Archive for آوریل, 2007
عنوان کتاب : رسانه های آمریكا و خاورمیانه
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 23, 2007
|
تصویر جلد |
|
|
|
فهرست عناوين |
| کتاب حاضر در سه بخش، با موضوعات “دیدگاههای مقدماتی”، “مطبوعات آمریكا و خاورمیانه” و “تاثیر رسانهها بر درك و شناخت مخاطبان” تالیف شده است. |
|
چکيده متن |
| این کتاب از مطالعه انتقادی رسانه ها و در زمینه تحلیل انتقادی پوشش رویدادهای خاورمیانه از سوی رسانه های آمریکا است. در پایان نیز زندگی یحیی کمالی پور و کتاب های وی معرفی شده اند. چاپ اول این كتاب در سال 1996 از سوی انجمن ملی ارتباطات آمریكا كتاب برجسته شد. پروفسور یحیی كمالی پور در مقدمه این كتاب با بیان این كه جهان به طور مستمر در حال تغییر، تحول و تكامل است به این نكته اشاره میكند كه بدون تردید وسایل ارتباط جمعی بر تمام جنبههای زندگی انسان، تاثیر گذار بوده و دیدگاهها و ذهنیتها ما نسبت به جهان را تعیین و روشهای تصمیم گیری و تطبیق ما با محیط پیرامون را مشخص میكند. وی در بخش دیگری از مقدمه این كتاب آورده است كه با در نظر گرفتن توسعه شتابنده رسانه در تاثیر بدون چون و چرای آنها بر ساكنان كره زمین، این كتاب قصد دارد بحث و بررسی جامعی از نحوه پوشش رویدادهای خاورمیانه و به تصویر كشیدن مسایل آن توسط رسانههای آمریكا به خوانندگان خود ارایه دهد. کتاب حاضر در سه بخش، با موضوعات “دیدگاههای مقدماتی”، “مطبوعات آمریكا و خاورمیانه” و “تاثیر رسانهها بر درك و شناخت مخاطبان” تالیف شده است.[اخبار ارتباطات] |
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
گفت و گو با دبير شورای عالی اطلاع رسانی: از غرب الگو گرفته ایم
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 21, 2007
گفت و گو با دبير شورای عالی اطلاع رسانی: از غرب الگو گرفته ایم
31 فروردين 1386 - وب – فروردین، ماه شکوفه است و بهار، فصل بر بالیدن؛ و باید سر خوش بود و خرسند،که نظام طبیعت را ابناء بشر سامان دهی و سیاستگذاری نمی کنند،و گرنه در این نیمه فروردین هشتادو شش معلوم نبود جای شکوفه ها روی درختان چه بروید!
دراولین پرونده آی تی ایرانی درسال جدید برآنم که رویکرد تحلیلی این وجیزه های ماهانه را به سمت نهادهای درگیر IT ایرانی سوق دهم و با شالوده شکنی از این نهادها، نشان دهم که در آغاز هزاره سوم و عصر اطلاعات، با چه چالش ها و تناقص های ساختاری برای پیوستن و مستمر پیوسته ماندن به شبکه جهانی اطلاعات و فناوری های آن مواجهیم. گفت و گویی که در روزهای آخر اسفند با حجت الاسلام دکتر حمید شهریاری، دبیر جوان شورای عالی اطلاع رسانی دست داد، فرصتی مغتنم فراهم آورد تااین ایده صورت تحقق یابد.و خوشبینم، که با سعه صدر دیگر مدیران ارشد نهادهای نرم و سخت افزاری مرتبط با IT ایرانی، که عددشان چیزی حول و حوش عددِ ماه های سال است،این روند تا پایان ادامه یابد.
ورود
در مقطع کنونی و پس از حرکت دهه اخیر IT ایرانی در بستر سخت افزاری ، آنچه سرنوشتِ این حوزه را رقم می زند، نشات گرفته از چیستیِ سیاست گذاری ها و چگونگیِ مدیریت منابع و نیروی انسانیِ نهادهایی است، که در حیطه سخت افزاری و نرم افزاری اعمالِ قدرت رابر عهده دارند.
بررسی این چیستی و چگونگی، از راه ساختارگشاییِ نهادهایی که قدرتِ سیاسی از طریق آنها در سطوح حقوقی، علمی، صنعتی و تجاری IT، ونیز دسترسی به جامعه اطلاعاتی، تولید،اعمال و باز تولید می شود، ما را یاری می کند تا با طرحِ پرسش و پیشِ رو نهادن چالش های مفروض،راهی برای رهیافتن به راهِ برون رفتی از آنچه دارد بر سر IT ایرانی می آید، بیابیم.
بدیهی است این رویکرد انتقادی، اشخاص حقیقی را تنها به اعتبار جایگاه حقوقی شان در ساختار نهاد های حوزه IT ایرانی مورد بررسی، مطالعه و تحلیل قرار می دهد.
سوژه
شورای عالی اطلاع رسانی به عنوان نهادِ حاکمیتی جمهوری اسلامی که از بدو شکل گیری و تاسیس تاثیری غیر قابل انکار در روند توسعهIT ایرانی و تحقق آن داشته، اینک و پس از یک دوره فعالیت تحت دبیری مهندس نصرالله جهانگرد در دو دولت خاتمی (که با نام طرح تکفا عجین است)، با تغیری که در آستانه شکل گیری دولت نهم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در اساسنامه آن ایجاد شد، وظیفه سیاست گذاری و ساماندهی امر تولید محتوا در حوزه فناوری اطلاعات را بر عهده گرفت. قرعه ی دبیری شورایی عالی با وظیفه ای که ” محتوا” ماهیت آن است، به نام روحانی جوانی زده شد که تحصیلات آکادمیک خود را در حوزه ی فلسفه اخلاق گذرانده و در تز دکترای خود نظرات فیلسوف ارسطو گرای متأخر امریکایی، السید مک اینتایر را شرح و بسط کرده بود.چنین پیشینه ای به خودی خود امیدواری جدی پدید آورد از حسن انتخابی که فلسفه را در جایگاه سیاستگذاری برای تأمین محتوا در فضای مجازی IT ایرانی قرار داده است.
نیمه پر لیوان
یک تحلیل خوشبینانه این تغییر و تحول در شورای عالی اطلاع رسانی را چنین به فال نیک استدلال می کند:
فناوری اطلاعات دوران هستی شناختی جدیدی را برای جوامع رقم زده است که طی آن مفاهیم بنیادی معرفتی و اخلاقی در تمام سطوح علوم انسانی،تجربی و فرهنگ روزمره دستخوش تحول شده و می شوند و از این منظر شاهدیم که در جوامع ِ خاستگاه فناوری ، از دوران موسوم به “روشنگری” ( قرن هفدهم میلادی ) به این سو، بحث پیرامون مبانی هستی شناسی و معرفتی تکنولوژی، مدّ نظر اندیشمندان ، فیلسوفان و نهادهای آکادمیک بوده است.اندیشیدن به تحولات هستی شناسی در مبانی فلسفی ایی، که فناوری به طور اعم و فناوری اطلاعات به طور اخص موجب آن شده اند، در کنار پیشرفت های تکنولوژیک و به موازات یکدیگر پیش رفته است.
تبار شناسی توجه فیلسوفان اندیشه فلسفی غرب به مقوله تکنولوژی و ابعاد پدیداری، اخلاقی و معرفت شناختی آن، به نیچه باز می گردد. این جریان بعد ها با نظریه انکشاف هایدگر ، دیدگاه های انتقادی اعضای مکتب فرانکفورت و در روزگار متأخرتر با تبیین جامعه اطلاعاتی از سوی کاستلز و پژوهش های پیروان هایدگر در امریکا در مقوله اینترنت و اخلاق ادامه یافته است. این بدان معناست که فناوری اطلاعات همزمان با وقوع و پدیداری خود در جوامع غربی پرسش هایی را در سطوح فلسفی و اندیشگی ایجاد کرده است و کسانی برای پاسخگویی بدانها، از مناظر گوناگون، فسفر سوزانده اند.
جوامع غیر غربی در مواجه با برقراری این نسبت میان تکنولوژی و فلسفه و مبانی اندیشِگی آن در حوزه های مختلف دین،روانشناسی،فرهنگ، جامعه شناسی و هنر؛ به سه گروه – با تسامح- قابل تفکیک اند: اول جوامع شرق دور مثل ژاپن، چین، اندونزی،مالزی، تایلند، سنگاپور و… این جوامع با توجه به خاصیت فلسفی جاری در فرهنگ روزمره ی آنان که از ادیان بی خدائی چون تائوئیست، کنفوسیوسیست،ذنیست و بودیسم نشآت میگیرد، توانسته اند با برقراری نسبتی مبتنی بر فاصله گذاری (یا همان اپوخه ی هوسرل) با پدیده هایی با خاستگاه مغرب زمین، رابطه ای مثبت و ایجابی برقرار کنند و از این رهگذر، با “نه- کردن” چالش های معرفت شناختی و فلسفی مطرح و موجود در اندیشه فلسفی غرب، اصولاً از موضعی دیگرگون- که مستقیماً از نوع نگره ی آنان به هستی نشآت میگیرد- از این “دام” برجهند و چنان با تکنولوژی درگیر شوند که انگار خود خاستگاه آن بوده اند؛ چنانکه امروزه در حوزه IT این کشورها به توسعه ای گاه موازی توسعه IT در کشورهای پیشرفته غرب دست یافته اند. و این پیشی گرفتن آنان به چالشی برای صنایع IT غرب تبدیل شده است.
گروه دوم جوامع و کشورهایی اند که اصولاً ازچندان پشتوانه فرهنگی و معرفتی برخوردار نیستند تا با چنین پرسش هایی مواجه شوند و به خاطر نوع حکومت های سیاسی شان، تکنولوژی را ابزاری خنثی میدانند که فقط باید به فکر مجهز شدن به آن بود. عمده کشورهای آفریقاییِ غیر مسلمان و مسلمان و نیز جوامع عرب زبان و عمده کشورهای آسیایی چنین روندی را در پیش گرفته اند.
گروه سوم جوامعی را شامل میشود که از بنیان های کهن فلسفی و معرفتی برخوردارند و ورود هر عنصر جدید به حیطه ی زندگی روزمره، آنان را با چالش های هویتی ای مواجه میکند که بدان آگاهند، و از این رو بدنبال راه برون رفت بر اساس الگو و معیارهایی منطبق با فرهنگ و مبانی فلسفی خود میگردند. چند کشور انگشت شمار اسلامی و عرب از این جمله اند و توجه اندیشمندان و متفکران آنان به مقوله مبانی معرفتی و هویتی ی IT سندی دال بر این مدعا ست.
ایران جزء گروه سوم قرار دارد و تاریخ معاصر آن حاکی از مساله داشتن جریان های اندیشِگی آن با تکنولوژی است.اگر «غرب زدگی» جلال آل احمد را با تأویلی باز، نگاهی انتقادی به «فرهنگ مصرفی» غرب، که خود محصول تکنولوژی دوران مدرنیته است بدانیم از بعد فلسفه اسلامی، بحث و طرح پرسش پیرامون نسبت تکنولوژی وسنتِ دینی به دکتر “احمد فردید” یکی از پیروان هایدگر و فیلسوف متأخر ایرانی باز میگردد.
“دکتر مشکی” نیز در مقالات و کلاس های دانشگاهی خود به بحث هستی و تکنولوژی و “دکتر سروش” در نظریات فلسفی خود به بحث اخلاق و تکنولوژی پرداخته اند
ایدئولوژیک بودن ساختار حاکمیت سیاسی در ایران، خود زمینه ساز مسأله ساز شدن و گریز ناپذیری مواجه با پیامدهای تحقق IT در جامعه است. و از این منظر می توان انتظار داشت که توجه ویژه ای از سوی نهادهای حاکمیتی به مسأله شود.هر چند این توجه خود را تاکنون در رویکردهای سلبی نشان داده باشد. به هر حال آَنچه مسّلم است آنکه در تقسیم کارِ صورت گرفته میان ده پانزده نهاد حاکمیتی و دولتی، جایگاه شورای عالی اطلاع رسانی بر اساس وظایف تعریف شده برای آن، که متمرکز بر تولید محتوا است، می طلبد تا چالش برقراری نسبتی معرفت شناختی با IT،از منظر حاکمیت سیاسی ایران،و طبعا محدود به حدودِ فقه شیعی، در دستور کار آن قرار داشته باشد. این ” استنباط” را تعین دبیری حوزوی برای شورای عالی اطلاع رسانی و تغییرات کارکردی اساسنامه آن تأیید میکند.
آنچه هست
پیش روی اما آنچه گشوده است، متن مصاحبه با دبیر شورای عالی اطلاع رسانی است که آشکارا وبدون نیاز به هیچ تأویلی نسان می دهد که در کجای رهیافت برای مواجهه با چالشی ایستاده ایم که ارمغانِ گذار به جامعه اطلاعاتی است،عصری که شترش دربِ خانه یکا یکِ مان خوابیده و به مثابه آشِ کشکِ خاله، هیچ جامعه ای را جز خوردنش گریز نیست.
دور افتادیم اما نچندان که دبیر شورا در گفت و گو از IT دور افتاد. و این از آن سبب بود که دکتر شهریاری پیش ازبر عهده گرفتن دبیری شورایی عالی در حوزه فناوری اطلاعات، که متولی سیاست گذاری برای تولید محتوا در فضای مجازی است،اساسا در حوزه IT فعالیتِ مطالعاتی یا اجرایی نداشته اند و طبعا اشتغالاتِ دبیری شورا هم فراغتی برای آشنایی و اشراف بر مبانی فلسفی تکنولوژی و فناوری اطلاعات باقی نگذاشته است.
قصد از بیان این« جزییات» که در خلال مصاحبه دستگیرم شد، بیان این واقعیت تلخ است که نظام حاکمیتی و سیستم بوروکراسی جمهوری اسلامی پیش از آنکه در گیر حلّ چالش های هویتی و 3عرفتی ناشی از پدیده های جدید باشد، گرفتارِ معضل مدیریت منابعِ نیروی انسانی است و این امر وقتی در حوزه ای چون IT حادث شود و استمرار یابد از یک سو سبب زمین گیر شد ن پروژه توسعه ITو از سوی دیگر موجب بی دفاع ماندن مبانی معرفتی، دینی، و فرهنگی کشور خواهد شد.
با امید که صراحت این نقد، محل رنجشی باقی نگذاشته و بابی شود تا خارج از عرف و تعارفات تباه کننده، نقادی صریح و صادقانه را با اخلاق مدارا و توجه ِ معطوف به منا فع ملی، تاب آریم و با گشاده رویی پذیرا باشیم. در ادامه گفت و گوی دکتر شهریاری را با وب می خوانید با این تذ کار، که جای جایی از متن مصاحبه به دلیل خارج بودن مثال ها و مباحث از حوزه IT به خواست مدیریت نشریه، به دلیل ضیقِ صفحات حذف شده اند.
تکنولوژی و خصوصا فناوری اطلاعات با گسترش خود در جوامع، تغیرات بنیادی در بسیاری از مفاهیم و بنیان های فلسفی و اخلاقی ایجاد کرده اند .
حجت الاسلام دکتر حمید شهریاری دبیر شورای عالی اطلاع رسانی از آغاز پذیرش این مسوولیت در سال 1385 توجه خاصی را مصروف تبیین و توضیح نسبت میان IT و اخلاق کرده است . با توجه به اهمیت پرداختن به این مباحث بنیانی با ایشان گفت و گویی انجام داده ایم که می خوانید.
وب: در اندیشه فلسفی مغرب زمین، به عنوان خاستگاه تکنولوژی، به طور مشخص از زمان نیچه بحث هایی شروع میشود که راجع به نسبت میان هستی و تکنولوژی، و اخلاق تکنولوژی بحث می کنند. بعدها هایدگر و پس از او اعضای مکتب فرانکفورت در یکی از مباحث اصلی شان، تحت عنوان «فرهنگ مصرف» به بحث اخلاق و فرهنگ تکنولوژی به طور عام می پردازند. هم اکنون نیز شاهدیم که پیروان هایدگر در غرب، به طور اخص به بحث اینترنت و اخلاق پرداخته اند.خلاصه آنکه، پیرو نسبت معرفت شناختی و فلسفی میان تکنولوژی و فضای مجازی و اخلاق در اندیشه و فلسفه اروپا و امریکا بحث پویایی در جریان بوده است.در مشرق زمین، فرهنگ های تائویی چین و شرق دور نیز به گونه ای با تکنولوژی به عنوان امری پدیداری مواجه شده اند.
در کشورهای اسلامی مشرق زمین مستنداتی دال بر طرح پرسش برای دستیابی به چگونگی تحول در مفاهیم اخلاقی، شرعی و فرهنگی تحت تأثیر جریان فنآوری اطلاعات در دست نیست، اما در ایران خاصه از بعد فلسفه اسلامی، بحث و طرح پرسش پیرامون نسبت تکنولوژی و اخلاق به دکتر “احمد فردید” یکی از پیروان هایدگر و فیلسوف متأخر ایرانی باز میگردد.
“دکتر مشکی” نیز در مقالات و کلاس های دانشگاهی خود به بحث هستی و تکنولوژی و “دکتر سروش” در نظریات فلسفی خود به بحث اخلاق و تکنولوژی پرداخته اند.شما به عنوان کسی که در کنار دروس حوزوی، در دانشگاه دکترای خود را در فلسفه اخلاق به پایان برده و حال در مسند نهادی سیاست گذار در حوزه فنآوری اطلاعات قرار گرفته اید،طبعاً باید پژوهش هایی را در حوزه تکنولوژی و فنآوری اطلاعات با گرایش های معرفت شناختی صورت داده باشید تا بتوانید از عهده مسوولیت دبیری شورای عالی اطلاع رسانی برآیید.
پس لطفاً در آغاز با ذکر خلاصه ای از سوابق مطالعاتی خود در حوزه IT و اخلاق، به عنوان دبیر شورای عالی اطلاع رسانی که پس ازتغییر اساسنامه در دولت نهم، اینک وظیفه ساماندهی و سیاست گذاری برای تولید محتوا را بر عهده دارید از نظر مبانی معرفت شناختی و فلسفی، چه نسبتی را میان تکنولوژی و اخلاق برقرارمیدانید؟
شهریاری: با تشکر از وقتی که برای انجام این گفت وگوگذاشتید، در ذکر این که چه علاقه ای به این حوزه دارم بایستی عرض کنم که در سال 1375 با گذراندن یک سلسله واحدهای درسی در زمینه فلسفه اخلاق در حوزه علمیه قم تحت نظر اساتیدی نظیر دکتر “ملکیان” و “آقا شیخ صادق لاریجانی”- که در حال حاضر عضو شورای نگهبان هستند- با دکتر «بگن هوزن» که در امریکا زندگی وتحصیل کرده اند، با این حوزه آشنا شدم. پس از آشنایی اجمالی با این حوزه،و با اظهار علاقه مندی به آن، به توصیه یکی از اساتید، با فیلسوف متأخر امریکایی «السید مک اینتایر»آشنا شدم وبه این ترتیب، ورود من به حوزه فلسفه اخلاق از این جا آغاز شد. مهم ترین پروژه مطالعاتی من در این دوره – که سالیانی را به خود اختصاص داد- مطالعه و ترجمه سه اثر اصلی مک اینتایر تحت عنوان «در پی فضیلت»، «عدالتِ که ،کدام عقلانیت»، و”سه تحقیق در فلسفه اسلامی” .بود. اما راجع به پرسش شما درباره نسبت تکنولوژی و اخلاق.
حوزه فلسفه اخلاق بخشی دارد به نام« اخلاق کاربردی»که در آن حوزه های خاص عمل انسانی مورد بررسی قرار میگیرد. مانند اخلاق پزشکی، که من عضو شورای آن هستم و یکی هم فن آوری اطلاعات . به اخلاق فن آوری اطلاعات تا دو سال پیش که به طور جدی وارد این عرصه (دبیری شورای عالی اطلاع رسانی) نشده بودم زیاد علاقه ای نداشتم، البته علاقه داشتم اما فرصت مطالعاتی نداشتم اما با ورود به این حوزه علاقه مند شدم.
وب: آیا شما حوزه IT را از پزشکی تفکیک نمیکنید؟ آیا شما قایل به اینکه IT یک دگرگونی در حیطه های فلسفی و اخلاقی پدید آورده، نیستید؟ اخلاق پزشکی که از عهد دقیانوس بوده و پزشک ها از همان ابتدا سوگند نامه ای امضا میکنند منسوب به سقراط که در واقع اخلاق نامه پزشکی است؛ اما در مقابل IT پدیده ای متعلق به دوران مدرنیته است و از باب تحولاتِ بنیادی که در زندگی انسان هزاره سوم پدید آورده ومی آورد ؛ باید برای آن یک اخلاق جدید تعریف کرد.به نظر شما اینطور نیست؟
شهریاری: به نظر من از یک نظر بین اخلاق پزشکی و اخلاق IT هیچ تفاوتی وجود ندارد و از یک نظر هم تفاوت وجود دارد.از وجهی که اخلاق کاربردی به آن نگاه میکند هیچ فرقی بین آنها نیست. عمده مساله ای که باعث می شود یک موضوع وارد اخلاق کاربردی شود، آن است که یک سری مباحث جدید اخلاقی در آن حوزه پدید می آید. آن جا که یک بحث جدید اخلاقی پدید می آید، تبدیل به یک اخلاق کاربردی می شود و در کتاب ها آورده می شود. فرقی هم بین فنآوری اطلاعات و پزشکی نیست. پزشکی هم به خاطر امکاناتی که فنآوری اطلاعات برای آن فراهم کرده است وقبلاً این امکانات نبوده، اکنون سوالات خاصی ایجاد کرده است. شاید سقط جنین قبلاً هم امکانپذیر بوده ، اما سقط جنین امروز با یک آمپول یا قرص ساده اتفاق می افتد، درحالیکه قبلا با انجام یک سری کارهای سخت انجام می شده است. یا موضوع “آسان مرگی”؛ قبلا خود کشی بسیار سخت و از طریق طناب دار،گلوله،چاقو،یا سلاح سرد و یا کمتر رگ زدن بوده است. اما امروزه خیلی راحت تر شده است،با ابزارهای بسیار ساده.” آسان مرگی” حوزه جدیدی است لذا در حوزه اخلاق کاربردی تفاوت چندانی نمی کند. البته خود فناوری اطلاعات نو و جدید است.مخصوصا با ورود وب که آن را متفاوت و ویژه ترکرده است. از نظر اخلاق کاربردی با هم اشتراک تام و تمام دارند. و اشتراک آنها در این است که مساله جدید ایجاد کرده است.اعم از اینکه خودش جدید بوده است مانند IT و یا نبوده است مانند پزشکی و حقوق. و این در حقیقت نسبتی است که بین اخلاق کاربردی و فناوری اطلاعات وجود دارد.
وب: اگر از بعد کاربردی به موضوع نگاه کنیم، دیگر اخلاق پزشکی اسلامی و غیراسلامی نداریم! یک اخلاق جهان شمول وجود دارد که تمام پزشکان در سراسر دنیا ملزم به رعایتِ آن هستند.اما IT در تمام سطوح زندگی راه یافته و بسیاری از قواعد و مفاهیم را دگرگون کرده است.
شهریاری: وقتی داریم از اخلاق کاربردی صحبت می کنیم باید از یک سری اصول استفاده کنیم و بر اساس آن اصول در حوزه کاربردی نظر دهیم. مثلا در حوزه سقط جنین اگر شما بنیان تفکرتان لیبرالی باشد ، یعنی بالاترین ارزش اخلاقی شما آزادی باشد،وقتی وارد بحث سقط جنین شوید استدلال می کنید که جنین بخشی از بدن مادر است و همانطور که مادر می تواند ناخن خود را کوتاه کند ، حق دارد قسمتی از بدن خود، که البته هنوز روحی در آن دمیده نشده است را، از خود جدا کند.لذا آن بنیان شما را آنگونه هدایت می کند.اما اگر شما اینطور به قضیه نگاه کنید که درست است این جنین یک تکه از اندام مادر است ، اما مانند ناخن یا مو نیست،بلکه توانائی تبدیل شدن به یک موجود زنده دیگر را دارد، زیرا در واقع یک انسان بالقوه است و انسان بالقوه هم حقوقی دارد مانند مادر . این تفکر لیبرالیستی است بر مبنای حقوق بشر. لذا برای بچه هم حقوقی قایل است، زیرا بنیان هنجاری در این تفکر حقوق بشر است.در مقابل آن تفکر سود انگارانه است که منفعت یا سود طرف را در نظر می گیردیعنی اینکه سقط جنین یا حفظ آن، کدام یک سودمندتر است؟که این نوعی تفکر سود انگارانه ی مادی گرا است که شارح آن هم جان استوارت میلز است. بنیان در اینجا منفعت است.
در مقابل اینهایک دیدگاه اسلام گرایانه داریم که معتقد به حقوق الهی است.دراین دیدگاه معتقدیم که این جنین یک امر الهی و یک موهبت الهی است و ما مالک آن نیستیم و حق نداریم که در برابر آن تصمیم گیری کنیم بلکه آن امانتی است در اختیار ما و این حیاتِ این جهانی است،و خدا هم گفته که باید چه کنیم. و حتی اگر به طور طبیعی هم سقط شود باید دیه آن را پرداخت و اگر روح در آن حلول کرده باشد که دیگر در آن مورد مادر قاتل است. بنیان این تفکر معرفت الهی است یعنی رضایت الهی بالاترین ارزش حیات است.
اخلاق فناوری اطلاعات هم همین طور است . ما باید ببینیم که ما در مواضع خودمان و مبتنی بر ارزش های خودمان در اخلاق هنجاری چگونه عمل می کنیم و بعد بر اساس آن تصمیمات متفاوتی اتخاذ کنیم.
وب: آقای دکتر یک مثال هم در حوزه IT بیاورید تا بحث را روشن تر کند.
شهریاری: بله مثالی که می توان در اینجا آورد بحث حریم خصوصی است.آزادی مطلق لیبرالی اقتضا دارد هر کسی هر عملیاتی را انجام دهد تا به نفع حداکثر برسد، لذا ما نباید قایل به حریم خصوصی باشیم. البته خود این مساله که حریم خصوصی چیست جای اختلاف دارد. مثلا برای بعضی علما، نام کوچک همسرشان جزء حوزه خصوصی آنها محسوب می شود، یا خانم ها دوست ندارند سن خود را بگویند یعنی حریم خصوصی آنهاست. اما در عین حال می بینیم که در گواهینامه های تصدیق، هم اسم کوچک و هم سن آنها نوشته شده است. لذا باید ابتدا روشن کنیم که حریم خصوصی چیست؟ و این مبتنی بر این است که شما در فلسفه قایل به چه تفکری هستید.
در مورد حریم خصوصی، اسلام هم برای خودش دیدگاه و رویکردی دارد و بعضی تعبیرها مبتنی بر این است که مثلا اگر کسی نامه کسی را بخواند مثل این است که به چیز وقیح و بدی در او نظر کرده است. لذا این دیدگاه اسلام است که برای تفرّد انسانی و جایگاه انسانی و خصو صیت انسانی اهمیت خاصی قایل است. حتی برای کسی که دارد مخفیانه گناه انجام می دهد ،تجسس را منع کرده است.تجسس در اینکه او دارد گناهی را مرتکب می شود، خود گناه بزرگی تلقی می شود. مثلا از بالای پشت بام سرک کشیدن منزل همسایه و تجسس در اینکه او مشروب می خورد یا نه مذمت شده است و بسار بسیار تعبیرهای عجیبی در مورد آن شده است.و حتی نص صریح قرآن است که “و لا تجسسوا..”
بر این اساس الان ما مجاز نیستیم که نامه های افراد را باز کنیم مگر یک استثنائاتی وجود داشته باشد. اما این موضوع ، که گستره این استثنائات چیست در جای خود بحث شیرینی است.مثلا من در دانشگاه منچستر شاهد بودم که ابتدا از کاربر امضا می گیرند که بعد از کار با کامپیوتر چنانچه دستگاه ویروسی شد، بتوانند باکس او را باز کنند، که البته خود این امضا گرفتن با توجه به اینکه شما چه مبنای جامعه گرایانه یا نحله فکری دارید متفاوت می شود.
وب: آقای دکتر در حال حاضردر حوزه کاربردی فناوری اطلاعات، قوانینی که فی المثل برای حریم خصوصی اعمال می شود،یا قوانینی که اساسِ کار سازمان های امنیتی قرار می گیرد، یا برخی اعمال که خود سرانه انجام می شوند، بر چه مبنایی مبتنی هستند؟
شهریاری: خیلی خوب شد که شما توجه به این استثناها دارید. بحثی که ما در مورد کشور های غربی می کنیم غیر از عملی است که در حوزه اجتماعی از آنها می بینیم. ما در فضای نظری بحث می کنیم و این جدا از واقعیتی است که از آنها در اجتماع شاهدیم. به عنوان مثال شاهد برخوردهای وحشیانه سربازهای امریکائی در جنگ هستیم ، صحنه هائی که امروزه بسیار از استکبار جهانی سر می زند. اما جدای از اینکه عمل اجتماعی آنها عمدتا سلطه گر و متوحش است و این توحش از امریکا به اروپا نیز سرایت کرده است زیرا اروپائی ها این توحش را نوعا از امریکائی ها و آنها هم از مادر نازاد خود انگلیس به ارث بردند. البته منظور ما از امریکا دولت امریکا و روحیه سلطه گر و توحش آن است. اما در بحث نظری این مباحث از این کشور به آن کشور متفاوتند مثلا خود سقط جنین …
وب: آقای دکتر لطف کنید مثال هائی در حوزه فناوری اطلاعات بیاورید.
شهریاری: در حوزه فناوری اطلاعات هم همین طور است، مثلا فرض کنید یکی از مسایل فناوری اطلاعات بحث پورنو است که در کشور ها متفاوت است، در امریکا بسیار باز است و گسترده. ولی در برخی کشور ها مانند فرانسه پورنوی کودکان محدودیت دارد، اما پورنو بزرگسالان محدودیتی ندارد. درکشورهای دیگر مانند کشور های اسکاندیناوی دسترسی به تصاویر پورنو محدودتر است، با این استدلال که بعضی از امور مخالف شان انسانی تلقی می شوند، البته نه اینکه ممنوع باشند اما محدودیت دارند و قبیح اند.در سفری که به آتن داشتم رئیس دادگستری سوئد که یک زن بود، معتقد بودکه مسایل پورنو نباید به فناوری اطلاعات راه پیدا کنند زیرا بسیار گسترده هستند. مسئول فرانسوی WSIS، “دلا چا” می گفت که در پاریس و یونسکو ما قایل به این حرف ها نیستیم و با پورنوی بزرگسالان در حوزه فناوری اطلاعات مشکلی نداریم.او خطاب به من گفت: «ما در بن مایه های فکری و اصولی مان با هم یکی نمی شویم که بنشینیم و بیانیه بنویسیم و امضا کنیم. چون در مبانی با هم مشکل داریم لذا مشکل است که بتوانیم در نوشتن بیانیه ای مشترک با هم توافق کنیم». به هر حال آن خانم سوئدی معتقد بود که مسایل پورنو حتی برای بزرگسالان هم بایستی محدود باشد.از نظر او« برهنه شدن یک انسان در برابر انسان دیگر مخالف کرامت انسانی است، این امر برای حیوانات محدودیتی ندارد اما برای ما به عنوان انسان مهم است.ما نه تنها به پوشش داشتن بلکه به چگونگی پوشش هم اهمیت می دهیم».
باری قوانین و ضوابط بر اساس مبنای تفکرات حاکم بر جامعه استخراج می شوند و البته این می تواند در جای خود یک پروژه تحقیقاتی باشد .
وب: شورای عالی اطلاع رسانی که می خواهد تولید محتوا را سامان دهی کند، بر چه مبنائی این امر را انجام می دهد؟ یکی از بحث های اساسی درآن که خود شما نیز اشاره فرمودید، اخلاق است در این زمینه چه تمهیدی اندیشیده شده است؟.
شهریاری: بله . البته اخلاق، بخشی ازحوزه های عقلی است و این موارد کاملا الگو برداری شده از کشور های غربی هستند. البته در بخش های قابل ملاحظه ای مسایل بومی و خاص خودمان هستند. این مسایل تنها مختص به مسایل دینی نمی شوند بلکه – من این مثال را سر کلاس های فلسفه اخلاقم نیز می زنم:ما درکل زندگی مان ، رفت و آمد مان ، غذا خوردن مان، عادات و سلایق خاص خود را داریم که با کشور های دیگر متفاوت است.خود این امر سبب می شود که ما قوانین و مقررات خاص خودمان را داشته باشیم.
وب: آقای دکتر در «سند حریم خصوصی »که تدوین آن توسط شورا انجام می شود، گویا بخشی از مبانی اخلاقی آن الگو برداری شده است، اما مبانی بخش های عمده ای از آن الگو برداری نشده است . این بخش ها یی که بر اساس الگوهای دینی مان متفاوتند، حد اقل در بیان یا به صورت سند، بر چه مبنائی آورده شده است؟آیا به طور مشخص قایل به اینبوده اید که در برخی از موارد ازمراجع تقلید،برای مسایل اخلاقی حکم اجتهاد بگیرد؟ ما به هر حال با این مسایل رو به رو هستیم، اینکه چگونه حریم خصوصی را قانونی کنیم بایستی بر یک مبنائی استوار باشد. برای این بخش چه تمهیدی اندیشیده اید ؟با توجه به بحث تفاوت که اشاره فرمودید،اینکه ما اصلا آدم های متفاوتی هستیم،و این قوانین فناوری قبل ازاینکه بخواهد اسلامی شود بایستی بومی شود. یکی از بحث های حوزه خصوصی عرف،جامعه و اخلاق است.برای این مساله چه مبنائی اندیشیده شده است؟ آیا در شورای عالی اطلاع رسانی فکری برای این موضوع شده، و آیا کار گروهی شکل گرفته است؟
شهریاری:خود فناوری اطلاعات جدید است، اخلاق برای ما ( پژوهشگران حوزه اخلاق در ایران) دانشی نوپا و جدید است.ما تازه توانسته ایم رشته اخلاق را به عوان یک رشته دانشگاهی تصویب کنیم. در حوزه های علمیه نیز درس تخصصی اخلاق در دوره های آموزشی وجود ندارد گرچه اخلاق عملی و توصیه های عملی وجود دارد.اما درس اخلاق به عنوان یک رشته درسی وجود ندارد. واین مسایل ما را دچار بحران در حیطه نظریه پردازی می کند.طی کردن این بحران ها نیاز به زمان و نیروی انسانی دارد.تربیت متخصص در این حوزه نیازمند گذرزمان است.به هرحال در حال حاضر هر کاری در این زمینه با الگو برداری از جوامع بین المللی صورت می گیرد.از انجا که فناوری از غرب آمده است لذا نیازهای اخلاقی آن نیز از غرب می آید.و ما خواسته یا نا خواسته مجبوریم گام های اولیه مان را از جائی شروع کنیم که آنها گام های خود را به پایان رسانده اند.منتهی بعد از اینکه الگوهای غربی را بررسی کردیم و دیدیم که قابلیت بحث و پذیرش دارند، نه اینکه بگوییم صد درصد قابل قبول اند. بایستی حساسیت های خودمان را در مورد ان لحاظ کنیم و نسبت با آنها..
وب: آقای دکتر منظور از این« خودمان» که قرار است مبنا قرار گیرد ، چیست؟
شهریاری: بله. از منظر ما مبنا اخلاق اسلامی است.مثلا در مناسبات رابطه بین دختر ها و پسرها ما الگوهای خاص اسلامی خودمان را داریم. ارزش های خاصی بر مناسبات ما حاکم است و مبناهای اعتقادی ما در اینجا تعیین کننده هستند.
وب: آقای دکتردر دنیای فناوری اطلاعات، رابطه مجازی است.
شهریاری: هیچ فرقی نمی کند.
وب: یعنی همه چیز روشن است؟
شهریاری: نه من نمی خواهم بگویم همه چیز روشن است، نیاز به توجه به برخی امور را مشخص می کنم.اگر روشن نبود نیازی نبود تا ما« سند محرمانه اخلاق اسلامی فناوری اطلاعات» را تدوین کنیم. البته مسأله وضوح حکمی ندارد. در اینجا حتی موضوعات آن نیز مشخص نیست.ولی ما معیارهایی داریم ، بحث بر سر این است که ما چگونه می خواهیم به آن اخلاق «خودی» برسیم. ما یک سری معیارهای کلی داریم که از عدالت برخاسته است.مهترین آن هم خدا محوری است. عشق به امام حسین، ایام رمضان،… اینها اعتقادات عمیق دینی است.این اعتقادات عمیق دینی در اینجا هم سر ریز می شود و وجود دارد و تاثیر گذارند، و ریشه اولیه این بنیان ها عدالت و آزادی است. ما لیبرال نیستیم اما با آزادی مخالف نیستیم.
وب: آقای دکتر حدود این مسایل را چه کسی تعیین می کند؟
شهریاری: خود اخلاق و قواعد شرع دقیقا تعیین کننده است.
وب: اما اینها برای شرع مسایل جدیدی اند.
شهریاری: بله البته این مسایل از مستحدثات هستند. کسانی می توانند در مورد آن حکم دهند که با موضوع آشنایی داشته باشند. آشنایی با موضوع نیازمند این است که کسانی که با موضوع ها و حوزه های شرع آشنائی دارند و بر آنها مسلط و آگاهند بر این حوزه ها نیز اشراف داشته باشند. وجود متخصصان بین رشته ای در این میان بسیار ضروری به نظر می رسد. اینها همه از خلاءهایی است که امیدواریم با سرمایه گذاری و تاکیداتی که بزرگان بر این حوزه دارند ، نظریه پردازی در این حوزه را حل کنیم. من خودم هم در این زمینه پیشگام هستیم. بعضی ها هستند که پیشگام اند. ویژگی پیشگامان این است که ابزاری می شوند تا دیگران از روی آن رد شوند، آنها می روند تا فنا شوند.
تمام تلاش ما بر این است تا مسایل و احکام را توضیح دهیم و یا بتوانیم برخی ملاحظات دینی را در این حوزه وارد کنیم. و اینها همه تلاش هایی است که ما به عنوان یک پیشگام در این حوزه وارد می کنیم.
وب: از شما متشکریم و امید وارم بتوانیم این بحث را ادامه دهیم.
شهریاری: من هم متشکرم.
نوشته شده در Press Conference | بیان دیدگاه »
مديريت رسانه از ديدگاه پروفسور يحيی کمالی پور
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 18, 2007
” مدیریت رسانه ها در ایران بیشتر تابع سلیقه افرادی است که در راس یک رسانه هستند.” پروفسور یحیی کمالی پور در گفت و گوی اختصاصی با” پرانتز” ضمن بیان این مطلب افزود: مدیریت ها در ایران بیشتر سلیقه ای هستند تا حرفه ای و سیستماتیک، بنابر این می توان گفت رسانه ها در کشور تابع مسایل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی اند.
سردبیر نشریه” گلوبال مدیاژورنال” اضافه کرد: ازدیدگاه جهانی ترکیب وساختار رسانه ها بستگی به خصلتها و مدلهای سیاسی دارد. در یک کشور دموکراتیک که عرصه هاوفرصتهای اقتصادی ، سیاسی وآزادیهای اجتماعی در مقایسه با کشورهای غیر دموکراتیک بیشتر است مدیران رسانه ها و مسؤولان آنها از الگوهای مشخصی استفاده می کنند تا دستور صادر کردنautocratic نتیجه اینکه محیط باز به آنها اجازه می دهد که کارمندان کارایی و نو آفرینی داشته باشند.
وی در پاسخ به این پرسش که دولتی بودن رسانه ها در کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته چه نتایجی را در پی داشته است گفت: دولتی بودن رسانه ها در کشورهای در حال توسعه از منظرهای فکری ، نوآفرینی ، تحول، همکاری، تولید خبر و خبرپراکنی مضر است.در یک فضای بسته رسانه ها دایما بایستی مراقب باشند که از مرزهای مشخص و یا خط قرمزهایی که دایما در حال جابجایی است فراتر نروند. مسلما این موضوعات از طرفی در کشورهای سرمایه داری و در رسانه هایی که از دیدگاه اقتصادی وابسته به تبلیغات تجاری ونهایتا شرکتهای بزرگ هستند نیز مصداق دارد و آنها باید مراقب باشند که باعث رنجش یک شرکت تبلیغاتی نشوند.ولی رویهمرفته رسانه های کشورهای توسعه یافته و دموکراتیک بهتر می توانند نقش بیشتری در امور سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی داشته باشند.. در اینجا مسلما الگوی عمودی top –to- bottom)) مدیریت برای مدیران را راحت تر می کند ولی کاربردش کمتر از الگوی افقیhorizontal and participatory))است و کارمندان با آسایش بیشتری می توانند کارشان را انجام دهند.
پروفسور کمالی پوردر خصوص تاثیر حضور رسانه های جدید در ترکیب مدیریت رسانه ای غرب اضافه کرد: ترکیب و شکل مدیریت در رسانه های غرب چندان تحت تاثیر اینترنت و دیجیتالی شدن رسانه ها نیست ولی کار آنها را از دیدگاه رقابتیcompetition) ) مشکلتر کرده است . از سوی دیگر رسانه های جدید بویژه اینترنت بتدریج کنترل دولتهای کشورهای دیکتاتوریdictatorical regimes) ) بروی رسانه ها را کاهش داده اند و نتیجتا در دنیای دیجیتال امروز نمی توان مثل گذشته واقعیتها را از چشم مردم پنهان کرد . کنترل امواج الکترونیکی –دیجیتالی بمراتب مشکلتر از کنترل چاپ و یا توزیع یک کتاب و یا یک نشریه می باشد. خلاصه آنکه از دیدگاه تولید و توزیع اطلاعات مرزهای جغرافیایی بسیار کمرنگ شده اند.
رییس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پرودو آمریکا در پاسخ به اینکه عدم حضور مدیر مسؤول در مدیریت رسانه ای غرب تا چه حد در گسترش آزادی های مطبوعاتی مؤثر بوده است گفت: من رابطه ای میان حضور مدیر مسؤول یک رسانه با آزادی نمی بینم، برعکس در یک سیستم بسته ، حضور مدیر مسؤول می تواند تاثیر گذار باشد،چون دایما بایستی مراقب باشند که کارکنان staff and reporters) ) قوانین نوشته شده و یا نانوشته را دنبال کنند. آزادی معمولا در چارچوب یک رسانه خلاصه نمی شود بلکه باید آنرا در سطح ملی وحوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جست و جو کرد. یک رسانه نمی تواند در یک اجتماع بسته آزادی داشته باشد.
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
بومي کردن اينترنت
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 18, 2007
گفتگو با پرفسور يحيي كمالي پور
نقش فنآوري اطلاعات در دنياي آينده چيست؟ و اين پديده چه تأثيراتي را از خودش به جاي گذاشته و ما بايد چه رويکردي نسبت به اين پديده اتخاذ بکنيم؟ تکنولوژيهاي ارتباطاتي ابزاري هستند که حرکت جهاني شدن را به واقعيت نزديک ميکنند و اينکه عدهاي فکر ميکنند اين تکنولوژيها براي برخي کشورها مفيد نيست و يا آنکه آنرا ابزاري براي ايجاد تغيير و تحول در کشورهاي به خصوصي تلقي ميکنند، من اين را قبول نميکنم چون اين يک حرکت جهاني است، ماهوارهها و اينترنت همه کشورهاي دنيا و همه فرهنگها را تحتتأثير قرار ميدهند. صاحبان رسانههاي بزرگ، شرکتهاي فراملي هستند که در رأس آنها افرادي مثل مرداک، تد ترنر، مکس ول قرار دارند و اين رسانهها نه تنها بر روي افراد مختلف و جوامع گوناگون بلکه بر روي مردم و فرهنگ آمريکا هم تأثيرگذار هستند.
اگر کمي به اطراف خود نگاه کنيم ميبينيم که ابزار مختلفي داريم که بومي نيستند، تلفن، کاست، دوربين، تلويزيون، ساعت، اتومبيل، ما اينها را وارد کردهايم، اين منطقي نيست که سعي کنيم دوچرخه را از نو ابداع کنيم، اما ميتوانيم دوچرخه را بومي کنيم يعني نوع استفاده از دوچرخه و کاربرد آن در جوامع مختلف متفاوت است. بنابراين آنچه حائز اهميت است محتواي رسانهها و نحوه استفاده از فنآوري اطلاعات است. در واقع شما رويکرد کشورهاي در حال توسعه به پديده فنآوري اطلاعات (Information Technology) را يک روند اجتناب ناپذير ميدانيد، اما آيا نميشود بدون در نظر گرفتن اين پديده، برنامهريزي براي روند رشد و توسعه انجام داد؟ متأسفانه چون کشورهاي در حال توسعه هميشه بدنبال قافله حرکت کردهاند در دنياي ديجيتالي امروز و عصر اطلاعات، به خاطر تکنولوژيهاي ماهوارهاي و ارتباطاتي، سرعت انتقال اطلاعات و سرعت تغيير و تحول آنقدر سرسامآور شده که اگر آنها خودشان را با اين حرکت تطبيق ندهند، بيشتر عقب ميمانند و رسانهها نقش مهمي در فرهنگسازي و افکار عمومي و حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و آموزشي دارند و بايد تا آنجا که امکان دارد از آنها استفاده کرد و در مورد بومي کردن اينترنت هم بايد توجه داشته باشيم که نميتوانيم ذرهبين روي يک درخت بگذاريم اما جنگل را ناديده بگيريم، اينترنت يک بخشي از يک جريان و روند است مهم اين است که آن جريان را بشناسيم و از آن براي توسعه کشورمان و بهتر شدن شرايط زندگي استفاده کنيم. چگونه ميتوان اينترنت را بومي کرد؟
اينترنت از دو چيز تشکيل شده : 1- تکنولوژي به معناي ابزار و تکنيک
2- محتوا يعني آنچه در بستر اينترنت جريان دارد. ما البته الان هم از ابزار اينترنت استفاده ميکنيم اما بايد بياموزيم که چگونه از اين تکنولوژي نه تنها در سطح داخلي بلکه در سطح بينالمللي در جهت منافع ملي خود استفاده کنيم.اينترنت به ما اين فرصت را ميدهد که در سطح جهاني حضور داشته باشيم و حرف خودمان را بزنيم کما اينکه شما خودتان «وبلاگ» داريد و ديدگاههايتان را در بستري فراملي مطرح ميکنيد. آيا شما ديدگاه «مک لوهان» را نفي ميکنيد که ميگويد «رسانه همان پيام است» يا نه، معتقديد، رسانه ميتواند پيام نباشد و پيام آن محتوايي است که در کشورهاي مختلف بر اساس فرهنگ بوميشان روي آن رسانه سوار ميشود؟
بحث مک لوهان يک بحث جنجالي است، او خودش هم ميگفت که هدف من ايجاد «ديالوگ» است و واقعاً هم با اين تئوريهايش چنين ديالوگي ايجاد کرده است، و هنوز هم اين ديالوگها ادامه دارد. فرم و محتوا هر دو مهم است. تأثير يک روزنامه بر خوانندگانش با تأثير تلويزيون بر بينندگانش فرق ميکند. استفاده از اينترنت و تأثير آن بر مخاطبانش هم با ساير رسانهها متفاوت است. منظور مک لوهان اين بود که تکنولوژي روي محتوا اثر ميگذارد. تعاريفي که صاحبنظران از فنآوري اطلاعات (IT) دادهاند بسيار متفاوت است. امانوئل گاستلز در مجموعه کتب جديدش تحت عنوان عصر اطلاعات، تعريف بسيطي از فنآوري اطلاعات ارايه ميدهد يعني حتي مهندسي ژنتيک و نانوتکنولوژي را هم به دليل اينکه با دادهها و صفر و يکها و اطلاعات سروکار دارد، زيرمجموعه فنآوري اطلاعات تلقي ميکند.
در حالي که برداشت عمومي در کشورهاي در حال توسعه و از جمله ايران از فنآوري اطلاعات، بيشتر مباحث ارتباطاتي آن است. از نظر شما تفاوت اين دو مقوله چيست و نگرش ما به اين دو مقوله (IT و ICT) چگونه بايد باشد؟ از ديدگاه من همه تکنولوزيها با هم مرتبط هستند. شما، اينترنت را در نظر بگيريد براي استفاده از اينترنت بايد از خطوط تلفني استفاده کنيد، اين يعني يکي بدون ديگري کاربردي ندارد. آنها لازم و ملزوم يکديگر هستند. بدون يک سيستم تلفني خوب، شما نميتوانيد به شبکه اينترنت بپيونديد اين تفاوتها هم بيشتر به تاريخچه اين دو مقوله برميگردد. مثلاً اولين راديوها از خطوط تلفني براي پخش همزمان استفاده کردند و با شرکتهاي مخابرات قرارداد بستند. لذا اين دو با همديگر هستند. با توجه به گسترش رسانههاي اينترنتي، سايتها و وبلاگها روزنامهها بعنوان رسانه مکتوب به چه نياز مخاطب پاسخ ميدهند؟ و اصولاً چرا در عصر اينترنت، نياز به رسانههاي سنتي وجود دارد؟ از سوي ديگر در حوزه مخاطب، چرا رسانهها را تقسيم کردهاند اما در دو دهه اخير مخاطب جديدي به رسانهها اضافه نشدهاند؟
براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد به اين مسئله پاسخ داد که اصولاً چه نيازي به خبر هست؟ وظليف رسانهها چيست؟ تفريح، آموزش، اطلاعرساني و آگاهي دادن و تبليغات 4 وظيفه اصلي همه رسانهها است. در برخي کشورها روي يکي از جنبهها بيشتر تکيه ميشود. هدف از اين همه رسانهها چيست و چرا مردم دنبال خبر هستند؟ شما براي اينکه بدانيد در در شهر و کشور خودتان و در اين دهکده جهاني چه ميگذرد و جايگاه خودتان را پيدا کنيد، کانالهاي مختلفي در اختيار شما هست. يکي از ويژگيهاي جامعه اطلاعاتي، سردرگمي مخاطبين است، چون آنقدر حجم اطلاعات زياد شده و اين اطلاعات، انبوه، متنوع و سرسامآور است که مخاطبين نميتوانند به راحتي گزينش کنند.
از سوي ديگر مردم در بسياري از کشورها تابع عادات هستند و روزنامههاي معتبر جايگاه خودشان را حفظ کردهاند و هم به صورت مکتوب و هم به صورت ديجيتال وجود دارند و جالب اينجاست کساني که از طريق اينترنت ميخواهند از اطلاعات مطلع شوند به سراغ سايتهاي همان روزنامههاي معتبر ميروند. بر اساس تحقيق مستندي که اخيراً صورت گرفته، اکثر کاربران اينترنت، براي اطلاع از اخبار به سراغ همان منابع خبري شناختهشده و جاافتاده ميروند. ما تشنه خبر هستيم، مخصوصاً خبرهايي که روي زندگي ما تأثير ميگذارند. بر اساس اخبار هست که ما ميتوانيم در حوزههاي فردي و اجتماعي و عمومي برنامهريزي کنيم. هر چه اطلاعات ما در حوزههاي مختلف بيشتر باشد، بهتر ميتوانيم براي آينده برنامه داشته باشيم. يک از کتابهاي جديد شما «ارتباطات جهاني» نام دارد ابتدا فشردهاي از مباحثي که در اين کتاب مطرح کردهايد بيان کنيد و سپس نظرتان را درباره ارتباط پديده جهاني شدن و مبحث ارتباطات بيان کنيد. در کتاب ارتباطات جهاني که شامل 15 فصل است مسايلي همچون تاريخ اطلاعات، تئوريهاي ارتباطات، تبليغات و روابط عمومي، قوانين بينالمللي آزادي اطلاعات، راديو و تلويزيونهاي بينالمللي، نقش رسانهها در توسعه، شبکه CNN و تأثيرات آن در حوزه خبر و خبرنگاري و موقعيت آينده رسانهها در اين کتاب مطرح شده است. در مورد سؤال دوم شما، بايد گفت: جهاني شدن مسلماً به نفع همه نيست. از ديدگاه اطلاعاتي و اقتصادي، شکاف بين «دارها» و «ندارها» بيشتر و بيشتر ميشود. حدود 300 ميلياردر نيمي از ثروت جهان را در دست دارند. آيا در ميان آنها ايراني هم هست؟
ممکن است ايراني هم در ميان آنها باشد، چون ايرانيهاي ميلياردر زياد هستند از جمله 2 برادر هستند که در کانادا زندگي ميکنند و ساختمانهاي عظيمي به نام «MALL» ميسازند و عظيمترين مالها در آمريکا و کانادا توسط اينها ساخته شده است. صاحبان شرکتهاي غولپيکر جهاني، همان ميلياردرها هستند، اينها نفوذ زيادي در ساختار اقتصاد و رسانهها در جهان دارند. حرکت جهاني شدن قدرت را در دست همين عده متمرکز ميکند. شرکتهاي مختلف در هم ادغام ميشوند و به صورت شرکتهاي فراملي درميآيند که براي آنها مرزها ديگر مطرح نيست. هدف آنها فروش کالا و بازاريابي است و براي رسيدن به اين اهداف، از رسانههاي جهاني ماهوارهها و تلويزيونها استفاده ميکنند. اين رسانهها کانالهايي براي فروش بيشتر کالا هستند. بنابراين فرهنگي که اين رسانهها در سطح جهاني اشاعه ميدهند من آنرا «فرهنگ خريد» نام گذاشتهام. حرکتي در جهت ايدئولوژيک کردن مفاهيم ارتباطاتي در جهان مشاهده ميشود. از نظر شما پيامد اين حرکت چيست؟ آيا اين حرکت در جهت تقابل با روند ارتباطات است؟ اين يک بحث چندجانبه و گسترده است، ما مشکلات مخصوص به خود را داريم، برخي از اين مشکلات فرهنگي و برخي اقتصادي هستند. يکي از مشکلات، گم شدن مسايل انساني در فرآيند جهاني شدن است. اين فرآيند، هم ايجاد سردرگمي کرده و هم ايجاد رقابت شديد اقتصادي، اما مسايل انساني گم شدهاند. مشکلات محيط زيست، فقر، نبودن امکانات، مشکلات نبودن آزادي، مشکلات آموزشي، اقتصادي، زيادتر شدهاند. به محيط زيست ايران توجه کنيد، ما کالاهاي جهاني را وارد کردهايم کالاهايي نظير نوشابه، چيبس و… اما محيط زيست ما با زبالههاي آن، آلوده شده است، بدون اينکه فرهنگ و سيستم بازيافت داشته باشيم. البته گروههاي مختلفي براي حل اين نوع مشکلات فعاليت ميکنند.
به اين خاطر است که هر موقع «World Trade Organization «WTO سازمان تجارت جهاني کنفرانس برگزار ميکند، اعتراضات وسيعي توسط اين گروهها صورت ميگيرد. دليل آنها هم قانعکننده است، وقتي شما از ديدگاه جهاني به اين روند نگاه ميکنيد و ميبينيد که اولاً شکاف ثروت بيشتر ميشود، ثانياً مسايل انساني در اين روند گم ميشود و کسي توجهي به انسانها ندارد، مسلماً به آنها حق ميدهيد اعتراض کنند، اما از طرف ديگر نميتوان و نبايد اين حرکت جهاني شدن را نفي کرد. بلکه بايد آنرا به راهي سوق داد که آن مشکلات را هم حل کند. اين اعتراضات جهاني، مسلماً تأثيرگذار است و آن شرکتهاي فراملي مجبور ميشوند راهحلهايي را پيدا کنند. الان در آمريکا بيکاري خيلي زياد شده است. بخصوص پس از 11 سپتامبر که ضربه شديدي به اقتصاد آمريکا وارد آمد. شرکتهاي فراملي هم با استفاده کردن از نيروي کار ارزان کشورها در حال توسعه اين روند را تشديد کردهاند. يکي از اعتراضات صنفهاي کارگري اين است که چرا شرکتهاي غولپيکر آمريکايي کارخانههايشان را در آمريکا ميبندند و به کشورهاي ديگر منتقل ميکنند. اين روندي است که در آمريکا ادامه دارد.
اين شرکتهاي فراملي به خاطر کسب سود بيشتر، حتي توجهي به مسائل داخلي کشوري که مرکزيتشان در آنجاست ندارند. اينکه 4000 نفر بيکار ميشوند براي آنها مهم نيست.البته سيستم، آن بيکاران را حمايت اجتماعي ميکند ولي اين مبنايي نيست. چون آنها، جهاني نگاه ميکنند و از ديدگاه آنها همه دنيا يک بازار است. در واقع ما با يک پديده ديگري هم مواجه هستيم و آن اين است که همان شرکتهاي بزرگ فراملي، اداره کننده و صاحب رسانههاي بزرگ جهاني هم هستند. مثلاً جنرال موتورز صاحب NBC هم هست يا مرداک صاحب NewsInc هم هست، بدين ترتيب اين سؤال پيش ميآيد که رابطه اين رسانهها و دولتها و رابطه اين نوع سيستم کاپيتاليسمي با خود دولتها چگونه است؟ آيا رسانهها ابزار اجرايي سياست کشورها هستند يا نه، دولتها هم به نوعي بستري براي رشد بيشتر اين سيستم سرمايهداري هستند؟
اينها مثل پازل هستند و از هم جدا نيستند، رسانهها، تبليغات، شرکتها، سياست، فرهنگ و اقتصاد با هم ادغام شده و متکي به يکديگر هستند. رسانههاي جهاني در دست شرکتهاي فراملي هستند و اهدافشان هم همان اهداف شرکتهاي فراملي است. رسانههايي هم که در دست دولتها هستند در راه اهداف و ايدئولوژي آن دولتها قدم برميدارند و رسانههايي هم که در بخش خصوصي فعالند، به خاطر نياز به منبع درآمد و انتشار آگهيها، به نوعي جزئي از سيستم سرمايهداري محسوب ميشوند. اما عملکرد رسانههايي مثل راديو فردا که وابسته به دولت آمريکا است يا Fox News که در جنگ عراق همسو با سياستهاي جرج بوش عمل کردند، کاملاً ايدئولوژيک به شمار ميرود؟اينها اهرمهاي سيستمهاي سرمايهداري هستند که در مواقع به خصوصي مثل جنگ با عراق، خودشان را با دولت آن کشور هماهنگ ميکنند. دلايل اين امر هم سياسي است و هم اقتصادي، در هيچ کشوري رابطه رسانهها، شرکتها و دولتها را نميتوان قطع کرد وگرنه در سيستم اخلال ايجاد ميشود. از نظر شما با توجه به اين وضعيت، رسانه معتبر کدام است و شما به عنوان آقاي کماليپور اخبارتان را از چه کانالي دريافت ميکنيد؟نبايد اخبار را از يک کانال به خصوص بگيريم، بلکه بايد کمي اطلاعات از اين کانال و کمي از آت کانال بگيريم و اينها را روي هم بگذاريم تا آگاهي نسبي پيدا کنيم، چون هيچکدام کامل نيستند. جنبههاي مخرب و منفي اينترنت را چگونه ميتوان کنترل کرد؟ هر کشوري مشکلات خاص خودش را دارد. اما در ديدگاه من، هرچه کنترل کمتر باشد، کشش عمومي به سمت موارد کنترلشده کمتر است و برعکس؛ اگر شما به وضعيت سيستم بسته شوروي نگاه کنيد ميبينيد که سعي کردند دور خودشان را ديوار بکشند، اما عملاً مشکلات زيادي از نظر اقتصادي، اجتماعي و سياسي داشتند، نتيجه آن شد که آن سيستم به هم ريخت و کشورهاي بلوک شرق به اقتصاد جهاني پيوند خوردند. نمونه ديگر آلمان شرقي بود که با آلمان غربي ادغام شد. اينها نمونههايي هستند از اينکه درها را نبايد به طور کامل بست، البته آزادي کامل در هيچ سيستمي وجود ندارد، اگر آزادي کامل باشد به هرجومرج منتهي ميشود، اما سختگيري بيش از حد هم نتايج منفي به بار ميآورد.
در مورد فيلترگذاري اينترنت، هدف اصلي جلوگيري از انتشار تصاوير غيراخلاقي است، به همين دليل نه تنها در اينترنت بلکه حتي در تلويزيونهاي نسل جديد، تکنولوژياي به نام «V-chip» به کار برده شده که با استفاده از آن پدر و مادرها مانع دسترسي کودکانشان به برنامههاي غيراخلاقي ميشوند و حالت همان فيلتر را دارد. اما همين هم چندان موفق نبوده است چون خيليها اصلاً نميدانند چگونه بايد از آن استفاده کرد. فيلترگذاري اينترنت، براي جلوگيري از انتشار اخبار نيست.
از نظر شما اينترنت در ايران، فرصت است يا تهديد؟ هيچ تکنولوژياي تهديد نيست، آنها در حالت عادي تهديد نيستند بلکه بستگي دارد به اينکه از آنها در چه راهي استفاده شود. بسياري از تکنولوژيهاي نظامي در حال عادي تهديد نيستند. اما اگر در جهت غيرمشروع و غيرانساني از آنها استفاده شود تهديد تلقي ميشوند.اينترنت يک پديده ماندني و جهاني است درهاي زيادي را به روي ما باز ميکند مشکل اين است که من حس ميکنم بيشتر روي نقاط منفي تکنولوژيها تکيه ميشود تا نقاط مثبت آنها.شما ميتوانيد از اينترنت براي آموزش، خبررساني، توسعه و بازاريابي استفاده کنيد.اينترنت جريان يکسويه اطلاعات را حذف کرده است و جريان دوطرفه اطلاعات را به وجود آمده است. آموزش الکترونيکي چه جايگاهي در دنيا دارد و نظام آموزش و پرورش، دانشگاهها و رسانهها و ساير نهادهايي که نقش آموزشي در جامعه دارند، در آينده چه نقشي ايفا خواهند کرد؟
دانشگاهها بايد پاسخگوي نيازهاي مردم باشند. نقش کامپيوتر و اينترنت در آموزش بسيار مؤثر است. هماکنون در آمريکا يک شبکه تلويزيوني به نام «کانال يک» برنامه آموزشي در تمام مدارس پخش ميکند و ابزارهاي اين سيستم آموزشي به طور رايگان از سوي شرکتها ارائه شده است که در ازاي اين هزينهها، مدت اندکي تبليغات پخش ميکنند. در واقع تبليغات با اين شبکهها گره خوردهاند، حتي من در جايي خواندم که در سوئد يک شرکت پيشنهاد داده که کل هزينه مخابرات براي مردم رايگان باشد و به جاي آن در ازاي هر تماس، چند ثانيه تبليغات در ابتداي تماس پخش شود و در عوض هزينههاي تماس را آن شرکت به مخابرات بپردازد.بله تبليغات با اينترنت و رسانهها گره خورده است. تکنولوژيهاي جديد اين امکان را به وجود آوردهاند که شرکتها و دولتها کنترل بيشتري بر علايق و سليقه مردم داشته باشند که چه ميخوانند، چه ميپوشند، چه ميخورند و کجا ميروند. ارزيابي شما از روند رشد اينترنت از نظر کمي و توليد محتواي فارسي يا Content در اينترنت چيست؟ يکي از نقاط ضعفش اين است که به کندي پيش ميرود. حضور داشتن در دنياي اينترنت کار سادهاي است، اما ميزان تأثيرگذاري بر مخاطبان و کيفيت حضور بسيار مهم است الان رقابت شديدي در اين زمينه وجود دارد. رشد وبلاگهاي فارسي بسيار مثبت است اگرچه خيلي از آنها ماندني نيستند اما اين پديده، فرهنگ ديالوگ و بحث را بوجود ميآورد. استفادهکنندگان از اينترنت، عمدتاً جوان هستند و مخالفين اينترنت عمدتاً مسن هستند و اينترنت جايي در زندگي آنها ندارد. دنيايي از اطلاعات در اينترنت جمع شده است و بايد از آن استفاده کرد.
در يک ارزيابي کلي متأسفانه بايد اذعان کرد عليرغم رشد تعداد کاربران اينترنت، حضور ايران و زبان فارسي در سطح جهاني در اينترنت محدود و ناچيز است دليلش هم اين است که امکانات و دسترسي به کامپيوتر و اينترنت و راه يافتن به شبکه و امکانات محدود است اين محدوديتها را بايد از بين برد و با شکوفايي علم و دانش در جهت باز کردن اين فضا حرکت کرد
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
رسانههاي ارتباطي و آزادي در عصر ديجيتال
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 15, 2007
|
رسانههاي ارتباطي و آزادي در عصر ديجيتال |
|
||||||||||
|
رسانهها – پروفسور يحيي كماليپور* تعريفي كه مورد پسند و قبول همگان باشد از آزادي وجود ندارد. چنين چيزي هم به عنوان آزادي مطلق كه در آن يك شخص بتواند بدون توجه به عواقب كار، هر چه خواست انجام دهد وجود ندارد. مردم در جوامع دموكراتيك طبعاً آزادند افكارشان را به صورت شفاهي يا نوشتاري بيان كنند، اما بايد به ياد داشته باشند كه هر اقدامي عكسالعملي در پي دارد. به بيان ديگر، مسئوليت اجتماعي از عناصر مهم آزادي است. آزادي بدون مسئوليت هرجومرج به بار ميآورد. از روزنامهنگاران انتظار ميرود به عنوان نگاهبان حقيقت عمل كنند. بنابراين آنها بايد اجازه داشته باشند حقيقت را آشكار كنند و بايد از عهده آزادي و مسئوليتي كه براي تأمين منافع مخاطبانش از آن بهره ميگيرند برآيند. بايد اضافه كنم كه منافع مخاطبان اغلب با منافع ملي منطبق است. آزادي مطبوعات جهان مفهوم آزادي از حدود سال 1600 ميلادي كه گوتنبرگ چاپ را اختراع كرد و شيوه ابداعي او عمومي شد، مورد بحث بوده است. سيستم حروف متحرك گوتنبرگ توليد و انتشار مطالب چاپي را ممكن كرد. امروزه فناوري ارتباطات ديجيتال در حال به چالش كشيدن شيوههاي سنتي انديشيدن، مرزبنديهاي فيزيكي ميان دولت-ملتها و همچنين نهادهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي است. عصر ديجيتال –كه طليعه آن را تكنولوژي كامپيوتر و محيط وب نمايان كرده است- فرصتهاي بيشماري در اختيار اشخاص، گروهها و سازمانها ميگذارد تا نظرات خود را از طريق وبلاگها، چترومها، MySpace، YouTube و ديگر زمينههاي ابتكاري و تعاملي، به صورت آزادانه بيان كنند. بنابراين امكان كنترل سيل اطلاعات در داخل و خارج مرزهاي جغرافيايي دولت-ملتها به شكلي روزافزون براي دولتها دشوار ميشود. رسانه و عينيگرايي در سراسر جهان نسبت به ادعاي عينيگرايي ترديد و بدبيني وجود دارد. سئوالي كه غالباً مطرح ميشود اين است: روزنامهنگار چگونه ميتواند از رويدادها، سياستهاي روزنامه، منافع شركتها، منافع ملي، ارزشهاي اجتماعي، اصول شخصي و چيزهايي از اين دست فاصله بگيرد؟ مگر هر كس جهان را از ديد خود نمينگرد؟ مگر رسانهها و روزنامهنگاران ناچار نيستند در چارچوبي فعاليت كنند كه غالباً توسط صاحبان و گردانندگان رسانهها تعيين ميشود؟ معمولاً شاهديم روزنامهنگاراني كه از خطقرمزهاي نوشته و نانوشته ميگذرند در كشورهاي دموكراتيك از كار بيكار و در كشورهاي غير دموكراتيك بازداشت و زنداني ميشوند. البته تفاوت مهم اينجاست كه در كشورهاي دموكراتيك روزنامهها و رسانهها به دليل تخطي از هنجارهاي مورد انتظار تعطيل نميشوند، اما بسته شدن روزنامهها و لغو امتيازشان در كشورهاي غير دموكراتيك امري عادي است. اما با وجود گسترش دسترسي و محبوبيت اينترنت، معلوم نيست تا كي ميتوان اينگونه روشهاي قهرآميز را به كار گرفت. مهار كردن سيل اطلاعات در عصر ديجيتال به صورت تكليفي هراسانگيز درآمده است. پديدههاي «وبكست»، «پادكست» و «WiFi» به مرزهاي فيزيكي محدود نميمانند و نميتوان آنها را با مسدود كردن به سادگي و به شكلي مؤثر كنترل كرد. رسانه و مسئوليت اكثر كشورهاي غير دموكراتيك برداشتي تمركزگرايانه از ارتباطات جمعي دارند. بر اساس اين برداشت از روزنامهنگاران انتظار ميرود در قبال آنچه مينويسند يا گزارش ميكنند مسئوليت اخلاقي و قانوني داشته باشند. به همين دليل در هر كشوري قواعد و مقرراتي هست كه بايد مراعات شود. اين مقررات معمولاً به «خط قرمز» تعبير ميشوند. يكي از دشواريهايي كه روزنامهنگاران، نويسندگان، برنامهسازان و هنرمندان در خاورميانه با آن روبرو هستند اين است كه اين خطوط قرمز به روشني تعريف نشدهاند و مدام تغيير ميكنند. در واقع امروز ممكن است چيزي مجاز يا غير مجاز تلقي شود و فردا برعكس! رسانهها و دموكراسي البته هيچ ملتي در جهان كاملاً آزاد نيست و آزادي كامل مطبوعات نيز در هيچ كشوري وجود ندارد. آزادي يك مفهوم نسبي است و اين نسبيت درباره آزادي مطبوعات هم صدق ميكند. هر گونه آزادي، چه آزادي بيان، چه آزادي مذهب و چه آزادي مطبوعات، مفهوم خود را از جهتگيري اجتماعي ميگيرد. به بيان ديگر، رسانههاي جمعي هر كشور را نميتوان جدا از ساختارهاي موجود اقتصادي و سياسي در آن درنظر گرفت. «از تفاوتهاي بنيادين بين سيستمهاي دموكراتيك و اقتدارگرا اين است كه نظرات گوناگون در يك دموكراسي، دستكم به لحاظ نظري، امكان مطرح شدن (يا تحمل شدن) دارند، در حالي كه در نظامهاي اقتدارگرا هرگونه انتقاد از قدرت حاكم سركوب ميشود (يا تحمل نميشود)». رسانهها و سانسور رسانهها و ادراكات رسانهها و دگرگوني به عنوان نمونه، رسانههاي غربي در جريان جنگ آمريكا و انگليس در افغانستان و عراق حامل اصلي اطلاعات و اخبار نبودند. در واقع شبكه تلويزيوني پرطرفدار الجزيره كه در قطر استقرار دارد به يك بازيگر عمده تبديل شد. همچنين تلويزيونهاي ماهوارهاي جامجم، العالم و سحر كه در ايران مستقر هستند در كنار شبكههاي ديگري از مصر، اردن، كويت، سوريه، يمن، بحرين، تركيه، فلسطين، عربستان سعودي و جاهاي ديگر از طريق اينترنت و ماهواره به پوششي جهاني دست يافتند. دنياي تازه و متفاوتي به وجود آمده است با هزاران فرصت تازه و هزاران مشكل بزرگ جهاني. مشكلاتي چون يأس فراگير، تبعيض، جنگ، قحطي و تضاد. تنها اميد براي رسيدن به آيندهاي بهتر و صلح نسبي در چنين فضايي اين است كه حقوق بشر، آزادي بيان، آزادي مطبوعات، توزيع عادلانه ثروت، دسترسي عمومي به آموزش و بهداشت و همكاريهاي بينالمللي از سوي همگان مورد توجه قرار گيرد. آشكار است كه مرزهاي جغرافيايي دولت-ملتها ، دستكم براي اطلاعات و ارتباطات، بيمعني شده است. دولتها بيش از اين نميتوانند شهروندان خود را در تاريكي نگاه دارند. اخبار با سرعت نور انتشار مييابند و در فضاي اطراف كره زمين جريان دارند. در واقع يك راديوي ديجيتالي، يك ديش ماهوارهاي ديجيتالي، يك تلفن همراه ديجيتالي، يك كتاب ديجيتالي، يك كامپيوتر ديجيتالي يا حتي يك پيجر به هر كس در هر جا امكان دريافت فركانسها و تبديل آن به اطلاعات را ميدهد. در واقع تكنولوژيهاي ارتباطي مرزهاي مصنوعي را از ميان برده، رژيمهاي ديكتاتوري را به لرزه درآورده و ديوارهاي پنهانكاري را از ميان برداشتهاند. دنيا به سرعت درحال دگرگوني است، اميدواريم به سوي آيندهاي بهتر. *پروفسور يحيي كماليپور رئيس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي خلاقه دانشگاه پوردو ايالت ايندياناي آمريكا و سردبير Global Media Journal است. |
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
لیست ایمیل استادان
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 15, 2007
از همه دوستان خواهشمندم چنانچه ايرادی در آدرس ايميلهای ارايه شده مشاهده میكنيد، و يا ايميل استادان و مدرسانی را در اين حوزه میشناسيد كه در اينجا به آنها اشاره نشده است، ما را مطلع كنيد. آذری، غلامرضا ـ azari_gh2002@yahoo.com
آشنا، حسامالدين ـ ashna@isu.ac.ir
احمدپور، سارا ـ sara_spring1997@yahoo.com
احمدنيا، شيرين ـ shirin.ahmadnia@gmail.com
اردستانی، حسن ـ hasanardestani@yahoo.com
اسدی، محمدحسن ـ assadi.tari@gmail.com
اسلامی، پرستو ـ s_l_a_m_i@yahoo.com
اسلامیفرد، غلامحسين ـ heslamifard@yahoo.com
افخمی، حسينعلی ـ hafkhami48@yahoo.co.uk
الستی، محمدعلی ـ miiialasti@yahoo.com
بديعی، نعيم ـ badei@atv.ac.ir
بهار، مهری ـ mbahar@ut.ac.ir
بهرامپور، شعبانعلی ـ bahrampoor@yahoo.com
بهرامیكميل، نظام ـ Farshidnbahrami@yahoo.com
بيابانگرد، اسماعيل ـ ebiabangard@yahoo.com
بيگدلی، سايه ـ sayebigdeli@yahoo.com
تربتی، سروناز ـ sarvenaze@yahoo.com
ترزمینژاد، وحيده ـ v_tarzaminejad@yahoo.com
توكلی، احمد ـ tavakoli1336@yahoo.com
جوادیيگانه، محمدرضا ـ myeganeh@ut.ac.ir
حسينی، سيدحسن ـ hosnyd@hotmail.com
حسينی، نگين ـ jik2jik@yahoo.com
خجسته، حسن ـ khojasteh_Hassan@yahoo.com
خرازیآذر، رها ـ cyber.diplomacy@gmail.com
خلجی، سهيلا ـ nir_bekey@yahoo.com
خواجهنوری، نسرين ـ nkhadgehnoori@yahoo.com
دادگران، سيدمحمد ـ mohamad_dadgaran@yahoo.com
دوران، بهزاد ـ behdor@hotmail.com
دهقان، علیرضا ـ adehghan@ut.ac.ir
ديندار فركوش، فيروز ـ fi12_dindar@yahoo.com
راودراد، اعظم ـ ravadrad@ut.ac.ir
رحمتی، علیاصغر ـ rahmati.ali@gmail.com
رستگار، ايرج ـ iraJ@Tavana.net
رسولی، محمد ـ rasouli57@yahoo.com
رضویدينانی، ابتسام ـ razavidinani@yahoo.com
رضویزاده، سيدنورالدين ـ snrazavizadeh@yahoo.com
زارعيان، داود ـ Dzareian@yahoo.com
ساعی، منصور ـ m_saei2001@yahoo.com
سعیدی، رحمان ـ rsaeedi-77ap@yahoo.com
سلطانیفر، محمد ـ msoltanifar@yahoo.com
شاهمحمدی، عبدالرضا ـ abresh0@yahoo.com
شکرخواه، یونس ـ younes@gmail.com
صادقی، نادر ـ nadersadeghiln@yahoo.com
صادقیفسايی، سهيلا ـ S_Sadeghi@yahoo.com
ضابط، شادی ـ zabetshadi@yahoo.fr
ضيايیپرور، حميد ـ ziaee@reporter.ir
عبداللهيان، حميد ـ hamidabdn@yahoo.com
عابدينی، حسن ـ abedini2000@yahoo.com
عاملی، سعيدرضا ـ srameli@hotmail.com
فرقانی، محمدمهدی ـ mmforghani@yahoo.com
فروغيان، فلورا ـ flora_ak2000@yahoo.com
فرهنگی، علیاكبر ـ draafarhangi@yahoo.com
فهميزی، سيدمحمدرضا ـ m_fahmizy@yahoo.com
كاظمی، عباس ـ akazemi@ut.ac.ir
كردی، ناهيد ـ nahidkordi1340@yahoo.com
كمالیپور، يحيی ـ kamaliyr@calumet.purdue.edu
كوثری، مسعود ـ mkousari@ut.ac.ir
كيا، علیاصغر ـ aliasghar@yahoo.com
گرانمايهپور، علی ـ ali_phd1970@yahoo.com
گرجی، پريسا ـ p_gorji@yahoo.com
گيويان، عبدالله ـ aguivian@yahoo.com
مجدنيا، مجيد ـ m.majdnia@gmail.com
محسنيانراد، مهدی ـ mohsenianrad@yahoo.com
محكی، علیاصغر ـ amahaki@gmail.com
محمدیفر، محمدرضا ـ mmfar@hotmail.com
مسعودی، اميدعلی ـ oamasoodi@yahoo.com
معتمدنژاد، كاظم ـ ka_motamed@hotmail.com
منتظرقائم، مهدی ـ mehdighaem@yahoo.com
موسوی، سيدعلی ـ samoosavi@hotmail.com
مولانا، حميد ـ mowlana@american.edu
ميرفخرايی، تژا ـ tejalyd2000@yahoo.com
ناظمی، مازیار ـ nazemi.maziar@gmail.com
نصرتی، ويدا ـ v_no_12@yahoo.com
نعمتیاناركی، داود ـ nemati30@yahoo.com
نقيبالسادات، سيدرضا ـ naghibalsadat@yahoo.com
نمکدوست تهرانی، حسن ـ hdoost@yahoo.com
نيرومند، ليلا ـ lila_niroomand@yahoo.com
وردینژاد، فريدون ـ verdinejad@verdinejad.com
هاشمی، سيدضياء ـ zhashemi@ut.ac.ir
هاشمی، شهناز ـ shahnaz_hashemi@yahoo.com
يحيايیايلهای، احمد ـ ahmadyahyaee@yahoo.com
نوشته شده در ایمیل های استادان ارتباطات | بیان دیدگاه »
سواد رسانه ای
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 15, 2007
پروفسور یحیی کمالی پوررئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردوآمریکامحقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردو آمریکاست .حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. دکتر کمالی پور تعداد 10 اثر به چاپ رسانده است. کمالی پور هر چند خود در مهد آمریکا و غرب مشغول تدریس است اما دیدگاه های انتقادی خود را نسبت رسانه های غربی بر اساس واقعیات موجود حفظ کرده و به قول همسرش هنوز فاصله اوبا ایرانیان به اندازه همان نخ لیوانی است که در کودکی با همسن و سالانش تلفن بازی می کرد. دکترهنوز انگلیسی را هم به لهجه کرمانی صحبت می کند و برعکس روحیه خساست و سختی کویر، پروفسور در ارایه معلوماتش جزو دست و دلبازترین هاست.گفت و گوی” پرانتز” با ایشان به یکی از مهمترین موضوعات رسانه ای امروز یعنی سواد رسانه ای معطوف است.این گفت و گوی کوتاه که با پاسخهای متین ایشان جامعیتی خاص یافته است را تقدیمتان می کنیم:
آقای دکتر سواد رسانه ای از منظر شما به چه معناست؟
در دنیای امروز رسانه ها یکی از اجزای اساسی جوامع بشری هستند لذا سواد رسانه ای (MEDIA LITERACY ) شامل تحقیق ، تحلیل ، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها ( رادیو ، تلویزیون، فیلم ، موسیقی ، روزنامه مجله ، کتاب و اینترنت ) بر روی افراد و جوامع می باشد . تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز مبرم آموزشی بنا نهاده شده به سال 1960 میلادی و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو و فیلمهای هالیودی بر می گردد. در این میان تلویزیون گوی سبقت را از رسانه های دیگر ربود ، بطوریکه اکثر مردم ترجیح دادند که تماشا کنند تا اینکه مطالعه کنند.یکی از عواقب این تحول اجتماعی و آموزشی ، کمتر شدن تمایل دانش آموزان به مطالعه و کتاب بود.
این تحقیقات نشان داد که تماشا کردن مداوم تلویزیون باعث رکود تمرکز فکری دانش آموزان در کلاس درس می شود. در دنیای انفجار اطلاعات و پوشش دایمی و گسترده رسانه ها مخاطبین بیشتر به تصویر توجه می کنند و به قولی “در مسابقه چشم با گوش ، چشم همیشه برنده است”.
این واقعیت بحث دیگری را به نام سواد تصویری و یا دیداری ( VISUAL LITERACY) رایج کرده است. این دیدن ما نیست که مخاطبین رسانه ها باید بتوانند مفاهیم و یا زبان آنچه را که تصویر منتقل می کند حلاجی کنند و مفاهیم نامرئی را بفهمند.قدرت رسانه ها بیشتر در انتخاب و ارایه تصویر است تا نوشتار و گفتار.اینها اجزایی از سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی هستند.
با پیدایش رسانه های توده ( MASS MEDIA ) بحث جامعه توده ( MASS SOCIETY ) جای خودش را در تحقیق و آموزش پیدا کرد.از طرفی قبل از عمومی شدن تلویزیون ، رادیو راه را برای تماس مستقیم گوینده و یا فرستنده ( SENDER ) با گیرنده ( RECEIVER ) هموار کرده بود و وارد حریم خصوصی خانواده ها شده بود.یکی از اتفاقات کلاسیک در تاریخ رادیو – که نفوذ آن را بر روی شنوندگان آشکار کرد – پخش یک برنامه تخیلی به نام ” جنگ دنیاها ” و یا “ “ WAR OF THE WORLDS در سال 1938 بود که بحث جدیدی را به عنوان ” MAGIC BULLET THEORY ” ایجاد کرد. این تئوری تاثیر رسانه ها بر روی مخاطبین را مستقیم ، دقیق و هدفمند تلقی می کند و آنرا به مانند تفنگ می پندارد که تیرش را به سوی هدفی مشخص شلیک می کند.
اگر چه این دیدگاه به مرور اصلاح شد و تئوری های دیگری ارایه شد که پیچیدگی های فردی و اجتماعی را در خود گنجاند ولی آنچه واضح است این است که رسانه های جامعه در دنیای امروز نفوذ و تاثیراتشان بیشتر از خانواده ، مسجد و یا مدرسه است. جوانان در آمریکا از هنگام ورود به دبستان تا هنگام اتمام دبیرستان بیشترین وقتشان را در جلوی صفحه تلویزیون می گذرانند تا در کلاسهای درس. از طرف دیگر آمریکاییها اخبار روزانه خودشانرا ( بیش از 70 درصد) فقط از طریق تلویزیون دریافت می کنند.
جالب اینجاست که یک تحقیق اخیر بوسیله MEDIA RESEARCH NIELSEN نشان می دهد که بطور متوسط هر خانوانده آمریکایی بیش از هشت ساعت از وقت روزانه اش را صرف تماشای تلویزیون می کند.
یکی از اهداف اصلی سواد رسانه ای آگاه کردن و سعی در کم کردن تاثیرات منفی رسانه ها بر روی کودکان ، دانش آموزان و جوانان است.
آنها باید درک کنند که هر روز بوسیله رسانه ها جهت خرید کالا و پیامهای گوناگون مورد تهاجم دایمی قرار دارند.آنها باید دریابند که اهداف رسانه ها چیستند و چگونه بدون آنکه خود بخواهند بطور زیرکانه به افکار ، کردار و رفتارشان شکل می دهند .قدرت رسانه ها در این است که مخاطبین ناخود آگاه ، با یک دیدگاه ، رفتار و گفتار بخصوص هماهنگ می شوند. آنها باید بیاموزند که رسانه ها پروپا گاندای دولتها هستند.
به سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی اشاره کردید. این دو با هم چه ارتباطی دارند؟
در دنیای ارتباطی و شدیدا رقابتی امروز ، سواد اطلاعاتی ( INFORMATION LITERACY) یکی از نیازهای اصلی هر انسان و جامعه ای می باشد.سواد اطلاعاتی پی بردن به این واقعیت است که دانش یعنی قدرت ( KNOWLEDGE IS POWER ) .پذیرش این اهم به تنهایی کافی نیست ، بلکه یک فرد باید بداند که در اقیانوس عمیق و بسیار گسترده اطلاعات به عنوان مثال در اینترنت دنبال چه موضوعی می گردد و چگونه می تواند آنرا به دست اورد. امروز حجم اطلاعات انقدر سرسام آور است که حتی پی بردن به صحت و یا سقم یک موضوع براحتی امکان پذیر نیست .یک سوال اساسی در این رابطه این است : آیا آنچه از طریق رسانه ها بخصوص اینترنت دریافت می کنیم و یا در دسترس همگان است قابل استفاده ، مستند و یا درست است؟ متاسفانه باید اذعان کنم که اکثرآنچه در اینترنت است آشغال ( TRASH) و تهی از ارزش است . پس چگونه یک فرد می تواند آنچه که مفید و خوب است را پیدا کند.اینجاست که اهمیت سواد اطلاعاتی مشخص می شود.
همانطور که می دانید رسانه ها اطلاعات را بسته بندی می کنند و مانند یک کالا آنرا تحویل مخاطبین و یا مشتریان خود قرار می دهند. از طرفی مخاطبین اطلاعات را به سلیقه خود گزینش و توجیه می کنند و یا اینان انچه را که در رسانه ها دیده و یا شنیده اند تکرار می کنند و یا حتی مالک آن می شوند.آیا این یک روند سازنده است؟ آیا عدم تحقیق و تحلیل خوب است ؟ آیا پذیرفتن آنچه رسانه ها به مخاطبین منتقل می کنند عاقلانه است؟ آیا مخاطبین نباید دقت و توجه بیشتری به محتوا و مآخذ رسانه ها داشته باشند؟ یک انسان آگاه تحقیق می کند ، تحلیل می کند ، تجزیه می کند ، می اندیشد و آنچه را که رسانه ها ارایه می کنند براحتی و کورکورانه نمی پذیرد.
ممکن است به جنبه های سواد رسانه ای هم اشاره ای داشته باشید؟
این جنبه ها بسیارند و من تنها می توانم فهرست وار به برخی از آنها اشاره کنم: درک ساختار رسانه ها ، درک اهداف برنامه ریزان و تولید کنندگان محتوای رسانه ها ، درک زبان تصاویر و تاثیرات ناخودآگاه آنها بر روی مخاطبین ، درک نحوه ارایه مطالب در قالبهای نوشتاری و یا تصویری ، درک استفاده رسانه ها از سکس و ترس برای جذب مخاطبان و فروش کالا ،درک ین واقعیت که رسانه ها معمولا مقاصد و منافع صاحبان خودشانرا دنبال می کنند.آگاهی از تحقیق و بررسی محتوای رسانه ها ، آگاهی از شگردهای تولید برنامه ها بخصوص در دنیای دیجیتالی امروز ، آگاهی از طرق تولید وتوزیع اخبار و بالاخره درک ارتباط تنگاتنگ رسانه ها با نهادهای سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی.
امروزه داشتن سواد اطلاعاتی در رسانه های سنتی اهمیت بیشتری دارد و یا در رسانه های نوین؟
نمی توان رسانه های سنتی و یا نوین را در یک قالب کلی قرار داد ؛ چون تنوع محتوا ، صداقت در خبر رسانی و کار تخصصی و حرفه ای در هردو موجود است.باید گزینش کرد و از اتکا به مآخذ بخصوص و یا یک رسانه بخصوص خودداری کرد.
سواد رسانه ای با روزنامه نگاری توسعه چه ارتباطی دارد؟
همانطور که قبلا اشاره کردم سواد رسانه ای درک نقش و شیوه های تولید محتوا است.بنابر این باید بگویم که مسلما ارتباط تنگاتنگی بین روزنامه نگاری توسعه و سواد رسانه ای وجود دارد.بدون درک رسانه ها و داشتن تبحر در رابطه با رسانه ها نمی توان در زمینه توسعه موفق شد.از این دیدگاه این دو مکمل هم هستند.
با آموزش رسانه ای چطور ، با آن هم مرتبط است ؟
مسلما. در آموزش رسانه ای تئوری و کار عملی هر دو باید در نظر گرفته شوند.سواد رسانه ای نباید صرفا بصورت تئوری و یا عملی ارایه شود.صحبت از تهیه یک فیلم مستند و یا هرم وارونه زمانی مفهوم واقعی خودش را پیدا می کند که دانشجویان عملا آنها را به کار بندند و پروسه را تهیه و تولید را تجربه و لمس کنند.
مخاطب سواد رسانه ای بیشتر چه عنصری است ؟
از دیدگاه آموزش دانشجویان و دانش آموزان و مدرسین و از دیدگاه عمومی ، خانواده ها ، بازرگانان ، سیاستمداران و فعالان اجتماعی در حوزه های محیط زیست ، آزادی و غیره می باشند.
با آنچه گفته شد می توانید ارزیابی خودتان را از سطح سواد رسانه ای در ایران بفرمایید؟
بر اساس آنچه می دانم وضعیت جامعه ما در ایران در رابطه با سواد رسانه ای هم نگران کننده و هم امیدوار کننده است.در زمینه آموزش ، نهادهای آموزشی در همه سطوح هنوز به اهمیت داشتن سواد رسانه ای توجه لازم را ندارند و به این مهم بصورتی می نگرند.از طرفی رسانه های کشور و بخصوص روزنامه نگاران با چالشهای بسیاری روبرو هستند که نیاز به چاره اندیشی و دور نگری دارند.اگر ما فقط یکی از گفته های بسیار عمیق در فرهنگ پر بار خودمان که می گوید:”توانا بود هر که دانا بود” را در نظر بگیریم در می یابیم که در دنیای شدیدا رقابتی و در حال تحول ، وظیفه هر استاد ، محقق و ژورنالیست ایرانی است که مردم را در همه حوزه های علمی ، سیاسی و اجتماعی و بین المللی آگاه و به روز نگاه دارد.
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
فیلترشکن ها
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 14, 2007
http://www.proxynumber8.com
http://www.myspaceunblock.net
http://www.smartproxy.us
http://www.freeproxysurfing.net
http://www.proxymy.net
http://www.pcsoftcaptura.net
http://www.hophost.net
http://www.proxycave.com/index.php
http://www.savinirs.com/access
http://recyclingvws.co.uk/www/uploads/linkinpark
http://fuseix.com
منتشرشده در: بدون دسته بندی on فوریه 18, 2007 at 7:10 pm یک نظر
2
http://lld.cc
http://www.proxsox.info
http://unblockwebsense.com
http://wallhacks.info
http://bearproxy.info
http://www.proximity.ws
http://viewthistube.info
http://talentproxy.info
http://raxy.info
http://duli8.com
منتشرشده در: on فوریه 17, 2007 at 9:57 ق ظ یک نظر
1
http://webproxy4free.com/
http://www.anonymonline.com/
http://proxydragon.com/
http://www.proxyservices.org/
http://www.alligatorproxy.com/
http://www.virtualpbxnews.com/
http://www.b-ored.com/
http://www.cipera.net/
http://sskb.cn/proxy/
http://zubp.com/
http://www.proxyrouter.com
نوشته شده در Blog | Comments Off
نامه هایتان را در GMail امضا کنید:اينترنت
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 14, 2007
امضا متنی کوتاه شخصی ( مشخصات تماس-نام یا از این قبیل)است که به طور اتوماتیک به آخر همه ی نامه های فرستاده شده از سوی شما اضافه می شود.
برای به وجود آوردن امضا چه باید بکنیم؟…
1- از قسمت بالای صفحه Setting را انتخاب میکنیم.
2-متن مورد نظرمان برای امضا را در این صفحه در جلوی Signature می نویسیم در این حین دکمه ی No signature به یک Text Box تغییر میکند.
3- دکمه ی Save Change را فشار دهید تا تغییرات ثبت شود.
کار تمام است. 
* تذکر: اگر شما برای نامه ای خاص نمیخواهید امضایتان در زیر نامه نقش بندد میتوانید به راحتی قبل از ارسال نامه امضا را از زیر آن پاک کنید. G-mail امضای شما را به رنگ خاکستری در قسمت پاینی نامه ثبت می کند. امضا به وسیله ی دو خط تیره از قسمت اصلی نامه قابل تشخیص است. برای پاک کردن آن تنها کافی است آن را انتخاب کرده و کلید Delete را فشار دهید.
نوشته شده در Brand New | بیان دیدگاه »
پروفسور یحیی کمالی پور
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 14, 2007
استاد رشته ارتباطات جمعی در رسانه های گروهی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردو آمریکا
موضوع سخنرانی: از سنت تا نوگرایی؛چالش های فرهنگی روابط عمومی ایران
معرفی
دکتر یحیی کمالی پور، محقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق[1] در دانشگاه پوردو آمریکاست[2]. حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. دکتر کمالی پور تعداد 10 اثر به چاپ رسانده است[3] که از جمله آنها می توان “مطبوعات و سیاست در جنگ عراق”[4] ؛ “جنگ، مطبوعات و تبلیغات: چشم انداز جهانی”[5] ؛ “جهانی سازی و سلطه مطبوعات”[6] ؛ “ارتباط جهانی”[7] ؛ مطبوعات، جنسیت، خشونت و مواد مخدر در دهکده جهانی”[8] ؛ “مذهب، قانون و آزادی: دیدگاه جهانی”[9] ؛ “تصویر ایالات متحده در جهان: دیدگاه چند فرهنگی”[10] و “تنوع فرهنگی و رسانه های ایالات متحده”[11] را نام برد.
دکتر کمالی پور علاوه بر فعالیت به عنوان مشاور و سردبیر چندین مجله معروف ارتباطات، مؤسس و سردبیر ارشد نشریه الکترونیک مهم به نام “ژورنال جهانی رسانه ها”[12]، به زبان های عربی، انگلیسی، چینی و اسپانیولی است. وی سردبیر دو پورتال وب با نام های “مجله مشاور رسانه ای جهانی”[13] و “دهکده جهانی من”[14] و همچنین سردبیر مجموعه کتاب های “مطالعات رسانه جهانی”[15] انتشارات دانشگاه سراسری نیویورک”[16] است.
دکتر کمالی پور سخنرانی هایی در مصر، کانادا، چین، ایران، کنیا، مکزیک، اسلوانی و ایالات متحده داشته است و در دانشگاه های اوهایو[17]، ایلینویز[18]، میسوری[19]، ایندیانا[20]، ایران
نوشته شده در Kamalipour_2 | بیان دیدگاه »
رد پاهای به جا مانده از شما در اینترنت را مدیریت کنید! :اينترنت
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 14, 2007
عبارت کوکی Cookie را در دنیای اینترنت امروزی به خاطر کاربرد زیادشان احتمالا شنیده اید. کار اصلی کوکی ها به زبان ساده ذخیره اطلاعات وارد شده توسط شما در سایت های مختلف است. به خاطر وظیفه حساسی که کوکی ها بر عهده دارند طبعأ مسئله امنیت برای آنها بسیار مهم است. در این ترفند قصد داریم تا شما را با نحوه مدیریت صحیح این کوکی ها و حفاظت اطلاعات شما در مرورگر اینترنت اکسپولرر که وظیفه فراخوانی این اطلاعات را دارد آشنا کنیم.
جهت تنظیم اولویت های Cookie , مراحل زیر را انجام دهید:
مرورگر Internet Explorer خود را باز نمایید و منوی Tools وارد Internet Option شوید. سپس در پنجره باز شده ، وارد تب Privacy شوید. اکنون میتوانید با استفاده از Level موجود در این تب ، میزان پذیرش کوکی ها را تنظیم کنید. بدین شکل که:
- Block All Cookies – مسدود کردن تمامی کوکی ها
- High – مسدود کوکی ها با فیلتر بالا
- Medium High – مسدود کوکی ها در حد متوسط رو به بالا
- Medium – مسدود کوکی ها در حد متوسط
- Low – مسدود کردن کوکی ها با فیلتر کم
- Accept All Cookies – پذیرش تمامی کوکی ها
اگر سایتهایی فقط در صورت پذیرفتن Cookie های آنها اجازه وارد شدن به این سایتها را میدهند , میتوانید تنظیم های Privacy را ا به مقداری بجز Block All Cookies یا Accept All Cookies تغییر دهید و سپس دکمه Edit را کلیک کنید تا کادر مکالمه Per Site Privacy Actions بنمایش گذاشته شود . در کادر متن (Address Of Web Site ) , نام سایت مورد نظر را وارد کنید و سپس دکمه Allow یا Block را کلیک کنید . اجازه دادن = Allow , باز داشتن = Block
جهت حذف یک سایت , سایت مورد نظر را از لیست انتخاب کنید و سپس دکمه Remove را کلیک کنید .
در پایان تمامی پنجره ها را OK کرده و خارج شوید.
نویسنده :مهدی
(2)سوالات و نظرات شما
نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »
گفتگو بادکتر یحیی کمالی پور
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 12, 2007
جامعه اطلاعاتي و اينترنت
اشاره:در حاشيه كنفرانس بين المللي روابط عمومي با دكتر «يحيي كمالي پور» در باره جامعه اطلاعاتي و نقش اينترنت در آن گفت وگويي كوتاه انجام شد كه مي خوانيد:
* چه تعبيري از جامعه اطلاعاتي مي توانيد ارايه كنيد؟
- در شكل جديدي از دوران معاصر را كه در آن فعاليت هاي مبتني بر داده ها و اطلاعات صورت بگيرد جامعه اطلاعاتي گويند، در اين جامعه بخش عمده اي از ساختار اقتصادي بر نقل و انتقال اطلاعات و دانش استوار است و به تعبير ديگر مي توان گفت كه در اين جامعه اطلاعات به صورت كالا مورد خريد و فروش قرار مي گيرد. وي در ادامه مي افزايد: عصر اطلاعات از قرن ۲۰ به بعد آغاز مي شود، بنابر اين از قدرت زيادي برخوردار نيست، در اين دوره كار افراد منحصر به توليد، توزيع و انتقال اطلاعات شده است و كارخانه هاي نيز كم كم به شكل ماشيني در آمده اند.در عصر كشاورزي و صنعتي كارگران نيازي به سواد خواندن و نوشتن نداشتند ولي در عصر اطلاعات چنين چيزي امكان پذير نيست و هم افراد بايد داراي اطلاعات كافي براي كار باشند.
* چگونه مي توان از تسلط آمريكا بر حوزه اينترنت كاست؟
- آمريكايي ها با اين كار به راحتي موافقت نمي كنند چون وقتي صاحب قدرت هستند و بر تمامي حوزه هاي اينترنت احاطه دارند چرا بايد قدرت خود را از دست بدهند. البته از يك سو كشورهاي اروپايي و آسيايي نيز با اين مسأله موافق نيستند و معتقدند كه نبايد اينترنت در انحصار آمريكا باشد. البته براي من تفاوتي بين كنترل اينترنت و انحصار اقتصادي وجود ندارد، تاكنون يك كشور جهان سومي نتوانسته رياست يكي از نهادهاي بين المللي را عهده دار شود. هميشه غربي ها در اين موضوع پيشگام بوده اند و دليل آن هم كنترل اطلاعات است.
* صرفاً مسأله كنترل اطلاعات در زمينه انحصار بر اينترنت صدق مي كند؟
- البته مسايل ديگري نيز در اين مورد دلالت دارد، به وجود آمدن سيستم هاي Server در آمريكا موجب شده كه شركت هاي اينترنتي و دانشگاه ها در اين زمينه سرمايه گذاري كنند بنابر اين اگر هم اين انحصار اينترنتي شكسته شود و در اختيار ساير كشورها قرار گيرد نتايج مثبتي در برنخواهد داشت. حتي خريد و فروش URL براي وب سايت ها اغلب توسط آمريكايي ها صورت مي گيرد. شما مي توانيد يك URL از گوگل يا ياهو بخريد براي آنها فرقي نمي كند كه براي چه مي خواهيد، چون هر كدام بين ۵ الي ۶ دلار ارايه مي شود.
البته در اين بخش كانادايي ها هم سهمي دارند ولي اروپايي ها در آن نقشي ندارند. طبيعي است اگر اين سيستم تقسيم شود مشكلات خاصي به وجود مي آيد چه از نظر فني و چه از نظر كنترل آزادي بيان چون در برخي از كشورهاي جهان سوم، دموكراسي به مفهوم خاص آن جا نيفتاده است
نوشته شده در Kamalipour_2 | Comments Off
فیلترشکن ها
ارسال شده توسط عمادکاربخش در آوریل 11, 2007
http://www.proxynumber8.com
http://www.myspaceunblock.net
http://www.smartproxy.us
http://www.freeproxysurfing.net
http://www.proxymy.net
http://www.pcsoftcaptura.net
http://www.hophost.net
http://www.proxycave.com/index.php
http://www.savinirs.com/access
http://recyclingvws.co.uk/www/uploads/linkinpark
http://fuseix.com
منتشرشده در: بدون دسته بندی on فوریه 18, 2007 at 7:10 pm یک نظر
2
http://lld.cc
http://www.proxsox.info
http://unblockwebsense.com
http://wallhacks.info
http://bearproxy.info
http://www.proximity.ws
http://viewthistube.info
http://talentproxy.info
http://raxy.info
http://duli8.com
منتشرشده در: on فوریه 17, 2007 at 9:57 ق ظ یک نظر
1
http://webproxy4free.com/
http://www.anonymonline.com/
http://proxydragon.com/
http://www.proxyservices.org/
http://www.alligatorproxy.com/
http://www.virtualpbxnews.com/
http://www.b-ored.com/
http://www.cipera.net/
http://sskb.cn/proxy/
http://zubp.com/
http://www.proxyrouter.com
نوشته شده در Blog | بیان دیدگاه »






