيتالي (digital divide) بين آنها که دارند و آنها که ندارند در امريکا نيز وجود دارد. بايد توجه کنيد که امروز 6 شرکت عظيم فراملي 90 درصد رسانه ها يعني راديو، تلويزيون ، روزنامه ها، مجله ها، موسيقي ، فيلم و… دردست دارند و براحتي مي تونند افکار عمومي را جهت بدهند. قدرت و نفوذ اين شرکتهاي رسانه اي در تاريخ ارتباطات بي سابقه است. به طور مثال در سال 1983ميلادي رسانه اي در امريکا در دست بيش از 50 شرکت بود و امروز به 6 شرکت عظيم تقليل يافته است. اين شرکتها عبارتند از تايم وارنر، ديزني ، جنرال الکترونيک و… از نظر مالي رسانه هاي امريکا وابسته به تبليغات کالاها و خدمات تجارتي و به همين دليل درگير رقابتي شديد هستند. در اين ميدان رقابت بعضي ها موفق و بعضي هاي هم مغلوب هستند و مجبور مي شوند که از ميدان خارج شوند.از منظر من رسانه هاي ايران بجز آنها که وابسته به دولت هستند، نسبتا متنوع ولي تقريبا کم محتوا هستند. بتازگي آگاه شدم در کرمان بيش از 20 روزنامه منتشر مي شود. بدون شک آنها را مي توان در چند رده قرار داد چون همه نمي توانند در يک رده قرار بگيرند.
درايت يا رابطه

روند و نحوه خبرنگار شدن در سطح جهان با کشور ما متفاوت است. در کشورهاي صنعتي ملاک اصلي در پيدا کردن هر شغلي درايت ، علاقه ، تحصيلات دانشگاهي و تجربه است. بسياري از دانشگاه ها و دانشکده ها در امريکا دوره 2 ساله يا 4ساله دارند که شامل دروس تئوري و عملي – کاربردي مي شوند. گذشته از اين ، همان طور که قبلا اشاره کردم ، دانشجويان مي توانند در نوشتن خبر، صفحه آرايي ، عکاسي ، تبليغات و به طور کلي انتشار روزنامه دانشگاهي فعال باشند و تجربه خوبي کسب کنند. گذشته از اين ، دانشجويان فرصت دارند که به عنوان کارورز (انترن) و بدون دريافت کارمزد در يک روزنامه محلي براي چند ساعت (در هفته حدود 10 ساعت) تجربه عملي به دست بياورند. پيدا کردن يک کار تمام وقت در رسانه هاي غربي بسيار دشوار و رقابتي است.
بنابراين آنها موظف مي شوند مدرک دانشگاهي اخذ کرده باشند، نمرات خوبي داشته باشند، تجربه کاري داشته باشند و به طور کلي در ميان صف مراجعان بدرخشند. در اکثر حرفه ها هم ملاک اصلي دانش و درايت است ، نه روابط. همين جاست که گفته کار را به کاردان بسپار تحقق پيدا مي کند و فقط يک شعار نيست.
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=145644&t=esp

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

يك ايراني و هشت اثر جهاني

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 23, 2007

يك ايراني و هشت اثر جهاني

 

گفت‏وگو با پروفسور يحيى كمالى‏پور، نويسنده و استاد ارتباطات دانشگاه پوردو

آرش آذرنگ – محمدرضا رئيسى

بايد سعى كنيم به جاى ترجمه، خودمان را به جهان عرضه كنيم

توصيه من براى ترجمه يكى از آثارم »ارتباطات جهانى« است. به نظرم اين كتاب براى علاقه‏مندان به ارتباطات در ايران بسيار مفيد است

علاقه‏مندان به مباحث ارتباطى، پروفسور يحيى كمالى‏پور را حدود دو سال پيش به وسيله مصاحبه ‏اى كه با فصلنامه رسانه داشت شناختند. گمان نمى‏كرديم كه در كمتر از دو سال بتوانيم با او در كتاب هفته به گفت‏وگو بنشينيم.

وى آذرماه 1326 در راور كرمان متولد شد، تحصيلات خود را تا مرحله اخذ ديپلم در همان جا گذراند، پس از آن به آمريكا سفر كرد و ليسانس خود را در رشته روابط عمومى از دانشگاه دولتى مينه‏سوتا (Minnesota)اخذ كرد. فوق‏ليسانس ارتباطات جمعى او با تمركز بر راديو، تلويزيون و فيلم از دانشگاه ويسكانسين (Wisconsin)است و بالاخره دكتراى ارتباطات را در سال 1986 از دانشگاه ميسورى (Missouri) دريافت كرده است.

كمالى‏پور امروز با كتاب‏هاى برجسته‏اش كه به او شهرتى جهانى بخشيده، رياست دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو آمريكا را بر عهده دارد.

پروفسور با موهاى جوگندمى، خطوط بسيار ظريف چهره و لهجه شيرين كرمانى‏اش مقابل ما نشست و در طول مصاحبه با مهربانى و آرامش آنقدر به ما دانشجويان ارتباطات فرصت داد تا توانستيم خودمان را پيدا كنيم:

جايگاه دانشگاه پوردو ارتباطات در آمريكا كجاست؟

پوردو يكى از 10 دانشگاه بزرگ آمريكاست كه 65 هزار دانشجو و پنج شعبه دارد. رشته ارتباطات اين دانشگاه هم با وجودى كه توان رقابت با دانشگاههاى معروف ارتباطى آمريكا را ندارد اما در رده قابل قبولى است.

دانشگاههاى معروف ارتباطات كدام‏ها هستند؟

بستگى به گرايش دارد، مثلاً در گرايش راديو – تلويزيون دانشگاه الينوى جنوبى بهترين است، دانشگاه اينديانا يا دانشگاه خصوصى وسترن شمالى هم خيلى خوب هستند. البته بايد توجه داشت كه در آمريكا حدود 4000 دانشگاه هست و به دليل سطح بالاى كيفى بسيارى از آنها نمى‏شود براحتى بهترين‏ها را انتخاب كرد.

شما در دانشگاه پوردو چه درس‏هايى ارائه مى‏دهيد؟

چون رئيس بخش هستم يك درس بيشتر تدريس نمى‏كنم كه آن هم معمولاً موضوعى است. يعنى مثل سمينار بر يك رويداد خاص متمركز است.

مطالعات انتقادى در آثار شما بسيار پررنگ است. چرا به اين نوع نگاه علاقه‏منديد؟

چون معتقدم زمانى مى‏توان بر روندهاى اجتماعى، سياسى، فرهنگى و… تأثير مثبت گذاشت كه دلسوزانه و منصفانه از آنها انتقاد كرده، عيوبشان را آشكار كنيم. من معتقدم در صورت عدم توجه به اين نكته نمى‏توانيم كارهايمان را اصلاح كنيم.

با اين نگاه، ادبيات انتقادى را در حيطه تخصصى ارتباطات چگونه مى‏بينيد؟

ببينيد، من بر عكس خيلى‏ها دنباله‏رو نيستم و سعى مى‏كنم راه باز كنم، به همين دليل هم كارهايم تا امروز همگى نوآور و جريان‏ساز بوده‏اند. يعنى موضوع‏هاى جديدى در قالب‏هاى جديد ارائه داده‏ام. ولى در ايران بيشتر از مكتب‏هاى اروپايى استفاده مى‏شود كه ما در آمريكا چندان به آنها توجهى نمى‏كنيم.

چرا به موضوع‏هاى مطرح شده در اروپا توجهى نمى‏كنيد؟

واقعيت اين است كه رسانه ‏ها و بخصوص رسانه ‏هاى الكترونيكى، ريشه ‏هايشان در آمريكاست. اصلاً ريشه ارتباطات در آمريكاست و در همان جا هم رشد كرده است. بنابراين كشورهاى ديگر در راديو، تلويزيون، مجله و… الگوهايشان الگوهاى آمريكايى است و با وجودى كه اروپاييان سعى كرده‏اند الگوهايى متفاوت عرضه كنند، اما همين الگوهاى متفاوت در اصل به آمريكا باز مى‏گردند.

بنابراين اگر بخواهيم در ايران مطالعات انتقادى داشته باشيم بايد بر روى چه آثارى تمركز كنيم؟

آنچه كه بايد به آن توجه شود بومى‏سازى است. يعنى ما بايد آن چيزى را از رسانه ‏ها و نظرات انتقادى بگيريم كه با فرهنگ، هويت و خصوصيات ما تطبيق داشته باشد. بنابراين آنچه در مورد وسايل ارتباط جمعى اهميت مى‏يابد محتواست. اما انتقاد از محتوا متأسفانه در كشورهايى مثل ايران براى منتقدان دشوار است. چون در اينگونه كشورها بايد در چارچوب‏هاى بخصوص كاركرد و خط قرمزهايى را رعايت كرد كه سازنده نيست. به نظر من بايد به منتقدان فرصت داده شود تا حرفشان را بزنند و ديدگاههايشان را ارائه دهند.

پس به نظر شما مطالعات انتقادى، استفاده از مطالعات ديگران و تلاش براى تطبيق آن با فرهنگ خودى است.

بله.چون به نظر من صرفاً نقد يك نظريه يا كتاب هيچ چيزى را به فرهنگ ما اضافه نمى‏كند و نه تنها ديدگاهى به ما نمى‏دهد، بلكه هيچ مشكلى را هم حل نخواهد كرد.

من با وجود اينكه درباره اينگونه مطالعات در ايران تحقيقى انجام نداده‏ام ولى اكثر كتاب‏هايى كه در اين حوزه ديده‏ام ترجمه از اروپا و آمريكاست. ما مى‏دانيم با ترجمه نمى‏شود ديدگاههاى فرهنگى و بومى را با اصل اثر منطبق كرد. بنابراين بايد سعى كنيم به جاى ترجمه اين آثار، خودمان را به جهان عرضه كنيم. اينكه بقيه چه مى‏گويند چندان به درد ما نمى‏خورد، ما بايد توجه داشته باشيم كه كشورهاى در حال توسعه، مشكلات، چارچوب‏ها و خصوصيات خاص خودشان را دارند.

با اين توضيحات، ارتباطى‏هاى ايران بايد روى چه مطالعاتى تمركز داشته باشند و بيشتر چه حوزه ‏هايى را دنبال كنند؟

در دنياى امروز هيچكس در هيچ رشته‏اى نمى‏تواند همه جوانب يك حوزه را مورد مطالعه قرار دهد، بنابراين شما بايد در زمينه رسانه ‏ها به دنبال خلأها بگرديد. كارهايى كه من در آمريكا انجام داده‏ام همه تقريباً در حوزه خودشان اولين بودند.

شما بايد ببينيد چه چيزى نيازهاى ما را در جامعه تأمين مى‏كند و اينكه چه كارهايى مى‏تواند ما را در دنياى رسانه‏اى امروز براى رقابت با جريان رسانه‏اى آماده سازد.

اشاره كرديد كه يكى از مشكلات كتاب‏هاى ارتباطى در ايران ترجمه‏اى بودن آنهاست. علاوه بر اين مشكل، جاى چه كتاب‏هايى را در حوزه ارتباطات خالى مى‏بينيد؟

براى پاسخ اين پرسش بايد ابتدا به مسائل ميان فرهنگى و ارتباطات ميان فردى اشاره كنم. چون ما زمانى مى‏توانيم در كار رسانه‏اى موفق باشيم كه در مسائل ميان فرهنگى و ميان فردى خود به موفقيت دست يابيم.

شما بايد توجه داشته باشيد كه اگر مى‏خواهيد يك پارادايم ارتباطى ايرانى را پياده كنيد، نبايد مانند نوع آمريكايى آن باشد.

پس اول بايد مشكلات فرهنگى خودمان را شناسايى و حل كنيم، سپس به سراغ بحث‏هاى ارتباطى برويم؟

دقيقاً، چون اگر ارتباطات ميان فردى درست نشود ما نمى‏توانيم موفقيت چندانى در سطح كلى داشته باشيم.

من جمله »هميشه بايد از يك جايى شروع كرد« را قبول دارم، اما مشكلى كه در اين ميان وجود دارد و باعث شده ما در جريان ارتباطات جهانى گم شويم، اين است كه قبل از آگاهى از فرهنگ خودمان و آشنايى با نقايص آن شروع به كار كرده‏ايم، يعنى ما همواره به جنگل انديشيده‏ايم تا درخت.

آقاى دكتر، با توجه به مطالعات انتقادى چرا عمدتاً كتاب‏هايتان در حوزه جهانى‏سازى است؟

جهانى‏سازى يك روند يا حركت است كه همه معادلات جهانى را متحول كرده، روى ارتباطات هم تأثير مى‏گذارد.

ما اگر جهانى‏سازى را مثل يك رودخانه بدانيم كه دارد مجارى خودش را در دنياى ارتباطى پيدا مى‏كند يا مثلاً اگر آن را به صورت يك Web )تار( در نظر گرفته و مانند يك پرنده از بالا به آن بنگريم، با خود مى‏گوييم: چرا اصلاً اين جريان شروع شد. من گمان مى‏كنم دليل آن به سرچشمه رودخانه )آمريكا( و شركت‏هاى غول‏پيكر جهانى باز مى‏گردد. شركت‏هايى كه هر روز با ادغام، بزرگ و بزرگتر مى‏شوند و بر همه چيز تأثير مى‏گذارند. حتى شايد بتوان رابطه اين شركت‏هاى بزرگ جهانى با دولت‏ها را به ارتباط رهبر اركستر با گروه آن تشبيه كرد.

مى‏خواهيد بگوييد جهانى‏سازى به شكلى يكپارچگى ايجاد كرده است كه…

جهانى‏سازى ادغام، يكپارچگى و هماهنگى بين نهادها و حوزه ‏هاى مختلف است بنابراين جهانى‏سازى دارد جريانى ايجاد مى‏كند كه در آن همه كشورها به شكلى، جزئى از اين Web )تار( مى‏شوند و بنابراين حكومت‏هايى كه به اين جريان نمى‏پيوندند جز منزوى شدن كامل چيزى به دست نخواهند آورد.

با اين توضيحات بايد كتاب‏هاى جهانى‏سازى در مطالعات ارتباطى امروز، جايگاه مهمى داشته باشد؟

بله. حتى توجه به اين حوزه آنقدر زياد شده كه دروس ارتباطات بين‏المللى و علاقه دانشجويان به اين درس را در همه دنيا بشدت افزايش داده است، همچنين در روزنامه ‏ها، مجله ‏ها و كتاب‏هاى منتشر شده مى‏بينيم كه مباحث جهانى‏سازى زير ذره‏بين قرار گرفته‏اند.

با توجه به اهميت مباحث جهانى‏سازى و حوزه كارى شما آيا قرار است آثارتان به فارسى ترجمه شود؟

نمى‏دانم. اين سؤال را شايد بهتر باشد از آنهايى كه دست‏اندركار رسانه ‏ها در اينجا هستند بپرسيد.

ولى عجيب است كه…

شايد عدم ترجمه اين آثار، به دليل نگاه انتقادى من باشد. چون جامعه‏اى كه انتقادپذير نيست، همواره سعى مى‏كند از حقايق بگريزد.

حالا اگر فرض كنيم مترجم و ناشرى در ايران بخواهند آثار شما را ترجمه و منتشر كنند، كدام كتاب را پيشنهاد مى‏كنيد؟

توصيه من »ارتباطات جهانى« است كه بسيار مورد توجه قرار گرفته و به چينى هم ترجمه شده است. به نظرم اين كتاب براى دانشجويان، محققان و علاقه‏مندان به ارتباطات بسيار مفيد باشد. در مورد بقيه كتاب‏هايم فكر مى‏كنم اگر همه آنها را در يك كتاب جمع‏بندى كرده و با نامى مثل »افكار و انديشه ‏هاى…« يا چيزى شبيه اين در آورند بهتر باشد.

آقاى دكتر، اجازه بدهيد كمى هم به تكنولوژى‏هاى نوين بپردازيم. چه چيزى باعث شد سردبيرى سايت Global Media Journal را بر عهده بگيرد؟

يكى از مشكلاتى كه جهانى‏سازى به وجود آورده است، ناتوانى در همراهى با مسائل روز و سرعت تحولات است، مثلاً يك كتاب از وقتى كه نوشته مى‏شود تا هنگام توزيع حداقل دو سالى زمان مى‏برد. بنابراين از زمان نوشته شدن يك كتاب تا انتشار آن خيلى مباحث تغيير مى‏كند. بنابراين من سعى كردم تا از طريق اينترنت تا حدى اين مشكل را برطرف كنم. براى اين كار و در مرحله اول به فكر راه‏اندازى سايت كتابخانه الكترونيك (Global Media Monitor) افتادم.

در مورد اين كتابخانه الكترونيك توضيح مى‏دهيد؟

شما اگر به سراغ اين سايت برويد، هر چيزى كه فكرش را مى‏كنيد با يك كليك مى‏توانيد در آن بيابيد.

و سايت جديدتان كه فصلنامه‏اى الكترونيكى است…

بعد از مدتى سايت Global Media Monitor را براى كارهايم كافى نديدم و به همين دليل به فكر راه‏اندازى فصلنامه‏اى افتادم كه به شكلى تكميل‏كننده سايت قبلى بود.

هر شماره اين »ژورنال« يك ميهمان ويژه دارد و بر موضوع خاصى تكيه مى‏كند، مثلاً شماره‏اى كه الان روى خط است درباره رسانه ‏هاى آمريكاى جنوبى است، شماره بعدى تكيه‏اش بر رسانه ‏هاى خاورميانه است و… از جمله امكانات جالب اين ژورنال، امكان استفاده از تحقيقات مفيد دانشجويان فوق ليسانس و دكتراى ارتباطات در آن است.

برنامه آينده اينترنتى شما چيست؟

همين سايت Journal Global Media را قرار است چندزبانه كنيم تا افراد بيشترى بتوانند از آن بهره ببرند. علاوه بر آن قرار است سايتى با نام My Global Village )دهكده جهانى من( راه‏اندازى كنيم كه قصد داريم در آن مسائل جهانى را نقد كرده و با كارشناسان مختلف درباره آن به صحبت بنشينيم.

حالا كه بحث در مورد اينترنت است، مى‏خواهم نظر شما را درباره تأثير اينترنت بر كتاب بدانم.

به نظر من كتاب، روزنامه و مجله فعلاً ماندنى هستند، چون به لحاظ روانى وقتى يك روزنامه را در دست مى‏گيريم حالت خاص خودش را دارد كه با استفاده از اينترنت آن حال و هوا به هيچ وجه احساس نمى‏شود. البته تكنولوژى‏هاى جديد تغييرات زيادى به وجود آورده‏اند، مثلاً در بخش آموزش باعث شده‏اند حجم كتاب‏هاى درسى بشدت كاهش يابد چون در كنار هر كتاب يك Website )با يك Password) گشايش مى‏يابد تا دانشجويان بتوانند از آن استفاده كنند، البته D.V.D , CD و خيلى چيزهاى ديگر هم هست، علاوه بر اينها حتى شكل كلاس‏ها امروز تغيير كرده است، به اين معنا كه دانشجويان در كلاس‏ها به جاى استفاده از Desktop و PC به lab top روى آورده‏اند و… با همه اينها كتاب‏ها ماندنى هستند هر چند حجم آنها كم خواهد شد.

درباره مزيت‏هاى e-book )كتاب الكترونيك( بر كتاب هم مى‏گوييد؟

از نظر جا، فضايى اشغال نمى‏كند به لحاظ وزن هم براحتى قابل حمل و نقل است.

از ديگر خصوصيات آن خاصيت link دهى است و از ديگر ويژگى‏هاى e-book مى‏توان به انعطاف‏پذيرى آن اشاره كرد.

به عنوان آخرين سؤال آيا كارى در دست تأليف داريد؟

»جنگ، رسانه ‏ها و تبليغات از ديدگاههاى جهانى« كار جديدى است كه در آن از بسيارى از نخبگان اين حوزه در جهان دعوت كرده‏ام تا براى اين كتاب مقاله بنويسند. »جنگ، رسانه و…« مجموعه مقالاتى مى‏شود كه هم روزنامه‏نگاران و هم استادان و محققان در آن شركت دارند و به نظر مى‏رسد كار جالبى شود.

كتاب‏شناسى پروفسور يحيى كمالى‏پور (1326)

-Kamalipour,Yahya R.&Mowlana،Hamid)Eds.()4991)

Mass Media in the Middle East:

A Comprehensive Handbook

Greenwood Press

-kamalipour, Yahya R.)Eds()5991)

The U.S.Media and the Middle East: Image and Perception

,Greenwood Press

______(1997( The U.S. Media and the Middle East: Image and Perception )Paperback)

Praeger/Greenwood Press

______& Carilli,theresa)Eds()8991)

Cultural Diversity and the U.S. Media

State, University of New York Press

______(Eds()9991)

Images of the U.S. Around the World: A Multicultural Perspective

State, University of New York Press

______& Thierstein Joel p.)Eds()0002)

Riligion, Law, and Freedom: A Global Perspective

Praeger, Greenwood Press

______& K.R.,Rampal)Eds()2002)

Media, Sex, Violence and Drugs in the Global Village,

Rowman & Littlefield

______(2002)

Global Communication,

Wadsworth.

نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »

استاد دانشگاه: رسانه‌هاي كشورهاي جهان سوم مخاطب‌محور نيستند

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 23, 2007

استاد دانشگاه: رسانه‌هاي كشورهاي جهان سوم مخاطب‌محور نيستند

 
 

اگر رسانه‌ها نقش واسطه‌يي خود را به خوبي انجام دهند،‌ شاهد شكل‌گيري فضايي رقابتي خواهيم بود كه مردم ضمن آشنايي با تفكرات متفاوت بهترين تفكر را انتخاب خواهند كرد و اين به معني دموكراسي است

يك استاد دانشگاه معتقد است:‌ رسانه‌ها در كشورهاي جهان سوم ابزاري براي طرح ايده‌ها و دستورات دولت‌ها هستند و تنها حرف‌هاي آن‌ها را به زبان توده‌ي مردم ترجمه مي‌كنند، به همين خاطر تقريبا مشروعيت خود را در بين مردم از دست داده‌اند و گرايش عمومي‌ به رسانه‌هاي بيگانه بيشتر شده است.
دكتر محمود دهقان عضو هيات علمي‌ دانشكده‌ي صدا و سيما ‌با تاكيد بر اين كه در كشورهاي جهان سوم،‌ رقابتي بين رسانه‌ها وجود ندارد و تا زماني كه اين رسانه‌ها مخاطب‌محور نشوند،‌ نخواهند توانست اعتماد مردم را به سوي خود جلب كنند، اظهار كرد:‌ در نظام‌هاي توسعه‌يافته، احزاب و رسانه‌ها تخصص‌گرا و مردم‌گرا هستند و به همين خاطر مردم به آن‌ها اعتماد بيش‌تري دارند زيرا مطمئن هستند كه اگر اشتباهي به وجود بيايد احزاب و رسانه‌هاي رقيب آن را اعلام مي‌كنند اما در جهان سوم معمولا اگر رسانه‌ها حتي دروغ هم بگويند‌،‌ اتفاقي نمي‌افتد.
وي با اشاره به گروه روشنفكران به عنوان توليدكنندگان تفكر هدايت‌گر در جامعه ادامه داد:‌ رسانه‌ها بايد به عنوان واسطه‌اي براي ترجمه و توزيع تفكرات اين گروه براي توده‌ي مردم باشند، در صورتي كه اين مساله در كشورهاي جهان سوم به دليل وابستگي بيش از حد رسانه‌ها به دولت اتفاق نمي‌افتد.
او افزود: اگر رسانه‌ها نقش واسطه‌يي خود را به خوبي انجام دهند،‌ شاهد شكل‌گيري فضايي رقابتي خواهيم بود كه مردم ضمن آشنايي با تفكرات متفاوت بهترين تفكر را انتخاب خواهند كرد و اين به معني دموكراسي است.
اين استاد ارتباطات تصريح كرد:‌ اگر رسانه‌ها در كشورهاي جهان سوم آزادانه به طرح و تفسير تفكرات مختلف بپردازند به دليل مطرح شدن نارضايتي‌ها و مشكلات توده‌هاي مختلف، كمتر شاهد وقوع انقلاب و از هم گسيختگي نظام‌ها در اين جوامع خواهيم بود.
دهقان ضمن اشاره به مخاطب‌محور بودن رسانه‌ها در نظام‌هاي توسعه يافته گفت: ‌در اين نظام‌ها نه تنها رسانه‌ها، بلكه احزاب نيز مردمي ‌هستند‌ و همانند دولت با ماليات مردم اداره مي‌شوند، در صورتي كه در كشورهاي جهان سوم،‌ احزاب فردگرا هستند و بيش از هر چيز آلت دست دولت، به همين خاطر به مخاطب توجه كمتري دارند و نمي‌توانند اعتماد او را جلب كنند.
وي در پايان با تاكيد بر اين كه رسانه‌ها تابعي از نظام يك كشور هستند، گفت:‌ اگر تكثرگرايي، خواست عمومي‌ مردم يك كشور باشد، دولت به ناچار به آن تن خواهد داد و فضاي آزاد لازم براي رسانه‌ها ايجاد خواهد شد و در آن صورت است كه رسانه‌ها با رهايي از خطر بسته شدن خواهند توانست رسالت خود را به خوبي انجام دهند و اعتماد مخاطبان را جلب كنند.

 http://www.hamvatansalam.com/news81661.html

نوشته شده در Press Conference | بیان دیدگاه »

امکان جدید بلاگر- با خیال راحت پستتان را بنویسید!

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 23, 2007

امکان جدید بلاگر- با خیال راحت پستتان را بنویسید!

در حال نوشتن مطلب برای وبلاگتان هستید.دیگه چند خط دیگه نمونده تا تمامش کنید که یکدفعه برق میره و هر چی نوشته بودید نابود میشه.تا حالا این اتفاق براتون افتاده؟ آنقدر رنج آوره که شاید دیگه از خیر نوشتن اون مطلب بگذرید!
امروز بلاگر خبر از امکان جدیدی در سرویسش داد که خیلی بدرد همین جور وقتها میخوره!
Auto-savory Blogger Posting

این قابلیت به این صورته که در هر یک دقیقه ، میزان متنی که شما نوشتید به صورت خودکار ذخیره و پیش نویس میشه .حالا اگر به هر دلیلی مثل قطعی برق یا هنک کردن مرورگر و… کار شما به انتها نرسه ، کافیه برید به قسمت مدیریت پستها تا متن پیش نویس شدتون روکه تا اون میزان ذخیره شده ببینید.
به نظر من قابلیت خیلی خوبیه اما کاش مدت زمان ذخیره خوکار کمتر از 1 دقیقه بود.چون در کمتر از همین مقدار زمان هم ممکنه مطلب زیادی نوشته بشه!حالا شایدم در آینده کم شد!یه چیر دیگه اینکه شاید بهتر بود فعال بودن یا نبودن این قابلیت رو کاربر تعیین میکرد!

نوشته شده در Brand New | بیان دیدگاه »

گوگل : وب سايت هاي ايراني تقريبا امن هستند

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 23, 2007

Introducing Google’s online security efforts

Monday, May 21, 2007 9:43 AM

Panayiotis Mavrommatis and Niels Provos, Anti-Malware Team

Online security is an important topic for Google, our users, and anyone who uses the Internet. The related issues are complex and dynamic and we’ve been looking for a way to foster discussion on the topic and keep users informed. Thus, we’ve started this blog where we hope to periodically provide updates on recent trends, interesting findings, and efforts related to online security. Among the issues we’ll tackle is malware, which is the subject of our inaugural post.

Malware — surreptitious software capable of stealing sensitive information from your computer — is increasingly spreading over the web. Visiting a compromised web server with a vulnerable browser or plugins can result in your system being infected with a whole variety of malware without any interaction on your part. Software installations that leverage exploits are termed “drive-by downloads”. To protect Google’s users from this threat, we started an anti-malware effort about a year ago. As a result, we can warn you in our search results if we know of a site to be harmful and even prevent exploits from loading with Google Desktop Search.

Unfortunately, the scope of the problem has recently been somewhat misreported to suggest that one in 10 websites are potentially malicious. To clarify, a sample-based analysis puts the fraction of malicious pages at roughly 0.1%. The analysis described in our paper covers billions of URLs. Using targeted feature extraction and classification, we select a subset of URLs believed to be suspicious for in-depth investigation. So far, we have investigated about 12 million suspicious URLs and found about 1 million that engage in drive-by downloads. In most cases, the web sites that infect your system with malware are not intentionally doing so and are often unaware that their web servers have been compromised.

To get a better understanding about the geographic distribution of sites engaging in drive-by downloads, we analyzed the location of compromised web sites and the location of malware distribution hosts. At the moment, the majority of malware activity seems to happen in China, the U.S., Germany and Russia (see below):

Location of compromised web sites. These are often sites that are benign in nature but have been compromised and have become dangerous for users to visit.

Location of malware distribution servers. These are servers that are used by malware authors to distribute their payload. Very often the compromised sites are modified to include content from these servers. The color coding works as follows: Green means that we did not find anything unsual in that country, yellow means low activity, orange medium activity and red high activity.


Guidelines on safe browsing

First and foremost, enable automatic updates for your operating system as well your browsers, browser plugins and other applications you are using. Automatic updates ensure that your computer receives the latest security patches as they are published. We also recommend that you run an anti-virus engine that checks network traffic and files on your computer for known malware and abnormal behavior. If you want to be really sure that your system does not become permanently compromised, you might even want to run your browser in a virtual machine, which you can revert to a clean snapshot after every browsing session.

Webmasters can learn more about cleaning, and most importantly, keeping their sites secure at StopBadware.org’s Tips for Cleaning and Securing a Website.

نوشته شده در امنیت وهک | 1 دیدگاه »

میزگرد: چالشهای فناوری اطلاعات در محیط حسابداری

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 21, 2007

   میزگرد: چالشهای فناوری اطلاعات در محیط حسابداری

30 ارديبهشت 1386 - حسابرس – حسابداران به عنوان مدیران، مشاوران و تامین کنندگان اطلاعات نقشی مهم در به کارگیری فناوری اطلا‌عات در سازمانهای بزرگ و کوچک دارند. حرفه حسابداری نیز در کل، تعهد دارد به تواناییها و شایستگیهای لا‌زم حسابداران حرفه ای در زمینه فناوری اطلا‌عات بپردازد و نشان دهد این طیف از مجموعه فعال محیط کسب و کار، از طریق توسعه مداوم دانش حرفه ای خود، توان آشنایی با پیشرفتهای فناوریهای اطلا‌عات را دارد؛ اگرچه حرفه حسابداری نیز با چالشهای متعددی در زمینه فناوری اطلا‌عات روبروست:

 فناوری اطلا‌عات بر ساختار، کارکرد و مدیریت سازمانها تاثیر می گذارد و تدوین راهبرد تجاری در واحدهای اقتصادی بدون در نظر گرفتن راهبرد فناوری اطلا‌عات میسر نیست. در نتیجه ضروری است طرحریزی تجاری با طرحریزی فناوری اطلا‌عات به صورتی قوام یافته، یکپارچه شوند و کنترلهای مالی و مدیریتی موثر در سیستمهای جدید به وجود آید.

 فناوری اطلا‌عات ماهیت فعالیتهای حسابداری و توجیه اقتصادی آن را دگرگون ساخته است.افزون بر این، تعداد روزافزونی از حسابداران در رشته های مرتبط با فناوری اطلا‌عات سرگرم کارند. بنابراین درک درست حسابداران از بازار خدمات و محصولا‌ت فناوری اطلا‌عات، اثربخشی کار آنها را افزایش می دهد.

 تغییرات فناوری اطلا‌عات بسیار سریع و گسترده است و تاثیر روزافزونی بر واحدهای تجاری در کل و فرایندهای تجاری به طور ویژه دارد. فرایندهای ایجاد، ثبت، پردازش و گزارشگری رخدادهای تجاری هر روز در حال دگرگونی است و نقش و سهم انسان نیز به تبع این دگرگونیها پیوسته در حال تغییر است.

مجله حسابرس به منظور آشنا ساختن مخاطبان خود با کوششهایی که برای استفاده موثرتر از فناوری اطلا‌عات در تهیه و ارائه اطلا‌عات اقتصادی و گزارشهای مالی مورد نیاز مدیران صورت می گیرد و طرح مشکلا‌ت و مخاطرات و فرصتهای مربوط، با دست اندرکاران پرتجربه سازمانهای مطرح در قالب یک میزگرد به گفتگو نشست.

موضوعهایی که در این میزگرد مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت عبارت بود از:

1- اطلا‌عات حسابداری الزاماً تنها منبع تامین نیازهای اطلا‌عاتی تصمیمگیری نیست. اطلا‌عات حسابداری در تامین نیازهای اطلا‌عاتی مدیران تا چه اندازه اهمیت و کاربرد دارد؟

2-سیستمهای اطلا‌عاتی سازوکاری مطمئن برای تولید و تامین پیوسته اطلا‌عات است اما ایجاد چنین سیستمی همیشه چالش برانگیز است. دستیابی به سیستمهای اطلا‌عاتی جامع و کامل تا چه اندازه امکانپذیر است؟

3- سیستم اطلا‌عاتی بدون فناوری اطلا‌عات از کارامدی لا‌زم برخوردار نیست. تامین و به کارگیری فناوری اطلا‌عات نیز کار ساده ای نیست. سازمانها برای تامین اطمینانبخش نرم افزارهای کامپیوتری و تخصصهای فناوری اطلا‌عات و غلبه بر مشکلا‌ت آن با چه گزینه هایی روبرو هستند؟

4- نحوه سازماندهی منابع و نیروی انسانی درگیر در زمینه فناوری اطلا‌عات، بر کارایی و اثربخشی سیستمهای اطلا‌عاتی و کارکرد روان آن در سازمان تاثیر دارد. سازماندهی مناسب برای امکانات فناوری اطلا‌عات چگونه باید باشد؟

شرکت کنندگان در میزگرد عبارت بودند از :

 علی کاردر، مشاور مدیرعامل و مدیر طرح بهره برداری از سیستمهای برنامه­ریزی منابع بنگاه (ERP) در شرکت ملی نفت ایران،

 محمود نظاری، عضو موسس و رئیس هیئت مدیره شرکت کامپیوتری همکاران سیستم،

 مجید طلایی، معاون مالی و اقتصادی شرکت ملی ذوب آهن اصفهان،

 عبدالرحمن ندیمی بوشهری، مشاور اقتصادی بنیاد شهید و امور ایثارگران و رئیس کمیته خدمات مدیریت سازمان حسابرسی.

نظاری

پیشرفتهای بشر وابسته به نیاز و ضرورت است. در بازار رقابتی، نیاز به هوشمندی تجاری، شرکتها را به سوی سیستمهای اطلا‌عاتی که سنگ‌پایه هوشمندی تجاری است، می‌راند. از طرفی بزرگ شدن و جهانی شدن حوزه جغرافیایی دامنه فعالیتها، ضرورت نظارت و کنترل سیستماتیک، استفاده از زیرساختهای فراگیر و گسترش پیوندهای سازمانی را طلب می‌کند. اما در ایران، بخش خصوصی سهم ناچیزی در اقتصاد ملی دارد و در نتیجه بازار رقابتی نمی‌تواند محرک توسعه سیستمهای اطلا‌عاتی باشد.

در بخش عمومی فضا تفاوت دارد. حکومتی قویتر است که شبکه ارتباطی گستردهتری داشته باشد و به کمک آن ارتباط نزدیکتری با مردم برقرار کند که در این صورت سیستمهای اطلا‌عاتی نقش مهمی به عهده خواهند داشت. ایجاد و توسعه زیرساختهای ارتباطی نقطه شروع توسعه ملی است. در ایران که واحدهای اقتصادی نیز در دست دولت است این موضوع اهمیتی دوچـندان پیدا می‌کند. خوشبختانه در پنج شش سال اخیر حرکتهای سودمندی را شاهد بوده‌ایم، گرچه حرکتهای سینوسی رفت و برگشت به شدت به این زیرساخت لطمه زده است. درهرحال، زیرساختهای فناوری اطلا‌عات و ارتباطات اولین لا‌یه نظام جامع اطلا‌عاتی را تشکیل می‌دهد.

در لا‌یه دوم، سیستمهای عملیاتی خاص هر سازمان قرار دارد. برای مثال وزارت مسکن و شهرسازی دنبال آن است که دریابد نقشه کلا‌نشهرها چیست، چگونه به مسئله مسکن به عنوان یکی از ضرورتها نگاه کند و چگونه از دیدگاه رفاه ملی در این زمینه سرمایه‌گذاریها را هدایت کند. اینها همه در سیستمهای عملیاتی خاص وزارت مسکن و شهرسازی جواب داده می‌شود و به همین تـرتیـب وظـایـف و ماموریتهای اصلی هر سازمان به وسیله سیستمهای عملیاتی تحت پوشش قرار می‌گیرد.

در لا‌یه سوم، سیستمهای پشتیبانی قرار دارد، مثل سیستمهای اداری، مالی و سیستمهای مدیریتی که کمک میکند سازمان عملیات خود را بهتر اداره کند و خدمات مناسبتری ارائه دهد.

سیستمهای عملیاتی اهمیت لحظه ای دارند. یعنی اگر یک سازمان بزرگ ارتباط خود را با مشتری برای چند ساعت متوقف کند، ضرر هنگفتی خواهد دید. ولی سیستمهای پشتیبانی نسبت به زمان به اندازه سیستمهای عملیاتی حساس نیستند. برای مثال اگر سیستم صورتحساب با تاخیر و اختلا‌ل کار کند، روابط مشتری دچار توقف و اشکال اساسی نخواهد شد.

وقتی به بازار عرضه خدمات فناوری اطلا‌عات نگاه می‌کنیم، میبینیم درگذشته حسابداران مهمترین استفاده کننده این خدمات بوده­اند. اما بعد از مدتی با گسترده‌تر شدن دامنه نیاز اطلا‌عاتی شرکتها، مدیران انفورماتیک نقش فعالتری در این بازار برعهده گرفتند و نقش حسابداران در به کارگیری فناوری اطلا‌عات در سازمان کمرنگ شد و برای مدتی نگرش فنی به فناوری اطلا‌عات و ارتباطات بر نگرش تجاری غالب آمد. در توسعه این روند، استفاده از فناوری اطلا‌عات و ارتباطات در سـازمـانها به سطح گسترده‌تری ارتقا پیدا کرد و شرکتها به سیستمهای جامع اطلا‌عات مدیریت گرایش پیدا کردند. آن بخش از حسابداران نیز که گرایش بیشتری به حسابداری مدیریت داشتند و عرصه اطلا‌عات حسابداری را گسترده‌تر از حسابداری مالی می‌دیدند با این جریان همراه شدند واکنون نقش سازنده‌ای را در کنار متخصصان فناوری اطلا‌عات برای توسعه سیستمهای اطلا‌عاتی برعهده دارند.

طلا‌یی

هدف بنگاههای اقتصادی به طور عمده کسب سود و دستیابی به ارزش افزوده است و به‌طور معمول با استفاده از منابع اقتصادی به تولید محصول یا ارائه خدمات می‌پردازند و هر سازمان بسته به ماموریتی که دارد عملیات و فعالیتهای گوناگونی را برای دستیابی به هدفهای سازمان انجام می‌دهد. اما همه سازمانها برای آن که بتوانند ماموریت خود را درست انجام دهند نیازمند اطلا‌عات مربوط، صحیح و بموقع هستند و سازمان به کمک اطلا‌عات می‌تواند منابع را مدیریت کند، هماهنگ سازد و برای رسیدن به هدفهای تعیین شده، جهت بدهد.

در گذشته که امکانات زیادی برای تهیه اطلا‌عات وجود نداشت و محیط اقتصاد و بازار هم فاقد پیچیدگیهای امروز بود، نیازهای اطلا‌عاتی مدیریت به وسیله سیستمهای حسابداری تامین می‌شد. ولی به‌تدریج، با افزایش نیازهای اطلا‌عاتی، سیستمهای اطلا‌عات حسابداری هم توسعه پیدا کرد. اما این توسعه، با تحولا‌تی که در محیط کسب و کار پدید آمد همگام نبود. شرکتها در محیط رقابتی و تحت تاثیر اقتصاد جهانی نیازمند اطلا‌عاتی گسترده‌تر از اطلا‌عات حسابداری بودند. به‌طور همزمان، فناوری اطلا‌عات و ارتباطات نیز پیشرفتهای شگرفی پیدا کرد و زمینه برای گذر از سیستمهای مجزا و محدود حسابداری و ایجاد سیستمهای جامع و یکپارچه اطلا‌عات مدیریت فراهم شد. حسابداران نقش محوری در توسعه سیستمهای اطلا‌عاتی داشته‌اند و روز به روز نیز نقش آنها در به‌کارگیری فناوری اطلا‌عات و ارتباطات و تامین نیازهای اطلا‌عاتی گسترده مدیریت سازمان بیشتر می‌شود. در یک نظرخواهی از مدیران شرکتهایی که از سیستمهای برنامه‌ریزی منابع بنگاه (ERP) بهره‌برداری می‌کردند، آنها چنین تصور داشتند که این سیستم نوعی سیستم حسابداری است و بهره‌برداران اصلی آن حسابدارها هستند.

البته، بحث انتخاب، تامین و استقرار سیستمهای کامپیوتری اطلا‌عات مدیریت پیچیدگیهای زیادی دارد که بهتر است درباره آن بیشتر صحبت کنیم.

کاردر

بدون تردید همه اتفاق نظر داریم که در عصر اطلا‌عات به سر می بریم و همه سازمانها، از واحدهای دولتی که به فعالتیهای تصدی‌گری مشغولند تا بنگاههای اقتصادی اعم از عمومی یا خصوصی، به اطلا‌عات نیازمندند. استفاده‌کنندگان از اطلا‌عات تنها سهامداران نیستند و طیف وسیع ذینفعان، بنگاهها را وادار ساخته است که به سوی توسعه سیستمهای اطلا‌عاتی و ارائه اطلا‌عات دقیق و بموقع حرکت کنند. نیازهای اطلا‌عاتی پس از گذر از یک دوره تاریخی، گسترده شده و از سطح سیستمهای اطلا‌عات مدیریت به سطحی رسیده­اند که نیاز به سیستمهایی مانند سیستمهای برنامه‌ریزی منابع بنگاه (ERP) مطرح شده است.

نیاز به گردآوری حجم انبوهی از داده‌ها و طبقه بندی کردن و پردازش سریع آنها و امکان دسترسی به انواع اطلا‌عات که محدوده وظایف سیستمهای اطلا‌عات مدیریت بود همچنان مطرح است، اما اکنون ضرورت یکپارچه‌سازی فرایندهای کسب وکار با سیستمهای اطلا‌عاتی در مقابل بنگاههای اقتصادی قرار گرفته است. تا این اواخر در بحث سیستمهای اطلا‌عاتی توجه به پیشرفتهای فناوری معطوف بود ولی اکنون محور توجه تغییر کرده است و به‌کارگیری فناوری اطلا‌عات و ارتباطات برای مدیریت کردن فرایندهای کسب و کار اهمیت یافته است. موضوع اساسی، استفاده از بهترین تجربهها برای بهبود فرایندهای کسب وکار است.

امروز مدلسازی فرایندهای کسب وکارچالشی جدی است و کارشناسان مالی نیاز دارند مهارت و دانش خود را در این زمینه توسعه دهند. پیشرفتهای فناوری و سیستمهای کامپیوتری جدید، قواعد و مدلهای کسب وکار را به خوبی مدیریت می‌کنند و بخشهای بسیار زیادی از فعالیتها و وقایع تجاری بنگاه از جمله رویدادهای مالی به صورت خودکار توسط نرم افزار هدایت و پیگیری می‌شود. سازمانهای مدرن که از سیستمهای کامپیوتری جدید استفاده می‌کنند در زمینه‌های تخصصی از جمله تخصص مالی، به تکنیسین احتیاج دارند و نیاز آنها به متخصصان رده بالا‌ کاهش یافته است. در این سازمانها گروه کوچکی از تحلیلگران در رده بالا‌ی مدیریت قرار دارند که ضمن تجزیه و تحلیل و راهنمایی مدیریت مواظب فرایندهای کسب و کار و بهبود آنها و طراحی مدلهای جدید کسب و کارند.

سیستمهای کامپیوتری در محیط بنگاه از نگاه وظیفه ای به نگاه فرایندی تحول پیدا کرده و توجه محوری به تخصصهای منفرد و این که هرکس وظیفه خودش را درست انجام دهد به کل فرایند کسب و کار سوق یافته است. بنابراین متخصصان باید با فرایندهای بنگاه به خوبی آشنا باشند تا بتوانند در شرایط جدید، نقشی کارساز ایفا کنند.

بوشهری

اصولا‌ً سیستمها براساس ضرورت و نیاز پدید می آیند و همچون ابزار کار شناخته می­شوند که هدفشان بهتر اداره شدن یک سازمان یا بخشی از یک سازمان یا بنگاه است، چه به صورت دستی توسط افراد اجرا شود، چه به صورت خودکار با کامپیوتر.

در کشور ما از گذشته نسبتاً دور بهموجب قوانین مختلف از جمله قانون تجارت و قانون مالیات، شرکتها ملزم شدهاند دفاتر نگهداری و ترازنامه و سود وزیان تهیه و ارائه کنند. از طرف دیگر صاحبان سهام و سایر ذینفعان نیز فعالیتهای شرکت را مورد توجه قرار داده و به اطلا‌عات به خصوص اطلا‌عات مالی برای تصمیمگیریها، نیاز داشته­اند. در نتیجه شرکتها ناگزیر بوده‌اند که سیستمی برای پاسخگویی به الزامات قانونی و ارائه اطلاعات به ذینفعان د اشته باشند.

در حال حاضر با گسترش فناوری اطلا‌عات یا به طور کاملتر فناوری اطلا‌عات و ارتباطات(ICT)، سیستمهای اطلا‌عاتی بسیار پیشرفت کرده و سرعت و دقت آنها بسیار زیاد شده است. مسئله بُعد زمان و مکان در استفاده از اطلا‌عات حل شده است بهطوری که اکنون یک مدیر در هر جای دنیا که باشد مثل آن است که در دفتر کارش نشسته و می‌تواند تمام کارهایش را انجام دهد. بحث استفاده از سیستمهای کامپیوتری آنقدر الزامی و عادی شده که شرکتها، مشابه استفاده از امکاناتی از قبیل آب، برق و تلفن ناگزیر از به کارگیری سیستمهای کامپیوتری شدهاند.

به نظر من امورمالی سازمان و کارشناسان مالی نقش ویژه‌ای در سیستمهای اطلا‌عاتی سازمان دارند چرا که همه عملیاتی که در بنگاه انجام می‌شود، از تولید گرفته تا فروش و عملیات انبار و سایر فعالیتها، در امورمالی منعکس می‌شود لذا سیستم مالی تصویری جامع از همه عملیات بنگاه را در خود دارد و به همین دلیل است که کارشناسان مالی با همه فعالتیهای سازمان آشنایی پیدا می‌کنند و دیدگاهی فراگیر به دست می آورند؛ دیدگاهی که در سطح بنگاه است نه وظیفه­ای.

نکته دیگری که نقش کارشناسان مالی را در سیستمهای اطلا‌عاتی برجسته می‌کند، مستندسازی است. امورمالی به دلا‌یل گوناگون از جمله رسیدگیهای مستمر که از کار آن صورت می‌گیرد، همه رویدادهای مالی را به دقت مستند می‌کند. سیستمهای کامپیوتری نیز متکی به اطلا‌عات و داده های درست و مستند هستند. یکی از عوامل مهم موفقیت یک سیستم، اطلا‌عات درست و مستندی است که به سیستم داده می شود.

از طـرف دیگر، کسب سود از هدفهای مهم و اصلی همه بنگاهها و واحدهای اقتصادی است. سود از محاسبات حسابداری به دست می‌آید و همچنین اطلا‌عات مربوط به هزینه‌ها، درآمدها، خرید، فروش و… بخش مهمی از اطلا‌عات مورد نیاز برای تصمیمگیری در بنگاه است، گرچه تمام آن نیست. صورتهای مالی تا مدتهای دراز تنها اطلا‌عاتی بود که از بنگاه در اختیار استفاده کنندگان قرار می‌گرفت. در حقیقت یکی از مهمترین کارکردهای سیستم حسابداری، کارکرد اطلا‌عاتی آن است.

ما در کشورمان مشکلا‌تی هم در راه استفاده بهینه و مطلوب از فناوری اطلا‌عات و ارتباطات داریم، از جمله توسعه زیرساختها و فرهنگ استفاده از کامپیوتر. اما از بحثهای مهم، موضوع دانش و مهارت حسابداران در زمینه فناوری اطلا‌عات است. آشنایی با فناوری اطلا‌عات و کارکردهای آن برای تمام رشته‌ها الزامی است؛ به خصوص حسابداران باید به خوبی با این دانش آشنا شوند و به آن تسلط یابند. امروزه سازمانها می‌توانند با خرید یک نرم‌افزار حسابداری ارزان و ساده بیشتر کارهای حسابداری را به کمک کامپیوتر انجام دهند و حسابداران باید دانش و مهارت خود را در تحلیلگری بالا ببرند و نقش خود را از تولیدکننده اطلا‌عات به تحلیل کننده اطلا‌عات تغییر دهند.

استفاده از فناوری اطلا‌عات یک نگرانی به همراه دارد و آن تحمل هزینه های سنگین و احتمال استفاده نادرست و نا بجا از سیستمها است. زمانی بود که شما به اتاق هر مدیری میرفتید چشمتان به یک تلویزیون و یک ویدئو می افتاد. بعد مد شد که روی میز هر مدیر یک کامپیوتر آخرین مدل باشد که در بیشتر موارد استفاده مطلوب از آن نمی شود. نگرانی من این است که سازمانها و بنگاهها به انبار سیستمهای بلا‌استفاده بدل شود و پولهای زیادی بدهیم و نرم افزارها و سخت افزارهایی که به دردمان نمی‌خورد بخریم و از آنها استفاده و بهره برداری درست نکنیم. این گرایش غلطی است که متاسفانه در فرهنگ ما وجود دارد.

به عقیده من مدیر باید دوچیز را بداند. اول، سازمان خود را بشناسد و نیاز آن را تشخیص بدهد؛ بداند چه دارد، نیروی انسانی سازمان چه کسانی هستند، ظرفیتش چیست، اقتصادش چه می‌گوید، و چقدر باید هزینه کند. دوم، سیستمی را که می خواهد بهکار گیرد بشناسد و بداند چه می‌خواهد از آن سیستم بگیرد و نیاز اطلا‌عاتی سازمان را بشناسد. اگر این دو را نداند، مطمئناً موفق نخواهد بود؛ وقت و منابع بنگاه را ضایع می کند و متاسفانه طوری وانمود میشود که سیستم اشکال داشته است. مدیر باید به نیازهای سازمان خود و توانمندی و ظرفیتهای سازمان توجه داشته باشد.

نظاری

من از این که در جمع حسابداران با سابقه و پیشگام این حرفه نشسته ام بسیار خوشحالم و از این که تا این اندازه عمیق و گسترده نسبت به مسائل فناوری اطلا‌عات برخورد می‌کنند، متعجب شده ام. اگر موافق باشید روی چالشها کمی بحث کنیم.

همانطور که پیش از این اشاره کردم به نظر من نیاز و ضرورت، عامل اصلی پیشرفت است و فکر می‌کنم در شرایط کنونی کشور ما فناوری اطلا‌عات، نیاز و ضرورت است. اما اگر به بخشهای بودجه کشور توجه کنیم می‌بینیم به آن به عنوان ابزار توسعه نگاه می‌شود و حتی بودجه آن را نیز محدود کرده اند. به نظر من کاملا‌ً آشکاراست که فناوری اطلا‌عات و ارتباطات یک ضرورت ملی است و بدون آن دولت نمی‌تواند کارهای جاری خود را به خوبی انجام دهد. هر وقت از کامپیوتر و ارتباطات صحبت می‌شود از آن به عنوان یک کار تجملا‌تی و مدرن یاد می‌شود نه یک الزام و ابزار ضروری برای کارایی و اثربخشی.

هنوز در کشور ما ارائه صورتهای مالی توسط دستگاههای دولتی و عـمـومی مرسوم نیست. دولت چگونه می‌تواند در نبود سیستمهای اطلا‌عاتی، عملکرد دستگاهها را ارزیابی کند که آیا تصمیمی که گرفته شده درست بوده و درست اجرا شده است؟

نگاه مدیران دستگاههای دولتی به فناوری اطلا‌عات، نگاهی ابتکاری و شخصی است. دستگاههای دولتی و کارشناسان آنها از آموزشهای ویژه ای که دیدگاه یکپارچه‌ای در زمینه فناوری اطلا‌عات به آنها بدهد بیبهرهاند و دولت هم برنامه‌های منسجم و روشن برای به‌کارگیری فناوری اطلا‌عات به دستگاهها تکلیف نکرده است.

شاخصهایی که از سوی سازمان ملل و سایر سازمانهای بین‌المللی ارائه می‌شود نشاندهنده ظرفیت بسیار بالا‌ی کشور و توانایی و شـایستگـی دانـش آمـوختگـان و دانش پژوهان ایرانی است. دانش آموختگان ایرانی در کشورهای خارجی بسیار با استعداد ارزیابی می‌شوند. اما به محض آن که در سطح ملی موضوع را بررسی می‌کنیم درمی یابیم شاخصهای ما شاخصهای غیرقابل قبولی است که با کشورهایی برابری می‌کند که در گذشته عادت نداشته‌ایم خودمان را با آنها قیاس کنیم.

یکی از شاخصها، میزان استفاده از فناوری اطلا‌عات در زندگی اجـتمـاعـی و اقتصـادی کشـور است. به فرض اگر یک روز کامپیوترهای ایران را تعطیل کنند واقعاً چه اتفاقی می‌افتد؟ به نظر نمی‌رسد اتفاق بسیار بدی رخ بدهد و این نشان می‌دهد که فناوری اطلا‌عات و ارتباطات هنوز نقش زیادی در زندگی روزمره ما ندارد.

فناوری اطلا‌عات در کشور ما به شدت سیاسی است و هرکس درباره آن نظر خاص خود را دارد و یک الگوی واحد ملی برای آن نداریم. به محض آن که وزیر یا معاون وزیر تغییر می‌کند تمام سیاستهای فناوری اطلا‌عات هم تغییر میکند. در کشور هند زمانی که قرار شد صادرات نرم‌افزار از 6 میلیارد دلا‌ر به 60 میلیارد دلا‌ر افزایش یابد مسئولیت آن به رئیس جمهور واگذار شد. در کشور ما، چنین حساسیتی در مدل اداره فناوری اطلا‌عات وجود ندارد و مدیران در سازمانهای عرضه کننده و استفاده کننده پاسخگوی منابع مصرف شده و بازده حاصل از آن نیستند.

جوانان کشور ما در عرصه دانشگاهها موفقیتهای چشمگیری داشته‌اند و استعداد فراوانی از نظر فنی از خود نشان داده‌اند. اما این جوانان در انطباق با نیازهای داخلی تربیت نمی‌شوند و در کشور ما مشتری مناسب برای آنها وجود ندارد. در ایران موفقیت دانشگاهها در آموزش دانشجویان را براساس این شاخص می‌سنجند که کشورهای خارجی تا چه اندازه آنها را جذب می‌کنند. دانشگاهی موفق است که سکوی پرتاب باشد.

توصیه من این است که موضوع فناوری اطلا‌عات در کشور ما نه یک مسئله بنگاهی بلکه مسئلهای ملی تلقی شود. توسعه فناوری اطلا‌عات یک ضرورت است و در سطح ملی نیاز به زیرساخت، ملا‌حظات قانونی و حمایت دارد.

فناوری اطلا‌عات مرز نمی‌شناسد و اعمال محدودیت بر آن بسیار ساده است و تامین کنندگان خارجی به راحتی می‌توانند ما را از آن محروم کنند. در زمینه فناوری اطلا‌عات باید حضور رسمی جهانی داشته باشیم و معاملا‌ت غیررسمی محصولا‌ت داخلی و خارجی فناوری اطلا‌عات را محدود و ممنوع کنیم.

طلا‌یی

چنانکه مطلعید در شرکت ذوب آهن کار بسیار عظیم و گسترده‌ای برای استقرار یک سیستم برنامه‌ریزی بنگاه (ERP) شروع شده که برحسب تجربه هایی که از سر گذرانده‌ایم به بعضی از پیچیدگیهای دوره استقرار اشاره می‌کنم.

در کشور ما از نظر فرهنگی یک روحیه منفی نسبت به کارهای نو و جدید وجود دارد. در ذوب آهن تلا‌ش گستردهای صورت گرفت و برحسب ضرورتها و نیازها، نرم‌افزاری تهیه شد. متاسفانه در این راه هیچ پشتیبانی نشد؛ همه جنبه‌های منفی کار را می‌بینند و حتی کار به جایی می‌رسد که اصل ماجرا را که نقصی هم ندارد زیر سئوال می‌برند. به عنوان مثال، هرکس در اولین برخورد، هزینه تامین نرم‌افزاررا مورد سئوال قرار می‌دهد حال آنکه هزینه انجام شده در قیاس با صنعت عظیمی مثل ذوب آهن، ناچیز است. متاسفانه در زمینه به‌کارگیری فناوری اطلا‌عات شاخص نداریم و برخوردها بیشتر سیاسی است.

یکی از بحثهای اساسی، بحث فرهنگی است. از نظر فرهنگی و به تبع آن از جنبه قانونی، فنی و آموزشی محیط یکنواخت و ساختار هماهنگ برای استقرار فناوری اطلا‌عات نداریم و بین محیط فناوری اطلا‌عات در سازمان و محیط بیرون تناقض ایجاد می‌شود. برای مثال سطح و فناوری مورد استفاده از اطلا‌عات الکترونیکی در سازمانهای مختلف به شدت متفاوت است و این موضوع، مبادله اطلا‌عات بین شرکتها را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

استفاده از سیستمهای پیشرفته، مثل سیستم برنامه‌ریزی منابع بنگاه، موجب تغییر فرایندها می‌شود. روش انجام کارها تغییر می‌کند. سیستم، نظارت بر فرایندها را برعهده می‌گیرد و کارهایی که تا دیروز به سلیقه افراد بستگی داشت امروز زیر کنترل سیستم قرار می‌گیرد. تغییر فرایندها مستلزم تغییر ساختارهاست. ساختار سازمانی باید تغییر کند.

تغییر سیستم، نیازمند حمایت و پشتیبانی جدی مدیریت است. مدیریت ارشد سازمان باید همه توان خود را برای استقرار سیستم و مدیریت کردن تغییرات به کارگیرد و به سیستم جدید عمیقاً اعتقاد داشته باشد. آموزش و فرهنگ‌سازی نقش مهمی در قبول تغییر دارد.

چـنان که اشاره شد استفاده درست از تسهیلا‌ت فناوری اطلا‌عات و ارتباطات یک موضوع ملی است و عزم ملی میخواهد، تغییرات اساسی در بسیاری از قوانین و مقررات ضروری است و کاری سخت و طاقتفرسا لا‌زم است تا به این هدف برسیم؛ البته چارهای هم نیست و باید به این سمت برویم.

کاردر

نکته مهمی که من می‌خواهم اشاره کنم این است که ما در ایران همیشه از یک طرف فرصتها را از دست می‌دهیم و از طرف دیگر دنبال راه‌حلهای فوری می‌گردیم. می‌خواهیم با یک کپسول تمام بیماریهایمان را مداوا کنیم. دستیابی به یک سیستم کامپیوتری جامع مثل ئی آر پی (ERP) الزاماتی دارد که نمی‌توان آنها را ندیده گرفت. در صنعت نفت مسیری را که دنبال کرده‌ایم برای شما توضیح می‌دهم.

در سیاستهای کلی نظام چشم‌اندازی برای صنعت نفت تصویر شده که در بین کشورهایی با صنایع نفت ملی شده نفر اول یا دوم باشیم. از طرفی در بحث پیاده‌سازی اصل 44، مشخص شده است که چه بخشی از صنعت نفت در حاکمیت دولت باقی خواهد ماند. براساس سیاست کلی نظام لا‌زم بود سیاستهای تفصیلی روشن شود. از یک شرکت بین‌المللی معتبر خواستیم که در این زمینه مطالعه انجام دهد. در این مطالعه ماموریت و رسالت صنعت نفت برای رسیدن به چشم‌انداز تعریف و نقشه راه تهیه شد و در نقشه راه بیش از صد برنامه کار وجود داشت که یکی از آنها ایجاد سیستم ئی آر پی بود.

از این توضیح این نتیجه را می‌گیرم که پیاده کردن ئی آر پی زمانی یک چالش پرمخاطره است که از صد برنامه کار برای رسیدن به هدف تنها به دنبال یکی از آنها یعنی ئی آر پی باشیم. ئی آر پی یک جزء از یک مجموعه است. در غرب و در سازمانهایی که ئی آر پی با موفقیت اجرا شده، همه برنامه‌ها به اجرا درآمده است.

در استقرار سیستمهای کامپیوتری جامع، اولین مسئله مدیریت رده بالا‌ست. مدیریت باید بپذیرد که سیستمهای کامپیوتری پیشرفته از الزامات است و به صورت قطعی و هدفمند تصمیم بگیرد که به آن دست یابد.

مسئله بعدی، پایداری پروژه‌های فناوری اطلا‌عات است که نباید با تغییر مدیریت آسیب ببیند. اگر تامین سیستمهای اطلا‌عاتی پذیرفته شد باید قالب یک پروژه رسمی را به خود بگیرد و تدبیرهای لا‌زم برای به نتیجه رسیدن آن در نظر گرفته شود. در کشور ما پروژه‌های سختافزاری چون به چشم دیده می‌شود از بین نمی‌رود. شاید طولا‌نی بشود ولی به یکباره ندیده گرفته نمی‌شود . چون همه با چشم پیشرفت کم یا زیاد آن را می‌بینند، مدیر بعدی پروژه را دور نمی‌ریزد. ولی در پروژه‌های نرم‌افزاری این گونه نیست. چون چیزی دیده نمی‌شود آن را باور نمی‌کنیم و فکر می‌کنیم مخارج انجام شده هیچ دستاوردی نداشته و چون آن را باور نداریم از آن پس نیز آن را ادامه نمی‌دهیم.

یکی دیگر از چالشها مسئله بومی کردن است. مدیریت سازمان باید تصمیم قطعی بگیرد که سیستم تامین شده را مستقر کند و بپذیرد که فرایندها را طبق سیستم جدید تغییر دهد. در اصل باید ویژگیهای سیستم انتخاب شده را حفظ کرد و بی‌سبب آن را تغییر نداد زیرا سیستم آسیب می‌بیند. البته شاید برخی تغییرات برای انطباق سیستم با قوانین و سیستمهای خوب فرهنگی ضروری باشد.

مسئله مهم دیگر، این است که استقرار سیستم جامع کامپیوتری نیاز به اعتقاد جمعی دارد و مدیریت رده بالا‌ باید توافق جمعی را به عنوان یک الزام درنظر بگیرد. اگر کسی به طور اساسی با استقرار سیستم مخالف است باید کنار گذاشته شود تا اینکه سیستم اجرا شود. بسیاری از اشخاص نسبت به اجرای سیستم جدید مقاومت دارند، منافعشان به خطر میافتد، شغلشان از دست می‌رود و به هرحال انگیزهای برای مقاومت دارند. تا آنجا که میسر است باید انگیزه را از بین برد و بعد از آن چاره‌ای جز کنارگذاشتن چنین اشخاصی نیست.

استقرار سیستمهای پیشرفته کامپیوتری، بسترسازی می‌خواهد و باید روی دانش سازمان در پیاده سازی سیستم کار شود. در صنعت نفت به عنوان اولین گام کار ترسیم فرایندها را آغاز کردیم و تعداد زیادی از همکاران را آموزش دادیم. در سازمانی که هیچ موقع فرایندها روی کاغذ نیامده بلکه سینه به سینه منتقل شده بسیار سودمند است که فرایندهای کسب وکار موجود روی کاغذ ترسیم شود، البته با کمک نرم افزارهایی که این کار را به راحتی در حال حاضر انجام میدهند.

بوشهری

چالشهای فناوری اطلا‌عات را میتوان در دو سطح بررسی کرد: سطح ملی و سطح بنگاه. در سطح ملی نیازمند داشتن یک برنامه جامع ملی برای توسعه فناوری اطلا‌عات و ارتباطات هستیم. دستگاههای متعددی از جمله شورای عالی اطلا‌ع‌رسانی با ارائه طرح تکفا دنبال تنظیم برنامه جامع بوده‌اند اما برنامه باید قانونمند شود، تا نشود از آن تخطی کرد. باید دست اندرکاران فناوری اطلا‌عات و ارتباطات، همه مسئولان و به ویژه مسئولا‌ن سطح بالا‌ی نظام باور داشته ‌باشند که شرط اولیه برای توسعه کشور در هر زمینه ای، استفاده درست از امکانات فناوری اطلا‌عات و ارتباطات است.

به علا‌وه، به فرهنگ‌سازی و آشناسازی مردم با فناوری اطلا‌عات نیاز داریم. مردم باید به درستی یادبگیرند همان طور که از امکاناتی چون آب و برق و سایر تاسیسات زیربنایی در محیط کار و زندگی استفاده می‌کنند از فناوری اطلا‌عات و ارتباطات نیز در همه سطوح زندگی بهره ببرند.

نیاز بعدی ما تامین زیرساختهاست. دولت باید در توسعه زیرساختهای فناوری اطلا‌عات و ارتباطات سرمایه‌گذاری وسیع انجام دهد و استفاده از آنها را با قیمت ارزان برای همه مردم امکانپذیر سازد و به این موضوع از دیدگاه سود و هزینه نگاه نکند؛ اعم از این که استفاده از امکانات را در اختیار واحدهای آموزشی قرار دهد یا در اختیار سایر کاربردهای انتفاعی و غیرانتفاعی چه در بخش عمومی و چه در بخش خصوصی.

نیاز مهم دیگر، ایجاد یکپارچگی و توسعه موازی در بهره‌برداری از امکانات فناوری اطلا‌عات در کشور است. بخشهای مختلف مستقل از هم وبدون یک راهبرد جامع و مشترک حرکت می‌کنند. داده‌ها در سیستمهای گوناگون ملی مثل کارت هوشمند سوخت، کارت مالکیت خودرو، کارت ملی، اطلا‌عات ثبت احوال، تامین اجتماعی، وزارت دارایی و مالیات، ثبت شرکتها و … مشترکات زیادی دارند حال آنکه در شرایط کنونی هرکس کار خود را به صورت جزیرهای و بهطور مستقل انجام می‌دهد و چندباره‌کاری که آثار زیانباری دارد، به دفعات روی می‌دهد.

چالشهای فناوری اطلا‌عات در سطح بنگاه از سطح ملی زیاد جدا نیست. در سطح بنگاه، انتخاب درست امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بسیار مهم است و این انتخاب باید متکی بر شناخت مدیر از سازمان خود باشد. مدیر باید نیاز سازمان را درست تشخیص بدهد و با توجه به توانمندی و امکانات سازمان، سیستمهای مناسب و منطبق با نیازها و سازمان را انتخاب کند.

یکی از چالشهای مهم فراروی دست اندرکاران فناوری اطلا‌عات و ارتباطات، پشتیبانی قانونی است. در بُعد تهیه قانون، بحث تنها در محدوده تدوین قانون وتصویب مجلس نیست بلکه تصویب قانون ابتدای کار است و برای استقرار و اجرای مطلوب قوانین در زمینه حمایت از فناوری اطلا‌عات و ارتباطات، اقدامات زیادی باید انجام گیرد. آموزش همگانی، آموزش خاص و تربیت قضات مسلط برای تشخیص موارد و حمایت از فعالیتهای فناوری اطلا‌عات و ارتباطات و حتی آموزش و تربیت پلیس ویژه و ضابطین این قوانین باید در دستور کار باشد. از طرف دیگر، باید اصول اخلا‌قی و حرفهای نیز به صورت یک مرامنامه در سطح مجموعه فعالان در حوزه فناوری اطلا‌عات و ارتباطات، تدوین و اجرا شود.

طلا‌یی

در ذوب آهن اصفهان سیستمهای اطلا‌عاتی به دلیل قدیمی بودن شرکت هرکدام با توجه به نیازهای زمان خود به وجود آمده بود و بیش از این پاسخگوی نیازهای یکپارچه مدیریت نبود. مطالعات مفصلی انجام شد. تجربه شرکتهای مشابه بررسی شد. مقایسه‌های گوناگون به عمل آمد. بیشتر صنایع مشابه صنعت ذوب آهن از ئیآر پی استفاده می‌کردند و برای استقرار آن دهها میلیون دلا‌ر خرج کرده بودند.

مدیریت شرکت با آگاهی کامل از نیازها و اطمینان معقول از امکانپذیری استقرار سیستم ئیآر پی، نسخه‌ای از ئیآر پی شرکت اراکل را خریداری و از امکانات آن 17 زیرسیستم را انتخاب کرد: 5 زیرسیستم حسابداری، 3زیرسیستم خرید، 4زیرسیستم تولید، 2زیرسیستم فروش و 3زیرسیستم نیروی انسانی.

با توجه به شرایط ویژه شرکت و اینکه چنین تجربه‌ای درنوع خود در کشور، نخستین شمرده می شد، تصمیم گرفته شد زیرسیستمها بتدریج در معرض بهره‌برداری قرار گیرد و کار ابتدا از زیرسیستمهای مالی آغاز شود. سیستمهای مالی 5زیرسیستم حسابهای دریافتنی، حسابهای پرداختنی، داراییهای ثابت، دفترداری و مدیریت نقدینگی را شامل می‌شد. کار بسیار پیچیده ای بود چرا که تغییرات بسیار گسترده بود و هم ساختار و هم فرایندها را دربر می‌گرفت. برای تضمین پیشرفت صحیح کار سازماندهی ویژهای انجام و تیمهای مناسب تشکیل شد.

سیاست پیاده سازی تدریجی گرچه مزایای زیادی داشت ولی در ابتدا زیرسیستمهای راه اندازی شده از سایر زیرسیستمهایی که هنوز راه اندازی نشده بودند، تغذیه نمی شدند و بنابراین داده ها باید به صورت دستی تهیه و به سیستم تغذیه میشد. در ابتدا گستردگی دامنه سیستم و حجم انبوه دادهها و نبود تجربه و آموزشهای کافی مشکلا‌ت زیادی را در ورود داده ها پدید آورد. همانطور که اشاره شد، بسترسازی و آماده‌سازی محیط تاثیر بسیار زیادی در سرعت و صحت استقرار سیستم دارد.

سیاست دیگر این بود که از دانش فنی و دیدگاه تجاری موجود در سیستم حداکثر استفاده را بکنیم و تا حد امکان بومی‌سازی نکنیم مگر در مــوارد ضـروری. بـرای مثـال فعـالیـت اعتبـارات اسنـادی در زیرسیستمهای انتخابی وجود نداشت که با استفاده از امکانات فرعی سیستم آن را ایجاد کردیم و مشکلی هم نداشتیم. مدیریت ارشد، حضور مستقیم در فرایند استقرار داشت و از نظر فنی کاملاً مطلع بود و از هدفهای پروژه به شدت پشتیبانی و حمایت می‌کرد. برای اصلا‌ح فرایندهای موجود و انطباق آنها با فرایندهای سیستم از مشاوری استفاده کردیم که تجربه خوبی در ایران داشت و اولین است. برای بهبود فرایندها و اصلا‌ح مغا‌یرتهای اطلا‌عاتی ناشی از فرایندهای اصلا‌ح نشده، گروههای متعدد تشکیل و به طور شبانه روزی کارشد. با استقرار سیستم کم کم مزایای آن آشکار شد و اطلا‌عاتی به دست آمد که صرفه‌جویی حاصل از آنها تمام هزینه‌های سیستم را توجیه می‌کرد.

پیشرفت و توسعه به ویژه در خط مقدم نیازمند خطر کردن و تا حدودی تجربه و خطاست. در همه جای دنیا برای کسانی که در راههای نوگام می‌گذارند حمایتهای زیادی از نظر معنوی و مادی درنظر گرفته می‌شود چرا که موفقیت در این زمینه‌ها نوعی سرمایه ملی است. ما متاسفانه نه تنها از حمایت برخوردار نبودیم بلکه با انواع و اقسام برخوردهای منفی و اظهار تردیدها روبرو شدیم.

هنوز مشکلا‌ت زیادی داریم ولی در سرازیری هستیم و با جدیت مشغولیم. این تجربه نتایج مثبت فراوانی داشته است؛ حسابداران ما همه صاحب دیدگاه عمیق کامپیوتری شده‌اند، پروژه‌های زیادی تعریف کرده‌ایم که همه آنها در جهت حسابداری سنجش مسئولیت است که در شرکت ذوب آهن سابقه نداشته است، و منابع انسانی و منابع نقدی شرکت با استفاده از سیستمهای برنامه ریزی، مدیریت می‌شود.

در حال حاضر زیرسیستمهای مالی، خرید و نیروی انسانی به طور کامل مستقر شده است و زیرسیستمهای تولید و تعمیرات مراحل استقرار نهایی را می‌گذرانند. در پاسخ به این سئوال که اگر الان می خواستید درباره این پروژه تصمیم بگیرید چه می‌کردید، باید بگویم که ابتدا به مقدار زیاد پیشنیازها، آموزشها و ساختارها را بهبود می‌دادیم و حتماً این کار را دنبال می‌کردیم.

به طور خلا‌صه دلا‌یل مهمی بر ای انتخاب و اجرای سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمانی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

 دسترسی بموقع به اطلا‌عات صحیح برای تصمیمگیری،

 اصلا‌ح فرایندها، فرایندسازی و اصلا‌ح ساختارهای سازمان،

 شفاف سازی اطلا‌عات و عملیات،

 تامین بموقع و با کیفیت نیازهای مشتریان سازمان،

 کاهش بهای تمام شده و افزایش بهرهوری، و

 بهبود جریان موجودی کالا‌ و قطعات و جریان نقدینگی سازمان.

در نهایت با توجه به تجربیات به دست آمده در سازمان ما، برای اجرای صحیح و کامل سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی، توجه به چند نکته مهم زیر ضروری به نظر می رسد، از جمله:

 پشتیبانی موثر و دائمی مدیریت عالی سازمان،

 انتخاب سیستم مناسب از منابع مناسب،

 انتخاب مشاور با تجربه و قوی،

 ایجاد فرهنگ لا‌زم برای تغییر در سازمان و وجود تعهد دائمی کارکنان و مدیریت برای تغییر ساختارها و فرایندها،

 آموزش موثر و مستمر در کلیه زمینه های مرتبط،

 پرهیز از بومی سازیهای وسیع،

 تعیین شاخصهای مختلف مالی و غیرمالی برای کنترل میزان اثربخشی اجرای سیستم،و

 تکیه و اطمینان بر توانایی و تعهد کارشناسان سازمان برای اجرای سیستم.

نظاری

بحث تغییر همیشه درکنار بهره‌برداری از فناوری اطلا‌عات و ارتباطات، مطرح است و موضوع را بسیار پیچیده می‌کند و سئوالا‌ت زیادی را در مقابل فرایند استقرار قرار میدهد. طبعاً جواب این سئوالها از تحلیل نیازها به دست میآید. نیازی که سازمان را به سمت توسعه و بهبود سیستمهای اطلا‌عاتی میکشاند، مشخص می‌کند که چگونه باید با تغییر فرایند و ساختار و سازمان برخورد کرد. به عبارت دیگر اگر موسسه‌ای به کمک سیستمهای موجود کار خود را خوب انجام می‌دهد چه ضرورتی برای استفاده گسترده تر از فناوری اطلا‌عات دارد؟

اگر موسسه ای با دیدگاه کسب وکار تصمیم بگیرد برای پاسخ به نیازهای خود از سیستمهای کامپیوتری جدید استفاده کند و اگر در بررسیهای خود به این نتیجه رسید که راه حل و راهکار آماده‌ای برای پاسخگویی به نیازهای وی وجود دارد، طبیعی است که راهی جز این ندارد که خود را با راهکار انتخابی تطبیق دهد. به عبارت دیگر حتماً در شاخصهای انتخاب سیستمهای جدید ارزشمند بودن آنها و قدرت ارزش افزایی آنها درنظر گرفته میشود.

اما اگر موسسه در بررسیهای خود به این تصمیم برسد که سیستمهای مورد نیاز را به صورت سفارشی تامین کند، وضع کاملا‌ً فرق می‌کند. ابتدا اشاره کنم در این راه حل، خطر مهمی وجود دارد که سازنده سیستم ممکن است روشها و ساختارها و سازمان غلط موجود را مبنا قرار دهد و آنها را مستحکمتر کند. حتی اگر فرض کنیم با تدبیر موسسه، چنین اشتباهی پیش نخواهد آمد باید درنظر بگیریم که در شرایط کنونی جهان، محصول، به ویژه محصول نرم‌افزاری، پدیده‌ای جهانی است و انباشته از دانش و تجارب گسترده است و چیزی نیست که هرکسی بتواند آن را بسازد و عرضه کند و به عبارت دیگر چرخ را از نو اختراع کند. به هرحال، خلا‌صه بگویم، موسسه باید مدل کسب و کارش را تحلیل کند، مدل کسب و کار مورد انتظار را طراحی کند و بعد برای پرکردن فاصله بین این دو، راهکار پیدا کند.

کاردر

من شرایط خاص صنعت نفت را به عنوان نمونه بیان میکنم. ما در شرایط کنونی با تهدید تحریم لیسانس نرم افزارهای خارجی، بیشتر از شرکتهای دیگر روبرو هستیم. ما این تهدید را به فرصت تبدیل کرده ایم و مشغول ترسیم فرایندهای موجود شدهایم و ساخت ماژولهای سیستم جامع برنامهریزی منابع بنگاه (ERP)را شروع کردهایم و اگر ما در صنعت نفت موفق شویم قطعاً این نرم افزار برای دیگر شرکتهای بزرگ کشور قابل استفاده و توسعه خواهد بود. البته سعی داریم از ایده و کمک شرکتهای خوب و توانمند داخلی در ساخت نرمافزار و همچنین از مشاوران مالی و متخصصان سایر رشته ها در ترسیم فرایند کسب و کار مطلوب، کمک بگیریم.

بوشهری

اصولا‌ً انسان در مقابل تغییر مقاومت میکند. پیشرفت، حاصل تقابل و تعامل نیروهاست. در بحث توسعه فناوری اطلا‌عات در سازمان نیز همین موضوع مطرح است. توسعه وتغییر یک سری هزینه دارد و این هنر مدیریت است که چگونه بتواند تغییر را با کمترین هزینه انجام دهد. مدیر باید سازمان را با تغییر مورد نیاز هماهنگ سازد، اول در آنها باور ایجاد کند و سپس تغییر را به اجرا بگذارد. در سازمانها برای تغییر، معمولاً یک فرایند تعریف شده وجود ندارد زیرا هر تغییری دارای ابعاد و مشخصات خاص خود است و حرکت بـاید براساس آن ابعاد صورت گیرد لذا نمیتوان یک فرایند یکنواخت و کلی برای همه تغییرات درنظر گرفت.

گاهی ابعاد تغییر گسترده است و انجام آن در محیط، دگرگونی و تحول ایجاد می‌کند. در حقیقت در چنین حالتی سازمان نیاز به تحول دارد که دامنه آن خیلی گستردهتر از تغییر است. به هرحال به نظر من باید موضوع به موضوع و با دقت بررسی و با آن برخورد شود و در محیط، با اطلاعرسانی و تعامل، توافق لا‌زم به وجود آورد والبته گاهی نیز لازم است عوامل ناسازگار حذف شوند تا تغییر و تحول امکانپذیر شود.

به هر حال، استفاده مطلوب از امکانات فناوری اطلا‌عات در محیط حسابداری از اهمیت زیادی برخوردار است و آثار مثبت زیادی در اثربخشی و کارایی گزارشگری مالی دارد و توجه بیشتر حرفه حسابداری به این موضوع ضروری است. از فصلنامه حسابرس به خاطر پرداختن به این موضوع مهم سپاسگزاریم.

نسخه قابل چاپ

نوشته شده در Treatise | بیان دیدگاه »

بار ديگر آسيب‌پذيري گوگل و ياهو

ارسال شده توسط عمادکاربخش در می 21, 2007

  بار ديگر آسيب‌پذيري گوگل و ياهو

30 ارديبهشت 1386 - هنوز چند ماهي از يك ماه آسيب پذيري اول ژوئن نمي گذرد كه يك محقق اكرايني قصد دارد يك ماه آسيب پذيري براي سايت هاي جستجو منتشر كند.
اين بار نوبت به سايتهاي ياهو، گوگل و MSN رسيده است.اين پروسه كه اين بار «يك ماه آسيب پذيري براي موتورهاي جستجو» نامگذاري شده است به دنباله سلسله منازعات يك ماه آسيب پذيري براي مرورگر ها، يك ماه آسيب پذيري براي Appleو … مي باشد.
MustLive كه تداركاتچي اين ماه است، در توضيخاتي اذعان كرد:« هدف از ارائه يك ماه آسيب پذيري، نمايش حفره هاي موجود در موتورهاي جستجو مي باشد، يعني سايتهايي كه پربيننده ترين هاي نوع خود هستند . اين كار براي آن مي باشد تا كاربران از نحوه حفاظت خود در اين سايتها آگاهي داشته باشند. هدف ديگر اين كار آن است كه صاحبات موتورهاي جستجو به مقوله امنيتي توجه بيشتري داشته باشند»
او آرزو كرد كه روش هاي حمله اي چون XSS بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.
MustLive همچنين قول داده است كه هر روز يك نفطه ضعف از موتورهاي جستجو را آشكار كند.
البته بسياري از كارشناسان امنيتي مساله «يك ماه آسيب پذيري براي … » را نفرت انگيز مي خوانند و آن را وسيله اي براي مشهور شدن مي دانند و برخي ديگر آن را يك فعاليت مثبت در جهت به تكاپو انداختن شركت ها و سازندگان در جهت بالا بردن امنيت سيستم هاي خود مي دانند.
بنا بر گفته Kevin Beets ، يكي از كارمندان مكافي، ايده يك «ماه آسيب پذيري براي …» بسيار مثبت مي باشد زيرا كه شركت ها را وادار كرد كه براي حفره هاي معرفي شده يك اصلاحيه منتشر كنند. او عقيده دارد كه اين روش خواه مورد پسند قرار گيرد يا خير، صاحبان نرم افزارها و صنايع را وادار به اصلاح محصولات خود كرده است.

نوشته شده در امنیت وهک | بیان دیدگاه »